سرویس فرهنگ و هنر برنا: نوجوانی به عنوان سنی در حال گذار از کودکی به جوانی، بحرانیترین دوره زندگی هر فرد است، دورهای که در کنار تکمیل و تثبیت ویژگیهای فردی، شخصیت اجتماعی را شکل میدهد. دورانی که عموما از دید خانوادهها، مسوولان و افراد دیگری که به نوعی در تعیین سرنوشت یک نوجوان موثرند، پنهان مانده است.
این عدم توجه در سطح کلان، به جزء هم رسوخ کرده و حتی به شکل ضعیف اگر سینمای کودک، ادبیات کودک و تئاتر کودک را شاهد هستیم، متاسفانه باید اذعان کرد که امروز در جامعه ما چیزی به عنوان سینمای نوجوان، ادبیات نوجوان و تئاتر نوجوان وجود ندارد.
صحبت بر این نیست که ضرورت هنر نوجوان وجود دارد یا خیر؟ چراکه وجود و خلق آثاری برای نوجوانان، آثاری که بتوانند پاسخگوی نیازهای به حق این گروه سنی باشند، امری است ضروری و این ضرورت، مسالهای بدیهی.
صحبت بر این نیست که چگونه آثاری تولید کنیم که به مذاق نوجوان خوش بیاید؟ چراکه پاسخ این سوال به وضوح مشخص است. ما نیاز به آثاری داریم که در عین پاسخگویی به نیازها و کنجکاوی نوجوان، بتواند بلوغ و شکلگیری شخصیت وی را در چارچوب یک جامعه ایدهآل انسانی، رقم زند.
برنامهریزی برای تمام این بدیهیات نیز به عهده مسئولان است و باز هم خود مسئولان که اولا تدابیری بیاندیشند هنرمندان و نویسندگان به سر سفره نوجوانان بیایند، آن هم با رغبت. دوما با همفکری هم و در کنار خانوادهها نیازهای نوجوان امروز را بشناسند و در راستای آن حرکت کنند.
برای کمک به مسئولان و از آن جایی که شاید هیچ مسئولی وقت سر زدن به بازار تامین نیازهای نوجوانان را نداشته باشد، ما به میدان انقلاب و کتابفروشیهای آن سری زدیم تا بلکه بازار کتاب را زیر و رو کنیم و ببینیم نوجوانان امروز چه میخوانند و چه طلب میکنند؟
هیجان؛ پرطرفدارترین محتوا برای نوجوانان
میثم فروشنده کتاب فروشگاه "نیک" در گفتوگو با خبرنگار برنا تاکید میکند که نوجوانان عموما کتابهای گروه سنی خودشان را میخوانند و بیشتر این کتابها حول ژانر وحشت و آثار تخیلی است.
وی ردیف کتابهای گروه سنی نوجوان را نشان میدهد و میگوید: بسیاری از نوجوانانی که به کتابفروشی ما مراجعه میکنند، آثاری را از قبل شناسایی کردهاند و به نام نویسنده یا کتاب، برای خرید اقدام میکنند. گروه همسالان نیز مهمترین گروهی است که بر انتخاب و رفتار نوجوان تاثیرگذار است. با این وجود، گاهی پیش میآید که نوجوانی از ما به عنوان فروشنده راهنمایی بخواهد و در این مورد نیز باز موضوع تخیلی، ژانر وحشت، کتاب هیجانی و ... مطرح میشود و از ما میخواهند کتابهایی این چنینی را بهشان معرفی کنیم.
این فروشنده، کتابهای "قصههای سرزمین اشباح" نوشته دارن شارن ترجمه فرزانه کریمی، "ماجراهای نارنیا" اس. لوئیس ترجمه پیمان اسماعیلیان و "غول بزرگ مهربان" رولد دال ترجمه گیتا گرگانی را پرفروشترین کتابهای گروه سنی نوجوان در فروشگاه "نیک" معرفی میکند و در میان کتابهای ایرانی نیز تنها به آثار هوشنگ مرادی کرمانی اشاره و تصریح میکند که نویسنده توانای دیگری که میان نوجوانان شهرت داشته باشد، نداریم.
نوجوانان معمولا کتابهای گروه سنی خود را میخوانند
مسئول فروش رمان فروشگاه انتشارات "آگاه" نیز با بیان این که کتابهای گروه سنی نوجوان را ندارند، میگوید: نوجوانانی که برای خرید کتاب به کتابفروشی میآیند عموما کتابهای مقطع سنی خودشان را میخوانند و چندان تمایلی به آثار بزرگسال ندارند. مگر این که نوجوانی کتابخوان حرفهای باشد و یا از حیث اطلاعات از نثر ادبی، در موقعیت فراتر از سن خود باشد و به آثار نویسندگان مطرح بزرگسال اقبال نشان دهد.
"قصه ما مثل شده" را به همه پیشنهاد میکنم
فروشگاه آستان قدس رضوی یا همان بهنشر نیز به تازگی طبقه دوم خود را به آثار مقطع سنی کودک و نوجوان اختصاص داده است. فروشنده این بخش از فروشگاه که البته خود پیشنهاد دهنده شکلگیری فضایی مجزا برای آثار کودک و نوجوان نیز بوده است، در این باره به خبرنگار ما میگوید: متاسفانه بیشترین و بیشترین کتابی که گروه سنی کودک و نوجوان به دنبال آن هستند، کتابهایی تخیلی و هیجانی است.
او در پاسخ به این که تخیل نیاز نوجوان است و چرا متاسفانه؟، تصریح میکند: من مخالف این نیستم که نوجوانها کتاب تخیلی بخوانند اما صرفا خواندن این کتابها آنها را تکبعدی بار میآورد. خانوادهها میتوانند در این زمینه به فرزندان خود کمک کنند.
این فروشنده در ادامه اظهار میکند: وقتی مراجعهکنندگان از من راهنمایی میخواهند کتاب "قصه ما مثل شده" را به آنها پیشنهاد میکنم چراکه این کتاب برای تمام گروههای سنی مناسب است و در عین جذابیت بار آموزشی بالایی دارد. این کتاب را من میخوانم و لذت میبرم، پدرم نیز و وقتی آن را به کودک 10 سالهام نیز دادم، از خواندن آن لذت برد.
به گفته وی، دیگر آثار مورد توجه گروه سنی نوجوان، کتابهای علمی هستند.
فروشگاه انتشارات خوارزمی نیز یک قفسه کوچک از فروشگاه خود را به آثار نوجوان اختصاص داده است. فروشنده این فروشگاه، با بیان این که چندان مخاطب نوجوان ندارند، تاکید میکند: پیش از این فروش "هریپاتر" در میان آثار نوجوان بالا بود که البته اخیرا این فروش پایین آمده است.
و در نهایت این که دیگر کتابفروشهای میدان انقلاب نیز، صحبتهایی از این دست داشتند که بیشترین فروش آثار نوجوان از میان آثار تخیلی- هیجانی- علمی است و در میان این پرفروشها، آثار ایرانی جایی ندارند.
اما دلیل چیست؟ بهتر است این دلیل را از زبان کارشناسانی بخوانیم که خود در زمینه ادبیات کودک و نوجوان فعال هستند و در این باره اظهار نظری داشتهاند.
چرا نوجوانان رمان ایرانی نمیخوانند؟
مهدی کاموس نویسنده، منتقد و پژوهشگر ادبی مهمترین دلیل ضعف ادبیات نوجوان و اقبال نوجوانان به رمانهای ترجمه را این گونه توضیح میدهد: دیگر امروزه کسی حاضر نیست برای تالیف سرمایهگذاری کند. رمان ترجمه هزینه کمتری دارد تا این که ناشر به پای نویسنده بنشیند که رمان نوجوان بنویسد، تازه حال باید دید آیا فروش میکند یا خیر؟ همین مساله ناشر را از رمان نوجوان دور کرده است. از سویی دیگر ناشر تمایلی به ادبیات نوجوان ندارد، ناشران کودک پولدار شدهاند و نیازی نمیبینند به سراغ نویسنده نوجوان بروند. ما هر روز شاهد تغییر نسلها هستیم. نسلی که آن را نمیشناسیم و تلاشی هم برای ارتباط با آن نداریم. خوراک فرهنگی نوجوانان مقطع راهنمایی امروز ما، رمانهای عامهپسندی است که مسائلی چون عشق، ازدواج، اعتیاد و ... را مطرح میکند و کسی هم به این مساله توجهی نمیکند. در واقع رمان عامهپسند جای رمان نوجوان را در کشور ما گرفته است.
از سوی دیگر منوچهر اکبرلو نویسنده و منتقد ادبی معتقد است رشد زیاد بازنویسی، کمبود اقتباس، غلبه ترجمه بر تالیف، رشد چشمگیر رمانهای عامهپسند، رشد رمان فانتزی، پیدایش قهرمانهای جدید، رشد بازنویسیهای تاریخی، ورود نویسندگان بزرگسال به ادبیات کودک و نوجوان، کاهش حضور ناشران حرفهای دولتی، حضور نهادها و تشکلهای غیر دولتی در عرصه مسابقات ادبی، تجربه ژانرهای جدید، کمرنگ بودن نقد و نقدنویسی و ... همه مواردی هستند که می توان آنها را تحت عنوان ویژگی یا آسیب ادبیات این دهه برشمرد.
وی میافزاید: در این دهه پیام اخلاقی بدون در نظر گرفتن فرم مطرح میشود و ما با انبوه تولیداتی مواجه هستیم که محتوای بسیار ارزشمندی دارند در عین این که هیچ جذابیتی برای مخاطب کودک و نوجوان خود ندارند. به همین دلیل است که ادبیات دینی، ادبیات دفاع مقدس و ... را هم نابود کردهایم. دولت در هر سه این حوزهها به خطا رفته است و اگر امروز ضعفی متوجه ادبیات است، از همین روست. حضور دولت نفس زایش طبیعی آثار فرهنگی را دچار خلل کرده است.
همچنین محمد میرکیانی در این باره میگوید: اگر نویسنده بتواند، فضای جدید، پر از حوادث خاص، متناسب با روحیات نوجوان امروزی خلق کند، حتما موفق خواهد شد مخاطب نوجوان خود را جذب کند.
حسین فتاحی دیگر نویسنده کودک و نوجوان نیز میگوید: اگر رمان جذاب نوشته شود، هنوز هم نوجوان به جای نشستن پشت رایانه و بازی و سرگرمیهایی از این قبیل، ترجیح میدهد، کتاب بخواند.
و حال که رمان مورد اقبال در میان نوجوانان، رمانی است که هیجان برانگیزد و با تخیل به ناشناختهها سفر کند، آیا نویسندگان توانای ما تمام مشکلات را متوجه مسئولان میدانند و بس، توانایی خلق آثاری از این دست را ندارند؟
نویسندگان تنها کافی است به تجربه انتشار سهگانه "پارسیان و من" آرمان آرین نگاهی داشته باشند تا دیگر با "نمیشود" و "نمیتوانیم" و "شرایط مهیا نیست" و تمام افعالی که با نگاه منفی از ذهنشان میگذرند، دست روی دست نگذراند و تا وقت باقی است، همتی کرده و بر سر سفره نوجوانان کشورمان بازگردند.