باشگاه جوانی برنا/آخرین باری که برای رسیدن به مقصد خود از مینی بوس استفاده کردید چه زمانی بود؟ یادتان می آید زمانی که دیر به مدرسه میرسیدید، پنچری سرویس مدرسه را بهانه میکردید؟ شاید از آن زمان خیلی گذشته و دیگر کمتر این وسیله در سطح شهر دیده شود. ولی هنوز به غیر از خطوط محدود مینی بوس رانی مکانهای دیگری هم هستند که از این مینی بوسهای خسته، استفاده میشود.
سه نفر استادیوم بیا بالا جمعه صبح در میدان تجریش، کوهنوردان با وسیله های عجیب و غریب شان برای رفتن به درکه و دربند منتظر وسیله هستند. یکی از وسیلههای راه گشا-وقتی که هزینه سرسام آور تاکسیها را ندارید-مینیبوسها هستند.
این همنشینهای دیرینه تهران هنوز مسافران کاملا خاص خود را دارند، ساعت های قبل از شروع مسابقات فوتبال،مینی بوس ها به رنگ تماشاچی های تیم ها در می آیند و تند تند دود سیاه غلیظ شان را به خورد شهر می دهند.
از نظر رانندهها بهترین استفاده از مینی بوسها در همین زمان است، چون علاوه بر صندلی های پر شده، جایی برای ایستادن با سر خم شده هم وجود ندارد. فقط باید تحمل صدای شیپورهایی که جدیدا نام وزووولا را هم یدک می کشند و همچنین موج های مکزیکی طرفداران را داشت.
زمانی که تاکسی گیر نمی آیداین مرکب های باوفای از رده خارج، هنوز هم کار راه انداز هستند آنهم در ساعت های پیک ترافیک؛ در لحظه هایی که صف های طولانی در ایستگاه های تاکسی بسته می شود و راننده تاکسی ها فریاد می زنند «دربست!» البته دلتان خوش نباشد چرا که مینی بوس ها هم همان کرایه تاکسی ها را می گیرند با این تفاوت که برخلاف تاکسی ها لطف کرده و شما را به مقصد می رسانند.
پایانه مینی بوس ها/این جا همه دود، سرفه می کنند
در شهری مانند تهران برای رفتن به محل کار، با وجود گزینه هایی مانند اتوبوس- تاکسی، BRT و مترو کمتر کسی از این وسیله نقلیه استفاده می کند.
میدان رسالت از معدود مکانهایی است که هنوز خطوط مینی بوس رانی در آن وجود دارد. با گذر از میان انواع و اقسام تاکسی و اتوبوس که کمتر نشانی از کهنگی دارند، به پایانه مینی بوسها با فضایی کاملا متفاوت می رسیم.
اولین مشخصه این مکان دود است و انگار زمان ایستاده؛ خبری از زیبا سازی شهر و توجه به آلودگی هوا و از این جور حرفها خبری نیست. مینی بوس های قراضه ای که دور تا دور بدنه خود جای پوسیدگی و لاستیکهایی به صافی دل صاحبانشان دارند.
با حمید ارزانی یکی از جوانترین رانندههای مینی بوسهای تهرانی صحبت می کنیم. بیست و پنج سال دارد و سه سال راننده خط رسالت- پاسداران بوده؛ از شغلی که درآمد 600 هزار تومانی دارد، راضی است. اما یکی از دغدغههای خود را تعویض ماشین فرسودهاش میداند، در لا به لای ماشینها و دودها، زیر سایه مینی بوسها به گفتوگو می نشینیم.
حمید می گوید: معمولا مینی بوس هایی که استفاده می شوند از دهه 60 به بعد هستند، هر چند از سال 54 هم مینی بوس پیدا می شود. مینی بوس ام برای سال 62 است.
در جای خود تکانی می خورد و می گوید: به هر حال این هم یک نوع شغل است، با وجود اینکه شغل خانوادگی من بوده، ولی جذابیت های خاص خودش را دارد. اگر هزینه های جانبی را کم کنم، حدود 600 هزار تومان در آمد دارم. قبلا بر روی خودروهای سواری کاری می کردم. 16 ساعت از 6صبح تا10 شب با مینی بوس کار می کنم.
بیشتر مسافران کارگران، دانشجویان و دانش آموزان و قشر کم درآمد جامعه هستند؛ همین مسافران هم به خاطر فرسودگی مینی بوس ناراضی اند و روز به روز از تعدادشان کم می شود و باعث کم رنگ شدن خطوط مینی بوس رانی می شود. همین الان بسیاری از خطوط، حذف شده اند.
مینی بوسی که دارم چون خطی است، قیمتی در حدود 6-7 میلیون دارد. ولی مینی بوس های شخصی با این قدمت، دو یا سه میلیون بیشتر قیمت ندارند. چند سال است درخواست نوسازی دادیم، ولی هنوز نتیجه ای نداشته؛تنها قول تعویض مینی بوس ها را به ما داده اند.
مجتبی برادر بزرگتر حمید که او هم راننده است می گوید: مدت ها صحبت از تعویض ماشین ها بوده ولی انجام نشده و زمان مشخص نیز برای آن اعلام نشده است. ما هم نمی دانیم که خرج ماشین بکنیم یا نه.
در آخر از حمید می خواهم خاطره ای از مینی بوس برایمان تعریف کند با دلخوری می گوید:مینی بوس خاطره خوبی ندارد. مجتبی هم پشت بندش می گوید:خاطرات ما از گرما و ترافیک است خیلی از این مینی بوسها در جنگ بوده اند و رزمندگان را به جبهه می برده اند و یادگارهای-ترکش هایی- از جنگ دارند.
گزارش:ابراهیم نژاد رفیعی