حیات ایشان با فعالیتهای بیشمار سیاسی پیش و بعداز انقلاب اسلامی عجین شده است. شهید آیت الله خامنه ای (قدسسره) سومین رئیسجمهور ایران و دومین رهبر جمهوری اسلامی ایران است. علاوهبر چهرۀ سیاسی، ایشان دانش دینی و شخصیت ادبی فوقالعاده والایی دارند.
لازم به ذکر است دورۀ ریاستجمهوری ایشان همزمان با جنگ تحمیلی عراق همراه بوده است که همین موضوع یکی از دلایل دانش و تجربۀ سیاسینظامی ایشان است.
جد اعلای ایشان سیدمحمد حسینی تفرشی نسب به سادات افطسی میرساند. شجرۀ وی به سلطانالعلماء احمد، معروف به سلطان سید احمد میرسد که با پنج واسطه از اخلاف امام سجاد (علیهالسلام) است.
جدش سیدحسین خامنهای (تولد حدود ۱۲۵۹ق/ درگذشت ۲۰ ربیعالثانی ۱۳۲۵ق) در خامنه به دنیا آمد و در نجف نزد اساتید بزرگی چون سیدحسین کوهکمری، فاضل ایروانی، فاضل شربیانی، میرزا باقر شکی و میرزا محمدحسن شیرازی تلمذ کرد و پساز طی مدارج علوم دینی در حوزۀ علمیۀ نجف اشرف، در زمرۀ فقها و مدرسان آن حوزه قرار گرفت.
او در سال ۱۳۱۶ق به تبریز آمد (۱) و مدرس مدرسۀ طالبیه و امام جماعت مسجد جامع آن شهر شد. (۲) دارای افکار بلند سیاسی و اجتماعی و از علمای طرفدار مشروطه بود و همواره مردم را به حمایت و پاسداری از نهضت مشروطه تشویق میکرد. (۳)
برخی از آثار علمی ایشان ازجمله حاشیه بر کتابهای ریاضالمسائل، قوانینالاصول، مکاسب شیخ انصاری، فوائدالاصول و شرح لمعه وقف کتابخانۀ حسینیۀ شوشتری نجف شد. (۴) شیخ محمد خیابانی، روحانی مبارز و مجاهد عصر مشروطه، شاگرد و داماد وی بود. (۵)
سید محمد خامنهای (۱۲۹۳ نجف/شعبان ۱۳۵۳ق نجف) مشهور به پیغمبر (۶)، عموی آیت الله خامنه ای (قدسسره) از شاگردان آخوند خراسانی، شریعت اصفهانی و دیگر بزرگان نجف بود و فردی آگاه به مسائل زمان و از رجال طرفدار مشروطه بهشمار میرفت. (۷)
آیت الله سید علی حسینی خامنه ای (قدسسره) فرزند مرحوم حجتالاسلاموالمسلمین حاج سیدجواد حسینی خامنهای، در فروردینماه سال ۱۳۱۸ شمسی برابر با ۱۳۵۸ قمری در مشهد مقدس چشم به جهان گشود.
او دومین پسر خانواده بود و زندگی مرحوم سیدجواد خامنهای هم مانند بیشتر روحانیون و مدرسان علوم دینی، بسیار ساده:
پدرم روحانی معروفی بود، اما خیلی پارسا و گوشهگیر […] زندگی ما بهسختی میگذشت. من یادم هست شبهایی اتفاق میافتاد که در منزل ما شام نبود. مادرم با زحمت برای ما شام تهیه میکرد. […] آن شام هم نان و کشمش بود.
خانۀ ما در خیابان خسروی نو بود. خانهای که خانوادۀ سیدجواد در آن زندگی میکردند در یکی از محلههای فقیرنشین مشهد بود:
«منزل پدری من که در آن متولد شدهام، تا چهار پنجسالگی من، یک خانۀ ۶۰ ـ ۷۰ متری در محلۀ فقیرنشین مشهد بود که فقط یک اتاق داشت و یک زیرزمین تاریک و خفهای! هنگامی که برای پدرم میهمان میآمد و معمولاً پدر بنا بر این که روحانی و محل مراجعۀ مردم بود، میهمان داشت، همۀ ما باید به زیرزمین میرفتیم تا مهمان برود. بعد عدهای که به پدر ارادتی داشتند، زمین کوچکی را کنار این منزل خریده به آن اضافه کردند و ما دارای سه اتاق شدیم.»
پدرش آیت الله سید جواد خامنه ای (۲۰ جمادیالثانی ۱۳۱۳ نجف، ۱۶آذر۱۲۷۴ / ۱۵تیر۱۳۶۵) از علما و مجتهدان عصر خود بود که در نجف متولد شد و در کودکی همراه خانوادهاش به تبریز آمد.
پساز اتمام دورۀ سطح، در حدود ۱۳۳۶ق به مشهد مهاجرت کرد (۸) و در فقه و اصول از محضر بزرگانی چون حاج آقا حسین قمی، میرزا محمد آقازاده خراسانی (کفائی)، میرزا مهدی اصفهانی و حاج فاضل خراسانی و در فلسفه از محضر آقا بزرگ حکیم شهیدی و شیخ اسدالله یزدی بهرهمند گردید. (۹)
سپس در ۱۳۴۵ق به نجف رفت و از حوزۀ درس میرزا محمدحسین نائینی، سیدابوالحسن اصفهانی و آقا ضیاءالدین عراقی کسب فیض کرد و از سه نفر مذکور اجازۀ اجتهاد گرفت. (۱۰) او در پی تصمیم بازگشت به ایران راهی مشهد شد و برای همیشه در آن شهر اقامت گزید و ضمن تدریس، امامت مسجد صدیقیهای بازار مشهد (مسجد آذربایجانیها) را عهدهدار گردید. (۱۱)
او همچنین از امامان جماعت مسجد گوهرشاد نیز بود. (۱۲) وی علاقۀ زیادی به مطالعه داشت. مباحثات علمی روزانۀ وی با همردیفان ازجمله حاج میرزا حسین عبائی، حاج سید علیاکبر خوئی، حاج میرزا حبیب ملکی و … تا دهها سال ادامه داشت. همچنین فردی پرهیزگار و بیتوجه به امور دنیوی بود و زندگی زاهدانهای داشت. (۱۳)
پساز پیروزی انقلاب اسلامی با آنکه فرزندانش به مقامات عالی سیاسی و اجرایی رسیدند، همچنان به زندگی زاهدانۀ خود ادامه داد. بهدلیل بهرهمندی از کمالات انسانی همواره مورد وثوق مردم بود.
در رواق پشت ضریح مطهر امام رضا (علیهالسلام) به خاک سپرده شد. (۱۴) امام خمینی (رحمتالله) در پیام تسلیتی به آیت الله خامنه ای (قدسسره) به مناسبت فوت پدرش، آیتالله سیدجواد خامنهای را عالمی با تقوا و متعهد برشمرد. (۱۵)
بانو میردامادی (۱۲۹۳ش ـ ۱۳۶۸ش)، مادر آیت الله خامنه ای (قدسسره) بانویی زاهد، متشرع، آشنا با آیات قرآن، احادیث، تاریخ و ادبیات بود. او در جریان مبارزه با رژیم پهلوی با فرزندان مبارزش، بهویژه آیت الله سید علی خامنه ای (قدسسره) همگام بوده است. (۱۶)
آیت الله خامنه ای (قدسسره) دربارۀ مادرشان میگویند:
«مادرم خانم بسیار فهمیده، باسواد، کتابخوان، دارای ذوق شعری و هنری، حافظشناس، البته حافظشناس که میگویم، نه به معنای علمی و اینها، به معنای مأنوس بودن با دیوان حافظ و با قرآن کاملاً آشنا بود و صدای خوشی هم داشت. ما وقتی بچه بودیم، همه مینشستیم و مادرم قرآن میخواند؛ خیلی هم قرآن را شیرین و قشنگ میخواند.
ما بچهها دورش جمع میشدیم و برایمان به مناسبت، آیههایی را که در مورد زندگی پیامبران است، میگفت. من خودم اولینبار، زندگی حضرت موسی، زندگی حضرت ابراهیم و بعضی پیامبران دیگر را از مادرم به این مناسبت شنیدم. قرآن که میخواند، به آیاتی که نام پیامبران در آن است میرسید، بنا میکرد به شرح دادن.»
آیتالله سیدهاشم نجفآبادی (میردامادی) (۱۳۰۳ق ـ۱۳۸۰ ق)، جد مادری آیت الله خامنه ای (قدسسره) (از خاندان میرداماد فیلسوف مشهور عصر صفویه) از شاگردان آخوندخراسانی و میرزا محمدحسین نائینی، از علما و مفسران قرآن و از ائمۀ جماعت مسجد گوهرشاد بود. (۱۷)
و در عین حال به امر به معروف و نهی از منکر اهتمام ویژهای داشت و در پی اعتراض به کشتار مردم در مسجد گوهرشاد در دورۀ حکومت رضاشاه، به سمنان تبعید شد. (۱۸) آیت الله خامنه ای (قدسسره) ازسوی مادر به محمد دیباج فرزند امام صادق (علیهالسلام) نسب میرساند. (۱۹)
تحصیل در مشهد
آیت الله سید علی خامنه ای (قدسسره) تحصیل را در چهارسالگی از مکتبخانه و با فراگیری قرآن کریم شروع کرد. دورۀ دبستان را در نخستین مدرسۀ اسلامی مشهد، دارالتعلیم دیانتی، گذراند. (۲۰) در همین ایام، یادگیری قرائت و تجوید قرآن را نزد برخی قاریان قرآن مشهد آغاز کرد. (۲۱)
همزمان با تحصیل در کلاس پنجم دبستان، تحصیلات مقدماتی حوزوی را نیز آغاز کرد. شوق وافر او به تحصیلات حوزوی و تشویق والدین سبب شد که وی پساز اتمام دورۀ دبستان، وارد دنیای طلبگی شود و تحصیل علوم دینی را در مدرسۀ سلیمانخان ادامه دهد.
وی بخشی از مقدمات را نیز نزد پدر طی کرد. سپس به مدرسۀ نواب رفت و دورۀ سطح را در آن به پایان برد. همزمان با تحصیلات حوزوی دورۀ دبیرستان را تا سال دوم متوسطه ادامه داد. (۲۲)
وی معالمالاصول را نزد آیتالله سیدجلیل حسینی سیستانی و شرح لمعه را نزد پدر و میرزا احمد مدرس یزدی فراگرفت. رسائل، مکاسب و کفایه را نیز نزد پدر و آیت الله شیخ هاشم قزوینی آموخت. در سال ۱۳۳۴ش، در درس خارج فقه آیت الله سید محمد هادی میلانی حاضر شد.
وی در ۱۳۳۶ش طی سفر کوتاهی همراه خانواده به نجف اشرف مشرف شد و در دروس مدرسان بهنام حوزۀ علمیۀ نجف، ازجمله آیات سیدمحسن حکیم، سیدابوالقاسم خویی، سیدمحمود شاهرودی، میرزا باقر زنجانی و میرزا حسن بجنوردی حضور یافت، ولی بهدلیل عدم تمایل پدر برای اقامت در آن شهر به مشهد بازگشت (۲۳) و به مدت یک سال دیگر در درس آیتالله میلانی حاضر شد.
سپس در سال ۱۳۳۷ش به شوق ادامه تحصیل عازم حوزۀ علمیۀ قم شد. (۲۴) در همین سال و پیش از عزیمت به قم، آیتالله محمدهادی میلانی به وی اجازۀ روایت داده بود. (۲۵)
آیت الله خامنه ای (قدسسره)، در قم نزد بزرگانی چون آیات حاجآقا حسین بروجردی، امامخمینی، حاج شیخمرتضی حائری یزدی، سیدمحمد محقق داماد و علامه طباطبایی تلمذ نمود. (۲۶) در مدت اقامت در قم اکثر وقت خود را به تحقیق، مطالعه و تدریس میگذراند.
آیت الله خامنه ای (قدسسره) در ۱۳۴۳ش بهدلیل عارضۀ بینایی پدر و کمک به وی به ضرورت از قم به مشهد بازگشت و بار دیگر در جلسات درس آیتالله میلانی حضور یافت که تا سال ۱۳۴۹ ادامه داشت. او از ابتدای حضور در مشهد، به تدریس سطوح عالی فقه و اصول (رسائل، مکاسب و کفایه) و برگزاری جلسات تفسیر برای عموم همت گماشت.
در این جلسات جمعیت کثیری از قشر جوان بهویژه دانشجویان حضور پیدا میکردند. (۲۷) در جلسات تفسیر خود، مهمترین پایههای فکری اسلام و اندیشۀ اسلامی را از خلال آیات قرآن استخراج و بیان مینمود و به تعمیق بنیانهای اندیشۀ مبارزه و براندازی حکومت طاغوت میپرداخت به صورتی که شرکتکننده در درس تفسیر او به این نتیجه ضروری و طبیعی میرسید که حکومتی بر پایۀ اسلام و معارف دین باید در کشور تحقق یابد.
یکی از اهداف اصلی او از تفسیر، انتقال مبانی انقلاب اسلامی به جامعه بود از سال ۱۳۴۷ درس تخصصی تفسیر را نیز برای طلاب علوم دینی شروع کرد که این دروس و جلسات تفسیر تا سال ۱۳۵۶ و قبلاز دستگیری و تبعید به ایرانشهر ادامه داشت. (۲۸) جلسات تفسیر در سالیانی از دورۀ ریاستجمهوری و پساز آن ادامه داشت.
ایشان از سال ۱۳۶۹ش تدریس خارج فقه را آغاز کرد و تاکنون به تدریس ابواب جهاد، قصاص، مکاسب محرمه و صلاة مسافر پرداختهاند.
آیت الله خامنه ای (قدسسره) با حوزۀ شعر و ادبیات مأنوس هستند و همواره به مطالعۀ رمان و داستان علاقهمند بودهاند و بسیاری از رمانها و داستانهای معتبر دنیا را مطالعه کردهاند.
این علاقه با مطالعۀ رمانها و آثار ادبی نویسندگان بزرگ جهان و تاریخ و فرهنگ ملل شرق و غرب تداوم پیدا کرد. حتی به نقد کتابهای ادبی و شعر هم میپردازند. با بسیاری از شاعران، نویسندگان و روشنفکران زمانه در ارتباط بود.
در ایامی که در مشهد حضور داشت در برخی از انجمنهای ادبی که با حضور شعرای بزرگ تشکیل میشد شرکت میکرد. در انجمنهای ادبی به نقد شعر میپرداخت. خود نیز اشعاری سروده و در سالهای اخیر تخلص «امین» را برگزیده است. مطالعۀ کتب تاریخی بخش دیگری از برنامۀ مطالعاتی دائمی ایشان است و به مباحث و موضوعات تاریخ معاصر احاطه دارند. (۲۹)
آیت الله خامنه ای (قدسسره) تحقیق و تألیف را از دوران طلبگی آغاز کرد و تقریرات دروس اساتید خود را نگاشت (۳۰) و قبل از پیروزی انقلاب به ترجمه و تألیف چند اثر نیز همت گماشت.
از جمله آثار تألیفی و پژوهشی آیت الله خامنه ای (قدسسره) میتوان موارد زیر را نام برد:
آثار زیر، کتبی هستند که توسط آیت الله خامنه ای (قدسسره) ترجمه شده است:
علاوهبر آن، بسیاری از آراء و اندیشههای ایشان که در گفتار و نوشتار ایشان و در قالب پیام، سخنرانی، خطبه، مصاحبه منعکس شده است بهصورت کتاب و نرمافزار با عناوین گوناگون و بهصورت موضوعی منتشر گردیده و برخی از آنها نیز به زبانهای دیگر ترجمه شده است.
همچنین، پایاننامهها، رسالهها، مقالات و کتابهای گوناگونی ناظر به افکار و اندیشههای ایشان تألیف و تدوین شده است. نیز، بخشی از مجموعه بیانات و مکتوبات ایشان در دورۀ رهبری با عنوان «حدیث ولایت» منتشر گردیده است.
پیشینۀ فعالیتهای سیاسیمذهبی خاندان آیت الله خامنه ای (قدسسره)، در او زمینۀ تربیتی برای مبارزۀ سیاسیمذهبی فراهم آورده بود. نقطۀ آغازین ورود به فعالیتهای سیاسی، دیدار او با شهید نواب صفوی (میرلوحی) در مشهد بود که به بیان خود او اولین بارقههای انقلابی را در وی پدید آورد. (۳۱)
نخستین دیدار وی با امامخمینی(رحمتالله) در سال ۱۳۳۶ش صورت گرفت اما چهرۀ سیاسی امامخمینی(رحمتالله) برای اولینبار در جریان لایحۀ انجمنهای ایالتی و ولایتی برای ایشان مکشوف شد. (۳۲)
آیت الله خامنه ای (قدسسره) با آغاز نهضت اسلامی به رهبری امامخمینی(رحمتالله) در سال ۱۳۴۱ش وارد عرصههای گوناگون مبارزه با طاغوت شد. جزو نخستین افرادی بود که همگامی و فعالیت مبارزاتی را در دورۀ قبل از قیام ۱۵خرداد۱۳۴۲ آغاز کرد. (۳۳)
در بهمن ۱۳۴۱، پساز همهپرسی لایحۀ انجمنهای ایالتی و ولایتی، آیتالله خامنهای و برادرش سیدمحمد مأمور رساندن گزارش آیتالله محمدهادی میلانی به امامخمینی(رحمتالله) در قالب نامه در مورد واکنش مردم مشهد به این همهپرسی شدند. (۳۴)
در سال ۱۳۴۲ و در آستانۀ ماه محرم، امامخمینی(رحمتالله) وی را مأمور ساخت پیامهایی را به آیتالله میلانی و علما، روحانیون و هیئتهای مذهبی خراسان در جهت تداوم نهضت و آگاهسازی مردم در قبال تبلیغات رژیم پهلوی انتقال دهد. (۳۵)
امامخمینی(رحمتالله) در این پیامها خطمشی مبارزه را ترسیم کرده و از علما و روحانیون خواسته بود بهمنظور تبیین جنایات رژیم پهلوی، ذکر واقعۀ مدرسۀ فیضیه از روز هفتم محرم در منابر خوانده شود. (۳۶)
آیت الله خامنه ای (قدسسره) خود نیز برای محقق ساختن هدف و اجرای خطمشی امامخمینی(رحمتالله) راهی بیرجند که تحت نفوذ خاندان علم بود، شد و در منابر و مجالس آن شهر دربارۀ حادثۀ مدرسۀ فیضیه و سلطۀ اسرائیل بر جوامع اسلامی سخنرانی کرد. (۳۷) به دنبال این سخنرانیها، وی در ۱۲ خرداد ۱۳۴۲ مقارن با هفتم ماه محرم ۱۳۸۳، دستگیر و در مشهد زندانی شد. (۳۸)
پساز آزادی وی، آیتالله محمدهادی میلانی از او دیدن کرد. (۳۹) آیت الله خامنه ای (قدسسره) پساز آن با حضور در جلساتی که در منزل آیتالله میلانی بهمنظور تداوم نهضت اسلامی در غیاب امامخمینی(رحمتالله) که در حصر به سر میبرد، تشکیل میشد، فعالیتهای سیاسیاش را تداوم بخشید. (۴۰)
اندکی پساز آن به حوزۀ علمیۀ قم بازگشت و با کمک و همکاری برخی روحانیون مبارز به سازماندهی مجدد فعالیتهای سیاسی از طریق جلسات مشورتی و تبلیغات پرداخت. (۴۱) او ازجملۀ روحانیونی بود که در ۱۱دی۱۳۴۲ تلگرامی به آیتالله سیدمحمود طالقانی، مهدی بازرگان و یدالله سحابی که در حمایت از امامخمینی زندانی شده بودند، فرستاد. (۴۲)
در همان زمان طلاب خراسانی حوزۀ علمیۀ قم با هدایت او، در اعتراض به ادامۀ حصر امامخمینی نامهای به حسنعلی منصور، نخستوزیر وقت، نوشته و منتشر کردند که ازجملۀ آنها خود ایشان و ابوالقاسم خزعلی و محمد عبایی خراسانی بودند. (۴۳)
ایشان در بهمن ۱۳۴۲، مقارن با ماه رمضان ۱۳۸۳ق برای تبلیغ و تبیین مسائل نهضت اسلامی راهی زاهدان شد. (۴۴) سخنرانیهای او در مساجد زاهدان و استقبال مردمی از آن، رژیم را بر آن داشت که ایشان را دستگیر و به زندان قزل قلعه که در آن زمان محل بازداشت زندانیان سیاسی و امنیتی بود، منتقل نماید. (۴۵)
در ۱۴اسفند۱۳۴۲ قرار بازداشت آیت الله خامنه ای (قدسسره) به قرار التزام به عدم خروج از حوزۀ قضایی تهران تبدیل و ایشان از زندان آزاد شد. (۴۶) از این پس تا پیروزی انقلاب اسلامی فعالیتهای وی همواره تحت کنترل مأموران امنیتی قرار داشت.
آیت الله خامنه ای (قدسسره) در پاییز ۱۳۴۳ از قم به مشهد بازگشت و در کنار مراقبت از پدر به فعالیتهای علمی و سیاسی پرداخت. (۴۷) او در زمرۀ روحانیونی بود که اندکی پساز تبعید امامخمینی(رحمتالله) به ترکیه با نگارش نامهای به دولت وقت، دولت امیرعباس هویدا، در ۲۹بهمن۱۳۴۳ به اوضاع نابسامان کشور و تبعید امامخمینی اعتراض کردند. (۴۸)
آیت الله سید علی خامنه ای (قدسسره) بههمراه عبدالرحیم ربانی شیرازی، علی فیض مشکینی، ابراهیم امینی، مهدی حائری تهرانی، حسینعلی منتظری، احمد آذری قمی، علی قدوسی، اکبر هاشمی رفسنجانی، سیدمحمد خامنهای و محمدتقی مصباح یزدی. (۴۹) اعضای گروه یازده نفر بودند که با هدف تقویت و اصلاح حوزۀ علمیۀ قم برای مبارزه با رژیم پهلوی شکل گرفت.
مبارزه بر مبنای فکر و عقیده بود و همین امر علت پیشرفت آن بود و روحانیون نیز به منزلۀ بدنه و مغز متفکر مبارزه بودند. آنان در این مرحله از مبارزه به این نتیجه رسیده بودند که بدون تشکل، موفقیت کمتری خواهند داشت و وجود آن موجب میشود که از فروپاشی مبارزه توسط رژیم جلوگیری شود. این گروه در دوران تبعید امامخمینی، برنامهریزی جریان مبارزات و تداوم آن را بر عهده گرفت.
از این گروه بهعنوان اولین تشکیلات سری حوزۀ علمیۀ قم یاد میشود، فعالیت این گروه در اواخر سال ۱۳۴۵ش توسط ساواک کشف و به دنبال آن برخی از اعضا دستگیر و برخی دیگر، ازجمله آیتالله خامنهای تحت تعقیب قرار گرفتند.
در کنار این، جلسه دیگری هم راه افتاده که بنیان جامعه مدرسین امروز است. «ما جزو کسانی هستیم که در اولین نشستهای جامعه مدرسین عضو بودیم، شرکت داشتیم. هم بنده بودم، هم به نظرم آقای هاشمی بود… آقایان [علی] مشکینی، ربانیشیرازی، [ناصر] مکارم و… یک عده مسنترها هم شرکت میکردند.»
این جلسهها و تصمیماتی که در آن گرفته میشد، فضای حوزۀ علمیه قم را تغییر داد. پا به رکابها و دستاندرکاران این تصمیمات، کسانی غیر از اعضای جلسه بودند؛ طلبههای جوان و علاقمند این تحرکات فضای بسته و مغموم قم را باز کرد.
آیت الله سید علی خامنه ای (قدسسره) در همین ایام مخفیانه به ترجمه و انتشار کتاب آینده در قلمرو اسلام اقدام کرد. در این کتاب به دو موضوع مهم فشار غرب و تبلیغات کمونیسم اشاره شده و دورنمایی از آینده که به سمت اسلام پیش میرود، آمده است. (۵۰)
ساواک کتاب را توقیف و افراد مرتبط با انتشار آن را دستگیر کرد اما موفق به دستگیری و بازداشت آیت الله خامنه ای (قدسسره) (مترجم کتاب) نشد. (۵۱) آیت الله خامنه ای (قدسسره) در آن ایام مدتی در تهران و کرج به فعالیت مشغول بود. اما به علت ندادن تعهد بر عدم اظهار مطالب ضدرژیم از فعالیتش در کرج ممانعت به عمل آمد. در مسجد امیرالمؤمنین (علیهالسلام) تهران هم مدتی به امامت جماعت پرداخت.
در پی دستگیری و تبعید آیتالله سیدحسن قمی در فروردین ۱۳۴۶ که به دنبال سخنرانی ضدرژیم او در مسجد گوهرشاد صورت گرفت، آیت الله سید علی خامنه ای (قدسسره) از آیتالله میلانی خواست به این اقدام اعتراض کند. (۵۲)
این اقدام وی سبب شد مأموران ساواک از حضور او در مشهد اطلاع یافته و در ۱۴ فروردین همان سال، در مراسم تشییع جنازۀ آیتالله شیخ مجتبی قزوینی، وی را دستگیر کنند. (۵۳) او در ۲۶ تیر همان سال آزاد شد. (۵۴) اندکی پساز آزادی، در تهران به ملاقات زندانیان سیاسی رفت. (۵۵)
آیت الله خامنه ای (قدسسره) از طریق ارتباط با مبارزین در نقاط مختلف، سعی در تشکل بخشیدن به مبارزین و مبارزه، تربیت نسلهای جدید مبارزین و انقلابیون براساس اندیشه اسلامی خصوصاً بین طلاب علوم دینی و دانشجویان، سعی در اخذ مبانی مبارزه از قرآن و حدیث، مقابله با اندیشههای مادیگرایانه مارکسیستی و لیبرالیستی و امثال آن، به تعمیق اندیشۀ اسلامی و مبارزه در چهارچوب نهضت امامخمینی(رحمتالله) پرداخت و علیرغم مقابله رژیم پهلوی به موفقیتهای زیادی دست یافت.
نگاه چندبُعدی به مبارزه، استفاده از شبکۀ عظیم اطلاعرسانی نهضت امامخمینی و رسانۀ فراگیر منبر و عملگراییاش، از برخی علل موفقیت ایشان بوده است.
در پی وقوع زمینلرزۀ ویرانگر جنوب خراسان در ۹شهریور۱۳۴۷ عدهای از روحانیون خراسان به سرپرستی آیت الله سید علی خامنه ای (قدسسره) با هدف امداد و ساماندهی کمکهای مردمی به زلزلهزدگان، عازم فردوس شدند. این اقدام با مخالفت مقامات امنیتی محلی روبهرو شد اما گروه امداد اقدامات مؤثری در کمکرسانی به زلزلهزدگان انجام داد.
حضور و کمکرسانی دو ماهۀ آیت الله سید علی خامنه ای (قدسسره) در فردوس فرصتی پدید آورد تا با مشکلات مردم زلزلهزده از نزدیک آشنا شود و با آنان مأنوس گردد و در مجالس و منابر و همچنین هیئتهای مذهبی، پیام نهضت اسلامی را برای مردم آن سامان تبیین کند. این فعالیتها حساسیت شهربانی و ساواک خراسان را برانگیخت و به اقامتش در فردوس پایان داده شد. (۵۶)
او در اواخر دیماه همان سال به قصد زیارت عتبات عالیات و دیدار با امامخمینی(رحمتالله) اقدام کرد اما با مخالفت و ممانعت ساواک روبهرو شد. این محدودیت تا پیروزی انقلاب اسلامی ادامه داشت و وی ممنوعالخروج بود. (۵۷)
آیت الله سید علی خامنه ای (قدسسره) به اتهام عضویت در گروه یازده نفره به شش ماه زندان محکوم گردید. به دنبال انتشار این خبر در روزنامۀ کیهان و احضار آیت الله خامنه ای (قدسسره) به دادگاه تجدید نظر، وی پساز مشورت با عدهای از علمای مشهد از حضور در دادگاه خودداری ورزید. (۵۸)
او با آنکه تحت پیگرد بود با برخی از روحانیون مبارز ازجمله سیدمحمود طالقانی، سیدمحمدرضا سعیدی، شهید باهنر، محمدرضا مهدویکنی، شهید مرتضی مطهری، اکبر هاشمی رفسنجانی و فضل الله محلاتی در مشهد و تهران ارتباط داشت و بهرغم اقامت در مشهد در بسیاری از جلسات علما و روحانیون مبارز تهران حضور مییافت. (۵۹)
او با تشکیل جلساتی با حضور عدهای از روحانیون دربارۀ اعزام روحانیون و طلاب به روستاهای اطراف مشهد تصمیمگیری و اقدام میکرد. (۶۰)
آیت الله خامنه ای (قدسسره) با نگاه عقیدتی به نهضت اسلامی و پرورش فکری مردم بر آن مبنا، مبارزات خود را ادامه داد. او با برگزاری جلسات تفسیر برای طلاب علوم دینی و دانشجویان و ایراد سخنرانی برای اقشار مختلف مردم میکوشید مبانی دینیاعتقادی آنان را تقویت نماید.
او معتقد بود تحقق آرمانهای اسلامی در بستری از کوششهای فرهنگی ممکن است و خیزشهای مردمی جز با گسترش آگاهی و دانایی محقق نخواهد شد. جریان روشنفکری جریان فعال و مبارز در دانشگاهها تلقی میشد.
این رویکرد را در واکنش به فعالیتهای جریانهای سیاسی معتقد به تفکر مارکسیستی، ضروری میدانست. در این زمینه فعالیتهای علمی و جلساتی را با شرکت مبارزان و متفکران اسلامی در سال ۱۳۴۸ برگزار کرد. (۶۱)
آیت الله سید علی خامنه ای (قدسسره) با بسیاری از روشنفکران و کانونهای روشنفکری مشهور در عرصۀ مبارزه نیز ارتباط و همکاری داشت. وی در سال ۱۳۴۸ بهمنظور تبیین مباحث تأثیرگذار در روند مبارزه به ایراد سخنرانیهایی در برخی مراکز فعال سیاسیاسلامی در تهران ازجمله حسینیۀ ارشاد و مسجد الجواد تهران دعوت شد. (۶۲)
سخنرانیهای وی در حسینیۀ ارشاد که در اواخر سال ۱۳۴۸ و به دنبال دعوت آیتالله مرتضی مطهری از وی صورت گرفت و نیز سخنرانی در مسجد الجواد تهران، به دعوت انجمن اسلامی مهندسین، تأثیر زیادی در روشنگری نسل جوان، بهویژه دانشجویان و دانشآموزان داشت. (۶۳)
آیت الله خامنه ای (قدسسره) در بهار ۱۳۴۹ در جهت عمق بخشیدن به روند نهضت اسلامی و تقویت بنمایههای عقیدتی مبارزه با رژیم پهلوی، سلسله جلساتی را پایهگذاری کرد که در آن ایدۀ مبارزاتی خود مبنیبر تدوین جهانبینی و ایدئولوژی اسلامی را با دعوت از افرادی چون شهید مرتضی مطهری، سیدمحمود طالقانی، سیدابوالفضل زنجانی، مهدی بازرگان، اکبر هاشمی رفسنجانی، یدالله سحابی، عباس شیبانی و کاظم سامی به بحث و بررسی گذاشت. این سلسله جلسات به تدوین جهانبینی و ایدئولوژی اسلامی انجامید. (۶۴)
با درگذشت آیتالله سیدمحسن حکیم در خرداد ۱۳۴۹ بحث مرجعیت که در گذشته پساز رحلت آیتالله بروجردی مطرح شده بود، بهصورت جدی در جامعه مطرح گردید و در این میان آیت الله سید علی خامنه ای (قدسسره) ضمن گرامی داشت مقام فقهی و علمی آیتالله حکیم و ارسال پیامهای تسلیت به برخی از علما، تلاش مضاعفی برای تحکیم مرجعیت امامخمینی(رحمتالله) بهعنوان مرجع تقلید اعلم انجام داد.
در همان ایام و به دنبال شهادت آیتالله سیدمحمدرضا سعیدی در ۲۰خرداد۱۳۴۹ توسط ساواک که از مهمترین مروجین امامخمینی(رحمتالله) در آن مقطع بود، تلاش کرد بههمراه شمار دیگری از مبارزان ضمن هدایت واکنشهای مردمی در اعتراض به شهادت وی، از موقعیت پدید آمده به نفع مبارزه بهره ببرد.
بر اثر جریانسازی وی در این برهه بود که عدهای از طلاب علوم دینی به تهیه و انتشار اعلامیههایی در حمایت از امامخمینی(رحمتالله) و انتقاد از رژیم و ساواک اقدام کردند. (۶۵) به دنبال آن و با گسترش دامنۀ اعتراضات و مبارزات (۶۶) ساواک مشهد در ۲مهر۱۳۴۹ دستگیر و مدتی در زندان لشکر خراسان، تنها زندان امنیتی مشهد، بازداشت کرد. (۶۷)
در محرم ۱۳۹۱/ اسفند ۱۳۴۹ با آنکه نام آیتالله خامنهای در فهرست واعظان ممنوعالمنبر ساواک قرار گرفته بود وی سخنرانیهایی در هیئت انصارالحسین تهران ایراد کرد. (۶۸) آیت الله سید علی خامنه ای (قدسسره) در سال ۱۳۵۰ به دعوت آیتالله طالقانی سخنرانیهایی در مسجد هدایت تهران که کانون توجه دانشجویان و جوانان مبارز بود، ایراد کرد. (۶۹)
در پی تحریم جشنهای ۲۵۰۰ساله ازسوی امامخمینی(رحمتالله) (۷۰) ساواک مراقبتهای شدیدی نسبت به فعالیت روحانیون مبارز در پیش گرفت. برایناساس وی در مرداد ۱۳۵۰ به ساواک مشهد احضار و مدتی در زندان لشکر خراسان بازداشت شد. (۷۱)
او پساز آزادی، فعالیتهای خود را ادامه داد و در همان سال دو بار دیگر نیز بازداشت شد؛ یکی در آبان ۱۳۵۰ که به بازداشت کوتاه مدت وی در زندان لشکر خراسان انجامید. دیگری در ۲۱ آذر همان سال که به اتهام اقدام بر ضدامنیت داخلی به سه ماه حبس محکوم گردید. (۷۲)
وی پساز آزادی، فعالیتهای سیاسیاجتماعی خود را گسترش داد و بارها در جلسات هیئت انصارالحسین و مسجد نارمک تهران حضور یافت و سخنرانیهایی در موضوعات دینی و سیاسی ایراد کرد. جلسات درس و تفسیر او در مدرسه میرزا جعفر و مسجد امام حسن (علیهالسلام) و مسجد قبله و نیز در منزلش در مشهد ادامه داشت.
مخاطب او در این جلسات دانشآموزان، دانشجویان، طلاب جوان و گروههایی از اقشار مختلف مردم بودند که وی آنان را با تفکر اسلام انقلابی و سیاسی آشنا میساخت. عدۀ زیادی از مخاطبان جلسات و شاگردان او بعدها در اوج مبارزات در نقاط مختلف کشور به آگاهیبخشی پرداختند. گزارشهای جلسات سخنرانی و درس او بارها ازسوی مأموران امنیتی منعکس شده است.
از نظر ساواک، افرادی چون آیتالله خامنهای از مدرسان روشنفکر و انقلابی حوزههای علمیه تلقی میشدند که ضمن داشتن ارتباط با دانشجویان و جوانان، مروج اندیشههای مبارزاتی امامخمینی و خواستار آگاه ساختن طلاب علوم دینی به مسائل سیاسی و اجتماعی بودند. (۷۳)
آیت الله سید علی خامنه ای (قدسسره) در فروردین ۱۳۵۲ برای تبلیغ عازم نیشابور شد و در مساجد آن شهر سلسله جلسات درس اصول عقاید را که هفتهای یکبار در روزهای سهشنبه برگزار میشد، دایر کرد. (۷۴) در خرداد ۱۳۵۲ ساواک جلسات تفسیرش در مسجد امامحسن(علیهالسلام) و منزلش را تعطیل کرد. (۷۵)
آیت الله خامنه ای (قدسسره) در آذر ۱۳۵۲ محل اقامۀ نماز جماعت و جلسات تفسیر خود را به دعوت بانی و واقف مسجد کرامت، به آن مسجد انتقال داد و مسجد یادشده را به کانون فعالیت دانشجویان و طلاب جوان تبدیل کرد. (۷۶) ساواک مشهد در واکنش به فعالیتهای سیاسی گستردۀ او، او را از اقامۀ نماز جماعت در آن مسجد بازداشت. (۷۷)
در آبان ۱۳۵۳ به دعوت آیتالله محمد مفتح، امام جماعت مسجد جاوید تهران که در آن ایام ممنوعالمنبر شده بود، در آن مسجد به سخنرانی پرداخت. در پی آن ساواک به دستگیری آیتالله مفتح و تعطیلی مسجد جاوید بهعنوان یکی از کانونهای مهم مبارزه اقدام کرد. (۷۸)
به دنبال آن، منزل آیت الله سید علی خامنه ای (قدسسره) هم در آذرماه همان سال مورد بازرسی ساواک قرار گرفت. ساواک علت بازرسی را، اظهارات وی در جلسهای خصوصی دربارۀ ضرورت ایجاد جمعیتی برای ساماندهی مبارزه و استفاده از فرصتها برای پیشبرد اهداف نهضت اسلامی در مشهد اعلام نمود. (۷۹)
در نهایت آیت الله خامنه ای (قدسسره) در دی ۱۳۵۳ برای ششمین بار دستگیر و این بار به زندان کمیتۀ مشترک ضدخرابکاری در تهران منتقل گردید (۸۰) و به گفتۀ خود دشوارترین و سختترین وضعیت حبس خود را تجربه کرد. او در حبس، اجازۀ ملاقات نداشت و از وضعیت و محل حبس او اطلاعی به خانوادهاش نیز داده نشده بود. (۸۱)
او در ۲شهریور۱۳۵۴ از زندان آزاد شد، اما تحت مراقبت مأموران امنیتی بود و اقامۀ جماعت، سخنرانی، تدریس و جلسات تفسیر وی حتی در منزلش ممنوع شده بود. (۸۲) اما او بهرغم همۀ محدودیتهای سیاسی و امنیتی جلسات تفسیر و فعالیتها و اقدامات روشنگرانۀ انقلابی خود را بهصورت مخفیانه پی گرفت و پرداخت شهریۀ امامخمینی(رحمتالله) به طلاب علوم دینی را نیز ادامه داد. (۸۳)
در اواخر سال ۱۳۵۴ مخفیانه کتاب طرح کلی اندیشۀ اسلامی در قرآن را با نام مستعار سیدعلی حسینی منتشر کرد. او در خرداد ۱۳۵۵، به دنبال وقوع سیل در قوچان، گروهی را تشکیل داد که از مشهد برای کمکرسانی به مردم سیلزده به آن شهر اعزام شده و با استقرار در مدرسۀ عوضیۀ آن شهر به امدادرسانی پرداختند. (۸۴)
در اسناد ساواک گزارشهایی دربارۀ فعالیتهای سیاسی آیت الله خامنه ای (قدسسره) و پدرش در اواخر سال ۱۳۵۵ در مشهد وجود دارد که به طرفداری از امامخمینی(رحمتالله) و تبلیغ نهضت اسلامی پرداختهاند. آیت الله سید علی خامنه ای (قدسسره) در محرم ۱۳۹۶/دی ۱۳۵۵ سخنرانیهایی علیه رژیم ایراد کرد و ضمن برگزاری سلسله جلسات مباحثه دربارۀ تبیین فضای فکریفرهنگی، بهویژه برای دانشجویان و جوانان(۸۵) و نیز حضور در جلسات علما و روحانیون تهران روند مبارزه را شدت بخشید. (۸۶)
ازسوی دیگر، ساواک هم میکوشید برای به دست آوردن مستنداتی علیه او و مبارزان دیگر در آن جلسات نفوذ کند. (۸۷) به دنبال درگذشت علی شریعتی در لندن در ۲۹ خرداد ۱۳۵۶ آیت الله سید علی خامنه ای (قدسسره) در بزرگداشت و مراسم ترحیم وی حضور داشت. این حضور او بهدلیل آشنایی و ارتباط دیرینهاش با شریعتی و پدرش بود. (۸۸)
به دنبال درگذشت آیتالله سیدمصطفی خمینی در اول آبان ۱۳۵۶ در نجف اشرف، آیت الله سید علی خامنه ای (قدسسره) بههمراه برخی از مبارزان مراسم ختمی در ۶ آبان در مسجد ملاهاشم برپا کرد. (۸۹)
همان ایام بههمراه عدهای از علمای مشهد تلگرام تسلیتی به امامخمینی(رحمتالله) در نجف مخابره کردند. (۹۰) با درگذشت آیتالله سیدمصطفی خمینی و تحولاتی که در پی آن پدید آمد، نهضت اسلامی وارد مرحلۀ نهایی خود شد و حرکتهای جدی برای پیروزی انقلاب آغاز گردید.
رژیم پهلوی هم در واکنش به این فعالیتها، بهرغم اعلام سیاست فضای باز سیاسی، با سرکوب و خفقان فعالیتهای مبارزان را محدودتر کرد. به دنبال اجرای این سیاست، برخی از مبارزان سرشناس به تبعید محکوم شدند که آیت الله سید علی خامنه ای (قدسسره) هم در زمرۀ آنان بود.
او ازسوی کمیسیون امنیت اجتماعی خراسان به سه سال تبعید در ایرانشهر محکوم گردید (۹۱) و مأموران ساواک در ۲۳آذر۱۳۵۶ به منزل او یورش برده و او را دستگیر و به ایرانشهر انتقال دادند. هدف رژیم از این اقدام، قطع ارتباط او با مردم و مبارزان و به دنبال آن، عدم توفیق وی در امر مبارزه و افشاگری علیه حکومت بود. (۹۲)
اما وی به علت تعامل با اهل تسنن اشتهار و محبوبیتی در میان مردم ایرانشهر یافت و با بهرهگیری از این فرصتها پیام انقلاب را به مردم دورترین نقاط کشور رساند. (۹۳) سخنرانیهای او در مسجد آلرسول ایرانشهر و رفتوآمد علما و روحانیون مبارز، نیروهای انقلابی و اقشار مختلف مردم به منزل او، عوامل امنیتی را بر آن داشت که فعالیتهای او را محدود سازند و از رفتوآمد مردم ممانعت بهعمل آورند. (۹۴)
او در ۱۹فروردین۱۳۵۷ در پی کشتار مردم در یزد، در نامهای به آیتالله محمد صدوقی این اقدام وحشیانۀ رژیم پهلوی را محکوم کرد و ضمن ترغیب مردم به ادامۀ مبارزه، یاد شهدای آن حادثه را گرامی داشت. (۹۵) این نامه بهصورت اعلامیه در سراسر کشور پخش گردید. (۹۶)
وقوع سیل در ایرانشهر در ۱۱ تیر۱۳۵۷ موقعیتی فراهم آورد تا آیت الله خامنه ای (قدسسره) با توجه به تجربیات پیشینش، مدیریت تنها گروه امدادی را عهدهدار شود. وی با هماهنگیهایی که با روحانیون شهرهای مختلف ازجمله یزد و مشهد داشت، توانست کمکهای مردمی را از اقصا نقاط ایران جذب و در بین سیلزدهها تقسیم کند. (۹۷)
آیت الله سید علی خامنه ای (قدسسره) در دوران تبعید ارتباط خود را با مبارزان و علمای تراز اول مبارزه در شهرهای ایران حفظ کرد و پیوسته مکاتباتی دربارۀ نهضت اسلامی با آنان داشت و از این طریق در جریان بسیاری از حوادث و رخدادها قرار میگرفت و با نامهنگاریهای گوناگون در بسیاری از تصمیمگیریهای جمعی علما مشارکت میکرد.
با اوجگیری انقلاب اسلامی در آستانۀ ماه رمضان، ۲۸شعبان۱۳۹۸/ ۲۸تیر۱۳۵۷، شماری از طلاب حوزۀ علمیۀ مشهد به ادامۀ تبعید آیت الله خامنه ای (قدسسره) اعتراض و خواستار بازگشت وی به مشهد شدند که به دخالت مأموران انتظامی انجامید. (۹۸)
گسترش فعالیتهای انقلابی و مردمی آیت الله خامنه ای (قدسسره) در راستای جهتدهی و ساماندهی مبارزه در ایرانشهر و مناطق و شهرهای اطراف از یک سو و محبوبیت و نفوذ روزافزون وی در میان اقشار مختلف مردم آن سامان ازسوی دیگر، مقامات امنیتی را بر آن داشت تا محل تبعید وی را به جیرفت که در مقایسه با ایرانشهر دورافتاده و دارای محدودیتهای بیشتری بود، تغییر دهند. لذا وی در ۲۲ مرداد به جیرفت انتقال یافت. (۹۹)
مبارزات سیاسی آیت الله سید علی خامنه ای (قدسسره) در جیرفت هم متوقف نماند و او از همان آغاز ورود به آن شهر با سخنرانی در مسجد جامع به افشاگری علیه حکومت پهلوی پرداخت. یکی از سخنرانیها که در ۱۵شهریور۱۳۵۷ صورت گرفت، به برپایی تظاهرات و سردادن شعارهای انقلابی توسط مردم منجر شد. (۱۰۰)
این اتفاق زمانی روی داد که هنوز تظاهرات و راهپیمایی در شهرهای کوچک معمول نشده بود. او در شمار روحانیون تبعیدیای بود که در نامهای به آیتالله سیدعبدالحسین دستغیب، ضمن تشریح حوادث کشور و ذکر جنایات رژیم پهلوی در شیراز، مشهد، اصفهان و جهرم راهکارهایی را برای تداوم نهضت اسلامی تا سرنگونی حکومت پهلوی ارائه دادند. (۱۰۱) وی در این دوره، مخفیانه عازم کهنوج شده، سخنرانیهای افشاگرانهای ایراد کرد. (۱۰۲)
با گسترش مبارزات مردمی و ازهمگسیختگی ارکان رژیم و ناتوانی آن در مهار روند انقلاب، آیت الله خامنه ای (قدسسره) در اول مهر ۱۳۵۷ از جیرفت به مشهد مراجعت کرد و در آنجا فعالیتهای خود را در امر ساماندهی امور انقلاب و تشدید روند مبارزه و پیگیری مسائل گوناگون نهضت ادامه داد. (۱۰۳)
در ایام اقامت امامخمینی(رحمتالله) در فرانسه، با ارسال تلگرامی بههمراه برخی از روحانیون مبارز مشهد، اقامت موقت امام در فرانسه را عاملی برای پدید آمدن موجی از امید و تصمیم و قاطعیت در دل مردم و نشانی از عزم و ارادۀ راسخ امام در راه نجات امت مسلمان ایران عنوان کرده و از ایشان تقاضا کردند دستورات لازم را برای ادامۀ مبارزه صادر کند. در پایان نیز خواستار بازگشت امامخمینی(رحمتالله) به ایران شدند. (۱۰۴)
فعالیتهای مبارزاتی آیت الله سید علی خامنه ای (قدسسره) در مشهد در مدت اندکی شتاب بیشتری به خود گرفت و او ضمن سازماندهی حرکتها و تظاهرات مردمی، سخنرانیهای افشاگرانهای را در اجتماعات مردم مشهد ایراد کرد. (۱۰۵) درعینحال با بیت امام و دیگر مبارزان در ارتباط و مشورت دائم بود.
پیرو همین ارتباط بود که سیداحمد خمینی در ۱۰آبان۱۳۵۷ از پاریس با آیتالله صدوقی تماس گرفت و تمایل امامخمینی(رحمتالله) برای ملاقات با وی و آیت الله خامنه ای (قدسسره) را اعلام کرد. (۱۰۶) آیت الله خامنه ای (قدسسره) در شمار روحانیونی بود که با سخنرانی در ورزشگاه سعدآباد مشهد در اجتماع بزرگ فرهنگیان آن شهر خواستار بازگشت امامخمینی و تشکیل حکومت اسلامی شد. (۱۰۷)
او در آخرین روزهای آبان همراه با شهید سیدعبدالکریم هاشمی نژاد با عزیمت به شهرستانهای قوچان، شیروان و بجنورد و برپایی جلسات سخنرانی به تقویت جریان انقلاب در آن شهرها همت گماشت.
فعالیتهای روزافزون و تأثیرگذار آیت الله خامنه ای (قدسسره) در مشهد، مقامات امنیتی رژیم پهلوی را بر آن داشت که ایشان را دستگیر نمایند. در گزارشهای ساواک از آیت الله سید علی خامنه ای (قدسسره) بهعنوان یکی از پرچمداران برجستۀ انقلاب در خراسان نام برده شده است. (۱۰۸)
وی در ۱۹ و ۲۰آذر۱۳۵۷ همزمان با تاسوعا و عاشورای حسینی سخنرانی پرشوری در اجتماع بزرگ راهپیمایان مشهد ایراد کرد و خطبۀ شب عاشورا را در حرم امام رضا (علیهالسلام) به نام امامخمینی(رحمتالله) خواند و با این اقدام انقلابی تابوی سنتی حکومت پهلوی را که تا پیش از آن، مراسم مذکور را بهصورت تشریفاتی و با دعا برای محمدرضا پهلوی اجرا میکرد، در هم شکست. (۱۰۹)
همچنین او در روز عاشورا تظاهرات عظیم مردم مشهد را ساماندهی کرد و در اجتماع بزرگ آنان به سخنرانی پرداخت. (۱۱۰) وی در شمار روحانیونی بود که در ۲۴ آذر در اعتراض به حملۀ مأمورین رژیم پهلوی به بیمارستان شاه رضای مشهد (امامرضا(علیهالسلام) کنونی) برنامۀ تحصن در بیمارستان مزبور را مطرح کرد. (۱۱۱)
در مسیر حرکت آنان برای تحصن بسیاری از مردم نیز به آنان پیوستند و در شمار متحصنین قرار گرفتند. (۱۱۲) متحصنین با صدور اعلامیهای ضمن تشریح جنایات عوامل حکومت پهلوی، مجازات آنان را خواستار شدند (۱۱۳) و بر سرنگونی حکومت پهلوی و بازگشت امامخمینی(رحمتالله) تأکید کردند. این اقدام آنان بازتاب گستردهای یافت و اعلامیههای متعددی در همبستگی و حمایت از آنها در سراسر ایران منتشر شد. (۱۱۴)
آیت الله سید علی خامنه ای (قدسسره) در ۹دی۱۳۵۷ بههمراه عدهای از علمای مبارز مشهد پیشاپیش جمعیت انبوهی از مردم بهمنظور همراه ساختن کارکنان استانداری خراسان با جریان انقلاب بهسوی ساختمان استانداری حرکت کردند. اما علیرغم تلاشهای مسالمتآمیز آنها نیروهای انتظامی مستقر در استانداری بهسوی مردم آتش گشودند.
به دنبال آن جمعیت تظاهرکننده به خیابانها ریخته و برخی ساختمانها و مراکز دولتی را به آتش کشیدند. شب حادثه، علمای مشهد ازجمله آیت الله خامنه ای (قدسسره) با تشکیل جلسهای کوشیدند مانع درگیری و کشتار بیشتر مردم در روز بعد بشوند، ولی عوامل رژیم پهلوی با قتلعام مردم تظاهرکننده فاجعۀ یکشنبۀ خونین ۱۰دی۱۳۵۷ را به بار آوردند. (۱۱۵)
به دنبال وقوع این حوادث، آیت الله سید علی خامنه ای (قدسسره) بههمراه عدهای از روحانیون مبارز مشهد در محکومیت این حادثه و تداوم نهضت اعلامیهای صادر کردند. (۱۱۶)
با شتاب گرفتن روند فروپاشی حکومت پهلوی و نمایان شدن نشانههای پیروزی نهایی نهضت اسلامی، امامخمینی(رحمتالله) در ۲۲دی۱۳۵۷ فرمان تشکیل شورای انقلاب اسلامی را صادر کردند. (۱۱۷)
آیت الله خامنه ای (قدسسره) که ازسوی امام به عضویت آن شورا انتخاب شده بودند با نقش محوری که در تحولات انقلاب اسلامی در مشهد داشت، این شهر را ترک و در اواخر دی ۱۳۵۷ به تهران آمد و در مدرسۀ رفاه مستقر شد و همگام با دیگر مبارزان، بهویژه شهید بهشتی، مطهری و مفتح برای تدارک مرحلۀ نهایی پیروزی انقلاب اسلامی و برنامهریزی برای آینده، نقش فعالی بر عهده گرفت. (۱۱۸)
پساز تشکیل کمیتۀ استقبال از امامخمینی(رحمتالله) توسط شورای انقلاب اسلامی (۱۱۹) مسئولیت کمیتۀ تبلیغات آن را عهدهدار شد.
به دنبال بسته شدن فرودگاههای کشور به دستور بختیار و ممانعت از بازگشت امامخمینی(رحمتالله) به ایران، آیت الله خامنه ای (قدسسره) بههمراه آیتالله بهشتی و چند تن از روحانیون مبارز سرشناس در اعتراض به این اقدام دولت، در مسجد دانشگاه تهران تحصن عظیمی را ساماندهی کردند که با پیوستن سایر علما، دانشگاهیان و مردم ابعاد وسیعی به خود گرفت. (۱۲۰)
شب قبل از آغاز تحصن، آیتالله بهشتی در بهشتزهرا سخنرانی کرد و آیت الله خامنه ای (قدسسره) قطعنامهای را که خود تهیه کرده بود برای مردم قرائت نمود و با این برنامه تحصن روز بعد در مسجد دانشگاه تهران قطعیت یافت.
آیت الله سید علی خامنه ای (قدسسره) در طول تحصن با تشکیل ستادی و با مشارکت برخی از مبارزین متحصن به اقداماتی دست زدند که عمدهترین آنها انجام سخنرانی، انتشار اعلامیه و انتشار نشریهای به نام «تحصن» بود. (۱۲۱)
متحصنان در روز هشتم بهمن با صدور اعلامیهای تأکید کردند تا باز شدن فرودگاهها به روی امامخمینی(رحمتالله)، به تحصن خود ادامه خواهند داد. (۱۲۲) این تحصن که تا صبح روز ۱۲ بهمن ادامه یافت (۱۲۳)، مسجد دانشگاه تهران را به کانونی تأثیرگذار در روند مبارزه تبدیل کرد.
در لحظۀ تاریخی ورود امامخمینی(رحمتالله) به میهن در ۱۲بهمن۱۳۵۷ آیت الله خامنه ای (قدسسره)، بههمراه علما، روحانیون و مبارزان اسلامی برای استقبال از امامخمینی(رحمتالله) در فرودگاه مهرآباد حضور یافت.
در طول دهۀ فجر انقلاب اسلامی، آیت الله خامنه ای (قدسسره) همواره در کنار امامخمینی(رحمتالله) بود و در بسیاری از امور به ایشان مشورت میداد و همچنین مسئولیت کمیتۀ تبلیغات دفتر امام را با هدف مقابله با توطئههای خبری و تبلیغاتی مخالفان داخلی و خارجی حکومت اسلامی، مقابله با فرصتطلبیهای احزاب و گروههای گوناگون سیاسی، تنظیم و انتشار اخبار و انتشار نشریهای به نام «امام» بر عهده داشت. خود نیز چند مقاله نوشت و در آن نشریه منتشر کرد. (۱۲۴)
یکی از نخستین عرصههای نقشآفرینی آیت الله خامنه ای (قدسسره) در روند تکون نظام جمهوری اسلامی، عضویت و فعالیت در شورای انقلاب بود.
این شورا پساز مهاجرت امامخمینی(رحمتالله) به فرانسه در مهر۱۳۵۷ و ظهور نشانههای پیروزی انقلاب اسلامی و ورود نهضت اسلامی به مرحلۀ انقلاب با نظر امامخمینی(رحمتالله) از اوایل آبان شکل گرفت و اعضای آن توسط امامخمینی(رحمتالله) بهتدریج انتخاب شدند، اما به لحاظ رعایت ملاحظات مختلف بهصورت رسمی در آستانۀ پیروزی انقلاب در ۲۲دی۱۳۵۷ اعلام گردید. (۱۲۵)
نخستین اعضای شورا آقایان مرتضی مطهری، سید محمد حسینی بهشتی، سید عبدالکریم موسوی اردبیلی، محمدرضا مهدوی کنی، آیت الله سید علی خامنه ای (قدسسره) و شهید باهنر و اکبر هاشمی رفسنجانی بودند. در ادامۀ کار شورا نیز افراد دیگری به عضویت آن درآمدند. (۱۲۶) آیت الله خامنه ای (قدسسره) در اواخر دیماه در این جلسات حضور پیدا کرد. (۱۲۷)
شورا در این مقطع، تصمیمگیریهای مهم در مورد مبارزه را بر عهده داشت. ازجملۀ آنها مذاکره با مقامات حکومت پهلوی و مقامات کشورهای خارجی، ازجمله آمریکا و نیز تشکیل کمیتۀ استقبال از امامخمینی(رحمتالله) بود. (۱۲۸) اقدام مهم دیگر شورای انقلاب در مقطع قبل از پیروزی، معرفی مهدی بازرگان بهعنوان رئیس دولت موقت به امامخمینی(رحمتالله) بود. (۱۲۹)
پساز پیروزی انقلاب آنچه بر عهدۀ شورای انقلاب قرار داشت عبارت بود از: قانونگذاری در غیاب قوۀ مقننه، انجام بخشی از وظایف قوۀ مجریه پساز ادغام دولت موقت و شورای انقلاب در تیر ۱۳۵۸ و انجام همۀ آن پساز استعفای دولت موقت در ۱۴آبان۱۳۵۸ تا پساز آن.
در کنار این وظایف اصلی، مرجعی برای رفع معضلات و بحرانهای پیشِ رویِ نظام نوپای جمهوری اسلامی و مشاوره برای امام نیز بود. (۱۳۰) بهرغم تغییر چندینبارۀ ترکیب اعضای شورای انقلاب در ادوار چهارگانۀ آن تا پایان فعالیتش در ۲۹تیر۱۳۵۹ آیت الله خامنه ای (قدسسره) عضو ثابت آن باقی ماند. (۱۳۱)
ایستادگی در برابر نظرات و مواضع جهتدار اعضای موسوم به «لیبرال» شورا، هشدارهای مکرر نسبت به ضرورت جلوگیری از نفوذ اعضا و هواداران حزب توده ایران و دیگر احزاب و گروههای مخالف انقلاب اسلامی در ارتش و عرصۀ فرهنگ کشور از مواضع مهم وی در جلسات و تصمیمات شورا بود. (۱۳۲)
او معتقد بود که در شورای انقلاب باید از اقشار گوناگون جامعه نمایندهای حضور داشته باشد. (۱۳۳) مسائل کردستان، سیستان و بلوچستان و دیگر مناطق کشور و ضرورت حفظ وحدت از دیگر موضوعات مهم و مورد توجه وی در شورای انقلاب بود.
او بر این عقیده بود که دولت موقت در قضیۀ کردستان ضعف نشان داده و باید آن را از راههای مختلف حل کرد و از سرایت آن به سایر مناطق قومی کشور جلوگیری نمود. (۱۳۴) در مورد منطقۀ سیستان و بلوچستان نیز براساس از تجربۀ حضورش در زمان تبعید و اطلاع از اوضاع سیاسی و اجتماعی آن منطقه، بر بهبود وضع اقتصادی و معیشتی مردم آن دیار تأکید داشت. (۱۳۵)
در این زمینه در ۹فروردین۱۳۵۸ ازسوی امامخمینی(رحمتالله) مأموریت یافت در رأس هیئتی عازم آن منطقه شود تا به خواستها و مشکلات مردم رسیدگی و در مورد وضعیت آن منطقه گزارشی تهیه کند. (۱۳۶) در این سفر، افزون بر مأموریت یادشده، با برخی از سران و متنفذین محلی منطقه دیدار و سیاستهای نظام جمهوری اسلامی را برای آنها تشریح و تبیین کرد.
حمایت از تأسیس و تقویت نهادهای انقلابی و مردمی چون سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و جهاد سازندگی از دیگر مواضع اصولی وی در شورای انقلاب بود. (۱۳۷)
با ادغام دولت موقت و شورای انقلاب در آخر تیر ۱۳۵۸ برخی اعضای شورای انقلاب ازسوی آن شورا به برخی از وزارتخانههای حساس راه یافتند و از آن جمله آیت الله خامنه ای (قدسسره) به معاونت امور انقلاب وزارت دفاع انتخاب گردید. (۱۳۸)
همچنین در جریان ادغام شورای انقلاب و دولت موقت که با هدف تمرکز بیشتر در قوۀ مجریه صورت گرفت ایشان به عضویت کمیسیون وزرای امنیتی که سرپرستی و مسئولیت کلیۀ امور انتظامی، نظامی و امنیتی، ازجمله بحرانهای گنبد، کردستان و خوزستان و مقابله با اقدامات احزاب و گروههای ضدانقلاب را بر عهده داشت، انتخاب گردید. (۱۳۹)
از دیگر مأموریتهای آیت الله سید علی خامنه ای (قدسسره) از طرف شورای انقلاب، مسئولیت مرکز اسناد و نیز سرپرستی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در ۳آذر۱۳۵۸ بود. (۱۴۰)
وی قبل از این نیز به نمایندگی ازسوی شورای انقلاب در برخی جلسات سپاه پاسداران شرکت میکرد. علت انتخاب او به سرپرستی سپاه، باقی ماندن پارهای اختلافات در بدنه و سازمان سپاه بود که در ماههای پساز پیروزی انقلاب اسلامی شکل گرفته بود و با تلاشهای میانجیگرانه به نتیجه نرسیده بود. (۱۴۱)
آیت الله خامنه ای (قدسسره) که از حامیان نیروهای نظامی مردمی، بهویژه سپاه بود. در مدت حضور در رأس آن نیرو، سعی کرد علاوهبر رفع اختلافات موجود، سازمان مناسبی بدان بدهد. او در ۵اسفند۱۳۵۸ از مسئولیت سرپرستی سپاه بهدلیل نامزدی در انتخابات نخستین دورۀ مجلس شورای اسلامی استعفا داد. (۱۴۲)
آیت الله سید علی خامنه ای (قدسسره) در ایام منتهی به پیروزی انقلاب اسلامی و پساز آن، همزمان با حضور مؤثر در شورای انقلاب و تمشیت امور انقلاب در دورۀ گذار، (۱۴۳) بههمراه سیدمحمد حسینی بهشتی، اکبر هاشمی رفسنجانی، سیدعبدالکریم موسوی اردبیلی و محمدجواد باهنر برای ایجاد تشکلی انقلابی فعالیت میکرد. (۱۴۴)
این تشکل با نام حزب جمهوری اسلامی در ۲۹بهمن۱۳۵۷ رسماٌ اعلام موجودیت کرد اما پایههای تأسیس آن به جلساتی در مشهد در تابستان ۱۳۵۶ بر میگردد که در آن برخی از مبارزان ازجمله مؤسسین بعدی حزب جمهوری اسلامی در صدد تشکیل مجمع و سازمان متشکلی برای فعالیت بر ضد حکومت پهلوی و توسعۀ اندیشۀ اسلامی بودند. (۱۴۵)
بر این مبنا حزب در دورۀ فعالیت غیررسمی خود در ماههای منتهی به پیروزی انقلاب نقش مؤثری در برگزاری اجتماعات و سخنرانیها بر عهده داشت که فعالیت آیت الله خامنه ای (قدسسره) در این زمینه قابل ملاحظه بود. (۱۴۶)
از دلایل تأسیس حزب جمهوری اسلامی میتوان به پرکردن خلاء ناشی از فقدان تشکیلات منظم و روزآمد برای صیانت و حمایت از نظام نوپای جمهوری اسلامی، کمک به تداوم انقلاب و حفظ یکپارچگی و حضور مردم در صحنه، پیریزی بنیانهای اساسی نظام جمهوری اسلامی، صیانت از محوریت نقشآفرینی امامخمینی(رحمتالله) در دوران پساز انقلاب، تعمیق اندیشۀ اصیل اسلامی در اذهان مردم، هدایت لحظهبهلحظۀ سیاسی مردم، کمک برای تأمین نیروی انسانی دستگاههای اجرایی برای تحقق اهداف انقلاب اسلامی، موضعگیری صریح و صادقانه در برابر ترفندها و فریبهای دشمنان داخلی و خارجی اشاره کرد. (۱۴۷)
آیت الله خامنه ای (قدسسره) از تهیهکنندگان مرامنامۀ حزب بود. در تقسیمبندی وظایف اعضا نیز وظیفۀ تبلیغات حزب را بر عهده گرفت. (۱۴۸) ایشان عضو مؤسس و عضو شورای مرکزی حزب بود و در مجموع در دورۀ تأسیس حزب بیشتر نقش تبیینی ایفا کرد و مواضع حزب را به صورت گفتارها و جزوههایی ارائه نمود. او در تأسیس شعبۀ حزب در مشهد نقش داشت و دفتر آن شعبه را در ۲۶اسفند۱۳۵۷ افتتاح کرد.
پساز آیتالله بهشتی و دکتر باهنر، اولین و دومین دبیرکل حزب، آیت الله سید علی خامنه ای (قدسسره) در شهریور ۱۳۶۰ ازسوی شورای مرکزی حزب بهعنوان سومین دبیرکل حزب انتخاب شد. (۱۴۹)
در سالهای پساز پیروزی انقلاب تا زمان تثبیت نظام جمهوری اسلامی در دهۀ ۱۳۶۰، حزب جمهوری اسلامی بهمثابه رکن مهمی از حاکمیت خارج از ساختار سیاسی رسمی فعالیت میکرد و مقوم پایههای نظام جمهوری اسلامی بود. (۱۵۰)
ایشان حزب جمهوری اسلامی را نهادی ضروری جهت حفاظت از کلیت نظام نوپای جمهوری اسلامی میدانستند. نخستین کنگرۀ حزب در اردیبهشت ۱۳۶۲ برگزار و آیت الله خامنه ای (قدسسره) برای دومین بار به دبیرکلی حزب و عضویت شورای مرکزی (۱۵۱) و شورای داوری حزب (۱۵۲) انتخاب شد.
وی در طول دوران ریاستجمهوری در جلسههای حزب جمهوری اسلامی در تهران و شهرستانها شرکت میکرد و ضمن تبیین مأموریتها و اهداف حزب، به پرسشهای دفاتر، شعب و اعضای حزب پاسخ میداد. (۱۵۳) ایشان همزمان با دورۀ دوم ریاستجمهوری نیز دبیرکلی حزب جمهوری اسلامی را بر عهده داشت.
در این دوره فعالیتهای حزب به دلایل مختلف از درون حزب کاهش یافت و دیگر کارایی سالهای اولیه را نداشت؛ ازجمله دلایل:
لذا آیت الله خامنه ای (قدسسره) و هاشمی رفسنجانی در اوایل خرداد ۱۳۶۶ با نگارش نامهای به امامخمینی(رحمتالله) و ذکر دلایل یادشده، بهویژه پیدایش و تشدید جناحبندی در درون حزب و خطر آن برای وحدت و انسجام جامعه، خواستار تعطیلی فعالیتهای آن شدند. (۱۵۵)
امامخمینی(رحمتالله) نیز در ۱۱خرداد۱۳۶۶ با این درخواست موافقت کرد و متعاقب آن فعالیتهای حزب تعطیل شد. (۱۵۶)
امامخمینی(رحمتالله) در ۲۴دی۱۳۵۸ آیت الله سید علی خامنه ای (قدسسره) را با اشاره به حسن سابقه و شایستگی در علم و عمل به امامت جمعۀ تهران منصوب کردند. (۱۵۷) ایشان نخستین نماز جمعه را در ۲۸دی۱۳۵۸ امامت کردند. (۱۵۸)
از این تاریخ تا واقعۀ ۶تیر۱۳۶۰ که در مسجد ابوذر تهران به ایشان سوءقصد و بر اثر آن بهشدت مجروح گردیدند، به جز مقطع ۲۱ بهمن تا ۶اسفند۱۳۵۹ که در جریان سفری تبلیغی در هندوستان به سر میبرد، نماز جمعۀ تهران را اقامه کردند. (۱۵۹) پساز آن نیز همواره این سمت را بر عهده داشت.
اقدام مهم و ابتکاری وی در مورد نماز جمعه، پیشنهاد برگزاری سمینارهای ائمۀ جمعه بهمنظور انسجام شبکۀ امامان جمعه در داخل کشور و جهان اسلام بود که پساز موافقت امامخمینی، نخستین سمینار در مدرسۀ فیضیۀ قم برگزار شد و پساز آن سمینارهای متعددی نیز برگزار شد. (۱۶۰)
وی در خطبههای نماز جمعه بهعنوان یک تریبون اثرگذار، مهمترین و قاطعترین مواضع اصولی و راهبردی نظام جمهوری اسلامی را ارائه کرده و همچنین، به تعمیق اندیشۀ دینی و بینش و بصیرت سیاسی جامعه پرداخته است. اهتمام به خطبههای عربی نیز که مخاطب آن مسلمانان جهان اسلام بود، از ویژگیهای خطبههای ایشان بوده است.
آیت الله سید علی خامنه ای (قدسسره) پساز نامزدی برای انتخابات نخستین دورۀ قانونگذاری مجلس شورای اسلامی در اسفند ۱۳۵۸، ازسوی ائتلاف بزرگ نیروهای خط امام شامل جامعۀ روحانیت مبارز تهران، حزب جمهوری اسلامی و چندین سازمان و گروه اسلامی دیگر در انتخابات مجلس شورای اسلامی حمایت شد. (۱۶۱)
و از حوزۀ انتخابیۀ تهران وارد مجلس شد. در مجلس، عضو و رئیس کمیسیون امور دفاعی بود. در مدت ریاست ایشان طرحها، لوایح و موضوعات متعددی در آن کمیسیون بررسی شد که از مهمترین آنها میتوان تأمین نیازمندیهای استخدامی سپاه پاسداران، ادغام سازمان بسیج مستضعفین در سپاه پاسداران، مسئلۀ کردستان، مسائل مرزی، مسئلۀ بلوچستان و سازماندهی نوین ارتش را نام برد. (۱۶۲)
از موضعگیریهای مهم وی در طول نمایندگی میتوان به صحبتهای مهم و مستند او در موافقت با طرح عدم کفایت سیاسی بنیصدر برای ریاستجمهوری اشاره کرد. (۱۶۳)
با آغاز جنگ ایران و عراق در ۳۱شهریور۱۳۵۹ و به سبب حضور در جبهههای جنگ، در جلسات مجلس شورای اسلامی کمتر حضور یافت و پساز جراحت شدید در ۶تیر۱۳۶۰ در موارد معدود در آن حاضر شد. با انتخاب به مقام ریاستجمهوری در مهر ۱۳۶۰ قوۀ مقننه را ترک گفت.
آیت الله سید علی خامنه ای (قدسسره) از نخستین ساعات آغاز جنگ ایران و عراق، در تدبیر مسائل جنگ بهصورت فعالانه به ایفای نقش پرداخت. ساعاتی پساز شروع حمله به خاک کشورمان اولین اطلاعیه در مورد تجاوز ارتش بعث عراق به ایران را تهیه و از رادیو به اطلاع مردم رساند. (۱۶۴)
در دومین روز شروع جنگ در جلسهای که در ستاد مشترک ارتش برای بررسی چگونگی برخورد با تجاوز نظامی عراق تشکیل شد، حضور یافت. و آنگاه که قرار شد یک نفر از آنها برای بررسی مسئله به جبهههای جنگ برود، نخستین کسی که این پیشنهاد را پذیرفت آیتالله خامنهای بود. (۱۶۵) در ۵مهر۱۳۵۹ پساز اجازۀ امامخمینی(رحمتالله) در کسوت یک نظامی، در جبهههای جنگ حضور یافت. (۱۶۶)
تا گزارشی از وضعیت جبههها و امکانات نیروهای ایرانی منطۀ مورد تجاوز نیروهای عراقی تهیه نموده و به سازماندهی نیروها برای مقابله با دشمن کمک کند. (۱۶۷)
بر این اساس عازم جبهه جنوب شد و در عقبراندن نیروهای متجاوز عراق از منطقۀ عمومی اهواز و همچنین عملیات شکست حصر سوسنگرد در ۲۶آبان۱۳۵۹، نقش محوری و راهبردی ایفا نمودند و همچنین در اوایل بهار سال ۱۳۶۰ در جبهۀ غرب نیز حضور داشتند ولی حضور جز برای اقامۀ نماز جمعۀ تهران، دیدار و گزارش به امام یا جلسات ضروری و سفرها و سخنرانیهای لازم، مستمر بود. (۱۶۸)
آیت الله خامنه ای (قدسسره) در چندین عملیات نظامی و یا طراحی آن شرکت کرد. پشتیبانی و تأمین نیازهای تسلیحاتی و تدارکاتی نیروهای بسیجی و سپاهی از دیگر فعالیتهای ایشان در صحنۀ نبرد بود. بیشتر وقت وی در جبههها صرف هدایت، پشتیبانی و طراحی عملیات ستاد جنگهای نامنظم که توسط ایشان و شهید مصطفی چمران تشکیل شده بود، میشد. (۱۶۹)
از اقدامات ویژۀ این ستاد که آیتالله خامنهای مستقیماً در آن نقش داشت، تشکیل گروههای نظامی مخصوص شکار تانک بود. در پشتیبانی از جبهههای خرمشهر، آبادان و سوسنگرد نقش مؤثری داشت و در تقویت نیروهای نظامی مردمی مثل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و بسیج و تهیۀ نیازمندیهای فنی و تجهیزاتی آنها نقش بسیاری ایفا نمود. (۱۷۰)
از دیگر تلاشهای ایشان ایجاد هماهنگی بین سپاه و ارتش در جبههها و عملیات نظامی بود. (۱۷۱)
به فرمان امامخمینی(رحمتالله) در ۲۰مهر۱۳۵۹ شورای عالی دفاع عهدهدار کلیۀ امور جنگ شد (۱۷۲) و آیت الله خامنه ای (قدسسره) که براساس حکم امام در ۲۰اردیبهشت۱۳۵۹ نمایندۀ ایشان در این شورا (۱۷۳) و نیز سخنگوی آن بود. (۱۷۴)
در این مدت مشاور امامخمینی(رحمتالله) در امور و مسائل جنگ نیز بود. (۱۷۵) وی معمولاً در پایان جلسههای شورای عالی دفاع دربارۀ مباحث و تصمیمات شورا مصاحبۀ مطبوعاتی انجام میداد و تصمیمات شورا را به اطلاع مردم میرسانید. (۱۷۶)
در عملیات شکستن حصر آبادان (۱۷۷) حضور مستقیم داشت و در مورد خرمشهر نیز اعتقاد داشت که با اتخاذ تدابیر نظامی درست میتوان از سقوط آن جلوگیری کرد.
حتی در این زمینه نامهای به ابوالحسن بنیصدر، رئیسجمهور و فرمانده کل قوای وقت نوشت و هشدار داد که در صورت استقرار دو تیپ زرهی در اطراف خرمشهر، میتوان از سقوط شهر جلوگیری به عمل آورد. اما، بنیصدر به آن هشدار توجهی نکرد. (۱۷۸)
اندکی پساز آغاز جنگ گروهی از شخصیتها و سازمانهای بینالمللی و نیز برخی از کشورها برای ایجاد صلح بین دو کشور، به فعالیتهایی دست زدند.
آیت الله سید علی خامنه ای (قدسسره) در این مورد اعتقاد داشت تا زمانی که عراق شروط اصلی ایران شامل عقبنشینی به مرزهای بینالمللی، پرداخت خسارت و تنبیه متجاوز را نپذیرد، صلحی پدید نخواهد آمد و اگر عراق این شروط را نپذیرد آن را به زور از سرزمینهای خود بیرون میکنیم. همچنین معتقد بود که صلح تحمیلی بدتر از جنگ است. (۱۷۹)
با وجود این تردد هیئتهای صلح را از این نظر که باعث روشن شدن ابعاد جنایات صدام حسین و نیروهای او علیه مردم ایران شد و به اثبات مظلومیت ایران و تجاوزگری صدام کمک میکرد، مفید میدانست. (۱۸۰)
در دو دورۀ ریاستجمهوری آیت الله سید علی خامنه ای (قدسسره)، جنگ در رأس امور و مهمترین موضوع کشور بود. از ۱۳۶۰ تا ۱۳۶۴ تحولاتی در صحنۀ جنگ پیش آمد و در مجموع موازنه در جبهههای جنگ به سود ایران تغییر یافت.
نیروهای عراقی از بیشتر سرزمینهای اشغالشده بیرون رانده شدند و با وحدتنظر مسئولان ارشد کشور ازجمله آیت الله خامنه ای (قدسسره) بهعنوان رئیس شورای عالی دفاع سلسله عملیاتهای نظامی، طراحی و اجرا شد. همزمان با آن تحولات، حضور دیپلماتیک ایران در عرصۀ بینالمللی نیز بیشتر و فعالتر شد.
ایشان طی هفت سال از مجموع هشت سال دوران ریاستجمهوری خود که مقارن با جنگ بود، بخش زیادی از مذاکرات خارجی خود را به مذاکره با هیئتهای حسننیت صلح که ازسوی سازمانهای بینالمللی، اسلامی و منطقهای و یا با شخصیتهای مهم بینالمللی و منطقهای که مأموریت میانجیگری داشتند، اختصاص دادند.
در دورۀ ریاستجمهوری بهدلیل مخالفت امام با حضور در جبهههای جنگ، به برخی حضورها و بازدیدهای محدود اکتفا کردند اما در مقطع پایانی جنگ و پساز قبول قطعنامه وضعیت وخیم جبههها ایشان را ناگزیر کرد پساز کسب موافقت امامخمینی(رحمتالله) برای ایجاد تحولی عظیم به جبههها رهسپار شود.
همچنین آیت الله سید علی خامنه ای(قدسسره) در دورۀ ریاستجمهوری رئیس شورای عالی پشتیبانی جنگ بود.
این شورا بهدلیل شرایط خاص جنگ در سال ۱۳۶۵ و بهمنظور بهکارگیری هرچه بهتر امکانات کشور در خدمت جنگ و انجام اقدامات مؤثر در بسیج نیروها و امکانات برای رفع نیازمندیهای جبهههای جنگ تشکیل شد. (۱۸۱) امامخمینی(رحمتالله) در پاسخ به استعلام ایشان در ۱۹بهمن۱۳۶۶ مصوبات آن شورا را تا پایان جنگ لازمالاجرا اعلام کرد. (۱۸۲)
در تابستان ۱۳۶۷ و در آخرین سال ریاستجمهوری آیت الله خامنه ای (قدسسره) و با پذیرش قطعنامۀ ۵۹۸ توسط ایران، جنگ عراق با ایران به پایان رسید.
پساز پذیرش قطعنامۀ ۵۹۸ ازسوی حضرت امامخمینی(رحمتالله) و پیش از اعلام رسمی آن، جلسهای به ریاست آیت الله سید علی خامنه ای (قدسسره) و با حضور مسئولان عالیرتبۀ نظام برای تبیین عوامل و دلایل پذیرش قطعنامه ازسوی امام برگزار گردید.
امامخمینی(رحمتالله) در پیامی به مردم ایران قبول قطعنامه را مسئلهای بسیار تلخ و ناگوار و صرفاً بهدلیل مصلحت انقلاب و نظام جمهوری اسلامی ایران اعلام کرد:
قبول این مسئله برای من از زهر کشندهتر است؛ ولی راضی به رضای خدایم و برای رضایت او این جرعه را نوشیدم… در قبول این قطعنامه فقط مسئولین کشور ایران به اتکای خود تصمیم گرفتهاند. و کسی و کشوری در این امر مداخله نداشته است. (۱۸۴)
به دنبال این تصمیم آیت الله سید علی خامنه ای (قدسسره) بهعنوان رئیسجمهور در نامهای در تاریخ ۲۷تیر۱۳۶۷ به دبیرکل وقت سازمان ملل متحد، خاویر پرز دکوئیار، پذیرش قطعنامۀ ۵۹۸ سازمان ملل ازسوی ایران را اعلام کرد. (۱۸۵)
بخش مهمی از فعالیتهای سیاسی و مذهبی آیت الله سید علی خامنه ای (قدسسره) از پیروزی انقلاب اسلامی تا انتخاب به ریاستجمهوری، فعالیتهای ارشادی بهمنظور نهادینه کردن و تثبیت نظام جمهوری اسلامی بود.
به دنبال شهادت آیتالله مرتضی مطهری و خلائی که از فقدان وی در میان دانشجویان و دانشگاهیان پدید آمده بود، امامخمینی(رحمتالله) در ۲۳خرداد۱۳۵۸ طی سخنانی در جمع دانشجویان، آیت الله خامنه ای (قدسسره) را فردی فهیم و سخنور نامیده و مرجع رسیدگی به مسائل فکری و عقیدتی دانشجویان و مقابله با تبلیغات احزاب و گروههای مخالف نظام جمهوری اسلامی، بهویژه مارکسیستها در محیط دانشگاهی تعیین کرد. (۱۸۶)
وی از این تاریخ تا شروع جنگ ایران و عراق در ۳۱شهریور۱۳۵۹ روزهای دوشنبه در مسجد دانشگاه تهران در جمع دانشجویان حضور مییافت و ضمن اقامۀ جماعت نماز ظهر و عصر و ایراد سخنرانی در موضوعات مهم روز، به پرسشهای فکری و سیاسی آنها پاسخ میداد.
این جلسات بعدها در مساجد مهم تهران ادامه پیدا کرد. حادثۀ سوءقصد به ایشان در مسجد اباذر در خلال یکی از از همین جلسات رخ داد. (۱۸۷)
اقدام دیگر او مقابله با تلاشهایی بود که ازسوی برخی از اعضای دولت موقت برای انحلال مجلس خبرگان قانون اساسی در حال شکلگیری بود. بدین نحو که نامهای به امضای پانزده نفر از وزیران و اعضای دولت موقت تهیه شده بود و در نظر داشتند قبل از اطلاع امامخمینی(رحمتالله) و اظهار نظر ایشان، انحلال مجلس مزبور را به مردم اطلاع دهند و اگر امامخمینی مخالفتی کرد به صورت دستهجمعی استعفا کنند. (۱۸۸)
آیت الله سید علی خامنه ای (قدسسره) که ازسوی شورای انقلاب در جلسۀ هیئت وزیران شرکت میکرد، بعد از طرح نامۀ مذکور در جلسه بهشدت با آن مخالفت نمود و بر ضرورت اطلاع امامخمینی(رحمتالله) پیش از انتشار آن تأکید ورزید.
امامخمینی(رحمتالله) نیز، پساز آگاهی از موضوع، با درخواست آنان مخالفت نمود و بر ادامۀ کار قانونی مجلس خبرگان قانون اساسی تأکید کرد. (۱۸۹)
در دومین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی که مقارن با آغاز قرن پانزدهم هجری قمری نیز بود بنا به تصمیم شورای عالی تبلیغات اسلامی، هیئتهای گوناگونی از طرف نظام جمهوری اسلامی به کشورهای مختلف جهان عزیمت کردند تا مواضع و دیدگاههای جمهوری اسلامی ایران و ویژگیهای انقلاب اسلامی را برای ملتها، بهویژه ملتهای مسلمان تشریح و تبیین کنند.
آیت الله سید علی خامنه ای (قدسسره) سرپرستی هیئت اعزامی به هندوستان را بر عهده گرفت.
ایشان به مدت دو هفته در اواخر بهمن و اوایل اسفند ۱۳۵۹ به شهرهایی چون دهلینو، حیدرآباد، بنگلور (۱۹۰) و منطقۀ کشمیر (۱۹۱) سفر کرد و در سخنرانیها، دیدارها و گفتوگوها و مصاحبههای مطبوعاتی بهویژه با اصحاب مطبوعات محلی، دانشجویان و استادان دانشگاهها، تشکلها و شخصیتهای اسلامی و شیعیان هند چهرۀ واقعی انقلاب اسلامی ایران و نظام جمهوری اسلامی و مسائل مهم آن، بهویژه جنگ با عراق را تشریح و بیان کرد. (۱۹۲)
همچنین، با خانم گاندی نخستوزیر هند ـکه از شخصیتهای معتبر و موجه بینالمللی بودـ دیدار و گفتوگو کرد. (۱۹۳)
یکی از مسائل مهم جامعۀ ایران در سالهای اولیه پساز پیروزی انقلاب اسلامی وجود و فعالیت دو جناح تأثیرگذار موسوم به نیروهای خط امام و لیبرالها در ساختار سیاسی رسمی کشور بود.
بیشتر یاران، نزدیکان و مشاوران امامخمینی(رحمتالله) ازجمله آیت الله خامنه ای (قدسسره) در جناح نیروهای خط امام قرار داشتند. چهرۀ شاخص جناح لیبرال که از لحاظ فکری و بینش سیاسی تعارضهای زیادی با نیروهای خط امام داشت، ابوالحسن بنیصدر بود.
آیت الله سید علی خامنه ای (قدسسره)، بنیصدر را نمایندۀ جریانی میدانست که عامل تفرقه و درگیری در سطح مسئولان ارشد کشور و در نتیجه سبب تفرقه و تشتت در جامعه بود. (۱۹۴)
اما با وجود اختلاف نظر اساسی با بنیصدر و جریان همفکر و حامی او، بهمنظور حفظ وحدت در جامعه و تأکید امامخمینی(رحمتالله) بر آن، مخالفت خود را در محافل عمومی ابراز نمیکرد. در برخی موارد نیز داوری نزد امامخمینی(رحمتالله) میبرد.
پساز انحراف واضح بنیصدر از ماهیت انقلاب اسلامی و قانون اساسی و پساز طرح عدم کفایت سیاسی وی برای ریاستجمهوری در مجلس شورای اسلامی در ۳۰خرداد۱۳۶۰، آیت الله خامنه ای (قدسسره) در موافقت با طرح نطق مشروح و مؤثری را ایراد کرد. (۱۹۵)
آیت الله سید علی خامنه ای (قدسسره) از ۱۳۵۸ تا اول تیر ۱۳۶۰ در موارد گوناگون علیه جناح لیبرال و ملیگرا موضع مخالف گرفت. وی با حفظ دفتر مستشاری نظامی امریکا در ایران و تغییر نام آن ازسوی دولت موقت مخالفت کرد. (۱۹۶)
در مورد انتخاب وزیران، معاونان وزراء و مسئلۀ پاکسازی در ادارات و سازمانهای دولتی نیز با انتخاب افرادی که در خط انقلاب نبودند و طرفدار خط سازش با امریکا و یا رابطه داشتن با کشورهای مرتجع عرب و مواردی از این دست بودند، مخالفت میکرد. (۱۹۷)
آیت الله سید علی خامنه ای (قدسسره) در ۶تیر۱۳۶۰ و درحال سخنرانی پساز نماز ظهر در مسجد ابوذر، واقع در یکی از مناطق جنوب تهران، در اثر انفجار بمبی که در ضبط صوت کار گذاشته شده بود بهشدت زخمی شد. (۱۹۸)
امامخمینی(رحمتالله)، در پیامی خطاب به ایشان توطئۀ سوءقصد به جان وی را محکوم کرد و از ایشان تجلیل نمود. (۱۹۹) بر اثر این سوءقصد، ایشان از ناحیۀ سینه، کتف و دست راست آسیب جدی دید. گزارشهای غیررسمی مسبب این حادثه را سازمان مجاهدین خلق ایران دانستهاند. (۲۰۰)
آیت الله خامنه ای (قدسسره) اولین فردی بود که در حوادث و جریانات پساز عزل بنیصدر از فرماندهی کل قوا و ریاستجمهوری ترور شد. در ۱۸مرداد۱۳۶۰ از بیمارستان مرخص شد و مجدداً به صحنۀ اجتماع و سیاست بازگشت و از ۲۶مرداد۱۳۶۰ در جلسات مجلس شورای اسلامی حاضر شد. (۲۰۱)
پساز شهادت شهید رجایی، دومین رئیسجمهور اسلامی ایران، شورای مرکزی حزب جمهوری اسلامی و نیز جامعۀ مدرسین حوزه علمیۀ قم به اتفاق آرا و علیرغم مخالفت ایشان، وی را بهعنوان نامزد ریاستجمهوری انتخاب کردند و امامخمینی(رحمتالله) که سابقاً با تصدی روحانیون برای ریاستجمهوری موافق نبودند با نامزدی ایشان موافقت کردند. (۲۰۲)
پساز نامزدی و اعلام صلاحیت توسط شورای نگهبان، گروهها و شخصیتهای مختلف از ریاستجمهوری ایشان حمایت کردند. از مهمترین حامیان آیت الله خامنه ای (قدسسره) ائتلاف گروههای خط امام بود. (۲۰۳) انتخابات در ۱۰مهر۱۳۶۰ برگزار شد و آیت الله خامنه ای (قدسسره) با کسب اکثریت مطلق آراء (۱۱/۹۵ درصد) بهعنوان رئیسجمهور انتخاب شد. (۲۰۴)
در ۱۷مهر۱۳۶۰ امامخمینی(رحمتالله) حکم ریاستجمهوری ایشان را تنفیذ کرد. (۲۰۵) و در ۲۱ مهر بهعنوان سومین رئیسجمهور اسلامی ایران در مجلس شورای اسلامی سوگند یاد کرد. (۲۰۶)
در ۲۷مهر۱۳۶۰ علیاکبر ولایتی را که عضو شورای مرکزی حزب جمهوری اسلامی و از نیروهای خط امام بود، بهعنوان نخستوزیر به مجلس شورای اسلامی معرفی کرد، (۲۰۷) ولی وی در رأیگیری روز ۳۰مهر۱۳۶۰ نتوانست آرای اکثریت نمایندگان را کسب نماید. (۲۰۸)
در ۴آبان۱۳۶۰ میرحسین موسوی را که عضو شورای مرکزی حزب جمهوری اسلامی، سردبیر روزنامۀ جمهوری اسلامی و وزیر امور خارجۀ دولتهای رجایی، باهنر و مهدوی کنی (۲۰۹) بود بهعنوان نخستوزیر به مجلس معرفی کرد. (۲۱۰) او توانست در ۶آبان۱۳۶۰ آراء موافق اکثریت نمایندگان مجلس را کسب کند. (۲۱۱)
آیت الله سید علی خامنه ای (قدسسره) ریاستجمهوری خود را در حالی آغاز کرد که نهاد ریاستجمهوری از ساختار مناسبی برخوردار نبود. گروههای مشاور و کارگروهها برای کمک به رئیسجمهور در انجام وظایف قانونی نیز هنوز تشکیل نشده بود و این امر مشکلات فراوانی را برای عملکرد رئیسجمهور پدید میآورد. به تدریج، دفتر ریاستجمهوری با چندین مشاور و کارگروه شکل گرفت. (۲۱۲)
آیت الله خامنه ای (قدسسره) در ابتدا بخشی از تلاشهای خود را معطوف ساختارسازی برای دفتر رئیسجمهور و نهاد ریاستجمهوری کرد.
بعدها در پی ابهام در شرح وظایف رئیسجمهور که کاستی آن بهویژه در تعامل با نخستوزیر در طول دورۀ اول آشکار شده بود، قانون اختیارات رئیسجمهور تهیه و تدوین شد و در تاریخ ۱۶اردیبهشت۱۳۶۵ به تصویب مجلس شورای اسلامی رسید. (۲۱۳)
سرفصل برنامههای آیت الله خامنه ای (قدسسره) در دورۀ چهارسالۀ اول ریاستجمهوری عبارت از:
در دورۀ چهارسالۀ دوم نیز ضمن ادامۀ برنامههای دورۀ اول که در رأس آنها جنگ تحمیلی قرار داشت؛ موارد زیر هم لحاظ شده بود:
در عرصۀ سیاست و روابط خارجی برنامۀ ایشان شامل:
با توجه به تجربه مشکلات و اختلافنظرها با نخستوزیر و برخی اعضای هیئت دولت در چهار سالۀ اول ریاستجمهوری مایل نبود برای دومین بار در انتخابات ریاستجمهوری شرکت کند اما پساز آنکه امامخمینی(رحمتالله) آن را تکلیف شرعی ایشان دانستند، تصمیم گرفت که در انتخابات چهارمین دورۀ ریاستجمهوری نامزد شود و از امام خواست که در انتخاب نخستوزیر مختار باشد و امام هم پذیرفت. (۲۱۸)
پساز انتخاب مجدد بهعنوان رئیسجمهور و در آستانۀ انتخاب نخستوزیر آنگاه که معلوم شد آیت الله خامنه ای (قدسسره) بهسبب عدم رضایت از وضعیت ادارۀ کشور توسط نخستوزیر درصدد معرفی فرد دیگری برای نخستوزیری است برخی نظامیها نزد امام ابراز کردند که پیشرفت در جبهههای جنگ منوط به نخستوزیری دوبارۀ مهندس موسوی است.
امامخمینی(رحمتالله) به جهت مصلحت جنگ این نظر را پذیرفتند و به آیت الله خامنه ای (قدسسره) حکم کردند که مهندس موسوی را بهعنوان نخستوزیر معرفی کند.
آیت الله خامنه ای (قدسسره) در اطاعت از حکم امام و علیرغم نظر مخالف خود، وی را به مجلس معرفی کرد. (۲۱۹) در دورۀ دوم ریاستجمهوری آیت الله خامنه ای (قدسسره) اختلافات رئیسجمهور و نخستوزیر ادامه یافت و در مواردی مانند معرفی اعضای کابینه، تشدید هم شد.
در ۸شهریور۱۳۶۲ آیت الله سید علی خامنه ای (قدسسره)، اولین ترمیم عمده در ستاد انقلاب فرهنگی را براساس حکم امامخمینی(رحمتالله) عهدهدار شد. امام این حکم را در پاسخ به استعلام ایشان به مناسبت بازگشایی دانشگاهها صادر کرد. (۲۲۰)
همچنین، دومین ترمیم در ستاد انقلاب فرهنگی را بر اساس پیام امامخمینی(رحمتالله) در ۱۹آذر۱۳۶۳، صورت داد. (۲۲۱) در این ترمیم، ستاد انقلاب فرهنگی به شورای عالی انقلاب فرهنگی تغییر نام داد و رئیسجمهور رئیس این شورا شد. (۲۲۲)
آیت الله خامنه ای (قدسسره) این سمت را تا پایان دومین دورۀ ریاستجمهوری خود در تیر ۱۳۶۸ عهدهدار بود و در این سالها در تدوین سیاستهای مهم فرهنگی کشور نقش مؤثری ایفا نمود. (۲۲۳)
در دوران هشت سالۀ ریاستجمهوری آیت الله سید علی خامنه ای (قدسسره) دستگاه سیاست خارجی و دیپلماسی ایران فعالتر شد. یکی از شاخصهای توسعۀ سیاست و روابط خارجی، سفرهای رئیسجمهور به کشورهای مختلف برای توسعۀ روابط بود که در دورۀ اول ریاستجمهوری شروع شد و در دورۀ دوم توسعه یافت. (۲۲۴)
ایشان در دورۀ اول ریاستجمهوری از ۱۵ تا ۲۰شهریور۱۳۶۳ به کشورهای سوریه، لیبی و الجزایر و در دورۀ دوم از ۲۳ دی تا ۳بهمن۱۳۶۴ به کشورهای آسیایی و آفریقایی پاکستان، تانزانیا، زیمبابوه، آنگولا و موزامبیک سفر نمود. از ۱۱ تا ۱۵شهریور۱۳۶۵ برای شرکت در هشتمین اجلاس سران کشورهای غیرمتعهد در هراره مجدداً به زیمبابوه سفر کرد.
در این سفر در اجلاس سران سخنرانی کرد و با برخی از سران کشورهای غیرمتعهد دیدار و گفتوگو نمود. (۲۲۵) از ۲ تا ۶اسفند۱۳۶۷ به کشورهای یوگسلاوی و رومانی (۲۲۶) و از ۱۹ تا ۲۶اردیبهشت۱۳۶۸ به کشورهای چین و کره شمالی سفر کرد. (۲۲۷)
آیت الله خامنه ای (قدسسره) در ۳۱شهریور۱۳۶۶ در چهل و دومین اجلاس مجمع عمومی سازمان ملل متحد شرکت کرد و در سخنرانی خود دیدگاهها و مواضع اصولی جمهوری اسلامی ایران را برای سران دولتهای جهان تشریح نمود. این اولین حضور رئیسجمهور اسلامی ایران در مجمع عمومی سازمان ملل متحد بود. (۲۲۸)
نکتۀ حائز اهمیت در سفر به سازمان ملل، استقبال عظیم ایرانیان و مسلمانان مقیم نیویورک و اصحاب مطبوعات بینالمللی از ایشان و فعالیتهای ایشان برای تبیین شرایط انقلاب اسلامی، جنگ تحمیلی و سیاستهای استکبار جهانی در قبال ایران بود. امامت نماز جمعۀ مسلمانان نیویورک و سخنرانی در خطبههای آن نیز از نکات جالب و با اهمیت این سفر بود.
از اقدامات دیگر آیت الله سید علی خامنه ای (قدسسره) در زمینۀ سیاست خارجی میتوان به برقراری ارتباط منسجم با گروههای سیاسی شیعی در افغانستان، عراق و لبنان و ایجاد تفاهم بین آنها و تشکیل مجلس اعلای انقلاب اسلامی عراق اشاره کرد. بهطوری که اختلاف بین آنها را به وحدت و اتحاد بر ضد دشمن مشترکشان تبدیل کرد.
تشکیل حزب وحدت اسلامی از احزاب هشتگانۀ افغانستان که به رقابت زیانبار آنها پایان داد و نیز تشکیل مجلس اعلای انقلاب اسلامی عراق از مصداقهای مهم این رویکرد است.
در این دوره، به دامنۀ حمایت ایران از مبارزان اسلامی در لبنان، فلسطین، عراق و افغانستان افزوده شد و پشتیبانی ایران به احزاب و گروههای اسلامی در آن کشورها جایگاه منطقهای و بینالمللی قابل ملاحظهای بخشید.
دیدار با اقشار مختلف مردم، بازدید از مؤسسات و سازمانهای گوناگون، شرکت در مراسم افتتاح طرحها، شرکت در همایشها و سفرهای استانی از دیگر برنامهها و اقدامات آیت الله خامنه ای (قدسسره) در دورۀ ریاستجمهوری بود. حفظ ارتباط با مردم بهویژه خانوادههای شهدا از راهبردهای اساسی آیت الله خامنه ای (قدسسره) در دورۀ ریاستجمهوری بود.
بر این پایه ملاقاتهای مردمی در مناسبتهای مختلف در دیدارهای با خانوادههای شهدا، خصوصاً سرزدن به منازل آنان بهعنوان یکی از برنامههای ثابت ایشان و ابتکار قابل توجه در نوع رابطه زمامداران و مردم محسوب میشود.
همچنین، سفرهای آیت الله خامنه ای (قدسسره) به استانها و مناطق مختلف کشور، با هدف ملاقات با اقشار مختلف مردم، بهویژه قشر محروم و آشنایی با مسائل و مشکلات آنها از نزدیک، رفع اختلافات مقامات محلی، پیگیری مسائل مربوط به جنگ و همکاری سپاه و ارتش، دیدار با علما و بزرگان شهرها و روستاها، بررسی مسائل و مشکلات اقتصادی و مانند آن ازجمله ابتکارات، فعالیتهای مستمر و مؤثر ایشان بود.
در ۱۶دی۱۳۶۶، امامخمینی(رحمتالله) در نامهای به آیت الله خامنه ای (قدسسره) و ناظر به بیانات ایشان در خطبههای نماز جمعۀ تهران در موضوع حدود اختیارات حکومت اسلامی و ولایت فقیه، حکومت اسلامی را از احکام اولیۀ اسلام و مقدم بر تمام احکام فرعیه دانسته و ولایت فقیه را مطلقه عنوان نمود.
آیت الله سید علی خامنه ای (قدسسره) در پاسخ به نامۀ امام، متابعت نظری و عملی خود را از دیدگاه امام اعلام نمود. همچنین در جلسهای حضوری، مقصود خود از بیانات در خطبههای نماز جمعه را با امامخمینی مطرح کردند.
امامخمینی(رحمتالله) نیز بلافاصله در همان روز به این نامه پاسخ داده و ضمن تقدیر از آیت الله خامنه ای (قدسسره)، در بخشی از آن نوشتند:
اینجانب از سالهای قبل از انقلاب با جنابعالی ارتباط نزدیک داشتهام و همان ارتباط بحمدالله تعالی تاکنون باقی است، جنابعالی را یکی از بازوهای توانای جمهوری اسلامی میدانم و شما را چون برادری که آشنا به مسائل فقهی و متعهد به آن هستید و از مبانی فقهی مربوط به ولایت مطلقۀ فقیه جداً جانبداری میکنید، میدانم و در بین دوستان و متعهدان به اسلام و مبانی اسلامی ازجمله افراد نادری هستید که چون خورشید، روشنی میدهید. (۲۲۹)
در پی اختلافات مجلس شورای اسلامی و شورای نگهبان در تصویب لوایح مختلف، امامخمینی(رحمتالله) در پاسخ به نامۀ سران کشور (ازجمله آیت الله خامنه ای (قدسسره))، در ۱۷بهمن۱۳۶۶ با تشکیل مجمع تشخیص مصلحت موافقت کردند. (۲۳۰)
بر این اساس، آیت الله سید علی خامنه ای (قدسسره)اولین رئیس مجمع تشخیص قرار گرفتند. (۲۳۱) ایشان این سمت را تا پایان دورۀ ریاستجمهوری عهدهدار بود. (۲۳۲)
آیت الله خامنه ای (قدسسره) در دوران هشتسالۀ ریاستجمهوری خود، همچون سالهای پساز پیروزی انقلاب یکی از نزدیکان، مشاوران و افراد مورد وثوق امامخمینی(رحمتالله) بود. به همین دلیل در موارد متعددی امامخمینی(رحمتالله) مأموریتهایی فراتر از وظایف ریاستجمهوری به ایشان محول نمودند و یا پیشنهادهای وی را در موضوعات مختلف پذیرفتند.
از جمله ماموریتهای محول شده به ایشان:
امامخمینی(رحمتالله) در حکمی در ۴اردیبهشت۱۳۶۸ خطاب به حضرت آیت الله خامنه ای (قدسسره) هیئتی متشکل از بیست نفر ازجمله آیت الله خامنه ای (قدسسره) را تعیین نمودند تا بههمراه پنج نفر از نمایندگان مجلس شورای اسلامی به انتخاب مجلس شورای اسلامی، شورای بازنگری قانون اساسی را تشکیل داده و به اصلاح، بازنگری و تکمیل قانون اساسی در موضوعات پنجگانه بپردازند. (۲۴۰)
پساز تشکیل شورای مذکور آیتالله مشکینی بهعنوان رئیس و آیت الله خامنه ای (قدسسره) و اکبر هاشمی رفسنجانی بهعنوان نایب رئیس اول و دوم شورا انتخاب شدند. (۲۴۱)
شورا در طول چهل و یک جلسه در مورد پنج موضوع اصلی زیر بحث، بررسی و تصمیمگیری نمود:
این جلسات تا پساز رحلت امامخمینی(رحمتالله) ادامه داشت.
در ۱۴خرداد۱۳۶۸، در حالی که مردم و مسئولان آمادۀ تشییع و تدفین پیکر پاک امامخمینی(رحمتالله) بودند در جلسهای با حضور مسئولان کشوری و لشکری، آیت الله خامنه ای (قدسسره)، رئیسجمهور، وصیتنامۀ سیاسیالهی امامخمینی(رحمتالله) را قرائت کرد.
مجلس خبرگان رهبری عصر همان روز تشکیل جلسه داد تا رهبر یا شورای رهبری جدید برای نظام جمهوری اسلامی را انتخاب کند. مطابق اصل ۱۰۷ قانون اساسی مصوب سال ۱۳۵۸، انتخاب رهبری بر عهدۀ نمایندگان مجلس خبرگان قرار دارد. (۲۴۳)
در بحث رهبری شورایی یا فردی، اکثریت اعضای مجلس خبرگان به رهبری شورایی رأی نداد و آنگاه که بحث از مصداق رهبری برای رأیگیری به میان آمد و نام آیت الله خامنه ای (قدسسره) مطرح شد. برخی از نمایندگان که از نظر امامخمینی(رحمتالله) مبنی بر صلاحیت آیت الله خامنه ای (قدسسره) برای رهبری نظام، پساز رحلت امام که در جلسات متعددی در حضور سران قوا و نخستوزیر و حاج سیداحمد خمینی ابراز کرده بودند اطلاع اجمالی داشتند خواستار توضیح شاهدان آن شدند.
دو نفر از شاهدان نقل امامخمینی(رحمتالله) که خود عضو مجلس خبرگان بودند استناد این نظر به امام را تأیید کردند. همچنین گفتۀ دیگری از امام مبنی بر شایستگی آیت الله خامنه ای (قدسسره) برای رهبری که در جریان سفر اخیر ایشان به چین و کره شمالی ابراز کرده بودند نیز در آن جلسه با واسطه نقل شد.
در پی آن رأیگیری به عمل آمد و اکثریت قاطع نمایندگان مجلس خبرگان با توجه به نظر امام راحل و صلاحیتهای دینی، علمی و سیاسی آیتالله خامنهای، معظمله را به رهبری نظام جمهوری اسلامی انتخاب کردند. (۲۴۴)
آیت الله سید علی خامنه ای (قدسسره) خود به این موضوع اشاره کرده، میگویند تا زمانی که موضوع انتخاب را متعَین ندانستم از پذیرش آن مقام امتناع میکردم. (۲۴۵) پساز بازنگری در قانون اساسی و انجام همهپرسی، مجلس خبرگان رهبری یک بار دیگر براساس قانون اساسی جدید در مورد رهبری معظمله رأیگیری کرد و اکثریت قاطع مجدداً معظمله را به رهبری نظام انتخاب کردند.
برخی زمینههای اصلی نظر امام راحل بر رهبری آیت الله سید علی خامنه ای (قدسسره) عبارتاند از:
امامخمینی(رحمتالله) به مناسبتهای گوناگون شایستگیها، تعهد و خدمتگزاری آیتالله خامنهای در راه خدمت به نظام جمهوری اسلامی را مورد تأیید قرار داده بودند.
امامخمینی(رحمتالله) تاریخ ۷تیر۱۳۶۰ در بخشی از پیامشان به مناسبت ترور آیت الله خامنه ای (قدسسره) فرمودهاند:
اکنون دشمنان انقلاب با سوءقصد به شما که از سلالۀ رسول اکرم و خاندان حسین بن علی هستید و جرمی جز خدمت به اسلام و کشور اسلامی ندارید و سربازی فدارکار در جبهۀ جنگ و معلمی آموزنده در محراب و خطیبی توانا در جمعه و جماعات و راهنمایی دلسوز در صحنۀ انقلاب میباشید، میزان تفکر سیاسی خود و طرفداری از خلق و مخالف با ستمگران را به ثبت رساندید. اینان با سوءقصد به شما عواطف میلیونها انسان متعهد را در سراسر کشور بلکه جهان جریحهدار نمودند. اینان آنقدر از بینش سیاسی بینصیباند که بیدرنگ پساز سخنان شما در مجلس و جمعه و پیشگاه ملت به این جنایت دست زدند و به کسی سوءقصد کردند که آوای دعوت او به صلاح و سداد در گوش مسلمین جهان طنینانداز است… من به شما خامنهای عزیز، تبریک میگویم که در جبهههای نبرد با لباس سربازی و در پشت جبهه با لباس روحانی به این ملت مظلوم خدمت نموده و از خداوند تعالی سلامت شما را برای ادامۀ خدمت به اسلام و مسلمین خواستارم. (۲۴۶)
در تاریخ ۸شهریور۱۳۶۵ به افراد و رجال سیاسی توصیه کردند که در گفتارشان بهجای عیبجویی دائمی، مثل آیت الله خامنه ای (قدسسره) باشند که همیشه همه را نصیحت میکند و خدماتش را به رخ مردم نمیکشد. (۲۴۷)
در تاریخ ۲۱دی۱۳۶۶ در پاسخ به نامه آیت الله خامنه ای (قدسسره) در مورد ولایت مطلقۀ فقیه، در بخشی از نامه نوشتند:
اینجانب که از سالهای قبل از انقلاب با جنابعالی ارتباط نزدیک داشتهام و همان ارتباط بحمدالله تعالی تاکنون باقی است، جنابعالی را یکی از بازوهای توانای جمهوری اسلامی میدانم و شما را چون برادری آشنا به مسائل فقهی و متعهد به آن هستید و از مبانی فقهی مربوط به ولایت مطلقۀ فقیه جداً جانبداری میکنید، میدانم و در بین دوستان و متعهدان به اسلام و مبانی اسلامی ازجمله افراد نادری هستید که چون خورشید، روشنی میدهید. (۲۴۸)
حجتالاسلام والمسلمین سیداحمد خمینی، نزدیکترین فرد به امامخمینی(رحمتالله) که مشاور و مورد وثوق کامل ایشان بود، نقل کرده که امام در پی سفر خارجی آیت الله سید علی خامنه ای (قدسسره) گفتند:
الحق ایشان شایستگی رهبری را دارند. (۲۴۹)
زهرا مصطفوی، دختر امامخمینی(رحمتالله) بیان کرده که آنگاه که از امام دربارۀ رهبری آیندۀ نظام پرسیده است ایشان از آیت الله خامنه ای (قدسسره) نام بردند و آنگاه که از مقام علمی آیت الله خامنه ای (قدسسره) سؤال کرده است ایشان اجتهاد آیت الله خامنه ای (قدسسره) را تأیید کردهاند. (۲۵۰)
آیتالله هاشمی رفسنجانی نیز نقل کرده که زمانی که امام درصدد عزل آیتالله منتظری از رهبری آینده بودند در جلسهای که با حضور سران سهقوه، نخستوزیر (میرحسین موسوی) و حاج سیداحمد خمینی در محضر امام تشکیل شده بود در مورد جانشین رهبری بحث شد ایشان از آیت الله خامنه ای (قدسسره) برای رهبری آیندۀ نظام نام بردند.
وی همچنین بیان داشته که در جلسۀ خصوصی خود با امام راحل نسبت به وضع رهبری در آینده ابراز نگرانی کرده است و امام در پاسخ با اشاره به آیت الله سید علی خامنه ای (قدسسره) فرمودهاند:
شما در بن بست نخواهید بود، چنین فردی در میان شما هست. چرا خودتان نمیدانید؟ (۲۵۱)
بدون تردید مقطع زمانی انتخاب حضرت آیتالله خامنهای به رهبری نظام دارای اهمیت و حساسیت ویژهای بوده است. برخی نگرانیها که در پی بیماری امامخمینی(رحمتالله) به وجود آمده بود عبارت بودند از:
اما آنچه همۀ نگرانیها را به امید تبدیل کرد عبارت بودند از:
ما راه خود را براساس راه امام(رحمتالله) ادامه خواهیم داد. (۲۶۰)
سرانجام حضرت آیت الله العظمی خامنه ای، رهبر معظم انقلاب اسلامی در حملۀ مشترک آمریکای جنایتکار و رژیم صهیونیستی در صبح شنبه نهم اسفندماه ۱۴۰۴ به شهادت رسیدند. این عالم و مجاهد عظیم عمر خود را فدای اعتلای ایران و اسلام کردند. به ایشان گفته بودند که به پناهگاه بروید؛ اما ایشان امتناع کرده و فرمودند:
من سالها در نماز شبم دعای شهادت کردم، چرا به پناهگاه بروم درحالیکه مردم در زیر آتش هستند.
در جلسهای رهبرِ شهید انقلاب خطاب به خانوادههای شهدا گفته بودند:
هروقت من فکر این را میکنم که این جنگ و این شهادت و این میدانهای شرف و خون تمام بشود و ما بمانیم و بعد یک وقتی مثلاً با تصادف بمیریم، به تب بمیریم، از تصور این فکر خدا شاهد است به قلبم فشار میآید.
یک میدان مسابقۀ افتخار ابدی و الهی، یک میدان مسابقۀ بهشت، این از آدم گرفته بشود و آدم همین طور بمیرد؛ این خیلی سخت است. ای کاش و این دعایی است که از قلب ما برمیآید. ای کاش که مرگ ما هم مثل مرگ بچههای شما باشد و من گمان نمیکنم که کسی باشد که حقیقت این جور مردن را بداند و این آرزو را نکند.
شهید آیتاللهالعظمی خامنه ای در آخرین سخنرانی خود فرمودند:
ملت ایران درسهای اسلامی و شیعی خودش را خوب بلد است؛ میداند که چه کار کند. امامحسین(علیهالسلام) فرمود: «مِثلی لا یُبایِعُ مِثلَ یَزید؛ کسی مثل من، با کسی مثل یزید بیعت نمیکند.»
ملت ایران در واقع میگویند: «ملتی مثل ما، با این فرهنگ، با این سابقه، با این معارف عالی، با سردمدارانی مثل افراد فاسدی که امروز در آمریکا بر سر کارند، بیعت نخواهد کرد.» (۱۴۰۴/۱۱/۲۸)
منبع: پایگاه اطلاعرسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیتالله العظمی سیدعلی خامنهای