به گزارش خبرنگار گروه فرهنگ و هنر برنا؛ پروفایلهای دوستیابی امروز، بیش از آنکه شبیه معرفینامهای ساده باشند به رزومههایی فشرده تبدیل شدهاند.
جایی که هر انتخاب، از موسیقی و فیلم گرفته تا کتاب، حامل پیامی درباره هویت، جهانبینی و حتی مواضع سیاسی فرد است. در این میان، کتابها جایگاهی ویژه پیدا کردهاند و به یکی از سریعترین ابزارهای قضاوت در روابط آنلاین بدل شدهاند.
گفتن اینکه عاشق رمانهای عاشقانهایم، میتواند نشانهای از گشودگی عاطفی تلقی شود، علاقه به ژانر علمی–تخیلی یا فانتزی، تصویری «جاهطلبانه» بسازد؛ شعر، حساسیت را القا کند و مدرنیسم، جدیت یا دستکم میل به جدی به نظر رسیدن را. پیدا کردن کسی که دقیقا همان کتاب محبوب ما را دوست دارد، حتی میتواند حسی شبیه «تقدیر» ایجاد کند.
دادهها نشان میدهد این نشانهگذاری فرهنگی در حال پررنگتر شدن است. در یک سال گذشته، اشاره به کتابخوانی در پروفایلهای اپهای دوستیابی بهطور چشمگیری افزایش یافته و بسیاری از کاربران معتقدند همین اشتراکهای مطالعاتی، احتمال شکلگیری «ارتباط معنادار» را بیشتر میکند. به بیان ساده، کتابها در اقتصاد روابط آنلاین، بار سنگینی را به دوش میکشند.
اما این میانبُر جذاب، روی دیگری هم دارد. بسیاری از کاربران از تجربههایی میگویند که در آن، «اجرای فرهنگی» فرو میریزد؛ جایی که علاقه ظاهری به کتاب و نویسنده در زندگی واقعی به عمق فکری یا اخلاقی منجر نمیشود. در چنین لحظههایی، فاصله میان سلیقه واقعی و نمایش حسابشده آن آشکار میشود.
از سوی دیگر، اتکای بیش از حد به کتاب بهعنوان معیار انتخاب، میتواند آدمها را به تیپهای سادهشده فروبکاهد. علاقه به رمانهای عامهپسند لزوما به معنای سطحی بودن نیست، همانطور که قفسهای پر از آثار سنگین و کلاسیک، تضمینی برای بلوغ فکری یا عاطفی به شمار نمیآید. این نگاه، بهویژه میتواند به نوعی طبقهگرایی فرهنگی دامن بزند؛ نادیده گرفتن کسانی که کمتر میخوانند، چیزهایی متفاوت میخوانند یا اصلا تمایلی به افشای عادتهای مطالعاتی خود ندارند.
برخی پژوهشگران حوزه روابط و صمیمیت دیجیتال هشدار میدهند که این روند، دوستیابی را به تمرینی مصرفگرایانه تبدیل میکند. جایی که افراد نه بهعنوان انسانهایی پیچیده و در حال تغییر بلکه بر اساس چند نشانه سریع انتخاب یا حذف میشوند. در چنین فضایی، گفتمان «پرچم سبز» و «پرچم قرمز» اگرچه در مواجهه با رفتارهای خطرناک میتواند مفید باشد، اما در عین حال این توهم را ایجاد میکند که رابطه موفق باید از ابتدا بینقص، بدون اصطکاک و همواره پرجرقه باشد.
در حالی که تجربه روابط انسانی—چه عاطفی و چه دوستانه—نشان میدهد رشد، تفاوت و مذاکره بخش جداییناپذیر آن است. هیچ دو انسانی از ابتدا کاملا همخوان نیستند و شناخت واقعی، در زمان و در مواجهه با پیچیدگیها شکل میگیرد.
اگر کتابها امروز به زبان میانبُرِ دوستیابی تبدیل شدهاند، شاید بهتر باشد آنها را نه معیار نهایی قضاوت که نشانهای تقریبی و اولیه بدانیم. ترجمهای ناقص از جهانی پیچیدهتر به نام انسان.
انتهای پیام/