سرویس اجتماعی برنا
دوباره نفس می کشیم. شاید این بهترین و مختصر ترین جمله باشد بعد از دیدار یار. یاری که هواییمان می کند به سمت کاظمین و مشهد. خوش به حالش، هم بوی هفتمین ماه را دارد و هم بوی هشتمین خورشید را و چه حظی می برند آنان که زیر لوای دخت هفتمین خورشید و خواهر هشتمین قمر تابناک ولایت خدمت می کنند.
میلاد مبارک معصومه فاطمه (س) را بهانه کرده و با خانم شهرابی، خادم حرم مبارکش به گفتگو می نشینیم. شهرابی متولد 1339و ساکن تفرش بوده و 16 سال است که توفیق خدمت به زائرین حضرت معصومه (س) را دارد.
- خادم حرم بودن چه حسی دارد؟
خیلی احساس خوبی است. با اینکه طی یک روز، 12 ساعت در حرم کار کرده ام، اما احساس خستگی نمی کنم و بدون اینکه ناراحتی داشته باشم به کار ادامه می دهم. در حال حاضر هم ساعت کاری ام 8 ساعت در روز است و با قدرتی که خدا و خود حضرت عنایت کرده اند، در حال خدمت هستم.
- در حرم مشغول چه فعالیت هایی هستید؟
در همه بخش ها خدمت می کنیم، توزیع نیروها و نظارت به کارهایشان، راهنمایی بیماران به بهداری، نظارت کلی به امور داخل حرم و نظافت کلی حرم.
- زیباترین خاطره از دوران خادمی؟
همه روزهای اینجا برای من زیباست. اما اتفاقی که برای من افتاد مربوط به 2 ماه بعد از شروع به کارم است. برای امور اداری و سوء پیشینه باید می رفتم تفرش. یک روز صبح زود از حرم حرکت کردم و رفتم و قرار بود بعد از انجام کارهای اداری در تفرش ساعت 2 به قم برگردم. وقتی به تفرش رسیدم به من گفتند که چون شناسنامه ات صادره از اراک است، باید بروی اراک. کنار جاده ایستاده بودم و ماشینی نبود که بتوانم خود را به اراک برسانم. به طور معجزه آمیزی یک سواری از کنارم رد شد و دوباره دنده عقب گرفت و برگشت و سوارم کرد. در طول مسیر جریان را تعریف کردم که من خادم حضرت معصومه (س) هستم و برای انجام کارهای اداری استخدام باید به اراک بروم. راننده کنار جاده ایستاد و برایم تعریف کرد که مادر پیری داشته و مریض بوده؛ روزی با مشقت او را به پابوس حضرت می آورد و همان وسط صحن کنار حوض می ایستد و یک جرعه آب از حوض بر می دارد رو به ضریح می گیرد و حضرت را به آن مشت آب قسم می دهد و آن مشت آب را به نیت شفا به مادر می دهد و همان جا مادرش شفا می گیرد. بعد از اینکه من را به اراک رساند، گفت حالا که شما خادمه حضرت هستی اگر یک هفته کارت اینجا طول بکشد، خودم همراهت هستم. از لطف و عنایت حضرت معصومه، کاری که به گفته مسوولین 2 روز باید برای انجام شدنش در اراک می ماندم، دو ساعته انجام شد و من برگشتم و هرگاه از خاطرات زندگی ام طی دوران خدمت بخواهم تعریف کنم، این شیرین ترین خاطره است.
- از نحوه خادم شدنتان بگویید.
من در پی کار بودم. به حرم مراجعه کردم به تولیت حرم پیشنهاد دادم و خانم خواست که به زائرانش خدمت کنم.
- کراماتی که از حضرت دیده اید قابل بازگو کردن هست؟
معمولا زیاد مشاهده می شود که بیماران شفا بگیرند. اما بیماری که الان مدنظر من است؛ پسربچه ای بود که سرطان داشت و پدرش او را از مشهد به قم آورده بود. روزی که شفا گرفت، داستان را پشت تریبون صحن بزرگ اینطور بیان کرد: پسرم را مدتی به دلیل بیماری اش در بیمارستان بستری کردم و چندین بار به پابوس امام رضا (ع) بردم اما آخرین بار خواب دیدم که ثامن الحجج به من گفت باید فرزندت را به پابوس خواهرم ببری. چند روزیست در صحن حرم سرگردانیم تا اینکه همینطور که پسرم خواب بود شروع کردم با بی بی درد و دل کردن و دست به دامانش شدم. خودم هم لحظه ای خوابم برد و یک بانویی را در خواب دیدم که به من گفت بلند شو، دست پسرت را بگیر و ببر. گفتم او بیمار است، آورده ام که شفایش را بگیرم، گفت او خوب شده می توانید بروید وقتی بیدار شدم متوجه گریه پسرم در خواب شدم وقتی بیدارش کردم، برایم خوابش را تعریف کرد و دقیقا عین خوابی بود که من دیده بودم و اکنون سلامت پسرم بازگشته، او قادر به حرکت نبود و الان حرکت می کند، هیچ نوع خوردنی از گلویش پایین نمی رفت و الان قدرت بلع کردن دارد و به لطف و عنایت حضرت پسرم شفا گرفت.
- به نظر شما یک خادم باید چه خصوصیاتی داشته باشد؟
به نظر من یک خادم یا خادمه در ابتدای امر باید خودش کار درست باشد تا بتواند برای دیگران الگو قرار گیرد. خادمان باید از نظر ایمان، اعتقاد و حتی نظافت بهترین باشند.
- اگر بخواهید در روز ولادت از حضرت تقاضایی کنید، چه می گویید؟
بعد از فرج آقا امام زمان (عج) شفا برای تمام بیمارانی که با امید به درگاهش پناه آورده اند و بعد از آن زیارت در دنیا و شفاعت در آخرت را برای همه مسلمین علی الخصوص همه خادمان خواستارم.