صفحه نخست

فیلم

عکس

ورزشی

اجتماعی

باشگاه جوانی

سیاسی

فرهنگ و هنر

اقتصادی

علمی و فناوری

بین الملل

استان ها

رسانه ها

بازار

صفحات داخلی

تراژدی یک زوج در هواپیمای سقوط کرده مصری

۱۳۹۵/۰۳/۰۱ - ۲۱:۰۸:۵۸
کد خبر: ۴۰۷۶۷۲
هم اکنون داستان یک زوج مصری به نام احمد و ریهام بسیار در رسانه های مصری بازگو می شود و رسانه ها از آن به عنوان تراژدی احمد و ریهام یاد می کنند.

به گزارش گروه روی خط رسانه های خبرگزاری برنا، هم اکنون داستان یک زوج مصری به نام احمد و ریهام بسیار در رسانه های مصری بازگو می شود و رسانه ها از آن به عنوان تراژدی احمد و ریهام یاد می کنند.

محمد الشناوی دوست یکی از قربانیان حادثه سقوط هواپیما در مصر است. سقوط این هواپیما بحث روز مردم مصر است و هر کسی به گونه ای به آن واکنش نشان می دهد.

 هم اکنون داستان یک زوج مصری به نام احمد و ریهام بسیار در رسانه های مصری بازگو می شود و رسانه ها از آن به عنوان تراژدی احمد و ریهام یاد می کنند.

اما ماجرا چیست؟!

احمد، مردی است که همسرش را برای درمان به پاریس می برد تا زیر نظر پزشکان آنجا از بیماری مهلک سرطان نجات یابد؛ اما نه تنها همسرش نجات نمی یابد بلکه آن دو در مسیر بازگشت، در اثر سقوط هواپیما با هم از دنیا می روند تا این گونه سه فرزند کوچکشان بی سرپرست بمانند.

الشناوی داستان تأمل برانگیز دوست خود «أحمدالعشری» و همسرش دکتر «ریهام مسعد» را در صفحه فیس بوک برای مردم شرح می دهد و از سرنوشت تلخ آن دو می گوید.

این متن در سایت «الیوم السابع» مصر منتشر شده است.

«خدایا رحمت و مهربانی ات را شکر، إنّالله و إنّا إلیه راجعون، أحمد را همیشه مثل پسر خودم می دانستم. خیلی به من نزدیک بود، در همه کارها یش با من صلاح و مشورت می کرد. ازدواج کرده بود و سه فرزند داشت. یک پسر در کلاس اول ابتدایی و دو تا هم در مهد کودک. همسر27 ساله اش به سرطان مبتلا شده بود. پدرزنش همین چند وقت پیش از دنیا رفت و مادر زنش هم به دنبال آن در فاصله کمی از دنیا رفت. زن از دوری آن دو خیلی غمگین شده بود.

احمد همه دارایی اش را فروخت تا ریهام را نجات داده و دردهایش را تسکین بدهد. به خاطر همین هم به پاریس رفتند. من درباره سفرشان مطمئن نبودم و تردید داشتم. به احمد گفتم، کارت را به خدا بسپار و در همین مصر راه علاج و درمان پیدا کن. اما احمد به رفتن اصرار داشت. بچه هایش را پیش مادرش گذاشت. یک ماه آنجا بودند. به هنگام برگشت با هواپیما هیچ گاه برنگشتند.

اوضاع اسف بار و غم انگیزی است. بچه هایشان را که می بینم دلم می سوزد. می خواستند بروند فرودگاه تا از پدرومادرشان استقبال کنند، با خودم گفتم بچه ها کجا می روید؟ بابا و مامان دیگه هیچوقت نمی آیند، همانطور که بقیه که با آنها بودند هرگز نخواهند آمد...».

منبع: تابناک

 

نظر شما