به گزارش خبرگزاری برنا از قزوین؛ ولی الله حسین زاده خبرنگار آزاد در یادداشتی ابعاد مختلف چهره جنایتکار ترامپ کودک کش را به تحریر درآورده که در آن آمده است:
شخصیت ترامپ از زمانی که به فعالیتهای اقتصادی مشغول بود، برای بسیاری از همکارانش مشخص بود. او چه بسا موجب نگرانی بخشی از دوستان و مردم آمریکا شد زیرا توانایی ورود چنین شخصیت متزلزل، متوهم، مغرور، خودبزرگ بین و بیاخلاق و فاسدی به عرصه سیاسی امریکا وجود داشت.
ورود چنین فردی به قدرت سیاسی و نظامی آمریکا که دارای اختیارات و توانمندی بالاست، میتواند فاجعه بار و مصیبت بار نه تنها برای آمریکا بلکه برای جهانیان باشد. زیرا با ورود چنین شخصیتی، قانون جنگل در عرصه جهانی بیشتر جولان میدهد و جهان را در معرض خطر و هرج و مرج بیشتری قرار میدهد.
علیرغم اینکه روسای جمهور گذشته آمریکا نیز به دلیل خوی استکباری ماشین جنگی آمریکا را در اقصی نقاط جهان روشن نگه میداشتند، اما حداقل برخی از آداب دیپلماتیک و ظواهر را رعایت میکردند.
ترامپ اولین رئیسجمهور آمریکاست که علاوه بر ادامه مسیر گذشته، به وضوح جنایتها را بیان و به آنها افتخار میکند در عین حال خود را منجی، صلحجو و حامی حقوق بشر و دموکراسی و پایان دهنده جنگ ها و شایسته دریافت جایزه صلح نوبل معرفی میکند.
برخی از مهاجران کشورهای مختلف به وعدهها و شعارهای دموکراسیخواهانه آمریکا دل بسته بودند که شاید ترامپ برای کشورشان آزادی، دموکراسی و توسعه به ارمغان آورد. اما حتی این افراد به خود زحمت ندادند که دخالتهای ویرانگر آمریکا را در چند دهه اخیر مطالعه کنند چه حضور آنها در عراق، افغانستان، سوریه و … چه دستاوردی برای مردم آن کشورها داشته است؟ که انتظار داشته باشند نتایج مشابهی برای آنها رخ دهد.
تازه ترین دخالت و تجاوز آمریکا درحمله و به گروگان گرفتن رئیس جمهور ونزوئلا پیش چشم همگان قراردارد که ترامپ پس از به گروگان گرفتن رییس جمهور قانونی یک کشور، دست یابی به منابع عظیم نفت را اصلی ترین هدف خود برای حمله به ونزوئلا اعلام کرد و حتی کمترین وقعی به برنده جایزه صلح نوبل و حامیان وی در این کشور نگذاشت.
شوربختانه بخشی از ایرانیان خارجنشین که نسبت به حاکمیت و نظام جمهوری اسلامی نگاه انتقادی دارند و حتی تعدادی از هم وطنان داخل به وعدههای دروغین ترامپ برای آزادی، دموکراسی از نگاه خود دل بسته بودند و توسعه ایران را در حمله و دخالت نظامی امریکا جستجو میکردند. به همین دلیل، برای روز معین حمله آمریکا به میهن خود لحظهشماری میکردند.
اگر سخنان دوره اول و دوم ترامپ در خصوص ایران را بررسی کنیم، میتوان به وعده و امیدهای وی به ایرانیان برای سرنگونی جمهوری اسلامی و استقرار یک نظام آزاد اشاره کرد. ترامپ در نهایت با زیر پاگذاشتن تمام قوانین بین الملی و بهانه های ساختگی و سخفیف و غیرواقعی و تحت عنوان «برنامه هستهای» و «تهدید قریبالوقوع» برای پوشاندن نیات واقعیشان»و فشار نتانیاهو نخستوزیر رژیم اشغالگر اسرائیل دستور آغاز عملیات را در ۹ اسفند ماه 1404 صادر کرد، تا به روایت خود برای ایرانیان کمک ارسال کند.
بخشی از هموطنان و ایرانیان خارجنشین با تاکید بر تجهیزات و تسلیحات پیشرفتهای که آمریکا در اختیار دارد، اهداف آمریکا از حمله به ایران را صرفاً مراکز نظامی و امنیتی و در نهایت سرنگونی جمهوری اسلامی میدانستند. اما از همان ساعت اولیه که مدرسهای دخترانه در میناب مورد اصابت قرار گرفت و بیش از ۱۶۰ دانشآموز بیگناه جان خود را از دست دادند، چهره واقعی ترامپ بیشتر نمایان و ماسک حقوق بشری او کنار زد شد.
واقعیت این است با گذشت هر روز از جنگ رمضان چهره های جنایت کار بیشتری از ترامپ برای همگان روشن و عیان تر می شود این چهره ای بود که قبلا بسیاری بر آن تأکید داشتند اما برخی آن را باور نمی کردند.
حتی خروج ترامپ از دهها سازمان و کنوانسیون های بین المللی و حقوق بشری آنها را در خصوص شخصیت و اهداف پلید ترامپ بیدار و به فکر فرو نبرد؛ یکی از ویژگی های هزینه بر ما ایرانیان این است که خود باید تاریخ و وقایع را تجربه کنیم تا موضوع را باور و لمس کنیم و کمتر از تجربه های تاریخی درس عبرت می گیریم.
این روزها در حالی که اولین ماه جنگ رمضان را سپری کرده ایم، میتوان در همین مدت لیست بلند بالایی از جنایتهای متجاوزان آمریکایی و صهیونیستی علیه ایرانیان ارائه کرد بنابراین ترامپ نه تنها به آنچه که به ایرانیان خوش خیال و خام وعده داده بود پایبند نبود، بلکه بسیاری از قوانین جنگی را نیز زیرپا گذاشته است.
حمله به مدارس، حمله به واحدهای مسکونی و مردم بی دفاع، حمله به آثارو ابنیه تاریخی و باستانی در اصفهان و دیگر مناطق، حمله به بیمارستان ها، حمله به راهپیمایی مردم، حمله به مراکز دانشگاهی، علمی و پژوهشی از جمله دانشگاه صنعتی اصفهان و تهران،
حمله به واحدهای صنعتی و تولیدی، ترور دانشمندان به همراه خانواده، هدف قراردادن نیرو های امدادی، دفاتر رسانه ها، همچین
بیان اینکه درهای جهنم را به روی ایرانیان باز خواهد کرد و توهین های بی شرمانه به تمام ایرانیان تنها بخشی از جنایات جنگی ترامپ بی ادب و بی نزاکت علیه مردم ایران است.
در نهایت هفته گذشته با اعلام ترامپ برای بمباران زیرساختهای ایران، از جمله نیروگاههای برق، چهره واقعی و جنایتکاران ترامپ بیشتر برای همگان روشنتر شد به همین دلیل بخشی از اپوزیسیون و ایرانیان خارج از ایران و هم وطنان داخل که ترامپ را برای شروع جنگ تشویق میکردند با نمایان شدن چهره و اهداف واقعی ترامپ بیدار شدند و نسبت به تخریب و ویرانی زیرساختهای کشور که به طور مستقیم در زندگی 90 میلیون ایرانی تأثیر دارد، اعتراض کردند و از دعوت حمله به مام میهن ابراز پشیمانی کردند.
بخشی از اپوزیسیون هم که به دنبال استقرار آزادی و دموکراسی مورد نظر خود در ایران بودند، با تأکید ترامپ بر اهداف استعمارگرایانه خود برای دستیابی برمنابع و ثروت های عظیم ایران از جمله نفت و استقرار دولت دست نشانده متوجه شدند که در آغوش گرفتن دموکراسی و آزادی مورد نظرشان از طریق ترامپ، سرابی بیش نبوده است. به همین دلیل بخشی از اپوزیسیون و ایرانیان خارج از کشور و هموطنان داخل کشور با توجه به عریان تر شدن سطح جنایت و اهداف پلید ترامپ متوجه اشتباهات خود شدهاند.
امروز بسیاری از هموطنان که به بیگانهای برای توسعه کشور دل بسته بودند متوجه شدند نباید به ترامپی که به منافع امریکا و امنیت اسرائیل و چشم طمع به ثروت های ایران دوخته و به موضوع دیگری حتی تامین امنیت هم پیمانان عرب خود نمیاندیشد، امید بست چرا که علاج واقعه در وطن است.
آنچه امروز بیش از گذشته مورد توجه قرار گرفته، فاصله میان ادراکات اولیه و واقعیت میدانی تحولات است. این موضوع نشان میدهد که ارزیابی چهرههای سیاسی در سطح داخلی و جهانی، امری پویا و وابسته به شرایط متغیر است و بهطور مستمر نیازمند بازخوانی و تحلیل دوباره قرار میگیرد.
سخن پایانی اینکه اگر یکی از دستاوردهای جنگ رمضان با همه هزینههایی بعضا غیرقابل جبران که به کشور و مردم وارد کرده است، بیدار شدن بخشی از ایرانیان و آشکار شدن چهره و اهداف پلید و واقعی آمریکا به ایران باشد، ارزشمند است هرچند دردمندانه همچنان بخشی از افراد که شاید پل های پشت سر را ویران کرده اند و یا کینه آنها به نظام کینه ای عمیق و لجبازانه است همچنان ترامپ را منجی خود میپندارند که یقینا در آینده تاریخ ایران و نسل های بعدی قضاوت سخت از آنها خواهد داشت.
انتهای پیام