صفحه نخست

فیلم

عکس

ورزشی

اجتماعی

باشگاه جوانی

سیاسی

فرهنگ و هنر

اقتصادی

علمی و فناوری

بین الملل

استان ها

رسانه ها

بازار

صفحات داخلی

در تهران رخ داد؛

قتل دردناک مرد خیاط/ راز مرگ او چه بود؟

۱۳۹۶/۰۵/۰۲ - ۱۱:۵۹:۴۵
کد خبر: ۵۹۰۷۵۶
پرونده پیچیده قتل و سوزاندن جسد مرد خیاط برای تعیین علت اصلی مرگ به پزشکی قانونی برگردانده شد. تنها متهم پرونده، مردی 26 ساله است که در بازجویی‌ها انگیزه قتل را اختلاف بر سر فیلم غیراخلاقی اعلام کرده بود اما در جلسه دادگاه اظهار بی‌گناهی کرد.

به گزارش گروه انتظامی و حوادث خبرگزاری برنا، 16 شهریور 96 محوطه متروکی در یکی از محله‌های پایتخت آتش گرفت. آتش‌نشانان پس از اطفای حریق، در حال کشف علت حادثه بودند که ناگهان جسد سوخته مردی را پیدا کردند.

با ورود کارآگاهان پلیس به ماجرا مشخص شد جسد متعلق به خیاط محله به نام بابک است که چند ساعت قبل با یکی از دوستان خود در کارگاهش حضور داشت.

این مرد به نام سعید دستگیر شد و در بازجویی‌ها پرده از راز قتل برداشت. او گفت: «بابک دو فیلم غیر اخلاقی داشت و در تلفن همراهش نگهداری می‌کرد. چند بار از او خواستم دست از این کارهایش بردارد اما قبول نکرد. او فیلم را به من داده بود تا به امانت برایش نگه دارم اما بعد از مدتی آن فیلم‌ها از گوشی‌ام پاک شد. بابک فکر کرد می‌خواهم آن را پخش کنم و آبرویش را ببرم. هرچه گفتم گم کرده ام باور نکرد. روز حادثه، با هم قرار گذاشتیم تا درباره همین فیلم حرف بزنیم. موقع رفتن به کارگاهش، دو بطری دوغ خریدم و یکی از آنها را با قرص مسموم کردم. وقت شام به کارگاهش رسیدم. شام خوردیم و او بعداز مصرف دوغ بیهوش شد و فوت کرد. از ترس، جسدش را لای پتو پیچیدم و به خرابه پشت کارگاه بردم. می‌خواستم شب برگردم دفنش کنم اما یکی از فامیل هایش زنگ زد و گفت خرابه آتش گرفته و جسد سوخته شده بابک را پیدا کرده‌اند.»

با ثبت اعترافات متهم، کیفرخواست پرونده صادر شد و برای رسیدگی در اختیار شعبه دهم دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی امین مقدم‌زهرا قرار گرفت. صبح دیروز، در ابتدای جلسه دادگاه اولیای‌دم درخواست قصاص کردند. سپس متهم در جایگاه ایستاد و با انکار اعترافات قبلی خود گفت: «من هیچ قتلی مرتکب نشده‌ام و تمام اعترافاتم تحت فشار بود. هشت ماه در بازداشتگاه بودم. اعتراف کردم تا از آن شرایط خلاص شوم.» متهم 26 ساله درباره روز حادثه نیز گفت: «آن روز برای خوردن شام به کارگاه خیاطی بابک رفتم و با هم شام خوردیم. قرار بود همان شب به خیابان برویم و آگهی خیاطی را روی دیوارها بچسبانیم. بعد از خوردن شام، برای عوض کردن لباس‌هایم به مغازه خودم رفتم و 40 دقیقه بعد برگشتم اما بابک در کارگاهش نبود. دو ساعت بعد، یکی از آشناهایش زنگ زد و گفت اطراف کارگاه آتش‌ سوزی شده و جسد بابک را پیدا کرده‌اند.»

سپس وکیل متهم خواستار تبرئه موکل خود شد و گفت: «براساس نظریه پزشکی قانونی، هیچ ماده مشکوکی در معده مقتول پیدا نشده و علت مرگ هنوز مشخص نیست. متهم بی‌گناه است و من درخواست برائت دارم.» در پایان دادگاه، قضات وار شور شدند و پرونده را برای مشخص شدن علت اصلی مرگ به پزشکی قانونی ارجاع دادند. جلسه بعدی پس از اعلام نظریه پزشکی قانونی برگزار می‌شود.

نظر شما