به گزارش سرویس قاب نقره برنا، پدران و مادران در خوابند و جوانان هم در برابر حوادثى که با سرنوشت مسلم آنها سر و کار دارد خونسرد و بىتفاوت!
و در این میان هزاران جوان بیگناه قربانى این سهل انگاریها، فراموشکاریها و ندانم کاریها مىگردند و اجتماعى نیز به لجن کشیده مىشود.
راستى عجیب است در طول سال در دنیا هزاران انجمن، سمینار، کنگره و مانند آن براى مطالعه درباره معادن زیر دریاها، جانوران مختلف اقیانوسها، مسیر بادها و طوفانها، آفات غوزه پنبه و جو دوسر، بر افتادن نسل بزهاى کوهى و کاهش پنگوئن ها، ساختمان درونى کرم شب تاب و مانند اینها تشکیل مىگردد و دانشمندان سراسر جهان در یک جا جمع مى شوند و به بحث مىپردازند اما چیزى که اگر هم صحبتى روى آن مىشود در مقیاس خود بسیار کم و ناچیز است مسائل مربوط به جوانان یعنى فعالترین و گرانبهاترین ذخایر انسانى جامعه ها مىباشد.
چه مى توان کرد؟
بر دنیاى امروز ما عقل و منطق حکومت نمىکند. واقعیات به حساب نمىآید، غالباً مسیر حوادث و مسائل را یک مشت انگیزههاى شخصى، منطقهاى، احساساتى، تفننى و امورى که بیشتر با سطح و ظواهر اجتماع سر و کار دارد، تعیین مىکند.
و الا نباید مسئلهاى به این اهمیت تا این اندازه فراموش شده باشد، این سهلانگارى متفکران و دانشمندان بشر مانع از آن نمىشود که خود جوانان و پدران و مادران مسئولیتهاى خطیر خود را در این وسط از یاد ببرند اگر دایه ها را دامان نسوزد عجب نیست دل مادر چرا نسوزد؟
ماشینى شدن هر چه بیشتر زندگى
در میان انبوه مشکلاتى که جوانان امروز با آن روبه رو هستند هیچکدام در اهمیت به پایه مشکل جنسى نمىرسد و با نهایت تأسف باید اعتراف کرد این مشکل با ماشینى شدن هر چه بیشتر زندگى و افزایش مدت تحصیل و دورههاى تخصصى و راه یافتن تجمل به همه خانواده ها و تزلزل پایههاى اعتماد دختران و پسران به یکدیگر، روز به روز بغرنج تر و پیچیده تر مىشود.
حضرت آیت الله مکارم شیرازی در ادامه این نوشته خود در کتاب "مشکلات جنسی جوانان" مینویسد: ما این مسائل را به طور عریان و صریح مطرح کرده و راه حلهایى نشان دادهایم و على رغم تصور عدهاى که خیال مىکنند کار به بن بست کشیده، ثابت کردهایم مسئله این طور هم نیست و اگر جوانان و پدران و مادران مصمم به حل این مشکل باشند راه حلهاى قابل توجهى دارد.
ضمناً بحثى درباره «انحرافات جنسى» و راه درمان و پیشگیرى آن به صورت زنده و عملى طرح کرده ایم که مطالعه آن مسلّماً به همه جوانان آگاهى فراوانى براى نجات از چنگال این موضوع خواهد داد.
بررسی مشکلات ازدواج جوانان
مىدانیم آمار ازدواج (مخصوصاً در سال هاى اخیر) به میزان قابل توجهى کاهش یافته و بعکس سن ازدواج، به خصوص در شهرهاى بزرگ و نقاطى که به تمدن نزدیک تر است، بالا رفته تا آن جا که ازدواج در سنینى صورت مىگیرد که «شور» و «طراوت» جوانى تقریباً از میان رفته و بهترین فرصت طبیعى ازدواج پایان یافته است.
البته این وضع معلول عوامل مختلفى است که از میان آنها چهار عامل زیر از همه مهمتر است:
1- طولانى شدن دوران تحصیل.
2- امکان ارتباط هاى نامشروع.
3- عدم تأمین نیازمندهاى زندگى (به طور دلخواه) و هزینه سنگین ازدواج.
4- فقدان اعتماد پسران و دختران جوان نسبت به یکدیگر.
در این جا دو قسمت اول را که از اهمیت بیشترى برخوردار است مورد بررسى دقیق قرار مىدهیم.
طولانى شدن دوران تحصیل، نخستین مشکل بزرگ در راه ازدواج جوانان
گرچه نیاز به تذکر ندارد که همه کسانى که از زیر بار مسأله حیاتى ازدواج فرار مىکنند به علت اشتغال به تحصیل نیست چه این که بسیارند کسانى که مدتها پس از پایان تحصیل همچنان مجرد مىمانند و یا اصولا مدتهاست ترک تحصیل کردهاند و باز هم مجردند.
ولى این را هم نمىتوان انکار کرد که طولانى شدن دوران تحصیل یک «مانع بزرگ و مهم» براى بسیارى از جوانان در راه ازدواج محسوب مىگردد.
دوران تحصیلى براى بسیارى از رشته ها در حدود 18 سال یا کمى کمتر است و بنابراین یک جوان هنگامى مىتواند نفس آزادى بکشد که تقریباً 25 سال دارد، تازه «جوانى است جویاى کار» (اگر بتوانیم کلمه جوان را به معناى واقعى درباره او به کار ببریم، زیرا قسمت عمده جوانى را پشت سر گذاشته و تنها حاشیه آن باقیمانده است!).
و چنین به نظر مىرسد که در دنیاى آینده که دنیاى تخصص است این سن، از این هم بالاتر برود و شاید تا حدود 35 سالگى ادامه یابد!
اکنون این سؤال پیش مى آید که آیا باید «ازدواج» حتماً متوقف بر «پایان دوران تحصیل» باشد هر قدر دوران تحصیل طولانى تر گردد؟ یا باید این رابطه را که بعضى تصور مىکنند ناگسستنى است میان این دو از بین برد، و جوانان را از این شرط فوق العاده سنگین آزاد ساخت.
ولى از طرفى یک جوان محصل که خود به صورت یک «دستگاه مصرف» و «هزینه تراش» است، نه یک «دستگاه تولید» و ایجاد درآمد، چگونه مىتواند دم از ازدواج با آن بارهاى سنگین و کمرشکن، بزند؟ و چگونه مىتوان رابطه ازدواج را با پایان تحصیل انکار کرد؟
به عقیده ما اگر کمى آزاد فکر کنیم و از دنباله روى هاى غلط بپرهیزیم حل این مسأله زیاد مشکل نیست و طرح روشنى براى آن وجود دارد و آن این که:
چه مانعى دارد جوانان در دوران تحصیل - هنگامى که به سنین مناسب ازدواج مىرسند - شریک زندگى آینده خود را با مشورت با پدران و مادران و دوستان دلسوز روشن انتخاب کنند، نخست یک نوع نامزدى مشروع (خواندن عقد ازدواج و انجام مراسم مذهبى و قانونى، بدون مراسم عروسى) که نیاز به هیچ گونه تشریفات و تجملات و هزینههاى سنگین ندارد، در میان آنها برقرار گردد و دختر و پسر بدانند به یکدیگر تعلق دارند و شریک زندگى آینده یکدیگر خواهند بود.
سپس با فراهم شدن امکانات در نخستین فرصت اقدام به بقیه مراسم ازدواج و عروسى با وضع ساده و آبرومندى کنند. فایده این طرح، نخست این است که یک آرامش روحى به جوانان مىبخشد و به زندگى آنها نور امید مىپاشد و از هیولاى وحشتناکى از آینده مبهم که بسیارى از مجردان را آزار مى دهد نجات مىبخشد.
و دیگر این که آنها را در برابر بسیارى از انحرافات اخلاقى بیمه مى کند و از تلف کردن وقتهاى فراوانى که به هنگام امکانات آغاز یک زندگى مشترک به منظور پیدا کردن همسر مناسب مصرف مىگردد، نجات و رهایى مىبخشد و زندگى آنها را در یک مسیر طبیعى قرار مىدهد.
انجام این طرح براى اکثر جوانان ممکن است. اگر پدران و مادران، هوشیارى به خرج دهند، خود جوانان هم درست بیندیشند و این طرح معمول گردد قسمت قابل توجهى از مشکلات مربوط به این مسأله حل خواهد شد.
خلاصه این که برقرارى مراسم نامزدى شرعى (عقد خوانده) و پیوند تعلق یک پسر و دختر به یکدیگر، به جوانان امکان مىدهد که قسمت قابل توجهى از نیاز جنسى خود را از این راه برطرف کنند، زیرا دوران نامزدى دورانى است که بسیارى از مزایاى زندگى زناشویى را در بر دارد و مقدار قابل ملاحظه اى از محرومیتهاى جوانان را جبران خواهد نمود و به این وسیله مىتوان جوانان را از آلودگى به فحشا و انحرافات جنسى نگاه داشت، بدون این که هزینه اضافى خاصى به خانواده پسر یا دختر تحمیل گردد و یا مسأله به وجود آمدن فرزند پیش آید و مشکلى براى ادامه تحصیل آنها ایجاد نماید.
اگر راستى پدران و مادران و همچنین جوانان خواهان سعادتند راه این است و نشستن در انتظار پایان دوران تحصیلات عالى و سپس پیدا کردن یک شغل مناسب و آبرومند و پردرآمد و تهیه خانه و اتومبیل و وسایل دیگر و هزینه هاى سنگین ازدواج تشریفاتى، نتیجه اش، علاوه بر آلودگى شدید جوانان و هزاران گونه انحراف، این مىشود که غالباً در سنین نزدیک به 35 یا 40 سالگى که دوران (بازنشستگى)! کم کم نزدیک مى شود اقدام به ازدواج کنند و این گونه ازدواج ها صددرصد غیر طبیعى و فاقد روح و اصالت است، به دلیل این که هیچ گونه هماهنگى با سازمان هاى وجود انسان و تاریخى که غرائز طبیعى براى ازدواج تعیین کرده اند ندارد.
ادامه دارد...