سایر زبان ها

صفحه نخست

فیلم

عکس

ورزشی

اجتماعی

باشگاه جوانی

سیاسی

فرهنگ و هنر

اقتصادی

هوش مصنوعی، علم و فناوری

بین الملل

استان ها

رسانه ها

بازار

صفحات داخلی

اسیر در عناوین نشویم! / پیراهنی که بر تن رییس جمهور و کارگر شهرداری می‌رود

۱۳۹۰/۰۶/۱۵ - ۱۱:۵۸:۰۴
کد خبر: ۷۴۸۶۳
از رئیس جمهورى كه در بهشت زهرا خوابیده تا این كارگر گمنام هر دو پیراهنى كه از این جا بردند، یكسان بود، نه او در آن جا رئیس جمهور است و نه این كارگر عنوان كارگرى دارد!
به گزارش سرویس قاب نقره برنا، الآن در بهشت زهرا رئیس جمهور محبوب عالی‌قدر داریم، نخست وزیر دانشمند داریم، رئیس دیوان عالى كشور، مثل مرحوم بهشتى داریم، وزیر و وكیل داریم، 72 قدرت‏دار داریم كه وقتى زنده بودند، در رأس اهرم‏هاى قدرتى مملكت بودند، فقیر گمنام هم داریم كه وقتى در تهران مُرد یك نفر نبود كه جنازه‌اش را بردارد، كارگران شهردارى آمدند، جنازه را برداشتند و دفن كردند.

از رئیس جمهورى كه در بهشت زهرا خوابیده تا این كارگر گمنام هر دو پیراهنى كه از این جا بردند، یكسان بود، نه او در آن جا رئیس جمهور است و نه این كارگر عنوان كارگرى دارد. هر دو با خدا كه روبه‌رو شدند خدا به هر دو گفت: پرونده عملتان چیست؟ چه آورده‌اید؟ كسى نمی‌پرسد كه در آن جا چه كاره آمدى؟ چه كاره آمدى؟ اصلاً بحثش نیست، عناوین را دور بریزیم ؛ یعنى حبس در عناوین نشویم.

حجت الاسلام والمسلمین شیخ حسین انصاریان در ادامه سخنانش درباره نفس می‌گوید: اسیر در عناوین نشویم، به بغل دستی‌ات نگو من فرماندهى عالى سپاه هستم، این شرك است ؛ یعنى یك موجودى در عالَم داریم به نام خدا، یكى هم من. تو كه هستى؟ اگر تو هم مطرح بودى، دیگر كلمه طیبه «لا إله الا الله‌» غلط بود، ولى «لا إله الا الله‌» درست است، چون «لا إله الا الله‌» درست است، پس عنوان تو نادرست است، تو ادعاى بیخودى می‌كنى. تو نیستى تا عنوانت باشد، اصلاً خودت هم وجود ندارى. قیام تو به قیومیت اوست، حیات تو به حى بودن اوست، علم تو به علم اوست، ایمان تو به بودن اوست. اصلاً خودت وجود ندارى چه برسد به عناوینت، تا با آن پُز بدهى و قیافه بگیرى. از «من» گفتنت، حتماً بوى شرك می‌آید ؛ یعنى یكى خدا یكى هم من، پس هر چه «لا إله الا الله‌» می‌گویى، دروغ است، كسى «لا إله الا الله‌» را راست می‌گوید كه هیچ شأنى جز خدا در عالَم قائل نباشد :

خداوند همه جا حى و حاضر است
شیخ حسین انصاریان در ادامه سخنانش پیرامون حضور خداوند در عالم هستی و تنها وجودی که زنده است می‌گوید: امیرالمؤمنین(ع) می‌فرماید: مرگ را همین الآن همه شما چشیده‌اید، منتظر نباشید كه مرگ را بچشید، همین الان میت هستید: «مَولاىَ یا مَولاىَ، أنتَ الحَى وَأنا المَیتُ» ؛ همین الآن مُردم، اظهار وجود در مقابل وجود مقدس او، مگر او را در این عالَم غایب دیدیم، مگر عالَم را از او خلوت دیدیم، مگر جاى خلوتى را پیدا كردیم كه او نباشد تا شروع به عرض اندام كردن كنیم كه بله، ما هم هستیم، چنین مقامى هم داریم. اگر تكان هم بخورى، به خاطر مقامى كه دارم، زیر و رویت می‌كنم. آن گاه اول ظهر هم می‌روى، نماز می‌خوانى، تو قبل از نماز صد اسبه علیه مولا تاخته‌اى، معامله تو با بندگان خدا معامله خوبى نبوده است.

كاسبى كه در مغازه‌اش مظلوم محتاجى می‌آید كه عرق جبینش را تبدیل به یك تومان پول كرده و جنسى را می‌خواهد، جنس را پنهان كرده تا چند برابر به دوستانش بفروشد، به این غریبه نمی‌دهد، وقتى می‌گوید، ندارم، حضرت سیدالشهداء علیه السلام می‌فرمایند: هر چند شیعه من باشد، خدا به ملائكه می‌فرماید: دروغ‏گو است و از من نیست، چون حضرت در راه به یكى رسید، پرسید : حالت چطور است؟ گفت: الحمد لله‌ خوبم. فرمود: اگر قلبت غل و غش و دغلى ندارد، الحمد لله‌ گفتن تو راست است، اگر قلبت خراب و نجس و ناپاك است، همین الحمدللهى كه گفتى، خداوند فرمود: دروغ گفت، ندارد، اما می‌گوید الحمد لله‌ دارم. كسى كه به سوى او حركت می‌كند، كمى با عباد خدا مدارا می‌كند، به عباد خدا احترام می‌گذارد، مسلمان مظلوم را خوب تحویل می‌گیرد، چنان به زیر دستش می‌رسد كه حساب ندارد، چون براى خودش خودیتى قائل نیست، اما كسى كه نسبت به مردم حالت دفعى دارد، پنجاه سال بعد واقعیتش نشان می‌دهد كه می‌گوید : یكى خدا یكى هم من، پنجاه سال هم هست خیال می‌كند موحد است، ولى غرق در شرك است. توحید مسئله فوق ‏العاده‌اى است.
نظر شما