صفحه نخست

فیلم

عکس

ورزشی

اجتماعی

باشگاه جوانی

سیاسی

فرهنگ و هنر

اقتصادی

علمی و فناوری

بین الملل

استان ها

رسانه ها

بازار

صفحات داخلی

پرواز یک اسطوره

۱۳۹۸/۰۳/۳۱ - ۱۰:۳۵:۵۶
کد خبر: ۸۶۰۵۴۷
سعید خوشدوز گنجه به مناسبت 31 خرداد سالروز مرگ اسطوره فوتبال، محمد ابراهیمی گنجه یادداشتی صادر کرد.

به گزارش خبرگزاری برنا از گیلان ؛ ۳۴ دقیقه بامداد ۳۱ خرداد ماه سال ۱۳۶۹ زمین لرزه‌ای به بزرگی ۷.۴ ریشتر شهرهای رودبار و منجیل در استان گیلان و طارم در استان زنجان را لرزاند. بدنبال این زلزله سه شهر منجیل، رودبار و لوشان و روستاهای پیرامون و شمال غرب زنجان در ناحیه طارم علیا، تقریباً به طور کامل ویران و یا به شدت تخریب شدند. البته آسیب‌ها تنها محدود به این شهرها نبود بلکه حتی در شهر رشت نیز برخی ساختمان‌های نوساز را با خاک یکسان کرد. در اثر این زمین لرزه بیش از ۳۵ هزار نفر از هموطنانمان جان خود را از دست دادند و هزاران نفر نیز بدنبال وقوع این زلزله آسیب‌های جسمی و روحی دیدند و بیش از ۲۰۰ هزار واحد مسکونی تخریب و ۵۰۰ هزار نفر بی خانمان شدند.

سرزمین اسطوره ای شکوفه های زیتون، که مکان زایش فرهنگ و تمدن بوده در کنار ساحل سپیدرود، روستائیست به نام گنجه، که روزگاری محل تولد اسطوره ای مهربان و بی همتا، به نام محمد ابراهیمی در عرصه فوتبال بود.

در آنروزها، تیم اول فوتبال گنجه قدس نام داشت که یاد برزیل را در دل فوتبالدوستان زنده میکرد.

 آن روزها، مردمان دیارم، برای فرارسیدن مسابقات و شنیدن سمفونی ساق های کاپیتان ابراهیمی لحظه شماری می کردند.

پدر یکی از مسابقات که قدس در مقابل منتخب شهرستان رودبار قرار داشت او به زیبائی درخشید و با زدن یک گل و یک پاس گل، مردمان روستائم را شاد کرد و لبخند بر لبانشان نشاند.

او بر روی توپ یک هنرمند بود کسی که مهارت انجام هر کاری با توپ را داشت  تمام کننده ای قهار، دریبلزنی بی نظیر، پاسوری به یاد ماندنی بود. شیوه بازی او در میانه میدان به غایت تماشایی و غوغا برانگیز بود. محمد ابراهیمی اسطوره ای اخلاق مدار بود.

وی آنقدر متواضع و افتاده بود که همه به او علاقه مند بودند لبخند های صمیمی اش، هیچگاه از لبان او دور نمیشد. اسطوره ما، روحی بزرگ و قلبی مهربان داشت و غرور در وجودش جایگاهی نداشت.

فوتبالیست اسطوره ای گنجه، به ماننده، هنرمندان مارلیک که خالق آثار هنری زیبا بودند اما  او نیز خالق پاسها و گلهای زیبا در میانه میدان تیم  قدس بود. او بسان درفک، محکم، با صلابت و استوار در میانه زمین در مقابل حریفان بود که آوازه اش به سطح استان هم رسیده بود و در آنجا هم، خاطرخواه داشت.

محمد، الماس ساحل سپیدرود، توانست به عنوان اولین فوتبالیست از شهرستان با حضور در تیم منتخب کارگران  گیلان، با استعداد بی نظیرش در آنجا هم بدرخشد و در مسابقات کشوری در مشهد، در بازی فینال با گل زیبایش، پرنده خوشبختی را روی شانه های تیم گیلان نشاند تا تیم منتخب کارگران گیلان، قهرمان مسابقات شود. از دیگر سوابق او حضور در تیم الکتریک رشت و سپیدرود و بازی مقابل پرسپولیس در ورزشگاه عضدی بود.

محمد ابراهیمی در اوج شهرت هرگز مغرور نشد و اصالت خود را فراموش نکرد، مردی که در عین بزرگی همچنان افتاده و متین بود و رقیبان نیز به او عشق می ورزیدند و به ستایش بزرگی اش، لب می گشودند.

اسطوره فوتبال ما، در جبهه ها هم برای دفاع از مرزهای کشور، لباس ورزش از تَن به درآورده و لباس رَزم به تَن کرده بود. نامش در لیست جانبازان شهرستان بود اما هیچگاه لب به سخن نگشود.

اما در آخرین شب بهار، سال 1369 ، زلزله همچون اژدهای خفته ، سرزمین شکوفه های زیتون را تکان داد و زندگی مردمان جاری رود سپید را سیاه رود کرد.

گوئی محمد ابراهیمی با فوتبال در آخرین شب بهار به سوی خدا پرکشید و پروازی همیشگی داشت.  

روح این اسطوره تکرار نشدنی فوتبال،  شاد و یادش گرامی

 

یادداشت : سعید خوشدوز گنجه

 

نظر شما