سایر زبان ها

صفحه نخست

فیلم

عکس

ورزشی

اجتماعی

باشگاه جوانی

سیاسی

فرهنگ و هنر

اقتصادی

هوش مصنوعی، علم و فناوری

بین الملل

استان ها

رسانه ها

بازار

صفحات داخلی

متخصص تغذیه و رژیم درمانی در گفت‌و‌گو با «برنا» از ظهور پدیده ای عجیب سخن می گوید:

چاق اما گرسنه!

۱۴۰۴/۱۱/۰۵ - ۰۶:۳۰:۰۱
کد خبر: ۲۳۰۴۱۷۹
برنا _ گروه اجتماعی: موج گرانی، این روز‌ها به جز جیب که سفره‌ها را هم سبک‌تر کرده است. وقتی قیمت مرغ از مرز پرواز می‌گذرد، ماهی و گوشت دست نیافتنی شود، سلامت خانواده چه می‌شود؟

«مریم قاسمی» خبرگزاری برنا: تابلوی قیمت اجناس مغازه‌ها هر روز رنگ تازه‌ای می‌گیرد؛ از ماست و روغن تا مرغ و ماهی. اینجا دیگر بحث انتخاب نیست، بحث توان خرید است. در میان این موج تورمی، سبد غذایی خانوار‌ها هر روز کوچک‌تر می‌شود و نگرانی از تأمین مواد غذایی سالم و به صرفه، ذهن بسیاری از خانواده‌ها را درگیر کرده است. به سراغ دکتر کوروش صمدپور، متخصص تغذیه و رژیم‌درمانی رفتیم تا از او درباره تأثیر این گرانی‌ها بر سلامت خانواده‌ها و راه‌های جایگزین تأمین مواد مغذی بپرسیم. صحبت‌های او هم هشداردهنده بود، هم راهنما.

دکتر صمدپور گفت‌و‌گو را با یادآوری یک اصل ساده، اما حیاتی شروع کرد: «برای تغذیه سالم، همه گروه‌های غذایی اصلی، از پروتئین و غلات تا لبنیات، سبزی و میوه، باید هر روز در سفره باشند. این نیاز برای گروه‌های حساس مانند زنان باردار، شیرده و بچه‌های در سن رشد، مهمتر است.»

او سپس به قلب بحران اشاره کرد و گفت: «گروه پروتئین‌ها شامل گوشت قرمز، مرغ، ماهی، تخم‌مرغ، حبوبات و مغزها، منابع اصلی آهن، روی، ویتامین B۱۲ و اسید‌های آمینه ضروری بدن هستند. اینها مصالح ساختمان بدن ما هستند؛ از عضلات تا سیستم ایمنی. اما واقعیت امروز جامعه ما چیست؟ متأسفانه گوشت قرمز و ماهی برای خیلی از خانواده‌ها به کالایی گران و دست‌نیافتنی تبدیل شده. حتی مرغ که تا همین چند وقت پیش منبعی در دسترس بود، حالا با قیمت‌های سرسام‌آور، امنیت غذایی مردم را نشانه رفته است.»

این متخصص تغذیه تأکید کرد: «امنیت غذایی یعنی همه مردم بتوانند، با هر شرایط مالی، به غذای کافی و سالم دسترسی داشته باشند. این حق در حال حاضر دارد نقض می‌شود.»

راه‌های جایگزین در وضعیت بحران چیست؟

با این حال، دکتر صمدپور، خانواده‌ها را به حفظ آرامش و مدیریت منابع تشویق کرد و چند راهکار عملی ارائه داد: «اولین و در دسترس‌ترین جایگزین، حبوبات است. لوبیا، عدس، نخود و ماش منابع بسیار خوب پروتئین هستند، مخصوصاً اگر با غلاتی مثل برنج مصرف شوند. بعد از آن تخم‌مرغ با وجود افزایش قیمت، هنوز نسبت به گوشت قرمز، مرغ و ماهی مقرون‌به‌صرفه‌تر و یک ماده غذایی کامل است. البته مغز‌ها هم می‌توانند در تأمین بخشی از پروتئین و ریزمغذی‌ها کمک‌کننده باشند.»

وی صحبت‌هایش را با یک هشدار جدی ادامه می‌دهد: «ویتامین D عمدتاً از نور آفتاب و مکمل، کلسیم هم عمدتاً از لبنیات به دست می‌آید، اما برای تامین آهن، روی و ویتامین B۱۲ که در منابع حیوانی وجود دارند، باید مصرف حبوبات، تخم‌مرغ و مغز‌ها را جدی بگیریم. ممکن است در مواردی نیاز به مشورت با متخصص برای مصرف مکمل باشد.»

به عقیده این کارشناس، درواقع کاهش دسترسی به پروتئین حیوانی به خاطر فشار اقتصادی، فقط گرسنگی پنهان نمی‌آورد. در بلندمدت، می‌تواند منجر به کمبود‌های گسترده تغذیه‌ای، کاهش توان یادگیری کودکان، تضعیف نسل آینده و به خطر افتادن سرمایه انسانی کشور شود.

چاق، اما گرسنه! سایه شوم «سوءتغذیه پنهان» بر سر جامعه

این روز‌ها معنای سوءتغذیه، فقط لاغری و استخوانی بودن نیست. گاهی گرسنگی در پشت اضافه‌وزن و شکم‌های سیر پنهان می‌شود؛ گرسنگی ویتامین‌ها، گرسنگی پروتئین و ... دکتر صمدپور، متخصص تغذیه، از پدیده هولناکی به نام «سوءتغذیه پنهان» می‌گوید؛ عارضه‌ای که محصول انتخاب اجباری بین «گرسنه ماندن» و «بد و مضر‌خوردن» است و آینده سلامت ملی را نشانه رفته است.

وی تصویر سنتی سوءتغذیه را به چالش کشید و گفت: «قبلاً وقتی از سوءتغذیه حرف می‌زدیم، ذهن به سمت یک فرد لاغر اندام و ضعیف می‌رفت که پروتئین و کالری کافی دریافت نمی‌کند. اما امروز شکل خطرناک‌تری رواج یافته، یعنی سوءتغذیه پنهان. یعنی افراد ممکن است حتی چاق باشند، اما بدنشان از کمبود شدید ریزمغذی‌های حیاتی رنج ببرد.»

علت؛ سفری اجباری به سمت شکم‌پرکن‌های مضر

او توضیح داد که فشار اقتصادی و درآمدی، مردم را به سمت انتخاب‌های غلط، اما اجتناب‌ناپذیر سوق می‌دهد: «وقتی قدرت خرید برای مواد غذایی سالم و مغذی مانند پروتئین‌ها، میوه و سبزی تازه کاهش می‌یابد، افراد برای سیر شدن و تأمین حداقلی کالری، به سمت غذا‌های ارزان، پرکالری و کم‌ارزش می‌روند. نوشابه، روغن‌های بی‌کیفیت، غذا‌های فرآوری شده، سیری شکمی موقت ایجاد می‌کنند، اما بدن را از درون خالی می‌کنند.»

پیامد خطرناک؛ بمب ساعتی بیماری‌های غیرواگیر

این متخصص تغذیه با بیان اینکه این روند فاجعه سلامت عمومی را رقم می‌زند، هشدار داد: «مصرف این مواد، علاوه بر چاقی و کمبود مواد مغذی، بلکه بار سنگین بیماری‌های غیرواگیر را روی دوش خانواده، سیستم بهداشت و درمان می‌گذارد. ما در آینده‌ای نزدیک، هزینه‌های گزاف و اتاق‌های عمل پر از بیماران قلبی، عروقی، دیابتی و مفصلی را خواهیم دید که ریشه در تغذیه ناسالم امروز ما دارند. هزینه‌ای که امروز با «صرفه‌جویی» درسفره غذای سالم کم می‌شود، فردا چندین برابر در بخش درمان پرداخت خواهد شد.»

کمپین اجباری برای چاقی ایرانیان!

اوضاع از یک بحران ساده تغذیه‌ای گذشته است. اینجا دو فقر دست در دست هم داده‌اند تا سلامت جامعه را نشانه بروند؛ «فقر مالی» که مردم را به سمت غذای ناسالم سوق می‌دهد و «فقر فرهنگی غذایی» که حتی با وجود پول، انتخاب‌های مضر را در سفره‌ها حکم‌فرما می‌کند. متخصص تغذیه و رژیم درمانی در ادامه از ترکیب خطرناکی می‌گوید که جامعه را به سمت چاقی و بیماری می‌راند.

وی، بار دیگر بر اهمیت حیاتی گروه پروتئین‌ها تاکید کرد و گفت: «این گروه، سوخت و ساز و بنیان بدن را می‌سازد. اما واقعیت این است که برای بسیاری از خانوارها، تهیه گوشت، مرغ و ماهی به یک آرزو تبدیل شده است. هرچند حبوبات، تخم‌مرغ و مغز‌ها را می‌توان جایگزین‌های نسبی و ضروری در این شرایط دانست، اما این جایگزین‌ها کامل نیستند. کاهش دسترسی به منابع اصلی پروتئین، آسیب بلندمدت و خاموش به سلامت نسل آینده وارد می‌کند.»

این متخصص تغذیه، سپس به تشریح یک پدیده نگران‌کننده در جامعه ایرانی پرداخت و گفت: «سوءتغذیه پنهان؛ یعنی شما فردی را می‌بینید که اضافه‌وزن دارد، اما سلول‌های بدنش از گرسنگی ریزمغذی‌ها در حال مرگ هستند. این زمانی اتفاق می‌افتد که مردم برای پرکردن شکم، به جای غذای واقعی و سالم، به سراغ کالری‌های خالی و ارزان مانند انواع نوشابه، روغن‌های بی‌کیفیت و فست‌فود می‌روند. نتیجه این روند فاجعه‌بار است و افزایش بیماران قلبی، دیابتی و مبتلا به سرطان در آینده، نتیجه همین انتخاب‌های اشتباه امروز است.»

ریشه‌یابی فاجعه؛ دوگونه فقر در یک جبهه

دکتر صمدپور با واکاوی عمیق‌تر، دو عامل اصلی این بحران را برشمرد و توضیح داد: «وقتی قدرت خرید مردم پایین می‌آید، اولین قربانی، کیفیت غذاست. مردم مجبور می‌شوند برای سیر شدن، هرچیزی را بخورند، حتی اگر سلامتی‌شان را نابود کند. اما مشکل فقط پول نیست! در بسیاری از خانواده‌هایی که مشکل مالی حادی هم ندارند، شاهد "فقر فرهنگی غذایی" هستیم. عادت دادن بچه‌ها به فست‌فود به عنوان پاداش، میز‌های همیشه حاضر نوشابه، مصرف بی‌رویه روغن و تنقلات مضر، انتخاب‌های نادرستی است که ربطی به درآمد افراد ندارد. این یک فقر دانش و عادت است.»

او در جمع‌بندی صحبت هایش هشدار داد: «ترکیب این دو فقر مالی و فرهنگی، مانند یک کمپین گسترده عمل می‌کند که نتیجه آن چیزی جز اپیدمی چاقی گرسنه در جامعه، بیماری‌های مرتبط و کاهش کیفیت زندگی نخواهد بود. برای برون رفت از این وضعیت نیازمند حمایت هوشمندانه اقتصادی مردم برای بهبود دسترسی به غذای سالم، و آغاز یک کارزار ملی برای ارتقای فرهنگ غذایی خانواده‌هاست.»

انتهای پیام/

نظر شما