به گزارش سرویس قاب نقره برنا، دكتر سمیر سلیمان، استاد علوم اجتماعی دانشگاه بیروت لبنان است كه در اجلاس بیداری اسلامی حضور داشت. او معتقد است با توجه به سخنان ولیامر مسلمین در این اجلاس، نمیتوان بیداری اسلامی را با معیارها و مؤلفههای كنونی در حوزه علوم اجتماعی تحلیل كرد و نیاز به تجدیدنظر در این مؤلفهها وجود دارد. تشریح این دیدگاه در گفتوگوی پایگاه حفظ و نشر آثار آیت الله العظمی خامنهای با این استاد دانشگاه در حاشیه اجلاس بیداری اسلامی در متن زیر آمده است:
به نظر شما آیا این انقلابهای منطقه تفاوتهایی بنیادین با انقلابهای رایج دارند؟
فكر میكنم با انقلابهای عربی فصل جدیدی آغاز شده و حلقه جدیدی در سلسلهمراتب انقلابهای خاص شكل گرفته است. به نظرم نخستین ویژگی این انقلابها نشأتگرفتن از جهانبینی و تمدن اسلامی باشد. هنگامی كه به دنیا و ارزشهای رایج در آن و همچنین به مسائلی مانند وجود، متافیزیك و نحوهی حضور انسان نگاهی میاندازیم، به تفاوت نگرش مسلمانان با نگرش سنتی غربی و مردمشناسی ماركسیستی پی میبریم.
برخی افراد معتقدند كه این انقلابها فاقد صبغهی اسلامی است. آیا شما این را قبول دارید؟
یكی از مسائلی كه آیتالله خامنهای در سخنرانی خود مطرح كردند، ریشهداشتن این انقلابها در اسلام بود. حال این سؤال پیش میآید كه آیا حقیقتاً این انقلابها اسلامی هستند؟ اگر فرض كنیم كه انقلابهای فوق برای دفاع از شرافت انسانی، حقوق بشر، حمایت از مستضعفین و برای آزادی، استقلال و رد كردن تسلط غیر بر مردم و كسب ارادهی سیاسی صورت گرفته باشد، معتقدم كه انقلابهای بهار عربی واقعاً اسلامی بودهاند. همچنین این انقلابها همخوانی كاملی دارند با ارزشهای انقلاب ایران و ارزشهایی كه امام خمینی (رضواناللهعلیه) بر مبنای آنها و برای دستیابی به آنها قیام كردند.
تحلیل شما از سخنان رهبر معظم انقلاب در اجلاس بیداری اسلامی چیست؟
به نظرم آیتالله خامنهای چهارچوبی را تعریف كردند كه حقیقتاً با توجه به تحولات سیاسی در عرصه جهانی، جهش راهبردی مهمی را ایجاد خواهد كرد. آنچه كه من در این اجلاس از آیتالله خامنهای درباره انقلابهای بهار عربی شنیدم، بهویژه پیشنهادهای ایشان، فراتر از تمام استانداردهای متداول علوم اجتماعی و معیارهای مردمشناسی و قومشناسی بود.
من معتقدم كه ما جامعهشناسان در سراسر دنیا حقیقتاً باید با توجه به سخنان آیتالله خامنهای، در معیارهایمان دربارهی تحولات دنیا تجدید نظر كنیم؛ چه درباره تحولاتی كه در دنیای عربی و اسلامی رخ میدهد و چه دربارهی تحولات دیگر مناطق. ما در گذشته همواره الگوی واحدی برای تشریح انقلابها با معیارهای سنتی داشتهایم، اما از زمان انقلاب امام خمینی رحمهالله و مردم ایران شاهد تغییری در مفهوم انقلاب و معیارهای بررسی و درك آنها بودهایم.
مهمترین ویژگی نگرش رهبر انقلاب به انقلابهای منطقه را در چه میدانید؟
مسأله مهم این است كه این انقلابها ما جامعهشناسان و تحلیلگران راهبردی و سیاسی را مجبور به بازنگری فوری و ضروری در معیارهای متداول جامعهشناسی كرده است؛ آنچنانكه اگر بخواهیم این انقلابها را با معیارهای رایج بررسی كنیم، از درك آنها عاجز خواهیم ماند. گفته شده كه این انقلابها یك پدیده غیر منتطره بوده است. بله، این مسأله بر اساس منطق غربی پدیدهای غیر منتظره است، اما برای ما كه حقیقتطلب و مسلمان هستیم، غیر منتظره محسوب نمیشود.
ما به سرنوشتی اعتقاد داریم كه ریشه در قرآن دارد. قرآن تصریح میكند كه هیچگاه دیكتاتوری و ظلم در دنیا باقی نخواهد ماند، بلكه این شریعت خداوند است كه بر دنیا حاكم خواهد شد. این مسأله عمق و ریشه مطالبی بود كه من از سخنرانی آیتالله خامنهای درك كردم.
به نظر شما مكتوب و مدون كردن اصول انقلاب توسط انقلابیون چه ملزوماتی دارد؟
امام خامنهای از محققین، دانشگاهیان و متفكران دنیا دعوت كردند كه به صورت عمیق درباره این نوع انقلابها مطالعه كنند و آنها را بهتر درك كنند. ایشان در این زمینه كاملاً درست میفرمایند. بسیاری از پدیدههای موجود در این انقلابها هنوز مورد تجزیه و تحلیل و درك قرار نگرفته است. مثلاً هنوز دربارهی جایگاه فطرت در نظام ارزشها كه امام خامنهای بحث آن را مطرح كردند و به نوعی به اصولگرایی در انقلابها برمیگردد، چیزی نوشته نشده و این نگاه مورد بررسی قرار نگرفته است. چهبسا كه ما به یك علم و جامعهشناسی جدید و مطابق با معیارهای نوین برای درك درست و عمیق انقلابهای منطقه نیاز داریم.