«مرتضی مبلغ»، معاون سیاسی وزارت کشور دوره اصلاحات و عضو شورای عالی سیاستگذاری اصلاحطلبان، در پاسخ به این سوال که آیا ضعف عملگرایی اصلاحطلبان و شعارزدگی در میان اصلاحطلبان موجب خستگی سیاسی مردم شده است؟ با توجه به اینکه برخی از اصلاحطلبان نیز این موضوع را مطرح کردهاند، به خبرنگار سیاسی برنا گفت: وضعیتی که برای کل جامعه ایران و نظام از جمله اصلاح طلبان به وجود آمده دلایل متعددی دارد. از این رو نمیتوان، شرایط رخ داده را به دلایلی محدود تقلیل داد. ضمن اینکه دلایل اصلی و فرعی با یکدیگر متفاوت است و نمیتوان دلایل فرعی را به جای دلایل اصلی، مطرح کرد یا از دلایل اصلی غفلت کرده و آنها را به دلایل فرعی، تقلیل داد.
این عضو شورای عالی سیاستگذاری اصلاحطلبان افزود: مهمترین و اساسیترین مشکل، برخی از سیاستهایی است که متأسفانه دنبال میشود و این سیاستها، در عرصههای مختلف، چه در عرصه سیاست خارجی وچه در عرصه سیاست اقتصادی و چه در عرصه سیاست داخلی وفرهنگی و اجتماعی، سیاستهای نادرست و ناکارآمدی است. این سیاستهای نادرست، ریشه عمده چالشهایی است که به تدریج انباشت شده و مشکلات عدیدهای که اکنون با آن مواجه هستیم را پدید آورده است.
مبلغ ادامه داد: متأسفانه در کشور یک روند یکپارچه در مدیریت سیاسی و اعمال حاکمیت نداریم. به عبارت دیگر دستگاههای مختلفی در کشور حضور دارند که برخی ازانها به طور غیررسمی و موازی عمل میکنند. در واقع جریانهای موازی به شکلی عمل میکنند که همافزا نبوده و به نوعی در کار دیگر دستگاه ها اختلال ایجاد میکنند و گاهی کار یکدیگر را خنثی میکنند. در نتیجه شاهد یک رقابت درون حاکمیتی در برخی از موارد و عرصهها هستیم که کار دستگاههای مختلف توسط برخی دستگاههای دیگر به خصوص دستگاههای موازی و در سایه، خنثی و مختل شده و در نهایت مشکل، ایجاد میشود.
این فعال سیاسی اصلاح طلب عنوان کرد: در واقع حاکمیت باید یکپارچه باشد اما بسیاری اوقات شاهد رقابتها و چالشها در سطوحی هستیم که انتظار نمیرود در این سطوح باشد. اینکه هر دستگاه و قوهای بخواهد برای مطرح کردن یا تبرئه خود به گونهای عمل کند که با فرافکنی، قوا و یا دستگاههای دیگر را تخطئه کند، متاسفانه به امری جاری در کشور تبدیل شده است. نتیجه چنین رفتارهایی نیز این میشود که یک مدیریت کارآمد و یکپارچه در کشور شکل نگیرد و همین مسئله، منجر به چالشهای بسیار جدی و اساسی میشود که دامنگیر همه جریانهای دیگر چه سیاسی و چه احزاب و چه نهادهای مدنی شده است.
مبلغ اضافه کرد: برای مثال نحوه عملکرد صدا و سیما، برخوردهای تبعیض آمیزی که در دستگاههای نظارتی و قضایی، بحث نحوه اعمال نظارت استصوابی که باعث حذف بسیاری از نیروهای ارزشمند و توانمند از عرصه مدیریت و عدم شکل گیری رقابت واقعی در کشور میشود موجب شده است که نهادهای انتخابی به شدت تضعیف شوند. همچنین برخی نگاهها و رویکردهای امنیتی و حراستی که در دستگاههای مختلف وجود دارد، باعث میشود مدیران به شدت تضعیف شوند و این رویکردها، آنها را از شجاعت و ریسک پذیری دور میکند. در نهایت، نتیجه این میشود که یک بروکراسی ناکارامد با افراد ناتوان وناکارامد عرصه مدیریتی کشور را فرا می گیرد و افراد شجاع به تدریج از صحنه حذف می شوند. اینها نکاتی اساسی است که اگر از آنها غفلت شود به یک نوع تقلیلگرایی خطرناکی ورود میکنیم.
او ادامه داد: در سوی دیگر، احزاب و جریانهای سیاسی نیز نقاط ضعف و کاستیهای خودشان را دارند. از جمله اصلاح طلبان که در بین خودشان دارای مشکلات عدیدهای بوده که باید در جای خود به آن رسیدگی شود و با نقد سازنده و بررسیهای کارشناسانه، بازنگری در رفتارها و سیاستهای گذشته و پیدا کردن نقایص آن، به جبران آنها پرداخته شود. طبیعی است اصلاح طلبانی هم که مدعی اصلاح طلبی هستند ضروری است که به خود انتقادی و آسیب شناسی مستمر داخلی بپردازند تا بتوانند، شرایط مساعدی را در سپهر سیاسی کشور و اصلاح طلبی ایجاد کنند.
این عضو شورای مرکزی حزب اتحاد ملت در پاسخ به این سؤال که تعریف اصلاح طلبی و اینکه مرز بین اصولگرا و اصلاحطلبان چیست؟ گفت: در ارتباط با تعریف و آموزههای اصلاح طلبی و مبانی آن به اندازه کافی در کشور در طول دو دهه گذشته بحث ونظریه پردازی شده است. آموزه ها واصول اصلاح طلبی کاملا روشن و مشخص و به انحاء مختلفی هم تدوین و ترسیم شده است. در واقع مشکل به خود اصلاح طلبان باز میگردد. به عبارت دیگر اصلاح طلبان یک دست و یکپارچه نداریم. مفاد اصلاح طلبی مشخص است و بارها گفته شده و من نمیخواهم تکرار کنم و واضح است و به نظرم مکتوبات زیادی در این زمینه وجود دارد. بحث اصلی به خود اصلاح طلبان و طیفهای مختلف اصلاح طلبی برمیگردد. در ادامه همان مشکلات و چالشهای اساسی که دامنگیر همه کشور از جمله جریانهای سیاسی و اصلاح طلبان هم شده و همین طور در ادامه نقاط ضعف و کاستی هایی که هر جریان سیاسی در درون خودش دارد افراد و نحله های مختلفی نیز وجود دارند.
او بیان کرد: به عنوان مثال در بین اصلاح طلبان، افراد و یا احزاب اصلاح طلبی داریم که عنوان اصلاح طلب دارند اما رفتارهایشان ممکن است نه تنها اصلاح طلبانه نباشد بلکه ضد اصلاح طلبی باشد. احزاب یا افراد اصلاح طلبی هم داریم که به خاطر آموزهها و آرمانهای اصلاح طلبی حاضرند هزینههای گزافی هم بدهند. یعنی حتی زندان بروند و از بسیاری از مواهب سیاسی، اجتماعی و اقتصادی محروم شوند. ما تعریف روشنی از اصلاح طلبی که در تراز اصلاح طلبانه باشد و یک طیف منطقی و قابل قبولی تشکیل دهند نداریم که در این طیف بتوان سنجید که آیا افراد اصلاح طلب هستند یا خارج از این دایره هستند. بنابراین اینها به درستی تعریف نشده است. این امکان هم وجود ندارد که بتوان یک تعریف دقیق و عملیاتی داشت. اما خوشبختانه عقل عمومی، خرد جمعی و افکار عمومی این توان تشخیص را دارد.
مرتضی مبلغ با بیان اینکه امروزه بسیاری خود را به آب و آتش میزنند تا در تراز اصلاح طلبی قرار بگیرند یا بگویند ما یک فرد یا حزب اصلاح طلب هستیم، تصریح کرد: جامعه این را نمیپذیرد چون به میانگین رفتارهای این جریانها و افراد نگاه میکند و بر اساس آن قضاوت میکند نه بر اساس شعارها وادعا. ولی احزاب وکسانی هم هستند که بدون اینکه ادعایی داشته باشند جامعه اینها را قبول میکند و به آنها اعتماد میکنند و به عنوان یک اصلاح طلب واقعی، آنها را میپذیرد. تا جایی که سخن آنها را معیار و محور تلقی میکند و در یک کلام آن را تراز اصلاح طلبی میداند.
بخش دوم این مصاحبه به زودی منتشر می شود.