مجید موافق قدیری، عضو هیئت نمایندگان اتاق بازرگانی، صنایع، معادن و کشاورزی ایران - براساس پیشبینیهای سازمانهای بین المللی مانند سازمان خواربار و کشاورزی ملل متحد (FAO)، تقاضای جهانی برای غذاهایی با منبع حیوانی مانند گوشت، شیر و تخم مرغ تا سال ۲۰۵۰ به طور قابل توجهی روند رو به رشدی خواهد داشت. این افزایش نه تنها ناشی از رشد جمعیت است، بلکه با عوامل اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی نیز مرتبط است. در این تحلیل به بررسی دلایل این افزایش، پیش بینیهای کمی، تاثیرات زیست محیطی و اقتصادی در ایران و راهکارهای احتمالی آن میپردازیم.
یکی از دلایل کلیدی افزایش تقاضا، رشد جمعیت جهانی است. پیش بینی میشود تا سال ۲۰۵۰، جمعیت جهان به حدود ۱۰ میلیارد نفر خواهد رسید که بیش از ۸۶ درصد آن در کشورهای در حال توسعه ساکن خواهند بود. این رشد جمعیت، به ویژه در آفریقا و جنوب آسیا، تقاضای بیشتری برای پروتئینهای حیوانی ایجاد میکند.
علاوه بر این، افزایش درآمد سرانه در کشورهای نوظهور منجر به تغییر الگوهای مصرفی میشود. با بهبود وضعیت اقتصادی، افراد تمایل بیشتری به مصرف گوشت و محصولات حیوانی نشان میدهند. برای مثال میانگین مصرف جهانی سرانه گوشت از حدود ۴۰ کیلوگرم در سال به ۵۲ کیلوگرم تا سال ۲۰۵۰ افزایش خواهد یافت.
علاوه بر این شهرسازی و تغییرات سبک زندگی نقش مهمی را ایفا میکنند. در جوامع شهری، دسترسی به محصولات حیوانی آسانتر است و رژیمهای غذایی غربی که بر پایه پروتئین حیوانی هستند، محبوبیت بیشتری دارند. براساس گزارش FAO، تقاضای کلی غذا تا سال ۲۰۵۰ حدود ۷۰ درصد افزایش مییابد که شامل تقریبا ۲۰۰ میلیون تن گوشت اضافی است.
پیش بینیهای کمی نشان میدهد که تقاضای جهانی برای پروتئین حیوانی (مانند گوشت گاو، مرغ و گوسفند) حدود ۲۰ درصد افزایش خواهد یافت. این افزایش عمدتا در کشورهای کم درآمد و متوسط درآمد رخ میدهد. از سویی دیگر در کشورهای توسعهیافته روند مصرف ممکن است پایدارتر یا حتی کاهشی باشد، اما با اینحال رشد کلی جهانی توسط تقاضای فزاینده در آسیا و آفریقا جبران میشود.
تاثیرات زیست محیطی و اقتصادی این افزایش تقاضا چالشهای جدی به همراه دارد. از نظر زیست محیطی، تولید پروتئین حیوانی با انتشار گازهای گلخانهای مرتبط است. کشورهای در حال توسعه منبع ۷۵ درصد انتشار گازهای گلخانهای از نشخوارکنندگان هستند و بدون بهبود بهره وری، انتشار جهانی این گازها تا سال ۲۰۵۰ رو به رشد خواهد بود. علاوه بر این، فشار بر منابع طبیعی مانند زمین، آب و تنوع زیستی نیز افزایش مییابد که میتواند منجر به تخریب اکوسیستمها گردد. اگرچه از منظر اقتصادی این روند فرصتهایی برای کشاورزان و صنایع مرتبط، به ویژه در کشورهای در حال توسعه، جایی که دامداری منبع درآمد افراد زیادی است، ایجاد مینماید.
ایران به عنوان یک کشور در حال توسعه و جمعیت رو به رشد، با چالشهای اقتصادی، زیست محیطی و امنیت غذایی جدی در این زمینه روبهرو است. طبق گزارش رتبه بندیهای مبتنی بر FAO (مانند our world Data و گزارشهای مشابه در سال ۲۰۲۲) مصرف سرانه گوشت در ایران در سالهای اخیر به دلیل تورم بالا، کاهش قدرت خرید و بحرانهای اقتصادی ۳۲ کیلوگرم (رتبه ۱۲۹ جهانی) در مقایسه با سرانه جهانی ۴۰ کیلوگرم ذکر شده است که این میزان مصرف برخلاف روند جهانی افزایش تقاضا، ناشی از فقر و کمبود دسترسی است، نه تغییر الگوی غذایی پایدار.
ایران به شرط سرمایه گذاری و سیاست گذاری مناسب پتانسیل بالایی برای بهبود تولید و مصرف پروتئین حیوانی دارد. خوراک دام به عنوان یکی از جنبههای کلیدی این پتانسیل، نقش محوری ایفا میکند، زیرا حدود ۶۰-۷۰ درصد هزینههای تولید را تشکیل میدهد و ظرفیتهای موجود در این حوزه میتواند تحول آفرین باشد:
-صنعت خوراک دام، طیور و آبزیان کشور با ظرفیتی اسمی بالغ بر دهها میلیون تن، میتواند موتور محرک تحول در تولید پروتئین حیوانی باشد؛ ظرفیتی که هنوز بهطور کامل فعال نشده است. خوراک دام که بخش عمده هزینه تولید را تشکیل میدهد، نهتنها چالش اصلی، بلکه بزرگترین فرصت راهبردی این بخش به شمار میآید.
-توسعه شیلات و آبزیپروری، تنوعبخشی به منابع پروتئینی، استفاده از فناوریهای نوین در مدیریت خوراک، اصلاح نژاد و بهبود سلامت دام، میتواند همزمان بهرهوری را افزایش دهد و فشار زیستمحیطی را کاهش دهد. کاهش انتشار گازهای گلخانهای، مدیریت مصرف آب و حرکت به سوی تولید هوشمند و دانشبنیان، دیگر یک انتخاب نیست؛ ضرورتی اجتنابناپذیر است.
از جمله چالشهای پیش رو تا سال ۲۰۵۰ در ایران باید اشاره کرد که جمعیت ایران تا سال ۲۰۵۰ به بیش از ۹۰ میلیون نفر میرسد و نیاز به پروتئین حیوانی افزایش خواهد یافت که در صورت بهبود وضعیت اقتصادی یا سیاستهای حمایتی تقاضای داخلی برای پروتئینهای حیوانی میتواند افزایش یابد که همین امر فشار بیشتری بر تولید داخلی وارد میکند که در این میان بخش دامداری و دامپروری ایران با مشکلات جدی روبهرو خواهد بود. از طرفی ایران به عنوان کشوری خشک و نیمه خشک، با محدودیتهای شدید منابع آبی روبهرو است که یکی از اصلیترین چالشها در بخش تولید پروتئین حیوانی محسوب میشود. تغییرات اقلیمی، خشکسالیهای مکرر، کاهش بارندگی، افزایش دما و کمبود آب در اثر برداشت بیش از حد از آبهای زیرزمینی باعث کاهش علوفه طبیعی، افزایش هزینه خوراک دام و افت تولید میشود. از طرفی دامداری سنتی ایران منبع مهمی از متان است و بدون بهره وری، انتشار گازهای گلخانهای افزایش مییابد. از طرفی از آنجایی که ایران برای تامین بخش عمدهای از نهادههای دامی وابسته به واردات است، افزایش تقاضای جهانی پروتئین حیوانی میتواند قیمتهای جهانی نهادهها را بالا برده و دسترسی ایران را (به ویژه با تحریمها و نوسانات ارزی) سختتر کند. در واقع خوراک دام نه تنها به عنوان چالش اصلی فعلی (به دلیل وابستگی به واردات و گرانی نهاده ها) است بلکه بزرگترین پتانسیل برای تحول بخش پروتئین حیوانی محسوب میشود.
با این حال، بدون سرمایه گذاری در فناوریهای پایدار، هزینههای تولید افزایش یافته و امنیت غذایی تهدید میشود که برای مقابله با این چالشها، به رویکردهای چند جانبه نیاز است. بهبود بهرهوری دامپروری از طریق ژنتیک بهتر، مدیریت خوراک و سلامت دام میتواند انتشار گازهای گلخانهای را تا ۵۵ درصد کاهش دهد.
ایران میتواند با بهره برداری از ظرفیت کارخانههای خوراک دام، افزایش تولید داخلی نهادهها و نوآوری در جایگزینها هزینهها را کنترل کند، تولید را افزایش دهد و امنیت غذایی را تقویت نماید که این حوزه نیازمند سیاستگذاری، هماهنگی بین دولت و بخش خصوصی، کشاورزان و محققان است تا چالشها به فرصت تبدیل شود.
در مجموع، روند جهانی افزایش تقاضای پروتئین حیوانی تا ۲۰۵۰ برای ایران یک چالش دو گانه است: از یک سو نیاز به افزایش تولید برای جلوگیری از کمبود غذایی و از سوی دیگر محدودیتهای شدید زیست محیطی و اقتصادی که تولید را تهدید میکند. بدون اصلاحات ساختاری و سرمایه گذاری در پایداری، این روند میتواند به بحران غذایی عمیقتر در ایران منجر شود. آنچه که حائز اهمیت است، حمایت سیاستهای کلی با سرمایهگذاری بر تحقیقات و تولیدکنندگان کوچک مقیاس با هدف حفظ پایداری خواهد بود.
در واقع میتوان گفت، افزایش تقاضای پروتئین حیوانی تا سال ۲۰۵۰ فرصتی برای نوآوری و پایداری است که این امر نیازمند همکاریهای بین المللی برای تعادل بین نیازهای غذایی، اقتصادی و زیست محیطی است. بدون اقدام فوری این روند میتواند منجر به بحرانهای بزرگتر شود. در حالی که با برنامه ریزی مناسب، میتوان جهانی سیر و پایدار ساخت.
انتهای پیام/