سایر زبان ها

صفحه نخست

فیلم

عکس

ورزشی

اجتماعی

باشگاه جوانی

سیاسی

فرهنگ و هنر

اقتصادی

هوش مصنوعی، علم و فناوری

بین الملل

استان ها

رسانه ها

بازار

صفحات داخلی

نظرات جالب ماهایا پطروسیان درباره بخشش آمنه بهرامی و قتل روح الله داداشی

۱۳۹۰/۰۶/۰۶ - ۲۲:۳۳:۳۲
کد خبر: ۷۳۴۵۵
ما احکام سنگینی داریم و خیلی‌ها هم اجرا می‌شوند، اما عملا در کم شدن جرایم تأثیری نداشته‌ که باید در جای دیگری بررسی کرد.

ماهایا پطروسیان، بازیگر شناخته شده سینما، در خصوص بخشش قصاص فردی که زیبایی و زندگی «آمنه بهرامی» را تحت‌الشعاع قرارداد، در یادداشتی این رفتار را تحلیل کرده و به این پرسش پاسخ داده که اگر جای آمنه بود، چه می‌کرد.

بنابراین گزارش او در یان یادداشت معتقد است: این احساس که وقتی شخص به آرزوهای خودش نمی‌رسد این اجازه را به خودش بدهد که دیگری را ویران کند، مسئله‌ای است که باید روی آن کار شود و ریشه‌یابی شود.

به گزارش «24»، متن این یادداشت بدین شرح است: «نمی‌دانم اگر جای آمنه بودم چه کار می‌کردم و آیا می‌توانستم این قدر گذشت داشته باشم یا نه. برای یک خانم جوان تحمل چنین مسئله‌ای بسیار دشوار است. من نمی‌خواهم در این مورد از بخشش یا از غیر آن طرفداری کنم، چون فکر می‌کنم مسئله را باید جای دیگری جستجو کرد. ما احکام سنگینی داریم و خیلی‌هایشان هم اجرا می‌شوند، اما عملا در کم شدن جرایم تأثیری نداشته‌اند. فکر می‌کنم اصل و ریشه این جرایم در جای دیگری جست و جو می‌شود تا در ترس از مجازات. اتفاقات خشونت‌آمیزی که در چند وقت اخیر افتاد با وجود مجازات‌های سنگینی که ما داریم تکرار شد؛ مثل اتفاقی که در پل مدیریت افتاد یا اتفاقی که برای آقای داداشی افتاد و به این صورت سابقه نداشت که برای چهره‌های محبوب مردم بیفتد.»

وی در ادامه این یادداشت که چلچراغ منتشرش کرده نوشته است: «ما اعدام داریم، قصاص داریم و جزو کشورهایی هستیم که احکام سنگینی داریم، گذشت هم در بعضی موارد انجام می‌شود، ولی بیشتر اوقات مجرم مجازات می‌شود. عملا می‌بینیم با وجود مجازات‌های سنگین در ایران این اتفاقات دارد تکرار می‌شود. پس ریشه در چیز دیگری دارد و باید عامل اصلی را پیدا کرد و کار دراز مدت روی آن انجام داد. چون فکر می‌کنم فرد در لحظه‌ای که دست به این عمل می‌زند، اصلا برایش مهم نیست که بعد از آن چه بلایی سرش می‌آید و در آن لحظات فکرش کار نمی‌کند و ترس برایش مفهومی ندارد. ممکن است بعدها پشیمان شود و بترسد از مجازات اما در آن لحظه کار خودش را انجام می‌دهد. ما باید بیشتر روی این کار کنیم که چه‌طور این نوع طرزتفکر در جامعه‌مان جا بیفتد که شخص بداند برای رسیدن به هر چیزی خودش به شخصه نباید اقدام کند، هر چیزی شرایط قانونی دارد و این که باید برای آزادی دیگران احترام قائل باشد، برای جان دیگران و زندگی و تصمیم‌شان احترام قائل باشد.»

پطروسیان درپایان این نکته را ذکر کرده که «این احساس که ما به حقوق افراد مالکیت داریم، این مسائل را به وجود می‌آورد. فکر می‌کنم باید کارشناسان بررسی کنند که انحصار طلبی و میل افراد به تملک حقوقی که مال خودشان نیست و اختیاردارش نیستند مثل جان افراد ریشه در کجا دارد. شکل خفیف‌تر این مسئله را ما در رانندگی داریم. ما از کودکی عادت می‌کنیم حقوق دیگری را ضایع کنیم و وقتی بزرگ می‌شویم هم فکر می‌کنیم حقوق بیشتری داریم. این شاید بخشی از ماجرا باشد و دلایل دیگری هم حتما وجود دارد. فکر می‌کنم این نوع طرز تفکر بیشتر اهمیت دارد. این احساس که وقتی شخص به آرزوهای خودش نمی‌رسد این اجازه را به خودش بدهد که دیگری را ویران کند، مسئله‌ای است که باید روی آن کار شود و ریشه‌یابی شود. این مهم‌تر است تا این که حالا بپرسیم با آن شخص متهم چه نوع برخوردی داشته باشیم و فکر کنیم که ریشه‌ مشکل را خشکانده‌ایم.»

نظر شما