سایر زبان ها

صفحه نخست

فیلم

عکس

ورزشی

اجتماعی

باشگاه جوانی

سیاسی

فرهنگ و هنر

اقتصادی

هوش مصنوعی، علم و فناوری

بین الملل

استان ها

رسانه ها

بازار

صفحات داخلی

تعلیم و تعلم از منظر قرآن کریم

برخی به جای گوش دادن به حرف مرجع تقلید نسخه می‌پیچند و آن را می‌جوشانند و می‌خورند

۱۳۹۰/۰۸/۰۲ - ۲۲:۴۶:۱۶
کد خبر: ۸۳۶۹۷
در فرهنگ قرآن کریم اگر عالمی‌ در شهری از دنیا برود یا از آن شهر خارج گردد، از ارزش و اهمیت آن شهر، کاسته می‌شود.
به گزارش سرویس قاب نقره برنا، حضرت آیت الله مظاهری، استاد حوزه علمیه اصفهان در آخرین درس اخلاق خود که در مسجد حکیم اصفهان برگزار شد درباره تعلیم و تعلم از منظر قرآن گفت: برخورداری از علم و متابعت از عالم، مانع سقوط و تمرد از علم و عالم، عامل سقوط است. شیطان با آن مقامی‌ که در درگاه الهی داشت، در اثر استکبار در برابر عالم و عدم فراگیری علم از عالم، سقوط کرد و آدم که در آن موقع، مقامی‌مانند شیطان نداشت.

ایشان همچنین در ادامه سخنانشان در درس اخلاق گفت: در فرهنگ قرآن کریم، تا زمانی که آن علما و آن پیامبران در آن منطقه نبودند، آنجا «ده» بود، اما وقتی آن پیامبران برای تبلیغ دین و ترویج علم در آن منطقه حضور یافتند، آنجا «شهر» شد. بر این اساس، اگر عالمی‌ در شهری از دنیا برود یا از آن شهر خارج گردد، از ارزش و اهمیت آن شهر، کاسته می‌شود.

آنچه در ادامه می‌خوانید مشروح سخنان حضرت آیت الله مظاهری است که پایگاه اطلاع رسانی معظم له آن را منتشر نموده است:

تعلیم و تعلم، از منظر قرآن کریم فضیلت ارزشمندی است و در آیاتی به امتیازات علم و عالم اشاره شده است. در این جلسه به ذکر چند آیه از آیات مزبور می‌پردازیم.

مثلاً در سوره بقره، ابتدا می‌فرماید: «وَ عَلمَ ءَادَمَ الْأَسمَْاءَ كلُهَا»، سپس از ملائکه در خصوص عدم برخورداری آنان از علم، اقرار می‌گیرد، چنان‌که گفتند: «سُبْحَانَكَ لَا عِلْمَ لَنَا إِلا مَا عَلمْتَنَا» و پس از آن به آدم امر می‌فرماید که آنچه فراگرفته است را به ملائکه بیاموزد: «قَالَ یادَمُ أَنبِئْهُم بِأَسمَْائهِِمْ»، بعد به ملائکه می‌فرماید: به آدم سجده کنید: «وَ إِذْ قُلْنَا لِلْمَلَئكَةِ اسْجُدُواْ لاَِدَمَ»(1).

در واقع خداوند متعال در این آیات نورانی می‌فرماید: چون آدم عالِم به عالَم وجود شد و علم ماکان و ما یَکون وَ ماهو کائِن را به او آموختیم و در این باره معلم ملائکه شد، به ملائکه خطاب شد که به آدم، یعنی به معلم خود، سجده کنید. همه و همه سجده کردند جز ابلیس، و او هم چون نفهمیدگی کرد، رانده درگاه خداوند شد و سقوط کرد.

نتیجه اینکه: برخورداری از علم و متابعت از عالم، مانع سقوط و تمرد از علم و عالم، عامل سقوط است. شیطان با آن مقامی‌ که در درگاه الهی داشت، در اثر استکبار در برابر عالم و عدم فراگیری علم از عالم، سقوط کرد و آدم که در آن موقع، مقامی‌ مانند شیطان نداشت و تنها به این جهت که مخلوق خداوند بود، به او اهمیت می‌دادند، به خاطر فراگیری علم و نیز تعلیم علم به ملائکه، به مقامی‌ رسید که به امر خدای تعالی مسجود ملائکه شد و آنان دریافتند که باید در مقابل او تواضع کنند؛ همه ملائکه حتی ملائکه مقرب خداوند، نظیر جبرئیل، میکائیل، اسرافیل و حمله عرش به او سجده کردند و در مقابل او والاترین حد تواضع و فروتنی را به نمایش گذاشتند.

قرآن شریف در آیه دیگری، علت خلقت عالم وجود را، تعلیم و تعلم بر می‌شمرد و می‌فرماید: «اللهُ الذی خَلَقَ سَبْعَ سَماواتٍ وَ مِنَ الْأَرْضِ مِثْلَهُن یتَنَزلُ الْأَمْرُ بَینَهُن لِتَعْلَمُوا أَن اللهَ عَلى‏ كُل شَی‏ءٍ قَدیرٌ وَ أَن اللهَ قَدْ أَحاطَ بِكُل شَی‏ءٍ عِلْما»(2).

خلقت آسمان‌های هفت‌گانه و زمین هفت‌گانه برای چیست؟ «لتعلموا»، یعنی اگر از ما بپرسند هدف از خلقت عالم وجود چیست؟ بر اساس این آیه پاسخ می‌دهیم: علم، عالم، متعلم و تعلیم و تعلم.

آیاتی از سوره یس، بیان‌گر نکته دقیق و ظریفی در رابطه با فضیلت علم و ارزش عالم است که توجه جدی می‌طلبد. در این آیات شریفه، ابتدا از دهی به نام «انطاکیه» یاد می‌کند و به رسول خود می‌فرماید که اهل آن ده را برای مردم مثال بزند: «وَ اضْرِبْ لَهُمْ مَثَلاً أَصْحابَ الْقَرْیةِ»(3).

سپس بیان می‌فرماید که چند پیامبر برای تبلیغ به آن ده عزیمت کردند و مردم زیر بار تبلیغ آنان نرفتند. نکته جالب و درس‌آموز این آیات آن است که پس از بیان حضور پیامبران الهی در آن ده، از آن منطقه به عنوان«شهر» نام می‌برد: «وَ جاءَ مِنْ أَقْصَا الْمَدینَةِ رَجُلٌ»(4).

یعنی در فرهنگ قرآن کریم، تا زمانی که آن علما و آن پیامبران در آن منطقه نبودند، آنجا «ده» بود، اما وقتی آن پیامبران برای تبلیغ دین و ترویج علم در آن منطقه حضور یافتند، آنجا «شهر» شد. بر این اساس، اگر عالمی‌ در شهری از دنیا برود یا از آن شهر خارج گردد، از ارزش و اهمیت آن شهر، کاسته می‌شود.

قرآن شریف، در آیات نورانی دیگری، حکومت را منحصر به کسی می‌داند که از علم و عصمت برخوردار باشد؛ در قضیه جالوت و طالوت، نقل میکند که پیامبر آن زمان، حکومت و سرلشکری یک لشکر را به یک جوان سپرد، اما گروهی اعتراض کردند که چرا با وجود افراد سال‌خورده و مشهور، این جوان را مسئول کردید؟! آنگاه قرآن کریم از زبان آن پیامبر می‌فرماید: «إِن اللهَ اصْطَفاهُ عَلَیكُمْ وَ زادَهُ بَسْطَةً فِی الْعِلْمِ وَ الْجِسْمِ»(5).

در بیان علت آن انتخاب، می‌فرماید: او دو صفت دارد؛ اولاً عالم است و ثانیاً قدرتمند است در اینکه بتواند بر نفس خود مسلط باشد و نیز دارای شجاعت لازم برای پیروزی باشد. از این بیان قرآن کریم، ضرورت برخورداری حاکم از علم و عصمت، برداشت می‌شود. یعنی امامت و ولایت مسلمین از نظر قرآن کریم متعلق به شخصیت بزرگی نظیر امیرالمؤمنین«سلام‌الله‌علیه» است که از علم و عصمت مطلق برخوردار است و در قدرت تسلط بر نفس و بر دشمنان مسلمین، بی‌نظیر می‌باشد.

تعلیم و تعلم از منظر روایات
تعلیم و تعلم و تحصیل علم، در روایات اهل بیت(ع) نیز جایگاه برجسته‌ای دارد. مرحوم علامه مجلسی‌(ره) در جلد اول کتاب ارزشمند بحارالانوار، روایات متعددی راجع به فضائل علم و عالم و ارزش تعلیم و تعلم جمع آوری کرده است و اکنون فرصت بازگویی و بیان آن روایات نیست و فرصت مستقلی می‌طلبد. همچنین مرحوم شیخ صدوق(ره)، صاحب کتب ارزشمندی نظیر «من لایحضره الفقیه» که از علمای بزرگ است و در تشیع، از شرافت والایی برخوردار می‌باشد، در زمینه تعلیم و تعلم، روایات ارزشمندی گردآوری کرده و در این خصوص مطالب مفیدی هم بیان کرده است. مرحوم محدث قمی(ره) در مفاتیح الجنان از قول شیخ صدوق نقل کرده است که در یک جلسه علم، بین علمای بزرگ، در خصوص افضل اعمال در شب قدر، مذاکره شد و همه به اتفاق گفتند: با فضیلت ترینِ اعمال در شب قدر، تعلیم و تعلم است. یعنی در حالی که شب قدر، شب احیاء و شب نزول قرآن است و فضایل آن بسیار می‌باشد و در حالی که بر انس با قرآن و نماز و مناجات در آن شب، بسیار سفارش شده است، اما فضیلت تعلیم و تعلم و مذاکره علمی، ارزشمندتر و با فضیلت‌تر از آن اعمال است.

بر این اساس، برترینِ اعمال در شب قدر، این است که مردم از عالم دینی، اعتقادات، اخلاق یا احکام بیاموزند. یعنی کاری ارزشمندتر و با فضیلت‌تر از علم اندوزی وجود ندارد، وگرنه جایگزین تعلیم و تعلم در شب قدر می‌شد.

پیامبر اکرم(ص) در روایتی می‌فرمایند: «إِنمَا الْعِلْمُ ثَلَاثَةٌ آیةٌ مُحْكَمَةٌ أَوْ فَرِیضَةٌ عَادِلَةٌ أَوْ سُنةٌ قَائِمَةٌ وَ مَا خَلَاهُن فَهُوَ فَضْلٌ»(6).

بنابراین لازم است که همگان به خصوص جوانان، دست کم یک ساعت در شبانه‌روز، راجع به احکام، اخلاق و اعتقادات، تعلیم و تعلم داشته باشند تا هدایت شوند و سقوط نکنند.

تعلیم و تعلم، واجب عقلی و شرعی
تعلیم و تعلم و تحصیل علم واجب است و از مهم‌ترینِ واجبات نیز محسوب می‌شود. نماز، روزه و حج، واجب است، اما فراگیری مسائل مربوط به این واجبات که با تعلیم و تعلم حاصل می‌شود، واجب‌تر و مهم‌تر است.

وجوب تعلیم و تعلم و اهمیت فراوان آن، امری عقلی است که همه آن را درک میکنند؛ زیرا عقل انسان به خوبی درک می‌کند که جهل، موجب سقوط و علم، مانع سقوط است و اگر کسی بخواهد سقوط نکند، یا باید عالم باشد یا از یک عالم پیروی نماید.

اگر کسی قصد سفر از شهر خود به شهر دیگری را داشته باشد، عقل او حکم می‌کند که یا خود راه را بلد باشد یا مسیر را از یک راهنما که به آن راه و پیچ و خم آن عالم است، بپرسد و بر اساس راهنمایی و دستور او حرکت کند تا به مقصد برسد، وگرنه ممکن است پس از طی مسیری طولانی، به همان اندازه از مقصد دور شود و توجه به گمراهی و انحراف خود نداشته باشد.

اگر فرزند کسی بیمار باشد و احتمال خطر بدهد، عقل او میگوید که طبق دستور پزشک متخصص او را مداوا کند؛ زیرا مداوای سرخودی پدر و مادری که در زمینه پزشکی متخصص نیستند، نه تنها موجب بهبودی فرزند نمی‌شود، بلکه خطرات جسمی‌و جانی برای او درپی خواهد داشت.

هدایت و رستگاری انسان و رسیدن او به کمال نیز، محتاج پیمودن صراط مستقیم است و پیمودن صراط مستقیم، بدون بهره گیری از عالم متقی و مراجعه به کسی که راه هدایت را شناخته و پیموده است، امکان ندارد.

ضرورت فراگیری احکام شرعی
فراگیری احکام شرعی از نظر عقل و شرع، واجب است. افرادی که می‌توانند و امکان آن را دارند، باید مجتهد شوند و علاوه بر خود، دیگران را نیز از احکام و مسائل دینی آگاه سازند. ولی از آن‌جا که مجتهد شدن و نوشتن رساله توضیح المسائل، نیازمند یک عمر تلاش علمی‌و عملی است و هرکسی از عهده آن بر نمی‌آید، عقل سلیم حکم می‌کند که اگر کسی نتوانست عالم دینی و مجتهد شود، احکام شرعی خود را از یک مجتهد الشرایط فرا بگیرد و بر اساس فتوای او عمل کند تا رستگار گردد.

همان‌طور که همه نمی‌توانند پزشک متخصص شوند و از این جهت ناچارند به متخصص مراجعه کنند، در امر دین نیز چون برای همه مقدور نیست که عالم شوند، باید برای فراگیری مسائل و احکام شرعی، به علمای دین رجوع نمایند.

وقتی بیمار به یک پزشک متخصص که سال‌ها زحمت کشیده و تلاش علمی‌داشته، مراجعه می‌کند، برای بهبود و سلامتی خود باید از او تبعیت کامل داشته باشد و هرچه دستور داد، عیناً عمل کند، وگرنه عقل خودش و دیگران او را مؤاخذه می‌کنند. حتی چون و چرا و سؤال از علت دستور پزشک، توسط افراد غیر وارد، امری غیر عقلی و غیر منطقی است و مورد پسند هیچ‌کس نیست.

در زمینه احکام شرعی نیز نظیر موضوع پزشکی یا هر تخصص دیگری، سؤال از علت احکام و چون و چرا معنا ندارد، زیرا انسان باید عالم به علوم دینی و مسلط به منابع و تعالیم اسلامی‌باشد تا بتواند علت فتاوا و احکام صادره را درک کند یا در مورد آن مباحثه و مذاکره نماید.

بنابراین افراد معمولی و عوام مردم که نسبت به علوم دینی آگاهی لازم را ندارند، باید اعمال خود را طبق رساله توضیح المسائل انجام دهند و بدانند که سرخودی عمل کردن و از خود درآوری، موجب سقوط و انحراف می‌شود.

متأسفانه امروزه بسیاری از مردم مسائل شرعی خود را بلد نیستند و نسبت به واجبات و محرمات، آگاهی لازم را ندارند. حتی برخی از کسانی که با مسجد و روحانیت ارتباط دارند نیز اعمال خود را صحیح انجام نمی‌دهند. آنان که ارتباط خود را با مراجع تقلید و رساله توضیح المسائل قطع کرده‌اند، به بی‌راهه می‌روند و آنان که با علما و مراجع ارتباط دارند و اعمال خود را از روی خودسری، غلط انجام می‌دهند نیز در مسیر هدایت واقع نمی‌شوند. این افراد نظیر کسی هستند که دستور پزشک را درست نفهمیده بود و بدون سؤال مجدد و با خودرأیی، به جای اینکه طبق نسخه پزشک، دارو تهیه کند و بجوشاند و بخورد، برگه نسخه را در ظرف آب جوشانده و همان کاغذ را خورده بود و انتظار بهبودی هم داشت.

امروزه بسیاری از مردم به جای اینکه حرف مرجع تقلیدشان را بشنوند و به آن عمل کنند، در مقابل مرجع تقلید، نسخه می‌پیچند و نسخه را می‌جوشانند و می‌خورند و از سقوط خود نیز تعجب می‌کنند.

جوانان عزیز باید مسائل شرعی خود را از عالمی‌ که تسلط بر احکام شرعی دارد بپرسند و به پاسخ او عمل کنند. کوتاهی در پرسیدن و نیز کوتاهی در عمل کردن، سرانجامی‌ جز انحراف و سقوط نخواهد داشت.

مراجع تقلید در ازای یک عمر زحمت علمی‌و عملی و تقدیم رساله عملیه خود به مردم، نه از آنان پول می‌خواهند و نه انتظار پاداش و قدردانی دارند، تنها پاداش آنان این است که مردم به رساله عمل کنند و رستگار شوند. اگر در روز قیامت، مراجع تقلید از مردم بپرسند که چرا به رساله که حاصل یک عمر تلاش ما بود عمل نکردید و چرا در جوانی قدری از عمر خود را صرف فراگیری احکام شرعی نکردید؟ چه کسی پاسخ مناسب برای سؤال ایشان دارد؟

کسی که در قیامت مورد بازخواست و شکایت مراجع تقلید و علمای ربانی واقع شود، سقوط او حتمی‌خواهد بود؛ زیرا در دنیا در صراط مستقیم حرکت نکرده است که اکنون بتواند نجات یابد.

ضرورت تسلط بر اصول و مبانی اعتقادی
مطالعه و تحقیق در اعتقادات و فراگیری اصول اعتقادی نیز ضروری است. همه، مخصوصاً جوانان باید در اعتقادات مجتهد باشند؛ یعنی به اندازه کافی در این زمینه تحقیق و مطالعه کنند و با بتوانند با بارائه برهان و بیان استدلال محکم و قوی، از مبانی اعتقادی تشیع دفاع نمایند.

تقلید در اصول دین و اعتقادات جایز نیست. مسلمان باید از راه استدلال به اصول دین خود اطمینان پیدا کند. تقلید مربوط به احکام است و آن هم از سر ناچاری و اضطرار مجاز شمرده شده است، زیرا همان‌طور که بیان شد، دامنه فقه گسترده است و اجتهاد در آن، نیاز به سال‌ها و بلکه یک عمر تلاش علمی‌دارد و از آنجا امکان آن برای همگاه فراهم نیست که مجتهد جامع‌الشرایط شوند، مردم باید در احکام از یک مجتهد جامع‌الشرایط تقلید کنند.

اما در اعتقادات چنین اضطراری وجود ندارد و همه باید خود به مطالعه اصول دین و فراگیری براهین و استدلال‌های اثبات توحید، عدل، نبوت، امامت و معاد بپردازند. افزون بر این، تشیع، چهل مسئله اعتقادی دارد که همه و به ویژه جوانان باید بتوانند این چهل مسئله را با اقامه دلیل محکم اثبات کنند. مثلاً یک جوان شیعه باید قادر باشد با دلایل محکم و متقن، وجود خداوند، عدل او، بعثت پیامبران و پیامبر خاتم، حقانیت و معجزات قرآن، امامت دوازده امام، غیبت و ظهور حضرت ولی عصر، توسل، شفاعت، ضرورت معاد، معاد جسمانی و مسائلی از این قبیل را اثبات کند.

اگر جوانان به مبانی اعتقادی مسلط نباشند، نمی‌توانند در برابر شبهات روزافزون بیگانگان و دشمنان اسلام و تشیع مقاومت کنند و گمراه می‌شوند. امروزه، رسانه‌های متعددی مشغول تبلیغ علیه تشیع هستند. از نظام جمهوری اسلامی‌ضربه خورده‌اند و چون پایه نظام، تشیع است، به تشیع ضربه می‌زنند. در جنگ نظامی‌نتوانستند به اهداف خود برسند و برای جبران خسارات ناشی از دفاع مقدس جوانان ایرانی، به جنگ نرم با آنان روی آورده‌اند.

در جنگ نرم نیز با دو ابزار و سلاح مهم به پیکار با جوانان عزیز ایرانی می‌پردازند:

اول: با شبکه‌های مبتذل ماهواره‌ای و سایت‌های اینترنتی به گسترش فساد اخلاقی می‌پردازند و بی‌بند و باری را در بین جوانان ترویج می‌کنند. با کمال تأسف باید گفت: در این زمینه موفق بوده‌اند و همه هم بی تفاوتند.

دوم: شبهات رنگین و زرق و برق داری در ذهن جوانان ایجاد می‌کنند. رسانه‌های فراوانی به صورت شبانه‌روزی علیه اسلام، تشیع و روحانیت فعالیت می‌کنند.

با این اوصاف، چه کسی میتواند در این جنگ نرم پیروز شود؟ کسی که یا عالم و یا متعلم باشد و در هر دو صورت، به دین اسلام آشنایی کامل داشته باشد. چهل مسئله تشیع را با اجتهاد بداند و معنای اجتهاد این‌است که با دلیل بداند و اگر هم شبهه‌ای در ذهن او پدید آمد، بتواند شبهه را رفع کند.

اجتهاد در اعتقادات، از نماز و روزه واجب‌تر است. از رفتن به مکه و انجام حج، که همه مشتاق آن هستند، واجب‌تر است. از طواف خانه خدا در محضر رسول گرامی«صلی‌الله‌علی‌و‌آله‌وسلم»، والاتر است. ولی متأسفانه همه در این زمینه کوتاهی می‌کنند و با کوتاهی خود، راه سقوط را طی می‌کنند.

کوتاهی در فراگیری اعتقادات، موجب می‌شود از یک سو شبهه اعتقادی و از سوی دیگر، وسوسه شیطان در دل انسان رخنه کند. شیطان انسی از طریق رسانه، ماهواره و اینترنت‌، ایجاد شبهه میکند و شیطان جنی از طریق وسوسه پنهانی آن‌ شبهه را القا میکند. این دو شیطان و اعوان و انصار آن‌ها، پشت به پشت یکدیگر می‌دهند و سرانجامی‌جز سقوط و نابودی برای انسان پدید نمی‌آورند.

جوانان عزیز! آگاه باشید که پس از این همه تأکید قرآن و عترت بر ضرورت تعلیم و تعلم و بعد از اتمام حجتی که مکرراً در این زمینه شده است، در قیامت عذر کسی پذیرفته نیست. نه عذر خود جوانان که در اثر کوتاهی، منحرف و بی‌دین شده‌اند پذیرفته می‌شود و نه عذر پدر و مادر آنان که در زمینه دین‌داری آنان کوتاهی کرده‌اند را خداوند می‌پذیرد و اگر کسی منحرف شد، جایگاهی به جز جهنم نخواهد داشت.

ملائکه غضب، هنگام مرگ این افراد می‌آیند و با تازیانه آتشین، جان آنان را میگیرند و می‌پرسند: دین شما در دنیا چه وضعیتی داشت؟ آنان می‌گویند ما در این زمینه ناتوان بودیم. خطاب می‌شود: چرا جاهل بودید؟ چرا وقتی می‌توانستید یاد بگیرید به دنبال آن نرفتید؟چرا در اعتقادات، مجتهد نشدید؟ چرا در شبانه روز یک ساعت عمر خود را صرف فراگیری اعتقادات نکردید تا ناتوان نباشید؟ چرا در اثر ناتوانی علمی، شبهه دشمن را پذیرفتید و منحرف شدید؟

قرآن کریم می‌فرماید: جان این افراد را میگیرند و آنان را به جهنم برزخی میبرند که بد جایگاهی است. «إِن الذینَ تَوَفاهُمُ الْمَلائِكَةُ ظالِمی‌أَنْفُسِهِمْ قالُوا فیمَ كُنْتُمْ قالُوا كُنا مُسْتَضْعَفینَ فِی الْأَرْضِ قالُوا أَلَمْ تَكُنْ أَرْضُ اللهِ واسِعَةً فَتُهاجِرُوا فیها فَأُولئِكَ مَأْواهُمْ جَهَنمُ وَ ساءَتْ مَصیراً»(7).

لزوم پایبندی علمی‌و عملی به اخلاق
اساساً اسلام دین اخلاق است؛ چنان‌که قرآن کریم، کتاب تربیتی و آموزشی و پیامبر اکرم(ص) نیز معلم آموزشی و پرورشی است.

«هُوَ الذی بَعَثَ فِی اْلأُمِیِینَ رَسُولاً مِنْهُمْ یَتْلُوا عَلَیْهِمْ آیاتِهِ وَ یُزَکِیهِمْ وَ یُعَلِمُهُمُ الْکِتابَ وَ الْحِکْمَةَ»(8).

همه مسلمانان و به خصوص شیعیان باید با مسائل اخلاقیِ دین اسلام آشنا باشند. الحمدلله در این زمینه کتب فراوانی به عربی و فارسی منتشر شده و قابل استفاده است. علامه مجلسی«ره» که جداً به تشیع خدمت کرده است، صرفاً در کتاب ارزشمند بحارالانوار در بیش از صد جلد، روایات اخلاقی را جمع آوری کرده است.

فراگیری نکات و مسایل اخلاقی، تحت نظر یک عالم متدین، برای همه و مخصوصاً جوان‌ها واجب است. همه باید در برنامه روزانه خود زمانی را به مطالعه کتب اخلاقی یا شنیدن درس اخلاق علمای ربانی اختصاص دهند، وگرنه دچار انحراف و گمراهی می‌شوند و سرانجام آنان سقوط است.

رواج عرفان‌های کاذب و مهدویت‌های دروغین در زمان حاضر، ناشی از عدم استفاده و بهره‌مندی جوانان از دروس اخلاق علمای ربانی است. کسانی که با این فرقه‌های نوظهور ارتباط پیدا می‌کنند، محکوم به سقوط و تباهی هستند و بی دین می‌شوند. اگر این افراد با اخلاق سر و کار داشتند و به جای اتلاف وقت خود با دیدن فیلم و سریال در تلویزیون و ماهواره، اوقاتی را به خواندن یا شنیدن توصیه‌های اخلاقی علمای ربانی اختصاص می‌دادند، به این بدبختی دچار نمی‌شدند.

عرفان‌های کاذب و دروغین، مهار شیطان است و در زمان حاضر خطرناک‌ترین انحراف به شمار می‌رود که سقوط ناشی از آن نیز، دردناک‌ترینِ سقوط‌ها است.

پدر و مادرها باید مراقب جوانان و نوجوانان خود باشند. آنان وظیفه دارند فرزندان خود را به فراگیری اخلاق اسلامی‌تشویق کنند و به سوی علمای ربانی سوق دهند و اجازه ندهند با عرفان‌های کاذب مرتبط شوند.

پی‌نوشت‌ها:
1. بقره / 31- 34
2. طلاق / 12
3. یس / 13
4. یس / 20
5. بقره / 247
6. الكافی، ج 1، ص 32
7. نساء / 97
8. جمعه / 2
نظر شما