حواشی نشست عصر شعر و ترانه در ارسباران؛
علی اصحابی در ترافیک ماند؛ روزبه نعمتالهی خواند!
جوانانی که اینجا جمع شدند، دغدغه مشترکشان وزن، ردیف، قافیه، بیت، غزل، قصیده، چارپاره و سپید است.
باشگاه جوانی برنا/عبدالجبار کاکایی روی سن، پشت میز نشسته و جمع حاضر هم که بارها در این سالن آمدهاند، برای کاکایی آشنایند و آنها را به اسم می خواند. جوانان شعرآموز که در میان آنها شاعران خوشقلم هم دیده میشود یکبهیک کاغذ شعرشان را بدست "امیرحسین" پسر کاکایی میدهند و او پیش پدر میبرد و پدر، شاعران را صدا میزند تا روی سن بیایند و وقتی شعری خوانده میشود، حاضران نوبت میگیرند و نقد میکنند.
روز گذشته چهلوهفتمین نشست عصر شعر و ترانه که برگزاری آن بر عهده عبدالجبار کاکایی است، در فرهنگسرای ارسباران با حضور جوانانی که دغدغهشان وزن، ردیف، قافیه، بیت، غزل، قصیده، چارپاره و سپید بود، روی صحنه رفت.
بعضی از جوان ها شعر میخواندند و عدهای ترانه. کاکایی درباره ترانه میگفت: بعضی از ترانهها ساده و سطحیاند، اما قرار نیست که دانش مردم را به خودشان برگردانیم، اینگونه هیچ فضیلتی به آنها اضافه نمیشود؛ ترانه سهل و ممتنع آن است که شاعر خلاقیت جان و روحش را در آن بگذارد و چقدر کشف این روابط و دانستهها لذت دارد!
جلسه مانند کلیشه هر نشست تخصصی، خشک و سخت نبود، همه آمده بودند که بخوانند و بیاموزند و یکدیگر را نقد کنند. دائم میکروفون در میان صندلیهای سالن جابهجا میشد تا جوانان شاعر کار یکدیگر را نقد کنند.
ده نفری از شعرآموزان و شاعران تازه کار که شعرهایشان را خواندند، کاکایی "حامد ابراهیمپور" را که او هم جوان بود به سن دعوت کرد؛ ابراهیمپور سه کتاب «یک مرد بیستاره آبانی» «مردهها خواب نمیبینند» و «دروغهای مقدس» را روانه کتاب فروشیها کرده و برگزیده کتاب سال شعر جوان 88 و نامزد نهایی جایزه شعر خبرنگاران همان سال بوده است. او هم روی سن فرهنگسرای ارسباران آمد و شعری خواند.
"علی اصحابی" خواننده جوان که قرار بود در این مراسم برنامه اجرا کند تا اینجای برنامه، چند باری با کاکایی تماس گرفته و میگوید که در ترافیک مانده. در همین میان "روزبه نعمتالهی" دیگر خواننده جوان موسیقی پاپ وارد سالن می شود.
بعد از اجرای چند شعر دیگر، "خلیلی فرد" که عضو کانون موسیقی است و کتاب شعری هم از او منتشر شده، روی سن میآید. او در کنار شعر، سالها در زمینه آواز فعالیت کرده و کاکایی از او میخواهد که آوازی بخواند. هیچ سازی هم در سالن نیست و خلیلی فرد به طنز میگوید: "آواز بدون ساز، مثل دختر بدون جهاز است!" و بعد بداهه روی شعری آهنگ میگذارد و آواز آن را میخواند.
فرزاد آبادی، دیگر شاعر جوانی که دوبار برگزیده جشنواره شبهای شهریور شده و شهلا دهقانی نویسنده کتاب "واژههای خیس" روی سن آمدند و شعر خواندند.
"روزبه نعمتالهی" در کنار "میثم یوسفی" که شاعر، خبرنگار و منتقد موسیقی است نشسته؛ یوسفی از قبل شعری را آماده نکرده است. اما کاکایی او را به سن دعوت میکند و بدون آمادگی شعری طولانی را حفظ میخواند. وقتی که شعر تمام میشود، به صندلی اش باز میگردد.
کاکایی از نعمتالهی به خاطر حضورش تشکر میکند و میگوید اینکه او اشعار مولانا را با آوازش میخواند، بسیار مثبت است. بعد ادامه میدهد که اصحابی همچنان در ترافیک مانده و به طنز بیان میکند: "علی با اصحابش در ترافیک گیر کرده است."
سپس جواد زهتاب که شاعر طنزسرای اصفهانی است، روی صحنه آمد و با لهجه اصفهانی خود شعر خواند.
"کیومرث مرادی" از شاعران استان ایلام هم در مراسم حاضر بود و شعری را به حضرت اباالفضل (ع) تقدیم کرد. دیگر چند دقیقهای به ساعت هفت نمانده و علی اصحابی همچنان در ترافیک است.
"روزبه نعمتالهی" با دعوت کاکایی روی سن می آید و می خواند: «شب از خیالت در فغان / روز از غمت در زاریم / دارم عجب روز و شبی / این خواب و این بیداریم»
کاکایی هم مراسم را با شعر «هنوزم فانوس این دهکده ام / حرمت نفت و طلا تو خونمه / تو رو با تموم حرفا دوس دارم / اسمتون هنوز سر زبونمه » به پایان برد.
در این مراسم هما سعادت، یلدا انگاری، محمد نجفی، لیلی افشایی، امیر ضربی، میثم محمدخانی، شهلا دهقان، منیره حسینی، مصطفی مشایخی، کیومرث مرادی، آسیه حاج جعفری، سپیده برنجی، مهدی اشرفی، محمد رضا طهماسبی، امیرحسین نیکزاد، مهراز بیک محمدی، محمدرضا طاهری، امید بیگدلی، احمد امیرخلیلی، بهروز آقاکندی، محسن جبارزاده، امیرحسین قدمی و بابک نبی شاعران جوانی بودند که شعر و ترانه خواندند.
***