باشگاه جوانی برنا/ وقتی «كره تلخ» به دستتان میرسد، باید حتما آن را تا انتها بخوانید. متن سبك و حجم كوچكش جان میدهد برای مطالعه در زمانی كه برای اوقات فراغت و استراحت کنار گذاشتهاید. چون قطعش جیبی است، میتوانید آن را در اتوبوس، تاکسی یا مترو و یا وقتی که انتظار کسی را میکشید، بخوانید.
شور شنیدن قصه در وجود همه ما از «یکی بود، یکی نبود» قصههای پر رنگ و لعاب کودکی تا رمانهای عاشقانه، فلسفی، جنایی و تخیلی سالهای نوجوانی و پس از آن، نشانگر این است که فرزندان آدم همواره از ورود به دنیای دیگران لذت میبردهاند و همین رویارویی با تجربیات گوناگون، رفته رفته به هر انسانی بینش و گرایش میبخشد. یکی از این راههای ارتباطی، گونهای است از ادبیات داستانی به نام «داستانک». محتوای کتاب «کره تلخ» شامل 40 داستانک و داستان کوتاه کوتاه اجتماعی است که به قلم مینا نبئی به همراه طرحهایی مرتبط با هر داستان از کیوان زرگری که با متن دو زبانه ارائه و برای علاقهمندان به این شیوه داستانگویی منتشر شده است.
روزنه
در اتاقی بزرگ که بزرگترین ضلعش، ارتفاعش بود؛ و دلتنگی و تنهایی و پشیمانی از ویژگیهایش، به تازگی روزنه امیدی رخ مینمود:
زندانی انفرادی به خوشیمنیِ کبوتری که در جوار نورگیر آشیانه ساخته بود، دلخوش بود.
نیمرخ
نمیدانم در چه فکری بودم. صبح بود و در حال رفتن به محل کارم. با افکار و روزمرگیها دست و پنجه نرم میکردم که ناگهان ضربه محکمی تکانم داد و خلوتم را در هم شکست. شوکه و عصبی با اطرافم نگاه کردم. نیمرخ دو پسر جوان، حدود بیستو یکی و دو ساله را دیدم که لبخند خاصی بر لب داشتند و دستهایشان نا موزون و بیربط تکان میخورد. خنده بیقید و عجیبشان بیشتر مرا عصبی میکرد. دهانم را باز کردم و گفتم: "آهای!"
میخواستم هر آنچه میتوانم ناسزا و فریاد و دشنام نثارشان کنم که با دیدن عصاهای سفیدشان، کلمات در دهانم ماسید. انگار صدای تپش قلب آنها و خود را میشنیدم. اینجا بود که معنای لبخند خاص و تلخشان را فهمیدم.
یتیم
کودک پرسید: «مامان چون من بابا ندارم، همه برام هدیه میخرن؟!»
مادر گفت: «...»
با خودش گفت: «کودک چهار ساله من، چه تلخ بزرگ شده است!»