صفحه نخست

فیلم

عکس

ورزشی

اجتماعی

باشگاه جوانی

سیاسی

فرهنگ و هنر

اقتصادی

علمی و فناوری

بین الملل

استان ها

رسانه ها

بازار

صفحات داخلی

آواز دُهل شنیدن از دور خوش است ...

۱۳۹۵/۰۵/۱۸ - ۰۹:۱۳:۱۷
کد خبر: ۴۴۲۴۴۸
هر سال در این زمان از ماه مرداد در مورد خبرنگار می نگارم .اما امسال از خودم از خبرنگار از چیزی که سالهاست با تار و پود وجودم یکی شده است ، چه بنویسم ...

هر سال در این زمان از ماه مرداد در مورد خبرنگار می نگارم .اما امسال از خودم از خبرنگار از چیزی که سالهاست با تار و پود وجودم یکی شده است ، چه بنویسم از کسی که سالیان سال بهترین لحظات زندگیش را برای اطلاع رسانی صرف کرده ، او خود من شده شاید بیشتر اوقات خودم را بخاطر او فراموش کردم . با اینکه تحصلیکرده این رشته ام اما زیر بار حرف هایی می روم که نباید بشنوم بخاطر خبرنگار بودنم بیشتر اوقات از راحتی و آسایشم می گذرم و تن به سخت ترین شرایط کاری میدهم و متاسفانه از بی حرمتی ها در امان نیستم .

می شنوم دم نمی زنم خسته می شوم اما همچنان ایستاده ام ، در بدترین شرایط جوی کار می کنم . در گرمای طاقت فرسا می ایستم .

و اما در آخر می گویند جز مشاغل سخت رده بندی نمی شوم .می گویند بیمه صندوق حمایت هستی و هنوز پس از چندین سال بلاتکلیفیم متاسفانه پس از سالها تلاش در این عرصه امنیت شغلی ام تامین نمی شود .

حال که سالهای مدیدی از ورودم به این عرصه می گذرد احساس می کنم هر سال شرایط برای خبرنگاران سخت و سخت تر می شود و چه بسا عزیزانی که بنام خبر و خبرنگار وارد این عرصه می شوند و می توان گفت در تمام کارها تبحر دارند جز خبرنویسی ، گزارش نویسی و هر چیزی که مربوط به عرصه خبرنگاریست البته خیلی از ما ویزیتورهای متبحری هستیم اما نه یک خبرنگار . نزدیک به روز خبرنگار که می شود خیل عظیمی خبرنگارنما به جمع ما اضافه می شوند کسانیکه حتی یک خط خبر نمی توانند بنویسند . نمی دانم شاید توقع من از این حرفه زیاد است . اما تا آنجاییکه دیده ام هر حرفه و شغلی در روز خودش مورد تقدیر قرار می گیرد به جز حرفه من که از تمام اقشار در آن حضور دارند و این خبرنگاران هستند که در صف عظیمی از خبرنگارنماها گم می شوند ...

چند وقتی است که از خود می پرسم آیا این حرفه ارزش این همه سختی و تلاش را دارد؟  ارزش تحمل گرمای 45 درجه تابستان بندرعباس را دارد ؟ حیات بیشتر ما به قلممان بسته است و حیات قلممان به امنیت مالی و شغلی ای  که نداریم ...

خبرنگاری شغلی است پر از پَستی و بلندی ، سخت و دشوار بخصوص که زن هم باشی و جامعه به تو بعنوان یک فرد ضعیف بنگرد . باید تلاش دو چندان کنی تا بتوانی نظر یک مدیر را بر اینکه تو نیز توانمند هستی گاهی بیشتر از یک مرد ، بدست آوری .

سخت است در میان انبوه مردها تو بعنوان عکاس ایستاده باشی تو باید محکم باشی ، حتی محکمتر از مردهایی که عکاسی می کنند زیرا هر اشتباه کاری از سمت تو یک فاجعه است ...

اگر اشتباهی از تو سر بزند چون زن هستی سرزنش بیشتری می شوی چون به خواسته و عقیده برخی تو تنها برای کار درخانه ساخته شده ای نه یک حرفه آن هم از مشاغل سخت جامعه ( خبر نگاری )

در بیشتر جلسات ، همایش ها ، کنفرانس ها تو باید تلاش کنی خود را اثبات کنی . تو یک زن هستی اما برخی معتقدند تو نمی توانی خبرنگار موفقی باشی یا هستند افرادی که دلشان نمی خواهد تو بعنوان یک زن موفق باشی گاهی تو محکوم به انزوا هستی اگر در جلسه ای سوالی پرسیدی تو را به سخره می گیرند تنها بخاطر اینکه تو یک خبرنگار موفق و زن هستی ...

جمیله دبیری نیا

 

نظر شما