به گزارش خبرنگار اجتماعی برنا، خانم جوانی به همراه مادر خود در حالی که پرونده ای در دست دارد، پله های مجتمع قضایی شهید محلاتی خانواده یک را بالا می رود.
زهره با بیان اینکه برای دادخواست طلاق از همسرم به این مکان آمده ام، می گوید: پنج سال پیش من و پسر خالهام روابط عاطفی شدیدی پیدا کردیم، اما پدرم به شدت مخالف این ازدواج بود، با این حال با تلاش های مادرم این وصلت صورت گرفت.
وی با بیان اینکه پدرم به خاطر نارضایتی از این ازدواج مادرم را طلاق داد، گفت: به دلیل جریان ازدواج من و پسرخاله ام اختلاف زیادی بین مادر و پدرم ایجاد شد و پدرم، مادرم را طلاق داد.
زهره این طور صحبت هایش را ادامه می دهد: بعد از به دنیا آمدن فرزند دومم، متوجه شدم همسرم با زن جوانی ازدواج کرده است و بهانه ای که برای این اقدام خود داشت، این بود که من زیبایی هیکل خود را از دست داده ام!
این زن جوان در حالی که گریه می کند، می گوید: او خیانت خود را اینگونه توجیه می کند، در حالی که اصلا به این فکر نمی کند که به دلیل ازدواج ما زندگی پدر و مادرم از هم پاشید و چه سختی هایی را متحمل شدیم و حالا زندگی من و 2 فرزندم را به بازی گرفته است.