به گزارش خبرنگار «نیمرخ» برنا، بسیاری از والدین اصول تربیتی منسجم و مشخصی ندارند و به همین دلیل بر اساس هیجانات، کودکان خود را تشویق و تنبیه میکنند که میتواند عملاً موجب از بین رفتن اثر هر دو شود.
در واقع در بسیاری از موارد به جای آنکه والدین فرزندان را کنترل و هدایت کنند این فرزندان هستند که پدر و مادر خود را کنترل میکنند. برای مثال وقتی کودک شما گریه میکند که فلان چیز را می خواهد ممکن است یک دقیقه جیغ بکشد، گریه کند، پاهایش را زمین بزند و در نهایت در دقیقه پنجم شما خسته شود و بگویید «چیه بگو چی می خوای؟»و به خواسته نابجای کودک تن بدهید.
در این سناریو اتفاقی که افتاده است کنترل شما توسط کودکتان است. کودکتان متوجه شده است که مادر با جیغ و داد تا پنج دقیقه مقاومت میکند و بعد از پنج دقیقه تسلیم خواهد شد، پس برای تحقق هر درخواست حداقل بایستی 5 دقیقه داد و بیداد کنم.
در صورتی که کار درست داشتن اصول تربیتی منسجم است. در این الگو پاداشها و تقویتها و به موازات آن تنبیهها متناسب با ویژگیهای روانشناختی کودک مشخص است. وقتی کودک در یک الگو منسجم قرار میگیرد و به تمام خواستههای روانشناختی و جسمانی او به درستی پاسخ داده میشود، راحتتر در مقابل ناکامیهای موقعیتی کنار میآید.
علاوه بر این در یک الگوی منسجم برای کودک، پدر و مادر جایگاه تربیتی ویژه پیدا میکنند. برای مثال در بعضی مواقع که امکان توضیح وجود ندارد مادر میتواند از جایگاه خود برای کنترل کودک استفاده کند برای مثال میگوید:« عزیزم برات خوب نیست مامان میگه گوش کن باشه؟!».گوش دادن کودک به حرف مادر در این موقعیت میتواند ریشه در اطمینانی داشته باشد که مادر طی چند سال پیش در فرزند خود ایجاد کرده است.
یکی از مشکلات عامیانه والدین لجبازی و بدقلقی کودکان است. اصولاً دلیل بدقلی کودکان که در حدود 3 سالگی است به خاطر شکل گیری احساس استقلال است.
کودکان با لجبازی و بدقلی برای رسیدن به خواستههای خود، احساس استقلال را در خود تحکیم میکنند؛ اما نکته دیگری که در این میان وجود دارد عدم توجه کافی والدین به فرزندان است. وقتی کودک نیاز به توجه پدر و مادر دارد اما آن را توسط شیوههای مناسب به دست نمیآورد دست به کارهای نامعمول و نامناسب میزند تا توجه مهمترین افراد زندگی خود را بدست آورد.
برای مثال کودک قشقرق به راه میاندازد، وسایل را میاندازد، خواهر و برادر خود را میزند و ... تا توجه شما را دریافت کند. در صورتی که اگر شما برای توجه کردن در دستگاه تربیتی خود جایگاهی داشتید میتوانستید از بعضی قشقرقها جلوگیری کنید.
بسیاری از والدین میپرسند که با فلان رفتار کودک خود چه کنیم؟! برای پاسخ دادن به رفتارهای ناهنجار معمول بایستی به شیوه تربیتی خود باز گردید و ببینید که الگوی شما چه نقصهایی دارد که گاه منجر به رفتارهای نابهنجار کودک شما میشود.
وقتی بیرون از خانه در حال راه رفتن هستید و کودک شما یک اسباب بازی میبیند و میخواهد و شما فعلاً توانایی خرید آن را ندارید چه میکنید؟
خوب است که با کودک خود وارد مذاکره شوید و دلیل نخریدن خود را بگویید و اگر با اسباب بازی مورد نظر مشکلی ندارید به او بگویید که سه هفته دیگر این برایش میخرید اما اگر خواسته کودک برایش ضرر یا خطر دارد بایستی توضیح دهید و حتی یک قدم از اصول خود پا پایینتر نگذارید و اگر کودک گریه کرد یا جیغ و داد زد گریه وی را تحمل کنید و نگذارید کودک شما را کنترل کند.
البته در این میان موضوع سن بسیار مطرح است. به طور کلی چون کودکان دستگاه زبانی و منطقی قوی ندارند و هنوز قسمت کرتکس مغز که وظایف عالی مانند منطق و استدلال را به عهده دارد هنوز کامل نشده است و همچنین به دلیل تکامل نسبی قسمت هیجانی مغز، ناکام گذاشتن کودکان میتواند خطراتی در پی داشته باشد.
بایستی نیازهای کودکان که مهمترین آنها تغذیه و احساس آرامش و امنیت جسمی و روانشناختی است ارضا شود. برای همین بایستی در رفع نیازهای کودکان جدی باشید اما از سن سه سال به بعد که توانایی کلامی کودک به شما اجازه گفت و شنود میدهد میتوانید در یک الگوی منسجم تربیتی خواستههای کودک را رد یا به عقب بیاندازید.
یادتان باشید رد و به عقب انداختن چیزهای زیادی به کودکان میآموزد. وقتی ناکامیهای فرزندان خود را در حد بهینه قرار بدهیم آنها خود و خواستههای خود را از جهان تمایز میدهند، متوجه میشوند که جهان در خدمت آنها نیست، بایستی برای رسیدن به خواسته ها صبر و تحمل داشت و در نهایت ناکامی بخش جدایی ناپذیر زندگی است.
به این صورت کودک برای مقابله به ناکامیهای خود از شیوههای متفاوتی استفاده میکند که در نهایت عنصر خود- تنظیمی را در او تحکیم میکند. در بیشتر بیماریهای روانشناختی نبود یک خود تنظیم گر، مدیر و توانا دیده می شود.
در انتها اگر احساس میکنید که رفتارهای قشقرق، زد و خورد و دیگر مشکلات رفتاری در فرزندتان زیاد است و یا زیاد میشنوید که دیگران از رفتارهای فرزندتان شکایت میکنند هرچه سریعتر به متخصص روانشناس و روانپزشک مراجعه کنید.