به گزارش خبرنگار «نیمرخ» برنا، یکی از دلایل پیچیدگی روابط انسان پیچیدگی در دستگاه زبانی وی است. از سویی تاریخچه فرهنگی هر جامعه بر چگونگی استفاده از دستگاه زبانی بسیار تاثیرگذار است.
نکتهای که در استفاده از زبان به عنوان ابزاری برای تعامل و انتقال وجود دارد تاثیرات ظریفی است که واژههای بسیار جزئی اما تاثیرگذار در روابط ما برجای میگذارند.
آنچه واژهها را به شخصیتها متصل میکند اشتراکات فرهنگی ما در هضم و درک این واژهها است و هر شخصیت متناسب با ویژگیهای فردی از واژههای خاصی که توانایی انتقال بیشتری دارند استفاده میکند. اگرچه استفاده از واژهها وابسته با دانش فرد است اما چون قدرت بیان هیجانی دارد به سادگی با ساحت روانشناختی فرد همگون شده و میتواند نشان از ویژگیهای نسبتاً ثابت فرد داشته باشد مگر آنکه فرد با کنترل سعی در استفاده متعمدانه از واژهها داشته باشد که اصولاً در لحظات هیجانی میتوان نوسانات غیر عادی را در این افراد مشاهده کرد.
حساسیتهای نسبتاً هشیاری نسبت به واژههای خاصی که در ارتباط با عزت نفس است وجود دارد. در استفاده از این واژههای به ظاهر ساده بایستی کمی دقت کنید.
«و» به جای «ما»
واژه «اما» مانند یک پاک کن است و همه چیزهای ماقبل خود را پاک میکند. وقتی کسی میگوید البته همواره «اما» به این شکل استفاده نمی شود «اما اما اما اما» احساسی که از واژه اما انتقال داده میشود احساس خوشایندی نیست. در صورت لزوم استفاده از این واژه از ملازمات هیجانی مثبت و بازخوردهای فیزکی متناسب استفاده کنید.
جانشنی واژه «و» به جای اما بسیار ساده و در عین حال بسیار مهم است، زیرا ضمن اینکه آنچه را قبلاً وجود داشته است باقی میگذارد، چیزی به آن اضافه میکند. اینکه میگوییم: «نیازهای شما مهم است و...» بدین معنی است که ما خواستههای شما را نادیده نمیگیریم و بعداً مسائل مورد نظر خودمان را هم بیان میکنیم.
از واژه «و» بیشتر و از «اما» کمتر استفاده کنید.
واژه «من»
ما غالباً سعی میکنیم تا سایرین را وادار کنیم مثل ما رفتار کنند و به آن چیزی معتقد باشند که ما معتقدیم. طبعاً این کار خوشایند نیست، همان گونه که وقتی دیگران تلاش میکنند ما را به تبعیت از رفتار یا عقیده خودشان وادار سازند، ناراحت میشویم.
بخشی از این مشکل، به واژههایی مربوط میشود که در روابط خود با دیگران استفاده میکنیم. برای مثال در بسیاری از روابط وقتی چرایی مطرح میشود افراد به جای توضیح موضوع از واژه «من» با اتکاء به تجربه یا علم خود استفاده میکنند که در بسیاری از موارد میتواند حالت دفاعی ایجاد کند. برای مثال در یک رابطه کارفرما یا کارگر یا هر نوع رابطه ای که امکان اعمال نفوذ، قدرت و انتخاب برابر نیست این اتفاق زیاد میافتد. برای مثال :
- برای چی باید این کار را بکنم؟!
- چون من میگویم.
من میتواند نقشی مقابل با «من» قبلی داشته باشد و آن زمانی است که میخواهیم ابراز هیجان و یا ابراز وجود کنیم. در این زمانها به جای تاکید بر دیگران بر احساسات خود تمرکز کنید اینچنین میتوانید از دفاعی شدن طرف مقابل جلوگیری کنید و وی را به گوش دادن ترغیب کنید. برای مثال وقتی از دست همسرتان ناراحت هستید به جای آنکه بگویید «وقتی شما اینجوری رفتار میکنی من هم اینجوری میشم» بگویید «وقتی روابطمان به این سمت حرکت می کند احساس می کنم...».
از پرسشهایی که با «چرا» شروع میشوند، اجتناب کنید
گاهی پرسشهایی که با چرا شروع می شوند دیگران را به دفاع وا میدارند. برای مثال «چرا زود میروی؟ چرا غذات رو نمیخوری؟» و چراهای دیگری که احساس فشار و دفاع را در طرف مقابل بر میانگیزاند که گاه در دل خود بگویید«خوب میکنم، فضولی؟ به شما مربوط نیست!»
آنچه در مکالمات بایستی در نظر گرفته شود افسون واژهها است. برای استفاده از واژهها برنامه داشته باشید، مطالعه کنید و سعی کنید بهترین واژهها را برای انتقال مفاهیم انتخاب کنید.