سایر زبان ها

صفحه نخست

فیلم

عکس

ورزشی

اجتماعی

باشگاه جوانی

سیاسی

فرهنگ و هنر

اقتصادی

هوش مصنوعی، علم و فناوری

بین الملل

استان ها

رسانه ها

بازار

صفحات داخلی

هفته جوان/ گزارش اشتغال جوانی

تلاش دست‌های جوان برای کسب روزی حلال

۱۳۹۰/۰۴/۲۰ - ۱۸:۳۶:۵۴
کد خبر: ۶۲۴۸۶
در میان شغل‌های هزار رنگی که در جامعه موجود است، هستند افرادی که به هر شیوه‌ای در صدد هستند با استفاده و سوءاستفاده از نیروی جوانی جوانان، پولی به جیب زنند.
باشگاه جوانی برنا/ شغل و درآمد حاصل از آن، از آن دسته‌ مسائلی است که جوان‌ها پس از تمام شدن درس‌شان به آن فکر و برای آن برنامه‌ریزی می‌کنند. به گفته کارشناسان لازم است که جوانان قبل از هر کاری، نیازهای‌شان را بشناسند. اما نیازهایی که خود جوانان بیشتر آن‌ها را لمس می‌کنند و به سمت آن‌ها کشیده می‌شوند، بیشتر رنگ و بوی اقتصادی دارد و شاید بتوان گفت که بیش از 50 درصد دغدغه جوانان، اشتغال و مسائل اقتصادی و در درجه پایین‌تر، ازدواج است.

در این میان، جوان‌ها باید با توجه به روحیه‌ای که از خود سراغ دارند، به دنبال شغل مورد علاقه خود بروند تا هم از انجام آن احساس رضایت کنند و هم درآمدش مناسب باشد. در این راه باید تجربه‌های فراوانی را کسب کنند و سختی‌هایی هم بکشند، اما بعضی جوان‌ها هستند که از زیر بار سختی‌ها در می‌روند و دوست دارند راه صد ساله را یک شبه طی کنند و زود و سریع به خواسته‌ها و اهداف‌شان برسند.

برای این‌که درک ملموس‌تری از شغل‌ها و اشتغال جوانان در سطح جامعه داشته باشیم، در هفته‌ای که به نام هفته جوان نام‌گذاری شده به سراغ تعدادی از مشاغل خاصی که جوانان آن‌ها را انتخاب کرده و مشغول آن هستند، رفتیم که در ادامه گزارش آن را می‌خوانید:


داریوش کریمی، جوانی 18 ساله است و در فروشگاه مواد پروتئینی پدرش مشغول. با رضایت خودش برای پر کردن اوقات فراغت تابستانش پشت دخل مغازه می‌ایستد و سیصد هزار تومانی که دست‌رنج خودش است را می‌گیرد. برای ادامه راهش در مسیر اشتغال، کار پدرش را دوست ندارد، بلکه قصد ادامه تحصیل، آن هم در رشته داروسازی دارد. درباره درآمدش می‌گوید: دیگر از پدرم پول توجیبی نمی‌گیرم و دستم به جیب خودم است، همین مزه می‌دهد.

داریوش که در حال حساب و کتاب مغازه است، در مورد کسب درآمد حلال توضیح می‌دهد: اعتقاد زیادی به کسب درآمد حلال و خرج آن دارم، یعنی هر چه درآمدم حلال‌تر باشد، بیشتر از جانب خدا می‌رسد، مهم نیست که کم یا زیاد باشد، اما روزی حلال، درآمدم را برکت می‌دهد و آن را بیشتر می‌کند.

پسر جوانی که 27 سال سن دارد و می‌گوید نامش احمد است، در خیابان مشغول CD فروشی است. اطلاعات زیادی در مورد فیلم‌هایی که می‌فروشد دارد و به همه در مورد فیلم‌ها توضیح می‌دهد. می‌گوید که با سرمایه‌ای که در طول سال‌ها جمع کرده به کار کامپیوتر فروشی وارد شده که سرش کلاه می‌گذارند. می‌گوید: خانواده‌ام از قشر متوسط هستند. در دوران سربازی هم درآمد داشتم، بعد از این‌که خدمتم تمام شد، هیچ کاری را عار نمی‌دانستم؛ شاگردی فروشگاه‌های کامپیوتری را می‌کردم، کارت هم پخش کردم و حتی کارهای خدماتی از جمله توالت‌شویی هم انجام داده‌ام، اما با روحیه‌ام سازگار نبود و حس می‌کردم که احترامی ندارم؛ هنوز هم پس از آن سال‌ها، لباس خدماتی‌ام را نگه داشتم. به همین دلیل، این نوع کارها را کنار گذاشتم و ترجیح دادم فیلم بفروشم.

از او درباره درآمدش و این‌که آیا از آن راضی است، می‌پرسم. طوری که انگار دلش نمی‌خواهد در مورد درآمدش صحبت کند، جواب می‌دهد: با وجود استرس‌ها و این‌که شهرداری بارها آمده و جریمه‌ام کرده، به صورت میانگین، 600 تا 700 هزار تومان در ماه درآمد دارم و از آن راضی‌ام.

در طول این مدتی که فیلم می‌فروشم، چندین بار توسط مامورها دستگیر شدم و یک بار وقتی در دادگاه بود، قاضی هم این سوال را از من پرسید. در پاسخ به این سوال سکوت کردم. احمد این بار هم چیزی نگفت. به او گفتم "مگر شک داری که درآمدت حلال است"، می‌گوید: چون در رساله دیده‌ام که این نوع کارها از نظر شرعی مشکل دارد، کمی شک دارم، اما چاره‌ی دیگری ندارم و این کار را ادامه می‌دهم.

او ادامه می‌دهد: چندین باری که دستگیر شدم، چون فیلم‌های غیر مستهجن می‌فروختم، شلاق نخوردم و فقط جریمه نقدی را پرداخت کردم. فیلم‌هایی که کمی مورد دار هستند را به بچه‌ها و خانم‌ها نمی‌فروشم، فیلم‌های ایرانی روی پرده، سیاسی و مستهجن هم نمی‌فروشم.

یاسمن سارنج و زهره ایوبی، دو دختر 21 ساله هستند که در باشگاهی ورزشی مخصوص به خانم‌ها به عنوان مربی و راهنما کار می‌کنند. خانواده‌های هر دوی آن‌ها، از شغل دختران‌شان راضی‌اند، چون در محیطی سالم و بدون دردسر فعالیت می‌کنند.

یاسمن، 3 سال است که این شغل را دارد و از آن هم راضی است، در مورد درآمد و شغلش که نیاز به معاشرت زیاد با مشتریان دارد، می‌گوید: ارتباطات زیاد که لازمه شغل ماست، خیلی خوب است چون باعث می‌شود روابط عمومی‌ و ارتباطم با مردم بهتر شود و چیزهای جدیدی یاد بگیرم.

زهره، اما یک سال است که این شغل را دارد. او که خیلی از شغلش احساس رضایت می‌کند، می‌گوید: درآمدم کاملا حلال است و از مقدار درآمدم هم راضی‌ام. یکی از ویژگی‌های خاصی که این شغل دارد، این است که فقط با خانم‌ها سروکار دارم و شغل زیاد سختی نیست و دردسر ندارد. دوست دارم که تا هر زمانی که باشگاه برپاست این شغل را ادامه دهم.

سهیل، موتور سوار جوانی است که در یک پیک موتوری، روزی 10 ساعت کار می‌کند، او داشتن کسب و کار حلال را امری واجب می‌داند، چون عقیده دارد اگر مقداری مال حرام با حلال مخلوط شود، برکت مال حلال را نیز از بین می‌برد. او می‌گوید: بیشتر کارها و شغل‌ها حلال است، مگر  این‌که ناخالصی به آن کار وارد شود، مثلاً با کم فروشی و گران فروشی کسب و کار خود را مساله‌دار می‌کنیم.

صادق، جوانی 28 ساله و فوق دیپلم رشته حسابداری است. او برای کسب درآمد در خیابان‌های بازار بزرگ دست فروشی می‌کند و مهم‌ترین دغدغه‌اش در این روزها، کسب درآمد بیشتر برای فراهم آوردن شرایط ازدواج با نامزدش است. او در تعریف کسب روزی حلال می‌گوید: رزق و روزی که خداوند می‌دهد کسب حلال است.

حسن رضایی 18 ساله‌، که در بازار بزرگ بابری می‌کند و دغدغه‌ای جز ادامه تحصیل ندارد، به درآمدی حلال می‌گوید که با زور بازو و تلاش به دست بیاید.

وحید شهریاری ،24 ساله است و دانشجوی مقطع کاردانی رشته حسابداری است و می گوید ترم 4 هستم. او در نانوایی کار می کند تا خرج دانشگاهش را در بیاورد.دانشجوی دانشگاه آزاد نائین است و  اصالتا هم نائینی است اما در تهران بزرگ شده است. بعد از تمام شدن امتحان هایش به تهران آمده است و دراین نانوایی کارمی کند. 
ماهی 650 هزار تومان بابت شهریه دانشگاه می دهد و می گوید درآمد در نانوایی به این بستگی دارد که در کدام بخش کار کنی. مثلا من از تنور نان در می آورم و بابت این کار17 الی 18 هزار تومان درمی آورم.

از شغل اش راضی است اما از مردمی که برای خرید نان می آیند گلایه دارد. البته رضایت مردم در این کار خیلی مهم است. می گوید: مردم خیلی از نان ها ایراد می گیرند. وحید قبلا هم در بازار لوازم خانگی امین حضور کار می کرده، بنک دار بوده.  
 به نان حلال اعتقاد دارم، حتما اعتقاد دارم که به اینجا آمده ام و کار می کنم. می توانستم دزدی کنم. بنابراین برایم مهم بوده است که درآمدم حلال باشد.

مهدی  مرادپور 27 ساله ، دارای مدرک سیکل و متاهل است و می گوید حلال بودن درآمدم خیلی برایم مهم است. از وقتی عقلم رسید دنبال درآوردن نان حلال بودم. قبل از کار در قنادی در کاشمر کشاورزی می کردم. بعد ازدواج  کردم و به تهران آمدم.   
جمله کار نیست را قبول ندارم. اگر کسی بخواهد کار کند می تواند. همین حالا اگر 100 نفر را به من معرفی کنید برایشان در صنف قنادی کار پیدا می کنم.

فکر می کنم تا جوانی باید از زندگی ات لذت ببری. نه اینکه بخوای فقط پول جمع کنی و برای آینده پس انداز کنی . از 20 تا 40 سالگی باید خوش بگذرانی تا بعدها پشیمان نشوی. بهترین لباس را بپوشی وبهترین ماشین را سوار شوی و بروی و بگردی. نباید مثل بعضی ها فقط جمع کنی و بعد نتوانی از آن استفاده کنی. 


نامشان را نمی گویند و راضی نیستند حرف بزنند. دکه کوچکی در یکی از خیابان های مرکزی پایتخت دارند که در آن سیگار و پیپ و فندک و آدامس می فروختند. چهره شان می گوید برادر هستند. کسی از راه می رسد و می گوید: آقا دو نخ وینستون بده! با اوقات تلخی می گویند حرفی برای گفتن ندارند. چون نمی گذارند کار کنند و هر چند وقت یکبار به خاطر بسته های بدون عکس سیگار جریمه می شوند. یکی‌شان می گوید: از شغلم‌مان راضی هستیم، می خواهیم کار کنیم، اما نمی گذارند.



در میان شغل‌های هزار رنگی که در جامعه موجود است، هستند افرادی که به هر شیوه‌ای در صددند با استفاده و سوء استفاده از نیروی جوانی جوانان پولی به جیب زنند و در این راه از انجام هیچ کاری دریغ نمی‌کنند؛ مشاغل کاذبی مثل دستفروشی و دلالی مجازی از آن جمله‌اند. بنابراین چون جوانان سرمایه‌های كشور محسوب می‌شوند، بهتر است که خودمان فکر و ایده‌ای اساسی برای بحث اشتغال جوانان کنیم و راهکار دهیم.



نظر شما