سایر زبان ها

صفحه نخست

فیلم

عکس

ورزشی

اجتماعی

باشگاه جوانی

سیاسی

فرهنگ و هنر

اقتصادی

هوش مصنوعی، علم و فناوری

بین الملل

استان ها

رسانه ها

بازار

صفحات داخلی

ماجراى اولین قتل در طول تاریخ بشریت چه بود؟ / سرانجام حسد ناگوار و مرگبار است

۱۳۹۰/۰۶/۰۵ - ۱۵:۱۷:۲۰
کد خبر: ۷۳۰۶۴
حسادت قابیل كه ناشی از انتخاب هابیل به عنوان وصی آدم بود،او را به مخالفت با خدا برانگیخت و سرانجام حسد آنچنان ناگوار است که حتى به خاطر آن برادر، دست به قتل برادر می‌زند!
به گزارش سرویس قاب نقره برنا، ماجرای دو فزرند حضرت آدم(ع) به نامهای هابیل و قابیل، فقط در آیات 27 إلی 31 سوره­ مباركه­ مائده ذكر شده با بیان اینکه، وقتی حضرت آدم(ع) اولین پیامبر الهی، از طرف خدا مأمور شد كه "هابیل" را به عنوان وصی و جانشین خود انتخاب كند، حسادت قابیل كه ناشی از انتخاب هابیل به عنوان وصی آدم و اختصاصات نبوت به هابیل بود، او را به مخالفت با این دستور خدا برانگیخت و به این امر اعتراض كرد؛ چون توهّم شایستگی خود بر هابیل را داشت، اما خداوند جهت نشان دادن مقام و منزلت "هابیل" بر "قابیل"، دستور داد كه برای خدا قربانی انجام دهند، قربانی هر كس پذیرفته شد، وصی حضرت آدم است؛ در نتیجه قربانی هابیل پذیرفته شد، اما قربانی قابیل مورد قبول واقع نشد و این امر موجب شد كه قابیل دست به قتل برادر خود بزند.(1)

حضرت آیت الله مکارم شیرازی در کتاب "تفسیر نمونه، جلد 4، صفحه 442 " درباره این رویداد و آنچه در قرآن و احادیث نقل شده است توضیح داده و نوشته‌اند: خداى متعال در آیات 27 - 31 ، داستان فرزندان آدم و قتل یکى به وسیله دیگرى را شرح داده است.

خداوند در این آیات گوشزد مى کند که سرانجامِ حسد چگونه ناگوار و مرگبار مى‌باشد، که حتى به خاطر آن برادر دست به خون برادر خود مى آلاید!

نخست مى فرماید: «اى پیامبر! داستان دو فرزند آدم را به حق بر آنها بخوان». پس از آن، به شرح داستان مى پردازد و مى گوید: «در آن هنگام که هر کدام کارى براى تقرب به پروردگار انجام دادند، اما از یکى پذیرفته شد و از دیگر پذیرفته نشد» و همین موضوع، سبب شد برادرى که عملش قبول نشده بود، دیگرى را تهدید به قتل کند، و «سوگند یاد نمود که تو را خواهم کشت»!

اما برادر دوم او را نصیحت کرده، گفت: اگر چنین جریانى پیش آمده گناه من نیست، ایراد متوجه خود تو است که عملت با تقوا و پرهیزگارى همراه نبوده است؛ چرا که «خدا تنها از پرهیزگاران مى پذیرد».

آنگاه اضافه کرد: حتى «اگر تو، به تهدیدت جامه عمل بپوشانى و دست به کشتن من دراز کنى، من هرگز مقابله به مثل نخواهم کرد و دست به قتل تو نمى گشایم» «چرا که من از پروردگار جهانیان مى ترسم و هرگز دست به چنین گناهى نمى آلایم».

به علاوه من نمى‌خواهم بار گناه دیگرى را به دوش بکشم، «بلکه مى خواهم تو بار گناه من و خویش را به دوش بکشى» زیرا اگر به راستى این تهدید را عملى سازى، بار گناهان گذشته من نیز بر دوش تو خواهد افتاد؛ چرا که حق حیات را از من سلب نموده اى، باید غرامت آن را بپردازى و چون عمل صالحى ندارى باید گناهان مرا به دوش بگیرى! و مسلماً با قبول این مسئولیت بزرگ «از دوزخیان خواهى بود و همین است جزاى ستمکاران.

چهارمین آیه، دنباله ماجراى فرزندان آدم(ع) را بدین گونه تعقیب کرده، نخست مى گوید: «نفس سرکش قابیل او را مصمّم به کشتن برادر کرد و او را کشت».

با توجه به این که: «طوع» در اصل، به معنى رام شدن چیزى است، از این جمله استفاده مى‌شود که بعد از قبولى عملِ «هابیل»، طوفانى در دل «قابیل» به وجود آمد.

از یکسو، آتش حسد هر دم در دل او زبانه مى‌کشید، و او را به انتقام‌جوئى دعوت مى‌کرد و از سوى دیگر، عاطفه برادرى و عاطفه انسانى و تنفّر ذاتى از گناه و ظلم و بیدادگرى و قتل نفس، او را از این جنایت باز مى‌داشت.

ولى سرانجام نفس سرکش، آهسته، آهسته بر عوامل باز دارنده چیره شد، و وجدان بیدار و آگاه او را رام کرد، به زنجیر کشید و براى کشتن برادر آماده ساخت. پس از آن مى‌گوید: چه زیانى از این بالاتر که عذاب وجدان، مجازات الهى و نام ننگین را تا دامنه قیامت براى خود خرید.

از بعضى روایات که از امام صادق(ع) نقل شده، استفاده مى‌شود: هنگامى که «قابیل» برادر خود را کشت او را در بیابان افکنده بود و نمى‌دانست چه کند؟ چیزى نگذشت که درندگان به سوى جسد «هابیل» روى آوردند و او که گویا تحت فشار شدید وجدان قرار گرفته بود براى نجات جسد برادر خود مدتى آن را بر دوش کشید.

ولى باز پرندگان اطراف او را گرفته بودند، و در این انتظار بودند که چه موقع جسد را به خاک مى افکند، تا به آن حمله‌ور شوند!

در این موقع ـ همان طور که قرآن مى‌گوید ـ خداوند زاغى را فرستاد که خاک‌هاى زمین را کنار بزند و با پنهان کردن جسد بى جان زاغ دیگر، و یا با پنهان کردن قسمتى از طعمه خود ـ آن چنان که عادت زاغ است ـ به «قابیل» نشان دهد که چگونه جسد برادر خویش را به خاک بسپارد، مى‌فرماید: «سپس خداوند زاغى را فرستاد که در زمین جستجو مى کرد تا به او نشان دهد چگونه جسد برادر خود را دفن کند».

سپس قرآن اضافه مى کند: در این موقع «قابیل» از غفلت و بى خبرى خود ناراحت شد و «فریاد بر آورد: اى واى بر من! آیا من باید از این زاغ هم ناتوان تر باشم و نتوانم همانند او جسد برادرم را دفن کنم».

با آموزش چگونگى دفن از زاغ، جسد برادر را دفن نمود، ولى سخت پشیمان شد؛ چرا که هم برادر را از دست داده بود، هم نمى‌دانست جواب پدر و مادر را چه بگوید، و هم وجدانش پى در پى او را ملامت مى کرد!

آرى، «سرانجام از کرده خود نادم و پشیمان شد». در حدیثى از پیامبر اسلام(ص) نقل شده که: خون هیچ انسانى به ناحق ریخته نمى شود، مگر این که سهمى از مسئولیت آن بر عهده قابیل، نخستین فرزند آدم است، که این سنت شوم آدم کشى را در دنیا بنا نهاد».

‏1- تفسیر نورالثقلین، تحقیق سید هاشم رسولى محلاتى، قم، 1415 ق،‏ چاپ چهارم، ج1، ص610.
نظر شما