جواد حیراننیا، کارشناس مسائل خاورمیانه در گفتوگو با خبرنگار سیاست خارجی برنا درباره تبادل آتشهای اخیر میان ایران و آمریکا در محدوده تنگه هرمز اظهار کرد: در خلال جنگ ۴۰ روزه، تنگه هرمز و تأثیر آن بر اقتصاد جهانی و قیمت نفت، نقشی بسیار مهم و گسترده ایفا کرد. این مسئله بهنوعی به یک برگ استراتژیک برای ایران تبدیل شد.
وی افزود: ایران از موضوع کنترل بر تنگه هرمز، به دلیل تأثیر مستقیم آن بر قیمت انرژی، اقتصاد جهانی و زنجیرههای تأمین وابسته به نفت و انرژی، بهعنوان یک اهرم فشار استفاده کرد. در شرایطی که جنگ ماهیتی نامتقارن داشت و ایران از نظر نظامی در موقعیت ضعیفتری نسبت به دشمن خود قرار داشت، موضوع تنگه هرمز توانست بهعنوان یک ابزار مؤثر فشار عمل کند.
این کارشناس مسائل خاورمیانه ادامه داد: این اهرم باعث شد طرف مقابل در تعریف اهداف و گستره عملیاتی جنگ تجدیدنظر کند و ایران بتواند از این ظرفیت به نفع خود بهره ببرد. علاوه بر این، تنگه هرمز به ابزاری برای اعمال فشار بر کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس نیز تبدیل شد و این کشورها را واداشت تا برای توقف جنگ، فشار بیشتری بر آمریکا وارد کنند.
حیراننیا تصریح کرد: حتی اگر این هدف بهطور کامل محقق نشد، دستکم در مقطعی که آمریکا اعلام کرد قصد دارد زیرساختهای ایران را هدف قرار دهد، کشورهای عربی منطقه با توجه به هشدار ایران مبنی بر هدف قرار دادن زیرساختهای انرژی آنها، تلاش کردند آمریکا و همچنین اسرائیل را به توقف حملات علیه زیرساختهای ایران ترغیب کنند.
وی تأکید کرد: موضوع کنترل بر تنگه هرمز نهتنها در جریان جنگ بهعنوان یک اهرم فشار، بلکه پس از جنگ نیز بهعنوان یک عامل بازدارنده و یک کارت استراتژیک در اختیار ایران قرار گرفته است. به اعتقاد وی، مرحله نخست تفاهم نیز بیش از هر چیز ناظر بر توقف جنگ و تعیین تکلیف وضعیت تنگه هرمز بوده است.
حیراننیا با اشاره به مفاد تفاهم، اظهار کرد: بر اساس این تفاهم، ایران قرار است درباره نحوه مدیریت تنگه هرمز با عمان و کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس گفتوگو کند و به یک سازوکار مشترک برسد. تفسیر ایران این است که مدیریت تنگه باید با محوریت تهران انجام شود، زیرا این آبراه در آبهای سرزمینی ایران و عمان قرار دارد.
وی افزود: البته طرف عمانی که پیش از این چند دور گفتوگو با ایران درباره تنگه هرمز انجام داده بود، از سوی آمریکا با تهدیدهای بسیار جدی مواجه شد؛ هم دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، این کشور را به حمله نظامی تهدید کرد و هم اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، از اعمال تحریمها سخن گفت. بر این اساس، اگر عمان بخواهد این روند را ادامه دهد، آمریکا هم گزینه حمله نظامی و هم اعمال تحریمها را در دستور کار قرار خواهد داد.
این کارشناس مسائل خاورمیانه ادامه داد: از سوی دیگر، عمان هم کنوانسیون حقوق دریاها مصوب ۱۹۸۲ را امضا کرده و هم مقامات این کشور اعلام کردهاند که قوانین داخلی عمان مبتنی بر همان حقوق بینالملل و مفاد کنوانسیون حقوق دریاها خواهد بود. بر همین اساس، تفسیری که عمان از عبور و مرور و تردد کشتیها در تنگه هرمز ارائه میدهد، با تفسیر ایران متفاوت است.
حیراننیا تصریح کرد: عمان حق عبور ترانزیتی را به رسمیت میشناسد و این آبراه را یک آبراه بینالمللی تلقی میکند، در حالی که ایران حق عبور بیضرر را به رسمیت میشناسد و معتقد است تنگه در آبهای سرزمینی ایران و عمان قرار دارد. از نگاه ایران، کشور ساحلی در زمان جنگ یا شرایط بیثباتی میتواند تردد کشتیها را کنترل کرده و حق حاکمیتی خود را اعمال کند.
حیراننیا با اشاره به اظهارات مقامات ایرانی اظهار کرد: از سخنان مسئولان کشور اینگونه برمیآید که طبق تفاهمنامه، هم اصل ایجاد یک سازوکار مشترک برای مدیریت تنگه هرمز به رسمیت شناخته شده و هم در صورت عدم همراهی عمان، ایران میتواند حاکمیت خود را بهصورت مستقل بر این آبراه اعمال کند. این موضوع شرایط را پیچیدهتر کرده و در مقابل، آمریکا نیز با همکاری عمان مسیر ترانزیتی مستقلی ایجاد کرده که به گفته سازمان ناظر دریایی این کشور، تحت کنترل واشنگتن قرار دارد.
این کارشناس مسائل خاورمیانه تصریح کرد: این موضوع با مخالفت ایران روبهرو شده است، زیرا ایران معتقد است سازوکار کنترل تردد کشتیها باید با اعمال حاکمیت ایران همراه باشد و تهران در جریان همه ترددها قرار گرفته و این رفتوآمدها با هماهنگی ایران انجام شود. ایران نمیخواهد این سازوکار در کنترل آمریکا باشد و خود امکان اعمال حاکمیت در این منطقه را از دست بدهد.
وی ادامه داد: این مسئله اکنون به یکی از مهمترین موارد اختلافی میان ایران و آمریکا تبدیل شده و ریشه آن نیز به تفاوت برداشت دو طرف از مفاد تفاهمنامه بازمیگردد.
حیراننیا در پایان گفت: به نظر نمیرسد آمریکا حاضر باشد این اختیار را به ایران واگذار کند که بهصورت مستقل در تنگه هرمز اعمال حاکمیت کرده و کنترل تردد کشتیها را در دست بگیرد؛ تنگهای که بخش قابلتوجهی از نفت و انرژی جهان از آن عبور میکند و در اقتصاد جهانی و زنجیرههای تأمین نقش تعیینکنندهای دارد. از نگاه ایران، در اختیار داشتن این ظرفیت میتواند در آینده هم بهعنوان یک اهرم فشار و هم بهعنوان یک عامل بازدارنده مورد استفاده قرار گیرد.
انتهای پیام