به گزارش برنا، رضا محسنی، اهل کاشان نفر سوم رشته قطعه ادبی،جشنواره فرهنگی هنری اهل بیت «ع»حوزه هنری در گفتوگو با برنا از خود و آثارش صحبت کرد.
زیاد در جشنوارهها شرکت نمیکند و به قول دوستاناش جشنوارهای نیست. یکی 2 مسابقه در سال های قبل شرکت کرده، در جشنواره عاشورایی سال 88 در الیگودرز مورد تشویق قرار گرفته و در سال 84 و 85 در استان اصفهان در مسابقات سراسری شرکت کرده و قصد انتشار آثارش که غالبا شعر هستند را ندارد. یک مجموعه غزل با موضوع عاشقانه و اجتماعی و یک کار دفاع مقدسی هم آماده دارد که اثری در مورد جنگ و صلح است.
این جوان برگزیده ذاتا غزل را دوست دارد و میگوید:شعر نیمایی را با تمام ظرفیتهایی که دارد میپسندم. میشود آن را گسترش و بسط داد، بیشتر تمرینها و سیاه مشقهایم در شعر، حالت نیمایی دارند.
27 ساله است؛ از 12 سال پیش،از 15 سالگی شعر سراییده و در نشریات استانی و محلی به صورت پراکنده اثر داده است و به قول خودش«یک جورهایی در انزوا بوده است.»متن ادبیاش در مسابقه در زمینه بیداری اسلامی بوده؛ از زبان تپهای کوچک در منطقه جنگلی در یکی از روستای قانات به نام الجلیل؛ از زبان تپه روستا در مورد اتفاقاتی که آن حول و حوش و در آن روستا و جنگ و کشتار آنجا اتفاق افتاده، گفته است.«تپه ای کوچک در الجلیلم، نه آغوش ناگریزی دارم،نه پاهایی برای گریز،دستهای از کبوتران بر شانههای من در میان دود به هوا پرواز میکنند ...»این جملات ابتدایی قطعه ادبی او در این مسابقه بوده است.
رشته تحصیلیاش، کارشناسی بهداشت است و در وصف خودش این جمله را میگوید:«ما کوچک همه ایم.» با اینکه علاقه دارد در زمینه فرهنگی کار کند، معتقد است به نویسندگی نمیتوان به چشم یک شغل نگاه کرد و میگوید:«الان با این وضعیت درآمد نمیشود به شاعری تکیه کرد؛ آرزوهایم سقف ندارند، سقف نداشته باشند، بهتر است. هنوز تصمیم نگرفتم آرزوهایم را برای شعر و یا برای شغلم بگذارم.»