سایر زبان ها

صفحه نخست

فیلم

عکس

ورزشی

اجتماعی

باشگاه جوانی

سیاسی

فرهنگ و هنر

اقتصادی

هوش مصنوعی، علم و فناوری

بین الملل

استان ها

رسانه ها

بازار

صفحات داخلی

به بهانه روز سالمند

پیری رسید و فصل جوانی گذشت

۱۳۹۰/۰۷/۰۹ - ۱۵:۵۸:۴۰
کد خبر: ۷۹۶۷۰
هنوز هم وقتی از خاطرات شیرین دوران بچگی در کنار پدربزرگ و مادربزرگ یاد می‌کنیم، صدای مهربانشان را شنیده و دست‌های نوازشگرشان را حس می‌کنیم، ولی افسوس که...
سرویس اجتماعی برنا

هر ساله با فرا رسیدن روز سالمند، به یاد این گفته زیبا می افتم که اگر می خواهیم فراموش نشویم، خودمان نیز فراموش نکنیم. بزرگ ترهای خانواده را یاد کرده و با احترام با آن ها رفتار کنیم تا فرزندانمان بیاموزند و در آینده از ما یاد کنند.

ولی افسوس که فراموش می کنیم گل های زندگیمان در گوشه ای از شهر، چشم به انتظار ما نشسته اند تا شاید روزی و حتی ساعتی را به دیدن آنها رفته و این عزیزان را از چشم به راهی نجات دهیم. پدربزرگ ها و مادربزرگ هایی که روزی چشم و چراغ خانه بودند و هنوز هم وقتی از خاطرات شیرین دوران بچگی در کنار آنها یاد می کنیم، صدای مهربانشان را شنیده و دست های نوازشگرشان را حس می کنیم.

ولی باید پذیرفت که دوران سالمندی فرارسیده و  این عزیزان باید با خصوصیات و ویژگی های خاص این دوران دست و پنجه نرم کنند. به گفته پزشکان، گاهی از زن یا مرد سالمند انتظار می‌رود دیدگاهی را بپذیرد و یا رفتاری داشته باشد که جامعه شایسته می‌داند، در حالیکه دیدگاه‌ها و استعدادهای این افراد ممکن است در جهت‌هایی متفاوت باشد.

در واقع سالمندی لطف و عنایتی است که خداوند نصیب همه بندگانش نمی کند و چه زیباست که انسان ها در این دوره که سرشار از تجربیات گرانبها و گنجینه های پربها هستند، در آستانه غروب زندگی‌شان به سال های طلوع جهان خویش بیندیشند و خود را از تکاپو نیندازند.

سالمندی دوره ای است که در آن، انسان ها به شکرگزاری نعمت های ایزدی بیشتر می پردازند و با قامتی خسته و دلی شکسته، توقع و انتظاراتشان را به هر طریقی که بتوانند، نمایان می کنند.

غرورشان به آنها اجازه نمی دهد که خواسته هایشان را به زبان بیاورند و همین مساله برای اطرافیان مشکل ساز می شود و با بهانه گیری گاهی خاطر اطرافیان را مکدر می کنند و این وظیفه ماست که آرام دل بی قرارشان باشیم تا دعای خیرشان مایه برکت زندگی مان باشد.

در آیه ای از قرآن می خوانیم: «خداوند شما را آفرید و پس از آن نیرو بخشید، سپس شما را در ناتوانی و پیری قرار داد، او هرچه بخواهد، می آفریند و دانای توانا است».

آنچه از این آیه استنباط می شود، ناتوانی انسان ها از بدو خلقت و سپس توانمند شدن، به کمال رسیدن و سرشار از تجربیات خرد و کلان، تلخ و شیرین شدن و دوباره در سیر نزولی قرار گرفتن و به کهولت و پیری رسیدن است. در این دوران سالمندان دوباره همسان کودکی ناتوان که هیچ اراده ای از خود ندارد و نیازمند مراقبت دیگران هستند، می شوند و با همین اوصاف ادامه حیات می دهند.

روانشناسان، سالمندی را اینچنین تعریف می کند که سالمندی و سالخوردگی شبیه به یک سرزمین دیگر است که انسان قصد عزیمت به آنجا را دارد. اگر انسان ها قبل از فرارسیدن موعد، خود را آماده کنند، طبیعتاً در آن سفر آسایش بیشتری دارند و به آنها بیشتر خوش خواهد گذشت.

امام سجاد (ع) نیز درباره حق و حقوق سالمندان فرموده اند: «حق سالخورده این است که حرمت پیری اش را بداری، اگر سوابق فضیلت در اسلام دارد تجلیلش کنی. او را مقدم بداری. در اختلافات خصمانه با او روبه رو نشوی، در راه رفتن بر او سبقت نگیری و پیشاپیش او راه نروی. نادانش نشماری، اگر رفتار جاهلانه کرد، تحمل کنی. به مقتضای سوابق مسلمانی و سالمندی، احترامش کنی که حق سن و سال نیز چون حق اسلام است.»

پس ما جوانترها باید بدانیم که حرمت نگه داشتن سالمندان سفارش اسلام است و اگر برایشان کاری انجام دادیم آن را وظیفه بدانیم نه لطف. باید به این موضوع توجه داشته باشیم که اگر به پست و مقامی رسیده ایم، زیر سایه پر مهر و محبت آنها بوده است و اگر زمانی سایه مهرشان از سرمان کم شود و دعای خیرشان بدرقه راهمان نباشد، دیگر هیچ چیز نخواهیم داشت.
نظر شما