به گزارش خبرنگار«نیمرخ» برنا، برخی از افراد حساسیتهای بیش از حدی نسبت به طرف مقابلشان ابراز میکنند که زندگی کردن با این افراد بسیار سخت است. «حسینابراهیمیمقدم» دکترای روانشناسی و مشاوره در اینباره به برنا میگوید: به طور کلی اینکه فرد نسبت به طرف مقابلش و مسائل دنیای اطراف خود حساسیت نشان میدهد، بیشتر جبنه فرهنگی دارد. ما شاهد آن هستیم که در برخی فرهنگها و یا کشورها این مسئله بیشتر خود را نشان میدهد و در برخی کمتر.
ولی معمولا مسائلی که جنبه ناموضوع دارد، افراد در اکثر کشورها به یک حساسیتهای خاصی دچار شده و نسبت به طرف مقابلشان و یا شریک زندگی خود این حساسیتها را نشان میدهند.
تا یک حدی این حساسیتها نه تنها از طرف فرد مقابل مطلوب به نظرمیرسد و احساساتهای خوبی را در او به وجود میآورد؛ بلکه نشانههایی از دوستداشتن و عشق ورزیدن محسوب میشود، بطوریکه اگرفردی نسبت به همسرش این حساسیتها را نداشته باشد، احتمال دارد که همسرش اینطور فکر کند که او دوستش ندارد و نسبت به او بیتوجه و بیتفاوت است.
ولی زمانیکه از یک حدی بگذرد و جنبه تعصبهای بیجا را پیدا کند، معمولا منجر به این میشود که سازمان خانواده به شدت دچار مشکل شود. به عبارت دیگر اگر شک و شبهه نسبت به طرف مقابل منجر به محدودیتهای بیمورد شود و خود فرد هم دچار استرس و تنش زیاد شود، این رفتار مشکلات زیادی را به وجود میآورد.
روانشناسان معمولاً تعصب بیجا را در حالتهای خیلی شدیدتر، تشخیص یک نوع اختلالات شخصیت میدهند که به آن« شخصیت سوء ظنی و یا پارانوئیدی» میگویند.
این افراد به طرف مقابل خود بسیار شکاک هستند که این مسئله یا بیشتر جنبه ناموسی و یا اقتصادی است که احساس میکنند طرف مقابل به آنها خیانت کرده و نسبت به او وفادار نیست و این رفتارها توام با حالتهای خاصی است که به آن اشاره میکنیم.
رفتارهایی از قبیل چک کردن که طرف مقابلشان چه موقعی رفته ویا برگشته. مراقبتهای بیش از اندازه حتی در مورد ارتباط با محارم طرف مقابلشان حتی پدر و یا برادر و به شدت مورد انتقاد قرار میدهند.
محدود کردن طرف مقابل هم یکی از نشانههای رفتاری افرادی که دارای تعصب بیجا هستند، است. به طوریکه امکان دارد شیشههای منزل را با روزنامه بپوشاند تا داخل خانه مشخص نشود و یا زمانیکه از خانه خارج میشود، در آپارتمان را به روی همسرش قفل کند و کلید آن را با خود ببرد.
تعقیب کردن که یا خود فرد این کار را انجام میدهد و یا به فرد دیگر میسپارد و هزینهای را پرداخت میکند تا همسر و یا فرد مقابلش را تعقیب کند که این مسائل در حالی است که هیچگونه دلیل و یا شاهد معتبری مبنی بر اینکه نسبت به این فرد خیانتی صورت گرفته باشد، وجود ندارد.
معمولا این افراد یا تجربههای بسیار تلخ و ناگواری که در دوران کودکی و یا خانواده خود داشته و یا احتمال دارد خود فرد مشکلاتی از قبیل بیوفایی انجام داده باشد و حتی در برخی از مواقع شاهد آن هستیم که این مشکلات جنبه هورمونی و عصب شناسی دارد.
برای درمان این افراد میبایست خیلی سریع آنها را به یک روانشناس معرفی کرد تا اینکه از آن حالت در بیاید.
اگر در افرادی این رفتار قبل از تشکیل خانواده و یک زندگی مشترک شناسایی شود، افراد برای ازدواج با این اشخاص باید تردیدهای اساسی از خود نشان داده و توصیه میشود تا درمان صورت نگرفته ازدواج با آنها را به تعویق بیاندازند.