به گزارش خبرنگار«نیمرخ» برنا، برخی از والدین از برخورد و رفتار فرزندان خود شاکی هستند و تاکید دارند که چرا در زمان ما حرمت بزرگترها حفظ میشد؛ ولی الان فرزندان چنین رفتاری ندارند و به بزرگترها بیاحترامی میکنند.«حامد محمدی کنگرانی» دکترای روانپزشکی و عضو کمیته رسانه انجمن روانپزشکان» در اینباره به برنا میگوید: برخی از ارزشها و سنتها در گذشته ضرورت داشت و امروزه با از بین رفتن این ارزشها و سنتها هیچ خلایی احساس نمی شود؛ بلکه از بین رفتن آنها باعث پیشرفت شده و روانشناسان از این بابت خوشحال هستند. مثلا در گذشته رسم بر این بود که تا زمانیکه دختر و پسر بزرگتر خانواده ازدواج نکردهاند، دختر و یا پسر کوچکتر حق ازدواج را ندارد که خوشبختانه این رسم و رسومات و عقاید کمرنگتر شده است؛ البته باید متذکر شد که در برخی از روستاها و شهرستانها هنوز این عقاید حکم فرماست.
این رسومات در گذشته بسیار مرسوم بوده و با هیچ دلیل منطقی، معقول و ارزش امروزه مطابق نیست و باید زودتر از این، از بین میرفت.
و اما یک سری ارزشها و سنتها مانند احترام و حرمت قائل نشدن به بزرگترها، با کمرنگ شدن خسارت زیادی را در جامعه وارد میکنند.
برخی از والدین از رفتار فرزندان خود شاکی هستند که چرا آنها پایشان را جلوی بزرگتر دراز میکنند و یا زمان غذا خوردن، قبل از اینکه کسی برای صرف غذا اقدام کند، با عجله غذای خود را صرف را میکنند. این والدین مدام از فرزندان خود انتقاد کرده و گلهمند هستند که چرا زمان ما حرمت و احترام گذاشتن به بزرگترها پررنگ تر بود و چرا ما اجازه نداشتیم پایمان را جلوی پدر و مادر خود دراز کنیم؟!
معمولا روانشناسان در ابتدا از این والدین میپرسند که شما را چه کسی تربیت کرده و فرزندان شما را چه کسی تربیت کرده است؟!
برخی از والدین، جامعه و رسانهها را در تربیت نادرست فرزندان خود، مقصر میدانند که این جنبه منطقی ندارد. زیرا فرزندان آنها از کودکی در جامعه نبودند و اگر مدرسه و یا رسانهها را مقصر میدانند، در مدرسه هم همان کودکانی تحصیل میکنند که دستخوش تربیت همین والدین هستند. رسانهها و یا حتی ماهواره تاثیر نهایی در تربیت نادرست فرزندان ندارد، خانواده و والدین باید طوری برنامهریزی کنند که فرزندان برنامههای بزرگسالان را مشاهده نکنند و سر ساعت معین و برنامهریزی شده، برنامههای کودک را مشاهده کند.
برخی از والدین وقتی به مشاوران روانشناسی مراجعه میکنند، از آنها خواسته میشود که به عمق رفتار و تربیت خود بروند. شاید باور این موضوع برایشان بسیار سخت است که شروع همه این اشتباهها از خودشان است.
سادهترین و پیشهپا افتادهترین توجیهی که پدر و مادر در مورد اینگونه تربیت و یا برخورد با فرزندان دارند این است که «ما سختی زیاد کشیدهایم و نمیخواهیم فرزندان ما مانند ما سختی بکشند» در نتیجه پدر و مادر رفاه را برای فرزندان خود تامین میکنند و این رفاه به چه قیمتی است؟!
متاسفانه والدین زمانیکه کودکان آنها در کنار سفره پایشان را دراز میکنند و یا به حالت خوابیده غذا میخورند، پدر و یا مادر میگوید: « ببین بچه ام چقدر خسته است که خوابیده غذا میخورد» و خطاب به فرزند خود میگویند: قربانت شوم، بخور نوش جانت» و یا زمانیکه در اتوبوس هستند و با کوچکترین ابراز خستگی و کلافگی از جانب فرزندشان، خود از صندلی بلند میشوند تا آنها بشیند؛ در نتیجه این رفتارها، باعث تربیت نادرست فرزندان شده و در آنها نهادینه میشود. وقتی پیرمرد ویا پیرزنی را در اتوبوس میبیند که بسیار ضعیف و نحیف است از صندلی بلند نشده و هیچ احترامی به بزرگتر از خود قائل نیستند و این رفتار را تکرار میکنند.
والدین باید به پدر و مادر خود احترام بگذارند تا فرزندان آنها یاد بگیرد نه اینکه پشت سر پدر و مادر خود غیبت کرده و نکات منفی آنها را متذکر شوند و از فرزندان خود چنین انتظاری داشته باشند که چرا به پدر بزرگ و یا مادر بزرگ خود احترام نمی گذارند؟!
شاید بارها به رفتار برخی از والدین توجه کردهاید که در حضور فرزندان خود شروع به غیبت کردن اقوام بستگان میکنند و وقتی که فرزندان شروع به حرف زدن میکنند با برخوردی تند و تحقیر آمیز فرزندان را محکوم میکنند که «چرا اینطور حرف می زنی، ساکت شو» اگر این رفتارها خوب است، چرا نمیگذارید فرزند شما حرفی بزند؛ ولی اگر این رفتار درست نیست است، چرا در حضور فرزند خود به این وضوعات میپردازید؟!
یکی دیگر از رفتارهای غلط برخی از والدین این است که زمانیکه تلفن زنگ می خورد و یا زنگ آیفن خانه به صدا در میآید، پدر و یا مادر به فرزند خود دروغ گفتن را آموزش میدهند و میگویند: « به فلانی بگو که مادر و یا پدرت خانه نیست» بعدها از فرزند خود انتظار صادق بودن را دارند!
برخی از رفتارهای کودکان زمانیکه به دنیا میآیند، تا سن 2سالگی، ژنتیکی است؛ ولی بعد از آن زمان سرشت پاکی دارد و رفتار و تربیت آنها بستگی به تربیت والدین دارد.
برخی از والدین هم سعی میکنند فرزندان خوبی را تربیت کنند؛ اما متاسفانه برخی از اطرافیان مانند عمه، مادر بزرگ، خاله و یا پدر بزرگ از آنها حمایت میکنند و تاثیر تربیت والدین را از بین میبرند و فرزند دچار رفتاری چندگانه شده و نمیداند چه رفتاری درست و یا چه رفتاری غلط است.
در علم روانشناسی شخصیت اصلی هر کودکی در سن نوجوانی شکل میگیرد، در سن 15-16سالگی تمام عوامل محیطی تاثیرگذار است و قسمت عمده این تربیت به والدین برمیگردد.
درکل جامعه ارزشها اخلاقی به مرور زمان از بین میرود و باید تا زمانیکه دیر نشده است همه افراد جامعه تلاش کنند تا ارزشهای مثبت و سازنده گذشته برگرداننده شود؛ در غیر اینصورت هیچ تاثیری در رفتار افراد جامعه و کمرنگشدن ارزشها وجود ندارد.