سایر زبان ها

صفحه نخست

فیلم

عکس

ورزشی

اجتماعی

باشگاه جوانی

سیاسی و بین الملل

فرهنگ و هنر

اقتصادی

هوش مصنوعی، علم و فناوری

استان ها

رسانه ها

بازار

صفحات داخلی

ابعاد حماسه ۹ دی در گفت‌وگوی تفصیلی با مدیرعامل خبرگزاری برنا

خالق حماسه ۹ دی رهبری مدبرانه و هوشیاری مردم ولایت مدار بود

۱۳۸۹/۱۰/۰۸ - ۱۳:۵۱:۰۰
کد خبر: ۶۴۹۵
پرویز کرمی با اشاره به عوامل مؤثر در به‌وجود آمدن حماسه 9 دی گفت: هوشیاری، آبدیدگی، موضع‌سنجی و زمان‌شناسی ملت در کنار استمرار حرکت ولایتی و دینی و رهبری مدبرانه و تیزبین به کمک آن آمد و باعث شد ملت به عنوان عنصر اصلی پای در رکاب ولایت گذارد، جلو بیا
به گزارش سرویس سیاسی برنا، در آستانه سالگرد حماسه 9 دی، پیرامون این حماسه عظیم با پرویز کرمی، فعال رسانه ای به گفت‌وگو نشستیم که متن کامل آن به شرح زیر است:

چرا 9 دی را یک حماسه می‌نامیم؟
روزها فی نفسه هیچ تفاوتی با هم ندارند و جریان حادث شده است که باعث اهمیت روزها می شود و آن ها را در تاریخ ماندگار می‌کند. ما از این روزها بسیار داریم. برای مثال از صدر اسلام در جنگ‌هایی که حضرت رسول (ص) در آن شرکت می‌کردند، اتفاق مهمی می‌افتاد و در قرآن از آن یاد می‌شد و اکثر آن روزها به عنوان یوم الله در تاریخ دینی ما ثبت می‌شد. عاشورا از جمله نکات مبین و بارز حماسه است. در ایام انقلاب اسلامی روزهایی مانند 12 بهمن، 22 بهمن، 17 شهریور و از جمله 9دی، افت و خیزهای یک ملت از پس حادثه‌ها بروز می کند. ما می‌توانیم این روزها را به سلسله جبالی که دارای قله‌های متعدد است، تشبیه کنیم که برخی از قله‌ها بلندتر از قله‌های دیگر است.

می توانیم بگوییم 9دی از جمله قله‌های بلند و رفیع در سلسله جبال روزهای تاریخی ملت ایران است. 9دی روزی است که از یک طرف همه مردم حق جو و در طرف مقابل همه افرادی که مقابل اسلام و انقلاب و پیشینه‌های آن بودند، قرار داشتند و حق و باطل روبه‌روی هم بودند. لذا حرکتی که مردم در آن روز انجام دادند، 9 دی را به عنوان یکی از روزهای خاص و یوم الله ماندگار کرد.

مردم عنصر اصلی و جریان ساز بودند؛ چون نهادهای تبلیغی ما در آن زمان تازه داشت خودش را پیدا می کرد. به عبارتی مسوولان و نهادها شاخه شاخه شده بودند و به دنبال این بودند که چه کنند و چه می‌شود. به فرمایش رهبر فرزانه انقلاب چون فضای فتنه غبارآلود بود، هر کسی که تریبونی داشت و حرفی می توانست بزند و اصطلاحا نخبه و خواص بود، یا سکوت کرده یا عافیت طلبی کرده بود و یا خودش یک طرف معرکه بود و حرفش برای عموم مردم، گیرایی و پذیرش نداشت.

هوشیاری ملت، آبدیدگی ملت، موضع سنجی و زمان شناسی ملت در کنار استمرار حرکت ولایتی و دینی و رهبری مدبرانه و تیزبین به کمک آن آمد و باعث شد ملت به عنوان عنصر اصلی پای در رکاب ولایت گذارد و جلو بیاید و مثل دفعات قبل فتنه را دفع، ایزوله و بایکوت کنند.


آیا فکر می کنید عاملی که باعث به‌وجود آمدن حماسه 9 دی شد، تنها اهانت فتنه گران به عاشورای حسینی بود یا عوامل پیش از آن هم باعث لبریز شدن صبر ملت شد؟
حتما موارد دیگر هم در به‌وجود آمدن این حماسه نقش داشته است. اما به قول معروف یک جایی دیگر کارد به استخوان ملت رسید. موضوعات اتفاق افتاده در روز و عصر عاشورا، حتما جرقه انفجاری اصلی بود که کانون هیجانی و انبار باروت ملت را منفجر کرد.

با این وجود اتفاقات قبل از آن هم دخیل و بسترساز بود. اگر بخواهیم به درستی بگوییم مردم ما در حماسه، 9 دی یک‌بار دیگر انقلاب را حفظ و بیمه کردند یا به تعبیر امروز مردم انقلاب سوم را رقم زدند. علت هم این است که اتفاقاتی در کشور خصوصا در طی سال 88 رخ داد، پروسه ای بود که از زمان انقلاب مخملی در اروپای مرکزی، آسیای شرقی و قفقاز شکل گرفت. به عبارت دیگر از زمان به قدرت رسیدن "واسلاو هاول" در جمهوری چک این پروژه توسط غرب کلید خورد و تمرین شد. در صربستان پیگیری شد و جنبش کاما را در گرجستان عملیاتی کرد و با قائله غرب ساز "ساکاشویلی" استمرار پیدا کرد، بازافزایی شد و توان پیدا کرد و کم کم به سمت قرقیزستان و اوکراین رفت و در اوکراین خودش را جا انداخت، در آنجا بود که انقلاب های نارنجی و مخملی و انقلاب نرم شکل گرفت و یک ابزار و روش قدرتمند آزموده شده روی میز استکبار در مقابله با کشورهایی که در خط آنها نبودند، تجویز و اجرایی شد.

در آن زمان تقریبا همه این اتفاق ها را به عنوان فرایندی می دیدند که وارد هر کشوری شد، با توجه به خیل بنیادهای غربی مانند "سوروس" که آن را هدایت می کردند، این حرکت را تئوریزه کرده و در جاهای مختلف به صورت آزمایشگاهی عمل کردند. چند عنصر لازم بود تا محصولی به عمل آید که از آن جمله می توان به مردمی ناآگاه و متفرق؛ تعدادی روشنفکر و نخبه واداده وابسته و کمک های خارجی و بین المللی اشاره کرد.

پس از این موارد این سلاح را به سمت انقلاب ایران نشانه گرفتند. پیش از حادثه کوی دانشگاه در سال 78، نتانیاهو نخست وزیر رژیم صهیونیستی گفت در انقلاب ایران باید همان پروژه انفجار از درون را پیگیری کنیم. با این هدف که همان اتفاقی که در شوروی افتاد، در ایران هم پیاده شود. به همین دلیل آن ها شروع کردند و بر روی این موضوع کار کردند.

اما به تدبیر رهبری فرزانه انقلاب و جریان های اصیل که در انقلاب ما وجود داشت، این نهادها و جریانات هم در مقابل، شروع به آموزش دیدن و آشنا شدن با این حربه و موضوعات شدند که پرچم دار و خط دهنده اصلی در این مبارزه رهبری  انقلاب بودند. ایشان در سخنرانی های مختلف خودشان حتی در زمانی که این مسایل به آرامی شکل می گرفت و در آن کشورها در حال تمرین و انجام بود، مانند یک سنگربان و دیده‌بان هوشیار موارد را رصد می کردند و در سخنرانی های خودشان در زمان های ویژه خصوصا با دانشجویان و جوانان این مسائل را تبیین می کردند و خط می دانند و آگاهی بخشی داشتند.

ما در سال 78 هم به شکل کوچک‌تر و ضعیف‌تری شاهد این وقایع بودیم که تمام این اتفاقات هدایت شده جریان ساز شکل گرفت، ولی علت اینکه این انقلاب مخملی در ایران کارساز نبود، این بود که این اتفاقات باید در دل مردم صورت می گرفت.

به عبارت دیگر در کشورهای دیگر گروهی روشنفکر وابسته می آمدند و تمام راه هایی که به نهادهای حکومتی بود را می گرفتند و پشتیبانی خارجی جذب می کرده و در تشکل های خاص داخلی آموزش دیده برای این کار که عمدتا طیف روشنفکر وابسته به غرب بودند، نفوذ کرده و پای کار می آمدند و بلافاصله دولت مرکزی سقوط می کرد. بلافاصله پشتیبانی غربی خصوصا آمریکا برای فردی که اجیر شده بود، سرازیر می شد، ملت هم تسلیم می شد، هرچند اخیرا می بینیم که در کشورهای دیگر هم این مسایل پس زده می شود.

اما در ایران این موارد همزمان با شکل گیری انتخابات دهم در حال شکل گرفتن بود. تشکیک در انتخابات و پروژه تقلب در انتخابات ماه ها قبل از زمان انتخابات و رای گیری شروع شده بود. بحث درخواست حضور بین المللی و بیگانگان و کمیته صیانت آرا قبل از انتخابات شروع و در جامعه تبلیغ می شد. با رجوع به مطبوعات آن ایام می توان موارد را مشاهده کرد.

به عبارت دیگر تزریق شک و جو بدبینی در جامعه، طرح مسایل انحرافی مانند درخواست افزایش اختیارات رییس جمهور، بحث تغییر قانون اساسی ماه ها قبل از انتخابات شروع شد. می توان گفت حمله کردن به ستون های مورد حمایت ملت قبل از انتخابات شروع شد. مگر چه شده بود که بعد از برگزاری 30 انتخابات تقریبا هر سال یک انتخابات، حالا ملت فهیم و مستقل ایران باید حضور و نظارت بیگانه را تحمل می کرد.

حتی بحث اعلام خطر های دروغین و قرار دادن کشور در شرایط ویژه و تحمیل این نگاه به مردم هم توسط رسانه های داخلی وابسته به عوامل آنها و هم توسط رسانه های خارجی و سیاه نمایی و بزرگ کردن این مسأله که لشگر کشی خارجی و تهاجم نزدیک است، همه شیوه هایی بود از جنگ روانی بی امان و پر حجم دشمن که ماه ها قبل به صورت طراحی و شروع شده بود.

در واقع به خدمت گرفتن نافرمانی مدنی از اصلی ترین مواردی بود که در انقلاب های مخملی در کشورهای دیگر پیگیری شده بود. در ایران هم اتفاق هایی که همزمان با اعتراضات رخ داد و فضا را غبارآلود و پرفتنه کرد، همین بود. نقش عوامل مخرب داخلی، منافقین، سلطنت طلب ها و آشوب گران و هرج و مرج طلبان کمتر از سران فتنه و فریب خوردگانی که با نیت خیر اما با آدرس غلط وسط آمده بودند، نبود.

نقش سفارت خانه ها در ایران خیلی بارز بود تا جایی که اطلاعیه رسمی داده بودند دَرٍِِِ سفارت خانه ها به روی تظاهرکنندگان که همین منافقین و سلطنت طلب ها و آشوبگران بودند، باز است. حتی اعلام کردند که به آنها مصونیت سیاسی می دهند. مگر اعلان جنگ علیه یک ملت چگونه است؟

از طرفی نقش کشورهایی مانند انگلیس و آمریکا در این حوادث بسیار پررنگ بود. می دانید در دنیای وب، نشر خبر چه وضعیتی دارد. تمام شبکه های اجتماعی از قبل به‌وجود آمده بودند و متأسفانه مسوولین ما را هم حتی به طرف خود برده بودند و در بین مسوولین مسابقه هر چه بیشتر عضو شدن در این شبکه ها در گرفته بود. یکی از تبلیغات این بود که چه کسی در "اروکات" و "تویتر" عضو بود و صفحه فیس بوک‌اش را به درستی می داد. در واقع آن ها به درستی می دانستند که بازی کردن در زمین دیگری یعنی چه. همان زمان اطلاعیه می دادند و خبرگزاری های رسمی ما را با ترفندهایی می خواباندند و خبرگزاری خارجی آنها ابزار خبری افرادی که به اصطلاح سران فتنه بودند و هستند، تبدیل می شد. ما نمی توانستیم از نظر فنی به سایت ها و خبرگزاری های خودمان دسترسی داشته باشیم، اما از آن طرف برای افراد دیگر خط یک طرفه آزاد راه افتاده بود. وقتی در داخل کشور یک سایت به درستی بر اساس ضوابط و تدابیر فیلتر می شد، آن ها هزینه های گزاف ساخت نرم افزارهایی را می دادند تا به راحتی از موانع عبور کنند.

اینها نشان می دهد که در آن ایام هیچ چیز بدون حساب و کتاب نبود. آنها ماه ها و سال ها راجع به این موضوع تمرین کرده بودند. ولی یک مسأله را ندید گرفته بودند، که آن مردم دین مدار و ولایت مدار ایران بود. آنها اصلا در معاملات خود این ویژگی مردم ایران را ندیده بودند و مردم ما را با مردم اوکراین و گرجستان یکی دیده بودند. به عقیده من آنها هوش و استعداد و دانش و آگاهی و بصیرت و دینداری مردم که در اینجا اصلی ترین عنصر است را به هیچ گرفته بودند. آنها از رهبری و ولایت نیز غافل شدند.


فکر می کنید پیام حضور حماسی مردم در 9 دی برای دشمنان داخلی و خارجی چه بوده است؟ 
این نکته رویارویی همیشگی تاریخ است. رویارویی که قرآن نوید پیروزی مستضعفین بر مستکبرین و  حق بر باطل داده است. همچنان که باطل در راه پیشروی خود دائم خود را به روز می کند و از راه ها و ترفند ها و تکنیک های مختلفی بهره مند می شود. مؤمنین هم همین ویژگی را دارند و مردم ایران که سمبل مؤمنین جهان هستند، باید در این راه مسلح شوند. "کم من فئة قلیله، غلبت فئة کثیره". اینها همه استنادهای قرآنی است و مردم ما چون قانون و آمالشان قرآن است، این نصرت و پیروزی الهی به آنها وعده داده شده است. ممکن است در کوتاه مدت باطل به حق غلبه نشان دهد، ولی وعده خداوندی و همیشه تاریخ، پیروزی حق بر باطل است و مردم دین مدار ایران حق هستند.

لازم می دانم در این جا نکته ای را اشاره کنم. من سال های متمادی است که عضو شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی هستم و می دانید که شورا مسوول برگزاری مراسم در کشور ماست و برای هر راهپیمایی ملی ماه ها باید برنامه ریزی و تدارکات صورت داد. در همان زمان گفته شد که راهپیمایی که در روز 9 دی صورت گرفت، حاصل هماهنگی دولت یا حکومت بود. من از درون آن نهاد به شما خبر می دهم که هیچ هماهنگی وجود نداشت.

زیرا از روز عاشورا تا 9 دی 2 روز فرصت بود و هیچ امکانی برای برنامه ریزی وجود نداشت. حتی تفرق کامل بود که آیا اگر اعلام راهپیمایی کنیم کسی حضور خواهد داشت یا خیر؟ در واقع ما در این برنامه‌ریزی و فضا بودیم که دیدیم مردم به صورت خودجوش به خیابان ها آمدند. روز 8 دی مردم شهرستان ها به صورت خودجوش به خیابان ها ریختند و حتی به مردم تهران پیام دادند که اگر شما کاری نکنید، ما می آییم. پس از آن حضور میلیونی مردم تهران و سایر استان ها در 9 دی را توفنده‌تر و پرخروش‌تر از همیشه شاهد بودیم.

این نکته نشان می دهد که اولا در این حرکت مردمی هیچ هماهنگی از قبل وجود نداشت، جز ملتی که به پای رهبری برخاسته و آمدند. ثانیا همان طور که رهبر فرزانه انقلاب در فرمایشات خود اشاره کردند، اگر بپذیریم که این حرکت تدبیر حکومت بوده، خوشا به حال حکومتی که با مردمش آنقدر همسو و هماهنگ است که هر آیینه می تواند میلیون ها میلیون نفر را به خیابان ها بیاورد و این نکته مثبت هم به نفع نظام و دولت است که همیشه با مردمش یار و همراه بوده است.

دشمن و خصوصا آمریکا می داند تا زمانی که ملت پای این نظام و پشتیبان این نظام است، هیچ کاری نمی تواند بکند. حضرت امام (ره) فرمایشی داشتند که نقل آن خالی از لطف نیست. امام (ره) خطاب به کودتاگران گفته بودند که فرض کنیم شما آمدید چند نقطه از تهران را هدف قرار دادید، ولی بالاخره هواپیماهای شما باید در میان این ملت بنشیند، بعد با ملت می خواهید چه کنید. این استمرار تاریخی است تا زمانی که بر علیه ملت هستند، نمی توانند کاری از پیش ببرند و تا زمانی که این ملت در کنار رهبری پای این نظام است، انشاالله این انقلاب به دست صاحب اصلی اش سپرده خواهد شد. 


با توجه به نکاتی که به آن اشاره کردید، فکر می کنید عملکرد فتنه گران بعد از حماسه 9دی چه معنا و مفهومی دارد؟
کسی که در حال غرق شدن در گودال و باتلاق است، می داند که نمی تواند از شاخه و برگ کمک بگیرد و خود را نجات دهد، اما باز هم این کار را می کند. این ماحصل حرکت فتنه گران است. ولی ما یک مشکل دیگر هم داریم. برخی از اصحاب رسانه به افرادی که خیلی وقت است مرده اند، بها می دهند و به موضوع دامن می زنند. ما این مرده ها را بی دلیل یاد می کنیم و از آنها مترسک می سازیم. من فکر می کنم همانطور که قوه قضاییه اعلام کرده است، باید بگذاریم نظام مستقر ما که قوه قضاییه یکی از ارکان آن است، به کارش ادامه دهد. البته باید توجه داشته باشیم که قوه قضاییه نباید تنبلی و سستی داشته باشد. تدبیر درست است، هرچه زمان ببرد به استناد تدبیر است و مشکلی ندارد، اما نباید موضوعات در به اصطلاح نظام بروکراسی اداری بیفتد.

لذا من فکر می کنم که اطلاعیه های گاه به گاه آنها مانند غریق است که به هر چیز چنگ می زند. توجه کنید به حمایت های کشورهای غربی از فتنه گران؛ آنها نیز دیگر به آخر خط رسیده اند و به فکر ترفند دیگری هستند. 


به عنوان سؤال آخر آیا فکر می کنید حماسه 9 دی پایانی بر توطئه های براندازی نظام بود؟
بدون شک این طور نیست. تا انقلاب وجود دارد، دشمنی ها هست. این دشمنی هم رنگ بیرونی دارد و هم رنگ داخلی. بصیرت و تنها بصیرت و در کنار رهبری بودن تنها راه موفقیت است. به فرموده قصص قرآن، ذکر قصص و تاریخ این موارد برای مؤمنین با هدف درس گرفتن و عبرت است.

جوانان ما که به فرموده رهبری آنها بودند که این فتنه را خواباندند، این جوانان همیشه باید مجهز و به دانش، بینش و تعمیق در دین و توجه به ذات باشند، اگر این موارد را در اختیار داشته باشند تا زمانی که دشمن و فتنه وجود دارد و تا زمانی که کفر علیه حق وجود دارد، این جنگ نابرابر ادامه دارد، اما افرادی در این میان پیروز هستند که استقامت، بصیرت، بینش و دین مداری داشته باشند.
نظر شما