سایر زبان ها

صفحه نخست

فیلم

عکس

ورزشی

اجتماعی

باشگاه جوانی

سیاسی

فرهنگ و هنر

اقتصادی

هوش مصنوعی، علم و فناوری

بین الملل

استان ها

رسانه ها

بازار

صفحات داخلی

هفته جوان / جوان در آینه قرآن کریم

قرآن ابراهیم،یوسف و موسی را جوانان برگزیده می‌خواند

۱۳۹۰/۰۴/۲۰ - ۱۵:۴۷:۴۰
کد خبر: ۶۲۴۵۶
مثالی که قرآن کریم برای جوانان می‌زند حضرت یوسف(ع) است وی کسی است که هنگامى كه به مرحله بلوغ و قوت رسید خداوند متعال به او علم و حکمت داد .

باشگاه جوانی برنا/ قرآن کریم معجزه آخرین فرستاده خداست که در هر موضوعی اگر دنبال یک منبع ارزشمند باشید می توان به آن رجوع کرد. در باب جوانی و جوان بودن بررسی‌ها نشان می‌دهد که در آیات قرآن مجید، ۱۰ بار به «جوان» اشاره شده كه در همه آن ها كلمه «فتى» و مشتقات آن (به معنى جوانمرد) به كار رفته است. این تعبیر به نوبه خود درس و تذكر مهمى است كه «جوان» در فرهنگ قرآن «جوانمرد» است و باید اصول جوانمردى یعنى پاكى، گذشت، شهامت و رشادت را رعایت كند.

كلمه «فتى» و مشتقات آن در قرآن درباره اشخاص و افراد گوناگونى به كار رفته كه شامل موارد زیر است:

۱- حضرت ابراهیم (انبیاء / ۶۰)
۲ و ۳- دوست و رفیق حضرت موسى (كهف / ۶۰و۶۲)
۴- حضرت یوسف (یوسف/۳)
۵-همراهان حضرت یوسف در زندان (یوسف/۳۶)
۶و۷- اصحاب كهف (كهف /۱۰و ۱۳)
۸-خدمتگزاران حضرت یوسف در زمان پادشاهى (یوسف /۶۲)
۹و۱۰- كنیزان مومن (نساء / ۲۵) و (نور/۳۳)


درباره مثال قرآن از زندگی حضرت ابراهیم می توان گفت وی بر افق‌های دور دست غلبه پیدا کرد و آنها را درک نمود و حقایق را کشف نمود و در ملکوت آسمانها و زمین تامّل و تفکر کرد تا اینکه خدای تعالی حقیقت را بر وی آشکار ساخت و به او ایمان آورد و از بتها و تمام مشرکان دوری جست .
 
قرآن درباره حضرت ابراهیم مى فرماید: «قالوا سمعنا فتى یذكر هم یقال له ابراهیم» (آنان گفتند ما جوانى ابراهیم نام را شنیده ایم كه بت ها را به بدى و زشتى یاد مى كرد) طبق بعضى از روایات حضرت ابراهیم در آن هنگام که بت ها را شکست۱۶ سال داشت. با این حال تمام ویژگى هاى جوانمردان یعنى شجاعت، شهامت، صراحت و قاطعیت در وجودش جمع بود.

خدای تعالی در قرآن کریم می فرماید: «وَ كَذلِكَ نُرِی إِبْراهِیمَ مَلَكُوتَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ لِیَكُونَ مِنَ الْمُوقِنِین‏» (انعام، 75). اینچنین ملكوت آسمانها و زمین را به ابراهیم نشان دادیم، تا اهل یقین گردد و اینگونه ابراهیم(ع) اسوه و الگو برای همه جوانان موحد و شجاع و جوانانی که از مشرکین و از گمراهی دوری می جویند می باشد.
 
مثال دومی که قرآن کریم برای جوانان می‌زند حضرت یوسف(ع) است وی کسی است که هنگامى كه به مرحله بلوغ و قوت رسید خداوند متعال به او علم و حکمت داد و یوسف(ع) جوانی قوی صابر و مقاوم در برابر کششهای شهوانی و فریب مال و جاه شد وهمچنین در برابراذیت ها و طرد و رانده شدن و تهدید به زندانی شدن و تبعید مقاومت نمود.

خدای تعالی می فرماید: « وَ لَمَّا بَلَغَ أَشُدَّهُ آتَیْناهُ حُكْماً وَ عِلْماً وَ كَذلِكَ نَجْزِی الْمُحْسِنِینَ وَ راوَدَتْهُ الَّتِی هُوَ فِی بَیْتِها عَنْ نَفْسِهِ وَ غَلَّقَتِ الْأَبْوابَ وَ قالَتْ هَیْتَ لَكَ قالَ مَعاذَ اللَّهِ إِنَّهُ رَبِّی أَحْسَنَ مَثْوایَ إِنَّهُ لا یُفْلِحُ الظَّالِمُون‏» ( یوسف، 22-23).

و هنگامى كه بمرحله بلوغ و قوت رسید ما" حكم" و" علم" به او دادیم و اینچنین نیكوكاران را پاداش مى‏دهیم‏ و آن زن كه یوسف در خانه او بود از او تمناى كامجویى كرد و درها را بست و گفت بشتاب بسوى آنچه براى تو مهیاست! (یوسف) گفت پناه مى‏برم بخدا، او (عزیز مصر) صاحب نعمت من است، مقام مرا گرامى داشته (آیا ممكن است به او ظلم و خیانت كنم؟) مسلما ظالمان رستگار نمى‏شوند.

مثال سوم موسی(ع) است که در خانه ی فرعون زیست و در محیط طاغوتی و خوشگذرانی و جاه تربیت یافت ولی موسی(ع) از ریشه رسالت خویش که متصل به ریشه ی الهی بود جدا نگشت و بر آن باقی ماند وی از یاری ظالمان دوری می جست و به یاری مستضعفین و مظلومان می شتافت و از آنها دفاع می کرد و ضعفا و محتاجان را یاری می کرد و دردها و سختی ها و هجرت و دوری را به خاطر هدف والای خویش تحمل می کرد خداوند می فرماید:« وَ لَمَّا بَلَغَ أَشُدَّهُ وَ اسْتَوى‏ آتَیْناهُ حُكْماً وَ عِلْماً وَ كَذلِكَ نَجْزِی الْمُحْسِنِین‏ (قصص، 14)
 
و مثال چهارم اصحاب کهف هستند که خداوند در باره ی ایشان فرموده: «نَحْنُ نَقُصُّ عَلَیْكَ نَبَأَهُمْ بِالْحَقِّ إِنَّهُمْ فِتْیَةٌ آمَنُوا بِرَبِّهِمْ وَ زِدْناهُمْ هُدىً / وَ رَبَطْنا عَلى‏ قُلُوبِهِمْ إِذْ قامُوا فَقالُوا رَبُّنا رَبُّ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ لَنْ نَدْعُوَا مِنْ دُونِهِ إِلهاً لَقَدْ قُلْنا إِذاً شَطَطا» (کهف، 13- 14).ما داستان آنها را به حق براى تو بازگو مى‏كنیم، آنها جوانانى بودند كه به پروردگارشان ایمان آوردند، و ما بر هدایتشان افزودیم و ما دلهاى آنها را محكم ساختیم در آن هنگام كه قیام كردند و گفتند: پروردگار ما پروردگار آسمانها و زمین است، هرگز غیر او معبودى را نمى‏پرستیم كه اگر چنین گوئیم سخنى به گزاف گفته‏ایم‏.

این نمونه ها و مثالها ی واقعی و زیبا و عبرت انگیز از ابعاد مختلف از مفهوم صحیح فتوت وجوانمردی سخن می گویند که همان توحید در پرستش خدای یکتا و کنار گذاشتن عبادت خدایان دیگر است و همچنین تسلط بر شهوتها و میلها و خواهشهای نفسانی و یاری مظلومان و دفاع از آنهاست و دستگیری از ضعیفان و نیازمندان و با شجاعت کنار زدن ظالم.
 
در مقابل این مورد در قرآن کریم مثالهای دیگری خداوند می زند از جوانان منحرف ، مغرور ، گمراه ، نادان و جاهل از جمله پسر نوح نبی که خداوند متعال می فرماید:«...ِ وَ نادى‏ نُوحٌ ابْنَهُ وَ كانَ فِی مَعْزِلٍ یا بُنَیَّ ارْكَبْ مَعَنا وَ لا تَكُنْ مَعَ الْكافِرِینَ / قالَ سَآوِی إِلى‏ جَبَلٍ یَعْصِمُنِی مِنَ الْماءِ قالَ لا عاصِمَ الْیَوْمَ مِنْ أَمْرِ اللَّهِ إِلاَّ مَنْ رَحِمَ وَ حالَ بَیْنَهُمَا الْمَوْجُ فَكانَ مِنَ الْمُغْرَقِینَ » (هود 42- 43). و او آنها را از لابلاى امواجى همچون كوه‏ها حركت مى‏داد، (در این هنگام) نوح فرزندش را كه در گوشه‏اى قرار داشت فریاد زد، پسرم! همراه ما سوار شو و با كافران مباش. گفت به كوهى پناه مى‏برم تا مرا از آب حفظ كند، گفت امروز هیچ حافظى در برابر فرمان خدا نیست، مگر آن كس را كه او رحم كند، در این هنگام موجى در میان آن دو حائل شد و او در زمره غرق‏شدگان قرار گرفت.

و مثال دیگری که قرآن برای جوانان منحرف از آن سخن می گوید: عاق والدین و سرپیچی از فرامین خداوند و گرفتار شدن در جهل و گمراهی است« وَ الَّذِی قالَ لِوالِدَیْهِ أُفٍّ لَكُما أَ تَعِدانِنِی أَنْ أُخْرَجَ وَ قَدْ خَلَتِ الْقُرُونُ مِنْ قَبْلِی وَ هُما یَسْتَغِیثانِ اللَّهَ وَیْلَكَ آمِنْ إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ فَیَقُولُ ما هذا إِلاَّ أَساطِیرُ الْأَوَّلِین‏» (احقاف، 17) كسى كه به پدر و مادرش مى‏گوید: اف بر شما! آیا به من وعده مى‏دهید كه من روز قیامت مبعوث مى‏شوم؟ در حالى كه قبل از من اقوام زیادى بودند (و هرگز مبعوث نشدند) و آنها پیوسته فریاد مى‏كشند و خدا را به یارى مى‏طلبند كه واى بر تو! ایمان بیاور كه وعده خدا حق است، اما او پیوسته مى‏گوید: اینها چیزى جز افسانه‏هاى پیشینیان نیست.


نظر شما