صفحه نخست

فیلم

عکس

ورزشی

اجتماعی

باشگاه جوانی

سیاسی

فرهنگ و هنر

اقتصادی

علمی و فناوری

بین الملل

استان ها

رسانه ها

بازار

صفحات داخلی

ابراز عقیده با ادبیات چاله میدانی

آلزایمر خفیف حاج آقا!/ از التماس تا گردن کشی

۱۳۹۴/۱۲/۰۴ - ۱۰:۲۰:۲۱
کد خبر: ۳۷۶۶۵۲
هر رئیس فدراسیونی در موضوع اساسنامه ها می تواند نظری داشته باشد اما ادب حکم می کند که این عقیده مخالف در نهایت احترام و آرامش مطرح شود و نه ادبیات چاله میدانی.

به گزارش سرویس ورزشی برنا رابطه فدراسیون های ورزشی و وزارت ورزش و جوانان رابطه مجموعه و زیرمجموعه است. فدراسیون های ورزشی از لحاظ ارگانیک زیرشاخه وزارت ورزش و جوانان محسوب می شوند و از سیاست های کلی وزارتخانه تبعیت می کنند. فدراسیون هایی که از وزارت ورزش و جوانان بودجه می گیرند، از حمایت کامل و صد در صدی وزارت ورزش و جوانان برخوردارند و در هر اتفاق و حتی مشکلی، گره گشایی و حل آن را از وزارتخانه طلب می کنند. با این وجود برخی ها این رابطه دوسویه و این سیستم ارگانیک گاهی اوقات و بنا بر مصلحت روز فراموش می کنند و از یاد می برند که از کجا آمده اند.

داستان یکی از فدراسیون های ورزشی مهم ایران دقیقا مصداق این مقدمه است. فدراسیونی که رئیس متبوعش قریب به یک سال است سکان فدراسیون را تحویل گرفته و در این یک سال چنان کارنامه مشعشعی داشته که حتی اطرافیان نزدیکش نیز از او گلایه های نهان و آشکاری دارند. همو که با ادعای بسامان کردن اوضاع این رشته محبوب و مهم به کارزار پا گذاشت و وعده می داد که می تواند کشتی به گل نشسته این رشته را به ساحل امن موفقیت رهنمون کند، اما او اندک داشته های موجود را هم با تصمیمات و مدیریت خود بر باد داده. رشته ای که یکی از مهمترین شانس های ما برای حضور در المپیک محسوب می شد، حالا به اندازه ای از ریو دور افتاده که خود جناب رئیس هم امیدی ندارد تا بلیت ریو اوکی شود. تنش، حاشیه، جنجال و البته قهر و آشتی های مکرر حدیث کهنه این رشته ورزشی است و همین سبب شده تا تیمی که به اعتقاد کارشناسان و اهل فن، طلایی ترین نسل تاریخ این رشته دیرپا را در اختیار دارد و لبالب از لژیونرهای بزرگ و قابل اعتناست، فرصت سوزی کرده و به جای موفقیت، تنها ناکامی درو کند.

این کارنامه آقای رئیس است، همان رئیسی که این روزها با ادبیات چاله میدانی در رسانه ها علیه وزارت ورزش و جوانان جبهه گرفته و به بهانه داستان اساسنامه و نامه کمیته ملی المپیک، در جبهه مخالف شمشیر می زند. همو که از سفره وزارت ارتزاق می کند و حضورش در فدراسیون را مدیون شخص اول وزارت است اما امروز روبروی وزارت ورزش و جوانان ایستاده. حاج آقای داستان ما فراموش کرده سال گذشته دقیقا در همین روزها در وزارت ورزش و جوانان بیتوته کرده بوده و روزها و ساعت ها پشت در اتاق وزیر می نشست تا بلکه بتواند دکتر گودرزی را مجاب کند تا مجوز حضور او در انتخابات فدراسیون را صادر کند. همو که به دلیل سن بالا و بازنشستگی با منع قانونی برای حضور در انتخابات مواجه بود اما آنقدر رفت و آمد تا وزیر به حرمت کسوت و موی سپیدش برای او مجوز حضور در انتخابات را گرفت تا بر تخت ریاست تکیه بزند. حاج آقا خیلی زود آن روزها را فراموش کرده و امروز با ادبیاتی که نشان دهنده شخصیت واقعی اوست، علیه وزیر و وزارتخانه جبهه می گیرد. شاید هم به دلیل کهولت سن دچار آلزایمر خفیف شده که اتفاقات یک سال گذشته را به یاد نمی آورد!

نظر و عقیده هر فرد و هر چهره ای محترم و هر رئیس فدراسیونی در موضوع اساسنامه ها می تواند نظری داشته باشد که حتی خلاف نظر وزیر باشد اما ادب حکم می کند که این عقیده مخالف در نهایت احترام و آرامش مطرح شود و نه ادبیات چاله میدانی. این نخستین اصول مدیریت که نه، بلکه زندگی در چارچوب قانون و جامعه است، اصولی که ظاهرا حاج آقا آن را نمی  داند!

 

نظر شما