به گزارش برنا، بیمارستان و درمانگاه حیوانات کوچک دانشگاه تهران، ساختمان دوطبقه کوچک است در خیابان قریب. روی بیشتر دیوارها کاغذی چسبانده اند که "از پذیرفتن حیوانات بدون قلاده معذوریم" و ورود حیوان به بیشتر بخش ها به ویژه آزمایشگاه،ممنوع است.
هر طرف را که نگاه میکنید پر از حیوانات بیماری است که برای درمان آمدهاند و آنهایی که برای معاینه به اتاق مخصوص برده میشوند آن قدر ترسیدهاند که صدای تپش قلبهایشان را میتوان شنید!
همه نوع خدمات درمانی در این کلینیک وجود دارد از آزمایشگاه و اتاق عمل گرفته تا اتاق معاینه و عکسبرداری!با این حال برای بیشتر خدمات درمانی دامپزشک مجبور است تا بیمار را بیهوش کند!
«نگهداشتن حیوان خانگی صرفا یک علاقه نیست بلکه عشق است» این را پسر جوانی که برای کاسکوی خاکستری رنگش به درمانگاه آمده میگوید و آن قدر ناراحت است که حال جواب دادن به سوالات را ندارد.
پای صحبت دامپزشکان جوان که مینشینید حرفهای جالبی برای گفتن دارند. این که خیلیها کارشان را جدی نمیگیرند، این که بارها و بارها توسط حیوانات بیمار زخمی شدهاند و این که خبردادن به کسی که حیوانش را از دست داده اصلا کار سادهای نیست و حتی از درگیری صاحبان حیوان بعد از از دست رفتن ان خاطره تعریف میکنند!
دختر یا پسر بودن در این رشته مهم نیست اما یکی از دامپزشکان دختر معتقد است که گاهی اوقات دختر بودن در انجام درمان تاثیر زیادی دارد و ادامه میدهد:مثلا خارج کردن جسم خارجی از چشم حیوان که معمولا زیاد اتفاق میافتد برای دختران که به انجام کارهای ظریف عادت دارند راحتتر است. مکثی میکند و ادامه میدهد: البته کارکردن با حیوانات بزرگتر هم برای آقایان راحتتر است.
«دیگر نمیتوانم نسبت به حیوان بیماری در خیابان رها شده بیتفاوت باشم»، این را یکی از دامپزشکان جوان میگوید و ادامه میدهد: قبل از این که دامپزشکی بخوانم این طور نبودم اما این روزها انگار دربرابر همه حیوانات بیمار احساس وظیفه میکنم!
با این حال هزینههای درمانی حیوانات زیاد است و بسیاری از صاحبان حیوانات از عهده آن بر نمیآیند و ترجیح میدهند تا به صورت تجربی بیمارشان را درمان کنند که در بیشتر مواقع هم موفق نیست!
محمد ملازم یکی از دامپزشکان جوان است، متخصص رادیولوژی و عضو هیات علمی دانشکده دامپزشکی؛ روی میز کارش عکس رادیولوژی کج و کولهای است که معلوم نمیشود برای چه حیوانی است. در مورد درآمد دامپزشکی میگوید: من از دانشگاه حقوق میگیرم؛درآمد پزشکان به عوامل زیادی بستگی دارد. در تهران حدودا صد مطب فعال وجود دارد و عمدتا سرشان شلوغ است.کلینیک ماهیانه بین 20 تا 30 میلیون درآمد دارد، اما کلینیکهای خصوصی را میشناسم که بین 100 تا 200 میلیون درآمد دارند. کلینیکهای معمولی هم بین 4 تا 5 میلیون در ماه درآمد دارند. با این حال ادامه میدهد: بسیاری از افراد ترجیح میدهند تا به درمانگاه دولتی مراجعه کنند.
صحبت درباره درآمد برای کلینیکهای خصوصی کار سختی است و اکثرا از پاسخ به مراجعه کننده طفره می روند.
منشی یکی از کلینیکهای دامپزشکی شمال تهران درباره درآمد اظهار میکند:"اگر خوب کار کنید درآمد خوبی دارد؛ اما نمی شود دقیق گفت چون مبلغ ثابتی ندارد."
هزینه ویزیت 15 هزار تومان است و با توجه به واکسیناسیون و کارهای دیگری که برای حیوان در این کلینیک انجام می شود هزینههای دریافتی متفاوت است و به قول دامپزشک کلینیک یک حیوان که به مطب می آید ممکن است صد هزار تومان هزینه داشته باشد و ادامه میدهد: در مواردی با تزریق 5 هزار تومانی کار انجام می شود. در بعضی موارد هزینه درمانی به مراتب بالاتر است. هر روز بیست، بیست و پنج مورد مراجعه کننده داریم، ضمن اینکه در قسمت لوازم جانبی و غذایی، هم می شود سود خوبی به دست آورد!
در طبقه دوم یک ساختمان قدیمی در یوسف آباد، خانم دکتر که 15 سال مشغول به کار است درباره درآمد دامپزشکان میگوید: کلینیک زیاد شده است ؛بنابر این درآمد بستگی به شرایط دارد، اگر بخواهی گوش مردم را ببرید، از هر مشتری می توان 50 تا 100 تومان گرفت. البته خرید و فروش محصولات جانبی حیوانات خوب است و سود خوبی هم دارد!
از بیمارستان که خارج می شوی. هنوز صدای ناله گربه ای که روی میز معاینه گذاشته شده، بلند است. با خودت فکر میکنید که هر روز در کلینیکهای دامپزشکی چه اتفاقات تلخ و شیرینی رخ میدهد و چه بسا افرادی با چشمان گریان ان جا را ترک میکنند!اتفاقاتی که دامپزشکان نقش زیادی در آن ایفا می کنند و شاید جان صدها حیوان هم از مرگ نجات پیدا کند...