به گزارش برنا، در شرایطی که توسعه صادرات غیرنفتی به یکی از مهمترین اولویتهای سیاستگذاران اقتصادی تبدیل شده، صنعت غذا به عنوان یکی از مزیتهای رقابتی ایران همچنان با ظرفیتهای بلااستفاده قابل توجهی مواجه است. فعالان این صنعت معتقدند زیرساختهای تولید، دانش فنی، پراکندگی واحدهای صنعتی و دسترسی به بازارهای منطقهای، امکان جهش چشمگیر در صادرات محصولات غذایی را فراهم کرده است، اما ناپایداری در تأمین مواد اولیه، محدودیتهای وارداتی و نبود سیاستگذاری هماهنگ در زنجیره تولید، مانع بهرهبرداری از این فرصت شده است.
شما از وجود ظرفیت تولید و صادرات ۶۰ میلیون تن محصول بیشتر در صنایع غذایی سخن گفتهاید. این برآورد بر چه مبنایی است؟
ظرفیت نصبشده کارخانههای صنایع غذایی، توان فنی واحدهای تولیدی، نیروی انسانی متخصص و زیرساختهای موجود نشان میدهد که صنعت غذا هنوز فاصله زیادی با سقف واقعی تولید خود دارد. اگر مواد اولیه مورد نیاز به شکل پایدار تأمین شود، امکان تولید و صادرات حداقل ۶۰ میلیون تن محصول اضافی وجود دارد که میتواند درآمد ارزی قابل توجهی برای کشور ایجاد کند.
با وجود چنین ظرفیتی، چرا صادرات صنایع غذایی هنوز به جایگاه واقعی خود نرسیده است؟
مهمترین مانع، تأمین مواد اولیه است. تولیدات کشاورزی داخلی پاسخگوی همه نیاز صنایع غذایی نیست و بخشی از نهادهها باید از طریق واردات تأمین شود. هرگونه اختلال در واردات مواد اولیه، مستقیماً بر تولید، اشتغال و صادرات اثر میگذارد.
برخی واردات مواد اولیه را مغایر حمایت از تولید داخل میدانند. پاسخ شما چیست؟
واردات مواد اولیه به معنای تضعیف تولید داخلی نیست، بلکه مکمل آن است. بسیاری از صنایع مانند روغن، فرآوری غلات، خوراک دام و کنسرو بدون تأمین بخشی از مواد اولیه وارداتی قادر به فعالیت کامل نیستند. هدف این واردات، افزایش ارزش افزوده در داخل کشور و توسعه صادرات است.
چه مزیتهایی ایران را به بازیگری بالقوه در بازار صنایع غذایی منطقه تبدیل کرده است؟
ایران از نظر موقعیت جغرافیایی در مرکز بازارهای بزرگ مصرف قرار دارد. کشورهای همسایه از نظر ذائقه غذایی شباهت زیادی به محصولات ایرانی دارند و هزینه حملونقل نیز نسبت به بسیاری از رقبا پایینتر است. این مزیتها فرصت مناسبی برای افزایش صادرات ایجاد کرده است.
برای تحقق این هدف، چه اصلاحاتی در سیاستگذاری اقتصادی ضروری است؟
باید نگاه زنجیرهای بر سیاستگذاری حاکم شود. از بخش کشاورزی و تأمین نهاده گرفته تا تولید، حملونقل، تجارت خارجی، نظام بانکی و مشوقهای صادراتی باید در یک مسیر هماهنگ حرکت کنند. تصمیمات مقطعی و محدودکننده، بزرگترین آسیب را به صنعت غذا وارد میکند.
در صورت اجرای این اصلاحات، آینده صنایع غذایی ایران را چگونه ارزیابی میکنید؟
اگر موانع تأمین مواد اولیه برطرف شود و سیاستها در مسیر تسهیل تولید و صادرات قرار گیرد، صنایع غذایی میتواند علاوه بر تأمین کامل نیاز داخلی، به یکی از مهمترین منابع ارزآوری کشور تبدیل شود و سهم قابل توجهی در رشد صادرات غیرنفتی و اشتغال ایفا کند.
و سخن آخر؟
صنعت غذای ایران با وجود برخورداری از زیرساختهای گسترده تولید، هنوز از بخش مهمی از ظرفیت خود استفاده نکرده است. فعالان این حوزه معتقدند کلید آزادسازی این ظرفیت نه در ایجاد کارخانههای جدید، بلکه در تأمین پایدار مواد اولیه، ثبات مقررات تجاری و تکمیل زنجیره تولید تا صادرات نهفته است. در صورت تحقق این پیشنیازها، صنایع غذایی میتواند به یکی از پیشرانهای اصلی اقتصاد غیرنفتی و افزایش درآمدهای ارزی کشور تبدیل شود.
انتهای پیام/