دکتر آمد قسمت عقب هواپیما، جایی که تمامی همراهان سفر هشت روزه نیویورک و موریتانی و سودان حضور داشتند، این همراهان البته به جز وزیران و همکاران اصلی رئیس جمهور بودند، آنها از همان ابتدای سفر همراه با خود دکتر در قسمت جلوی هواپیما حضور داشتند و این بسیار طبیعی است چرا که نشست ها و مشورت ها و سایر امور مهم سفر بایستی در حین سفر و در همان قسمت انجام می شد.
هواپیما تازه در پهنه آسمان آرام گرفته بود که دکتر آمد. سفر هشت روزه و سنگین فقط یک بخش دیگر کم داشت و آن هم رسیدن به تهران بود و مراسم استقبال و مصاحبه مطبوعاتی و به پایان آمدن سفر هفتم دکتر احمدی نژاد به مقر سازمان ملل.
دکتر پرده آبی رنگ حدفاصل قسمت عقب و جلو هواپیما را کنار زد و آمد میان عواملی که طی سفر هر کدام گوشه ای از انجام کار را عهده دار بودند، بچه های تشریفات و حراست و خبری و سایر همراهان.
همه از جا برخاستند، خستگی سفر چیزی نبود که بشود در پیکر همراهان ندید،با این همه او که آمد انگار همه جان دوباره ای گرفتند، از همان جلو با همه خوش و بش کرد و خسته نباشید گفت و تشکر کرد.
انگار نه انگار که هفت روز با فشار سنگین کاری و تبلیغاتی نه تنها خودش آرام و قرار نداشته بلکه آرام و قرار زورگویان و سلطهطلبان عالم را در لانه خودشان به هم ریخته است.
چنان متواضعانه و ساده از همراهانش قدردانی می کرد که گویی هیچ کاری صورت نداده است...هیچ وقت نمی توانم فراموش کنم نگاه عاشقانه ایرانیان مقیم امریکا را وقتی دکتر را در جمع خود دیدند گویی امید تازه ای یافته بودند.
یکی از خبرنگارها بعد از احوالپرسی گفت:
-اگر اجازه بدهید چند دقیقه ای خدمت برسم و برای این که خستگی این سفر پرمشغله کاری از وجودتان برود گفتگوی متفاوتی با شما داشته باشم؟
دکتر با خنده و شادی چهره جواب داد:
-من که اصلا خسته نیستم!
بنده خدا فکر کرد موافقت اولیه را گرفته، ذوق زده ادامه داد:
- محور سوالاتم جوانی شما است و فوتبال بازی کردن و مدرسه رفتن تان!
دکتر با همان خنده رویی و سرحالی پرسید:
-این جا؟
و در حالی که مسیر را ادامه می داد تا با بقیه همسفران هم احوالپرسی کند سرحال و پر انرژی و آمیخنه با لبخند زمزمه کرد:
-اگه می خوای فوتبال بازی کنیم حرفی نیست!
و مسیرش را ادامه داد و دست دوستی اش را بلند کرد برای همسفری دیگر.خستگی یک سفر فشرده از جان همه رخت بربسته بود انگار.انگار برای همه بیش از پیش روشن شده بود چرا احمدی نژاد یک پدیده است. انگار همه به رمز و راز یک کنجکاوی پی برده بودند که چرا بسیاری از اهالی نیویورک در گذر از کنار هتل محل اقامت احمدی نژاد از ساختمان مربوطه تصویری به یادگار ثبت می کردند.مگر احمدی نژاد چه کرده بود؟
روزی روزگاری وقتی احمدی نژاد رئیس جمهور شد نویسندهای کتابی نوشت با این عنوان؛ احمدی نژاد پدیده هزاره سوم.
من به عنوان یک همراه غیردولتی در این سفر این عنوان را خوب احساس کردم.
ادامه دارد....