صفحه نخست

فیلم

عکس

ورزشی

اجتماعی

باشگاه جوانی

سیاسی

فرهنگ و هنر

اقتصادی

علمی و فناوری

بین الملل

استان ها

رسانه ها

بازار

صفحات داخلی

فیلمساز جوان شیرازی:

مرز بین حقیقت و سیاه نمایی چیزی نیست به جز وجدان مولف

۱۳۹۵/۰۸/۲۰ - ۱۶:۰۹:۵۰
کد خبر: ۴۸۱۰۰۰
فیلسماز جوان شیرازی گفت: مرز بین حقیقت و سیاه نمایی چیزی به جز وجدان مولف نیست.
به گزارش خبرگزاری برنا از فارس،محمد ناصری راد سینماگر 25 ساله ای که خود را متولد شهر حافظ و سعدی می خواند، مدرک کارشناسی اقتصاد نظری دارد. از این رو چندان عجیب نیست که سراغ یک موضوع و حتی معضل اجتماعی برود و گوشه ای شلوغ از شهر حافظ و سعدی و زادگاه خویش را به دست قاب دوربین بسپارد.
گرچه در زندگی نوشتش از حضور در 120 پروژه فیلم کوتاه و داستانی و مستند و تیزر تبلیغاتی در عناوین مختلف خبر داده، اما سلوکش چندان شبیه اهالی دوربین نیست.
پرتره تجربی از یک محله
ناصری درباره پروژه تصویری که با حوزه هنری کار کرده گفت: " فیلم مستند کوتاه "دروازه حقیقت" با ساختار روایی محض و موضوع معضلات اجتماعی، ساخته شده است.در این مستند که محصول حوزه ی هنری استان فارس است، سعی شده به مسائل و مشکلات موجود در محله دروازه کازرون شهر شیراز پرداخته شود به گونه ای که گویا پرتره ای تجربی از یک محله روایت میشود. "
آنان که با عملکرد حوزه ی هنری و اندیشه های مقام معظم رهبری آشنا هستند می دانند پرداختن به جامعه و معضلات آن از زوایای مد نظر حوزه ی هنری است و از این رو می دانم چرا حوزه از این کار حمایت کرده است، اما اینکه چرا او سراغ معضلی اجتماعی برای یک فیلم رفته را از خودش می پرسم.
وی که خود اهل شیراز است می گوید: " بنده متولد محله آسیب پذیر سردزک و دروازه کازرون بوده و در این محله های سرشار از معضل بزرگ شده ام .
از دوران کودکی به فیلم سازان رئالیست و حتی نیو نئورئالیست ایتالیا گرایش پیدا کردم یعنی آثار فیلم سازانی نظیر ویتوریو دسیکا،چزاره زاواتینی،فدریکو فیلینی،پازولینی و ادواردو برتولچی علاقمند بوده و در ایران نیز همیشه فیلم های مرحوم عباس کیارستمی، پناهی و کیانوش عیاری را دنبال میکردم.
خب طبیعتا با توجه به محیط پیرامون و آن طیف از فیلم هایی که به آنها علاقه داشتم، به این جنس سینما که در برگیرنده ی معضلات اجتماعی است، تمایل پیدا کردم."
فیلم مستند مثل آیینه عمل می کند
ناصری در پاسخ به این پرسش که آیا فیلم میتواند به صورت کلی گرهی از معضلات اجتماعی باز کند می گوید: "به ظن بنده هیچ فیلمی نمیتواند به تنهایی و به صورت کلی گرهی از معضلات اجتماعی باز کند.این  فیلم و اساسا این دسته از وریته های اینچنینی همواره عملکرد بازتابی داشته و نظیر آینه عمل میکنند."
وی سوالی را مطرح می کند که در واقع پاسخی است به پرسش من. وی اظهار داشت: "در حقیقت آیا رسالت فیلمسازباز کردن گره است یا نشان دادن آن ؟به راستی وظیفه ی بازتاب معضلات اجتماعی به عهده ی کیست؟گره گشایی چه؟
آیینه چون نقش تو بنمود راست  /   خود شکن آیینه شکشتن خطاست."
وقتی سخن به اینجا می رسد سراغ سوالی می روم که ذهن مرا مدتی است درگیر خود کرده است.گونه ی مستند را برای معضلات اجتماعی موثرتر می یابید یا داستانی؟
این فیلمساز جوان شیرازی معتقد است : "بی شک هر دو گونه اثرگذار خواهد بود اما بر کسی پوشیده نیست که تاثیرگذاری مستند افزونتراست چرا که به واقعیت نزدیکتر بوده و با استناد به حقیقت،دروغ و تصنع کمتری در آن به چشم میخورد."
 وی به مثالی اشاره می کند: "به عنوان مثال دیدن فیلم بریده شدن سر مسلمان شیعه ای به دست دولت اسلامی(داعش) که با موبایل ضبط شده است، تاثیر بیشتری در مخاطب خواهد گذاشت یا قطع شدن سر یک سرباز دریک فیلم داستانی هالیوودی؟"
از ناصری راد درباره یکی از نقاط ابهام اساسی در کار هنرمندان سوال می کنم. مرز سیاه نمایی و بازتاب معضلات اجتماعی در چیست؟
وی جواب این سوال را با ذکر داستانی شروع میکند: "ادوارد گرانویل براوون(خاورشناس و ایران شناس قرن نوزدهم میلادی انگلستان) بعد از خواندن اشعار حضرت حافظ (زرکن آباد ما صد لوحش ا... / که عمر خضر می بخشد وصالش). ترغیب  میشود که به ایران آمده و شکوه و عظمت آب رکنی شیراز که هیچ کم از آبشار نیاگارا ندارد را با چشم به نظاره بنشیند.
بعدها در خاطرات خود چنین می نویسد:زهی خیال باطل..."
 این سینماگر جوان می افزاید: "یقینا مرز بین حقیقت و سیاه نمایی چیزی نیست به جز وجدان مولف.چه نیکو می فرماید حضرت علی(علیه السلام) که حقیقت بهترین راهنماست.
یادمان نخواهد رفت که بارها و بارها مرحوم کیارستمی را متهم به سیاه نمایی کردیم ولی..."
حوزه ی هنری می تواند مانع گسستگی و مهاجرت هنرمندان شود
وی در پاسخ به این سوال که در طول ساخت فیلم با چه مشکلاتی مواجه بودید می گوید: "هیچ وقت توقع و انتظار کمک سازمان، نهاد ویا شخصی را نداشته وندارم.مشکل خاصی نداشتم.مردم محله دروازه کازرون مردمی نجیب،با اخلاق و متعهد هستند و نهایت همکاری را کردند.
از ناصری می خواهم نقش نهاد های مانند حوزه هنری را در  تقویت سینما و مخصوصا سینمای مستند اجتماعی ارزیابی کند . وی پاسخ می دهد: "بی شک حوزه هنری استان می تواند محفلی برای دلسوزان فرهنگ و هنر باشد و جلوگیری کند از گسستگی و مهاجرت هنرمندان به پایتخت و همچنین میتواند کارگروه هایی برای ارتقا سطح مستند سازی تشکیل داده و از مستند سازان مطرح داخلی و خارجی در این کار گروه ها دعوت به عمل آورد."
وی به یک خاطره شخصی اشاره کرده و درخواستی را مطرح می کند: "چندی پیش دوست فیلم سازی را دیدم و از او در مورد کم و کیف فیلم فروشنده اصغر فرهادی سوال پرسیدم پاسخ داد که هنوز موفق به دیدن فیلم نشده ام علت را جویا شدم جواب داد حقیقتا پولی برای دیدن فیلم ندارم.
بر کسی پوشیده نیست که حوزه هنری مدیریت نزدیک به 80% از سالن های سینمای کشور را به عهده دارد/حال با این تفاسیر و تفاصیل از حوزه هنری  فارس در خواست دارم سانس ویژه ای را مخصوص فیلمسازان و هنرمندان برای فیلم های تازه اکران شده در نظر بگیرد."
برای او توضیح می دهم که رییس حوزه ی هنری استان پیشاپیش این امکان را برای هنرمندان و اهالی رسانه ها فراهم کرده است و از تاثیر گذاران بر فرهنگ و مدیریت استان نیز خواسته است فیلم ها را کنار هنرمندان و صاحبنظران ببینند.
با هیچ هم می توان کار کرد
وقتی لبخند رضایت را بر لبان این هنرمند جوان می بینم از او می خواهم که تجربه خاص خویش را از ساخت این فیلم بگوید و اشاره کند که امروز بعد از ساخت این فیلم چه چیزی دارد که قبلا نداشته است. تیتر وار به چند نکته مهم اشاره می کند: "راحت ارتباط برقرار کردن با مردم.  دریافتن این نکته که با هیچ هم می توان کار کرد. تجربه ی هم سطح شدن با سوژه، دریافتن این نکته که چه کنیم که سوژه احساس راحتی کند و آرامش خیال از دغدغه ساخت فیلم."
یکی دو نکته تکنیکی تر را نیز تجربه کرده که به آن اشاره می کند: "چگونگی ساز وکار مونتاژ دیالکتیکی بین نماهای فیلم و تجربه فیلم سازی تک نفره(من/دوربین و سه پایه) "
از او می خواهم برنامه های آینده اش را بگوید. پاسخ می دهد: "فیلم مستند (من می خواهم معتاد بشم) محصول سینما جوانان اهواز را به پایان رسانده و در حال ساخت مستند رود خانه خشک هستم. می خواهم ساخت فیلم کوتاه تجربی همراه را نیز انجام دهم. همچنین تحقیق بر روی مقاله ای با موضوع  سینما و سی سین را نیز در دستور کار دارم.
فعالیت های انجام شده توسط محمد ناصری راد شامل موارد زیر است:
تله فیلم" آدم های متفاوت" به کارگردانی داوود نوروزی- طراح صحنه ولباس.
تله فیلم "آخرین ماشین دنیا" به کارگردانی اسماعیل راد – طراح صحنه ولباس و عکاس.
تله فیلم" عشق اس. ام .اسی." به کارگردانی هادی رمضان پور – طراح صحنه ولباس وطراح عنوان بندی.
تله فیلم" کوچ" به کارگردانی مصطفی نامجو – تصویربردار.
تله فیلم "سهراب و خیال پوچ "به کارگردانی علی فخار - نویسنده و صدا بردار.
ساخت فیلم های کوتاه آینه ها و اولین گام مشترک.
سریال" پیوند" به کارگردانی هادی رمضان پور – طراح عنوان بندی.
مستند" کربال" به کارگردانی آزاده دهقانی – تصویر برار.
مستند "پستوی دنج" به کار گردانی سینا کریمی – تصویربردار.
تهیه کننده فیلم های کوتاه من کیمیا نیستم و من می خواهم معتاد بشوم وبی پرده.
حضور در بیش از 120 فیلم کوتاه داستانی.مستند وتیزرهای تبلیغاتی در عناوین مختلف."
نظر شما