سایر زبان ها

صفحه نخست

فیلم

عکس

ورزشی

اجتماعی

باشگاه جوانی

سیاسی

فرهنگ و هنر

اقتصادی

هوش مصنوعی، علم و فناوری

بین الملل

استان ها

رسانه ها

بازار

صفحات داخلی

دلنوشته‌ای برای اولین برف زمستان پایتخت؛

برف بازی تجربه مشترک کودکانه همه آدم‌ها

۱۳۸۹/۱۰/۲۱ - ۱۳:۱۰:۰۰
کد خبر: ۶۱۴۶
برف تنها تجربه مشترک کودکانه برای همه آدم‌هاست. آدم برفی، گلوله برفی و سرخوردن روی برف که زن و مرد و کودک و بزرگ نمی‌شناسد و این موهبتی است که هر سال به آدمی داده می‌شود تا کودکانه از زندگی‌اش لذت ببرد.
باشگاه جوانی برنا/ مریم طالقانی

انگار دلمان برای برف تنگ شده بود. باور کردن این که یک ماه از زمستان گذشت اما هنوز آسمان درهای رحمتش را نگشوده آن قدر سخت بود که وقتی اولین برف زمستانی تهران را سپیدپوش کرد، همه خوشحال شدند.

شاید برای خیلی‌ها این اولین برف زندگی‌شان بود درست مثل "آرین" که بعد از بارش اولین برف با مادرش برای استقبال و البته تجربه آن به خیابان آمده بود.

شاید خاطره اولین برف زندگی برای خیلی از ما آدم‌ها آن قدر دوردست باشد که اصلا به یادش نیاوریم، اما حس شیرینی که هر بار به محض دیدن اولین دانه برف که از آسمان می‌بارد و یا اولین باری که گلوله برفی را در دست می‌گیریم در قلب‌هایمان جوانه می‌زند، تجربه ناخودآگاه همان اولین تجربه است.
 
برف تنها تجربه مشترک کودکانه برای همه آدم‌هاست. آدم برفی، گلوله برفی و سرخوردن روی برف که زن و مرد و کودک و بزرگ نمی‌شناسد و این موهبتی است که هر سال به آدمی داده می‌شود تا کودکانه از زندگی لذت ببرد.
 
زمستان هر سال یک فرصت است؛ برای تجربه‌های جدید، برای زنده شدن دوباره کودکی، فرصتی برای فاصله گرفتن از دنیای بزرگسالی و ...




شاخه‌های درخت با تمام قدرت سعی می‌کنند در برابر سنگینی برف‌ها مقاومت کنند، اما وقتی پسرک با چوب‌دستی‌اش برف را از شانه‌هایش می‌تکاند تا مبادا روی کسی بریزد تازه می‌فهمد چه باری را تحمل ‌کرده است.





گاهی وقت‌ها آن قدر دیدن محیط اطراف برایمان عادی می‌شود که وقتی قادر به دیدنش نیستیم، تازه دلمان برای دیدنش پر می‌کشد.





گاهی وقت‌ها هم دلت می‌خواهد ریسک کنی و عمدا از زیر درختی رد می‌شوی که شاید بار برفش را روی تو بریزد...

















هر چه قدر هم که هوا سرد باشد هیچ چیز مثل ساختن یک آدم برفی خستگی را از تنت بیرون نمی‌برد...




***
نظر شما