به گزارش خبرنگار خبرگزاری برنا از قزوین؛ در جهانی که معادلات قدرت اغلب بر پایه شاخصهای اقتصادی و نظامی سنجیده میشود، تجربه جمهوری اسلامی ایران نشان داده است که برخی مؤلفهها فراتر از این محاسبات عمل میکنند. در سالهای اخیر، با تشدید تحریمها و فشارهای سیاسی، بسیاری انتظار داشتند که این شرایط به گسست اجتماعی و کاهش انسجام ملی منجر شود؛ اما واقعیت، روایتی متفاوت را به نمایش گذاشته است.
مرور مقاطع حساس تاریخی، بهویژه دوران جنگ ایران و عراق، نشان میدهد که وحدت ملی همواره بهعنوان مهمترین پشتوانه کشور در مواجهه با بحرانها عمل کرده است. در آن دوران که کشور با تهدیدی همهجانبه روبهرو بود، حضور یکپارچه مردم در صحنه، نهتنها معادلات نظامی را تغییر داد، بلکه الگویی ماندگار از همبستگی اجتماعی را ثبت کرد.
این الگو در سالهای اخیر نیز تکرار شده است. در جریان رخدادهایی مانند جنگ ۱۲ روزه و جنگ رمضان، بار دیگر این انسجام اجتماعی بود که بهعنوان مهمترین مؤلفه قدرت نرم، خود را نشان داد. مردمی که در شرایط سخت، به جای انزوا، حضور در صحنه را انتخاب کردند و با حضور شبانه در خیابانها، پیام روشنی از همدلی و ایستادگی به نمایش گذاشتند.
این حضور، صرفاً یک رفتار اجتماعی نیست، بلکه نوعی کنش آگاهانه در برابر فشارهای بیرونی تلقی میشود؛ کنشی که نشان میدهد جامعه ایرانی، در بزنگاههای حساس، ظرفیت بازتولید سرمایه اجتماعی خود را دارد. در چنین شرایطی، خیابانها به نمادی از پیوندهای اجتماعی تبدیل میشوند؛ پیوندهایی که نهتنها تحت تأثیر تحریمها قرار نمیگیرند، بلکه در دل همین فشارها تقویت میشوند.
از منظر تحلیل اجتماعی، میتوان گفت تحریمها اگرچه با هدف تضعیف ساختارهای اقتصادی طراحی میشوند، اما در برخی موارد به تقویت هویت جمعی و افزایش همبستگی ملی منجر شدهاند. این پدیده، یکی از مهمترین نقاط عطف در تجربه تاریخی جمهوری اسلامی ایران به شمار میرود؛ جایی که تهدید، به بستری برای انسجام بیشتر تبدیل میشود.
در نهایت، آنچه بهعنوان رمز ماندگاری ایران در این سالها قابل شناسایی است، نه صرفاً ابزارهای قدرت سخت، بلکه اتکای مستمر به مردم و حفظ وحدت ملی است. سرمایهای که در هیچ فهرست تحریمی قرار نمیگیرد و تا زمانی که حفظ شود، میتواند مسیر آینده کشور را در برابر چالشهای پیشرو تضمین کند.
انتهای پیام
یادداشت: زینب کلهر