آمدم ای شاه، پناهم بده
خط امانی ز گناهم بده
ای حَرمَت ملجأ درماندگان
دور مران از در و ، راهم بده
ای گل بی خار گلستان عشق
قرب مكانی چو گیاهم بده
لایق وصل تو كه من نیستم
اِذن به یک لحظه نگاهم بده
ای كه حَریمت به مَثَل كهرباست
شوق وسبک خیزی كاهم بده
تاكه ز عشق تو گدازم چو شمع
گرمی جان سوز به آهم بده
لشگرشیطان به كمین من است
بی كسم ای، شاه پناهم بده
از صف مژگان نگهی كن به من
با نظری ، یار و سپاهم بده