گزارش برنا از نمایشگاه عکس مختارنامه
ظهر عاشورا در اطراف شاهرود فیلم برداری شد
یکی از صحنه مربوط به نهرالقمه و نخل های اطراف آن است. نخل های زیبایی در این ده وجود داشت که کاملا با نخل های دیگر فرق داشت و خیلی جذاب بود. مشغول فیلمبرداری بودیم که مالک آن ها که پیرزنی بود آمد و گفت:"همسرم چهل سال پیش قلمه های این درختان نخل را از کربلا
باشگاه جوانی برنا/ حامد حسن زاده خراسانی
دختر جوان رو به عکاس می گوید:" عکس هایتان بسیار زیبا است." عکاس هم درباره فیلم مختارنامه توضیح می دهد و می گوید: این عکس ها را حدود 6 یا 7 سال جمع آوری کرده ام.
جوان با تعجب نگاهی به "مسعود پاکدل" می اندازد و به موهای سپید شده او اشاره می کند و می گوید:" و چقدر در این مدت پیر شده اید!"
پاکدل ادامه می دهد: "تابستان سال 1383 عکاسی برای مختارنامه را شروع کردم و تقریبا در تمام صحنه ها حضور داشتم و عکاسی کردم که در مجموع حدود هفتاد هزار عکس است.
دخترجوان درباره تعداد یاران مختار سوال می پرسد و پاکدل توضیح می دهد: مختار یاران زیادی در فیلم دارد و به مرور زمان تعدادشان کم می شود و همه شان کشته می شوند.
البته عکاس مختارنامه درباره هزینه بالای فیلم هم می گوید: "از این چند قسمت به بعد بینندگان تازه متوجه می شوند چقدر برای این فیلم زحمت کشیده شده است."
درباره زیاد بودن صحنه های جنگ و کشتار در فیلم که می پرسی جواب می دهد:"شخصیت مختار این گونه است و در واقعیت تاریخی شخصیت خشن تری نسبت به آن چه در فیلم است، وجود دارد. البته مختار با کشتن تمام قاتلان در کربلا کار بزرگی کرده و در حال حاضر هم مزارش در کوفه قرار دارد."
چون مختارنامه سخت بود بازی در آن را نپذیرفتم
بین صحبت ها "همت آبادی" برای بازدید از عکس ها وارد نمایشگاه شد و توضیح می دهد که قبل از فیلمبرداری، به خاطر ریش های بلندش پیشنهاد بازی در مختارنامه را به عنوان سردسته فداییان شده که به خاطر سختی سریال قبول نکرده است.
"همت آبادی" درباره طبیعی بودن شمشیرها با ذوق خاص حرف می زند و می گوید:" واقعاً چقدر این شمشیرهای پلاستیکی! را خوب درست کرده اند، انگار همگی واقعی هستند. البته "پاکدل" با جدیت توضیح می دهد که همه شمشیرها واقعی و فلزی اند و چون در طول فیلمبرداری و در صحنه های نبرد ضربه می دیدند با اسپری های رنگ آن ها را درست می کردند و ادامه می دهد: "خیلی ها در جریان فیلم در همین صحنه ها زخمی شدند خودم هم بارها از اسب زمین خوردم."
از بهترین عکسش که می پرسی به عکسی که سواران در میان غبار از بالای تپه ها می آیند اشاره می کند و می گوید: این عکس را خیلی دوست دارم."
گروهی از بازیگران تئاتر و سینما هم برای دیدن عکس ها آمده اند. دو بازیگر تئاتر عکس ها را می بینند و هر کدام درباره آنها نظر می دهند و درباره دوست بازیگرشان که در فیلم مختارنامه نقشی را برعهده دارد توضیح می دهند.
هنوز معلوم نیست صحنه ها حذف شوند
جوانی با دیدن عکاس مختارنامه جلو می آید و چند عکس از پاکدل می اندازد و از او درباره صحنه های حضور حضرت ابوالفضل (ع) سوال می کند که پاکدل جواب می دهد:"هنوز معلوم نیست صحنه ها حذف شود یا نه!" و با علاقه درباره برخی از تابلوها و عکس محمد حنیفه و محصور بودن او توضیح می دهد.
در آخر سالن عکسی به زیبایی نصب شده که صحنه پس از شهادت حضرت امام حسین (ع) و آمدن اسب آن حضرت به سمت خیمه ها را نشان می دهد که پاکدل درباره این عکس می گوید:"خیلی سعی کردم تا این صحنه فیلم شبیه تابلوی معروف ظهر عاشورای استاد فرشچیان باشد."
عکاس مختارنامه به حضور برخی از علما در صحنه های فیلمبرداری اشاره می کند و درباره دیدار کارگردان و عوامل سازنده آن با مراجع تقلید می گوید: در دیدار با علما، آنها مخالفتی با ساخت این فیلم نداشتند اما همگی اصرار داشتند قصه، قصه مختار باشد اما بیشتر به خود امام حسین (ع) بپردازیم. درباره مخالفت های موجود برای نشان دادن چهره حضرت ابوالفضل (ع) هم توضیح می دهد:"متاسفانه اطلاع رسانی درستی انجام نشده و عکسی را با عنوان حضرت ابوالفضل (ع) نشان داده اند که هیچ ارتباطی به فیلم نداشته است!."
از میان همه عکس های موجود در نمایشگاه یکی از عکس ها با بقیه فرق دارد و در میان آنها می درخشد و اشک ها را جاری می کند، عکس نماز ظهر عاشورا به امامت اباعبدا... الحسین (ع) که خود پاکدل با حالت خاصی اظهار می گوید:" این صحنه خیلی عجیب بود و حس و حال خیلی خوبی داشت و برای عکاسی تا فاصله سه - چهار متری نزدیک صحنه شدم."
برای صحنه کربلا نخل ها واقعا از کربلا آمده بود!
درباره فیلمبرداری صحنه های ظهر عاشورا که می پرسی ماجراهای عجیب و غریبی دارد و می گوید: "صحنه های ظهر عاشورا را در روزهای آخر در ده "تورود" فیلمبرداری کردیم. "تورود" در 120 کیلومتری بیرون از شهر و درجنوب شاهرود قرار دارد. «تورود» خانه های کمی داشت و به همین دلیل جایی برای اسکان ما وجود نداشت و هر روز برای رفتن به آنجا باید از شهر می آمدیم. تا 40 - 50 کیلومتری این ده هیچ آبادی دیگری وجود ندارد. خانه وجود داشت اما هیچ کس در آنها زندگی نمی کرد.
پاکدل درباره اتفاق جالبی که در صحنه ظهر عاشورا رخ داد می گوید: یکی از صحنه مربوط به نهرالقمه و نخل های اطراف آن است. نخل های زیبایی در این ده وجود داشت که کاملا با نخل های دیگر فرق داشت و خیلی جذاب بود. مشغول فیلمبرداری بودیم که مالک آن ها که پیرزنی بود آمد و گفت:"همسرم چهل سال پیش قلمه های این درختان نخل را از کربلا آورد و اینجا را آباد کرد. اگر می بینید این نخل ها با همه نخل های منطقه فرق می کنند به خاطر این است که برای کربلا هستند!"
درباره صحنه های تیراندازی در نماز ظهر عاشورا که می پرسی پاکدل توضیح می دهد:" مسوول تیراندازی داشتیم و دقیقا هر جایی را که می خواستیم می زد. صحنه های مربوط به حضرت ابوالفضل (ع) را هم همین طور فیلمبرداری می کردیم. بازیگر می دوید و تیرانداز دقیقا همان جایی می زد که ما می خواستیم و کارش خیلی دقیق بود یکی از تیراندازها هم عضو تیم ملی بود!"
از مختارنامه تا قهوه تلخ
جوانی برای بازدید آمده و با دقت عکس ها را نگاه می کند. مقابل تابلویی توقف می کند و یک دل سیر از آن عکس می اندازد. دلیلش را که می پرسی می گوید:"عکس خودم است اما چون گریم شده ام شاید کسی نتواند مرا بشناسد."
البته توضیح می دهد که به تازگی در سریال قهوه تلخ هم حضور داشته و برای مراسم ازدواج بلوتوث برنامه اجرا کرده است.
درباره مختارنامه که می پرسی "سید میثم حسینی" می گوید: صحنه ای که مربوط به امام حسن (ع) بود به نظرم قشنگ ترین صحنه فیلم است. زمانی که آسمان تاریک و فضایی معنوی میان جمع حاکم شد.
درباره کارش در قهوه تلخ هم می گوید: در عروسی بلوتوث با سه نفر از دوستانم حرکات نمایشی و رقص محلی اجرا کردیم. البته توضیح می دهد که کار اصلی اش بازیگری تئاتر است و الان هم فقط برای به یادآوردن خاطرات روزهای فیلمبرداری مختارنامه به نمایشگاه آمده است.
به خاطر یوسف پیامبر، بازی در نقش های اصلی مختار را از دست دادم
بازیگر فیلم یوسف پیامبر (ع) در نقش یکی از برادران یوسف (ع) با نام لاوی یکی دیگر ار هنرمندانی بود که برای بازدید به نمایشگاه آمده بود. "کوروش زارعی" در مختارنامه نقش "عمربن حجاج مزحجی" را بازی کرده، در میان عکس بازیگران با وسواس دنبال عکس خودش می گردد اما در نهایت نمی تواند عکسی از بازی خودش در فیلم پیدا کند و توضیح می دهد میرباقری نقش دیگری را برای بازی به او پیشنهاد داده بود اما به علت همزمان شدن با فیلمبرداری یوسف پیامبر (ع) نتوانست آن نقش را بازی کند و نقش دیگری را برعهده گرفته و در دو قسمت سوم و هفتم بازی کرده است."
با این حال توضیح می دهد که یوسف پیامبر(ع) را بیشتر دوست دارد. درباره تاثیر یوسف پیامبر(ع) و نقش لاوی در زندگی اش هم می گوید: از نقشم درس راستی و درستی گرفتم. برادران یوسف اگر از اول به پدرشان دروغ نمی گفتند، وضعیت یعقوب (ع) به این شکل نبود. هر چند همه اینها سرنوشتی الهی بود و این عبرت ها را خداوند برای انسان ها قرار داد.
درباره نقشی که دوست داشت در مختارنامه داشته باشد که می پرسی می گوید:"هرکسی دوست دارد نقش اصلی فیلم را داشته باشد و اگر در فیلم یوسف پیامبر (ع) بازی نمی کردم جزء بازیگران اصلی این فیلم بودم. میرباقری کارگردان توانایی است و از چوب خشک هم بازی می گیرد و هرکس نقش اصلی را بازی کرده خوب توانسته این نقش را ایفا کند."
زارعی درباره نقش جوانان در فیلم مختارنامه توضیح می دهد: همه بازیگران میانسال نبودند، جوانان بسیاری در این سریان مشارکت داشته اند. البته نگرش هر کارگردان فرق می کند. در سینمای ایران نقش اصلی را جوانان دارند و کارگردان های جوان و بازیگران جوان خوبی هم داریم. البته استرس هایی در آغاز کار بازیگری همراه است و این استرس می تواند موجب پیشرفت بازیگر باشد و تلاش بیشتری در کارشان داشته باشند. بازیگران موفق این استرس را تا پایان عمرشان حفظ می کنند و دلیل موفقیتشان نیز همین است.
در آخر یکی از تماشاگرانی که برای دیدن عکس ها آمده به پاکدل پیشنهاد می دهد اگر در کنار این عکس ها موسیقی فیلم مختارنامه هم پخش بشود، خیلی بر مخاطبان و مراجع کنندگان تأثیر بیشتری دارد!
***