به گزارش برنا،بیشترشان جوانند و پرانرژی؛ از صبح زود تا پنج بعد از ظهر در سطح شهر راه میروند و برگههای بزرگ قرمز و سفیدی را پر میکنند. برگههایی که قرار است اطلاعات جامعی از خانوادههای ایرانی را جمعآوری کند تا مردم زندگی بهتری داشته باشند. با این حال هر کدامشان سبک خاص خودشان را دارند و به شیوه خودشان کار میکنند.
برداشت اول/تقریبا بیست و چند ساله به نظر میرسد و بعد از این که زنگ همه واحدها را برای اطلاع از آمدنش و یادآوری آماده کردن کارت ملی و شناسنامه میزند؛ راهی خانه اول میشود.
صندلی تاشوی همراهش را باز میکند و برای نوشتن و پرکردن برگههای آمار مینشیند.
بعد از گرفتن اطلاعات شناسنامهای و تعداد نفرات از شغل افراد خانواده، متراژ خانه، اپن بودن آشپزخانه، داشتن کامپیوتر، موتور سیکلت، ماشین و ... سوال میکند و بدون مقدمه میپرسد: معلولید؟ فرد معلول ندارید؟ کسی از خانوادتان به تازگی نمرده است؟
وقتی قیافه بهت زده طرف مقابل را میبیند مکثی میکند و میگوید: ببخشید این قدر این سوال را از صبح پرسیدم که برای خودم عادی شده و ادامه میدهد: خدایی نکرده فرد معلولی ندارید و ...
سوالات که تمام میشود از خاطرات سرشماریاش میگوید و این که برخی خیلی بیشتر از حد لازم توضیح میدهند و توضیح میدهد: مثلا از فردی پرسیدم ماشین دارید؟ که جواب داد: قرار است بازنشسته شوم و میخواهم با پولش ماشین بخرم! یا مثلا از فردی پرسیدم فرزندتان جویای کار است که جواب داد: اگر کار دولتی خوبی پیدا شود بله!خودش میگوید: عاشق خانوادههای دونفرهام که سرشماریشان زود تمام میشود!
برداشت دوم/دختر جوان تقریبا بیست ساله به نظر میرسد و به قول خودش دانشجوی الکترونیک است.
برای این که بتواند مامور آمار باشد یک ترم از دانشگاه مرخصی گرفته و در سایت اداره آمار ثبت نام کرده و داوطلب شده است. از درآمدش برای بیست روز کار که سوال میکنی میگوید: قرار است برای این بیست روز جمعا 300 هزار تومان بدهند اما دیروز از نحوه پرکردن برگههایم راضی نبودند و گفتند اگر این طور باشد کلا کارم کنسل میشود!
هوا سرد است و دستش میلرزد و آن قدر سرمای هوا در روحیهاش تاثیر گذاشته که میپرسد:پدر خانواده و مادر خانواده هر کدام چند فرزند دارند؟!
پای دردو دلش که مینشینی از سختی کارش به ویژه پیادهروی زیاد هرروزش میگوید و این که سختترین کار این است که برای سرشماری خانوادههایی که منزل نبودند دوباره برگردد!
سرشماری نفوس و مسکن سال 90 اتفاق بزرگی است که این روزها در سراسر کشور در جریان است اما چیزی که معمولا کمتر به ان توجه میشود زحماتی است که ماموران آمار برای جمعآوری این اطلاعات متحمل میشوند.شاید تنها یک خدا قوت خشک و خالی روحیه این جوانان را برای انجام این کار بزرگ دوچندان کند. چیزی که خیلی از ما به راحتی فراموش میکنیم...