سایر زبان ها

صفحه نخست

فیلم

عکس

ورزشی

اجتماعی

باشگاه جوانی

سیاسی

فرهنگ و هنر

اقتصادی

هوش مصنوعی، علم و فناوری

بین الملل

استان ها

رسانه ها

بازار

صفحات داخلی

مضرات مصرف بیش از حد نانِ گندم و شکر در ایران 

۱۴۰۵/۰۵/۲۴ - ۱۱:۵۶:۰۱
کد خبر: ۲۳۷۶۹۷۰
برنا-گروه استان‌ها: رضا حق‌پرست، دانشیار معاونت مؤسسه تحقیقات کشاورزی دیم طی یادداشتی در برنا از مضرات مصرف بیش از حد نانِ گندم و شکر در ایران نوشت.

به گزارش خبرگزاری برنا از سمنان، دکتر حق‌پرست در برنا نوشت: هر ایرانی در سال حدود ۱۰۵ کیلوگرم نان می‌خورد و آن را قوت غالب خود می‌داند. سرانۀ مصرف مواد غذایی مختلف در ایران نشان می‌دهد که رژیم غذایی ایرانیان دانش‌بنیان نیست. جالب است که بر اساس همین رژیم غذایی غیردانش‌بنیان، دولت از تولید برخی محصولات غذایی براساس سرانۀ مصرف بالای آن‌ها حمایت می‌کند؛ به‌عنوان مثال، دولت به ترتیب بیش از حد از تولید و واردات گندم، برنج، گوشت و شکر حمایت می‌کند، چون سرانۀ مصرف سالیانه آن‌ها به ترتیب ۱۶۰، ۴۲، ۳۶ و ۳۰ کیلوگرم در سال است.

ایران در سال‌های خشک یکی از عمده‌ترین واردکنندگان گندم در جهان است. برای افزایش تولید آن برای جمعیت در حال رشد ایران، مساحت بسیار زیادی از جنگل‌های زاگرس قطع شده است و کشت متوالی یا «جاکار» گندم که غیراصولی است و باعث کاهش حاصلخیزی خاک زراعی می‌شود، در سطح وسیعی از مزارع ایران اجرا می‌شود. آب شیرین، بسیار کمیاب و با ارزش، در ایران صرف تولید محصولات بسیار بی‌ارزشی مانند چغندر و نیشکر می‌شود. چرا؟ چون مردم به مصرف قند و شکر مضر معتاد شده‌اند؛ اعتیادی خطرناک‌تر از اعتیاد به مواد مخدر! چرا؟ چون حتی کودکان را در سنین کم، حتی نوزادی، معتاد به قند کرده‌ایم که خطرناک‌تر از مواد مخدر است.

بر اساس گزارش سایت «جوان آنلاین»، در سال ۱۳۹۳ دکتر رفیعی‌فر، مدیرکل وقتِ دفتر ارتقاء سلامت و آموزش وزارت بهداشت، در سوم دی در نشست خبری بسیج ملی کاهش مصرف نمک گفت: «بررسی‌ها نشان می‌دهد که ایرانی‌ها به‌طور متوسط روزانه ۳۱۰ گرم نان (معادل ۱۰ کف دست نان) مصرف می‌کنند که این میزان نان، ۵ گرم نمک دارد.» به‌گفته خانم دکتر زهرا عبدالهی، مدیرکل وقت دفتر بهبود تغذیه وزارت بهداشت، در مصاحبه با خبرنگار واحد مرکزی خبر: «مصرف نمک باید کمتر از ۵ گرم در روز و در افراد بالای ۵۰ سال کمتر از ۳ گرم در روز باشد؛ در حالی که در ایران، متوسط مصرف نمک ۱۰ تا ۱۲ گرم در روز است (یعنی ۳.۷ تا ۴.۵ کیلو در سال).»

به گفتۀ دکتر رفیعی که شکر، نمک و هروئین را به‌عنوان «سه سم سفید» در دنیا نام برده شده‌اند، تاکید کرد: «بسیاری از افراد به دنبال مقابله با هروئین هستند، اما کسی به شکر و نمک و تأثیر آن توجه نمی‌کند. نمک بسیار مضرتر از هروئین است و جان انسان‌های بیشتری را نسبت به هروئین می‌گیرد.» اکنون مزارع خشخاش امحا می‌شود تا مردم به مواد مخدر دسترسی نداشته باشند، ولی کسی به مزارع تولید قند کاری ندارد! جالب است که کارخانه‌های جدید قند هم در ایران در دست احداث است. حیف است آب با ارزش، صرف تولید قندِ ماده‌ی بی‌ارزش و اعتیادآور شود.

بر اساس منابع معتبر علمی، نمایه گلایسمیک آرد سفید گندم از قند و شکر بیشتر است. هر چه این نمایه بیشتر باشد، نشان می‌دهد که مصرفِ آن ماده‌ی غذایی سریع‌تر قند خون را بالا می‌برد. علت بالا بودن نمایۀ گلایسمیک در گندم این است که در فرمولِ نشاستۀ گندم، نسبت آمیلوپکتین بی به آمیلوز زیاد است. این موضوع باعث می‌شود که آمیلوپکتین بی حتی خیلی سریع‌تر از ساکاروز در شکر، به گلوکز تبدیل شود و قند خون را بالا ببرد.

وقتی که قند خون بیش از حدِ طبیعی بالا رود، بدن هوشمند و با شعور انسان نمی‌تواند این قند اضافی را که اشرف مخلوقات خورده است، تحمل کند؛ چون می‌داند که باعث عوارض بسیار خطرناکی می‌شود؛ مانند خون‌ریزی رگ‌های شبکیۀ چشم، تخریب بافت کلیه، زخم کردن جدار رگ‌های قلب و ضعف عملکرد گلبول‌های سفیدِ ضدِ سرطان و ویروس. در این شرایط، بدن هوشمند تلاش می‌کند تا به این اشرف مخلوقاتِ بالقوه (که هنوز نفهمیده است ماموریت الهی‌اش در این کرۀ زمین چیست) رحم کند و به او فرصت دهد که آگاه شود. به همین دلیل، تحت امر شعور دانای کل، در کبد این قندهای اضافی را به چربی تبدیل می‌کند.

وجود فروکتان در گندم در بسیاری از افراد عامل مشکلات گوارشی حاد است که این مورد هم در ایران بسیار شایع است. یک بیمار مبتلا به مشکل حاد گوارشی مزمن با من تماس گرفت و کمک خواست. من به او توصیه کردم نان گندم و گوشت و لبنیات را (که بر اساس منابع معتبر علمی مصرف آن‌ها میکروبیوم روده‌ها را غیرطبیعی می‌کند) مدتی حذف کند. ایشان هم همین کار را کردند و مشکل گوارششان با حذف عوامل ایجادکنندۀ آن از سبد غذایی رفع شد. ایشان الان آرد جو را از آقای ناصر پرتویی، کشاورز روستای مرادآباد، تهیه می‌کنند و با آن در منزل ناخن جو خالص می‌پزند. مصرف نان جو که بجای فروکتانِ مضر، بتاگلوکانِ مفید دارد، باعث نشده است که بیماری گوارشی ایشان مجدداً بازگردد.

اگر در مورد تولید و مصرفِ گندم مطالب این مقاله بین مسئولین و مردم اطلاع‌رسانی شود و برای رعایت آن‌ها برنامه‌ریزی و سرمایه‌گذاری شود، به‌طوری که سرانۀ مصرف نان گندم از ۱۰۵ کیلو در سال به ۵۰ کیلو برسد، کشورمان که یکی از واردکنندگان عمدۀ گندم در جهان است، حتی به صادرکنندۀ گندم تبدیل می‌شود.

ضمناً بر اساس کتاب «درمان بیماری‌های خودایمنی» نوشته دکتر اِمی مایر و بسیاری از منابع معتبر علمی، گلوتنِ گندم از عوامل اصلی بیماری‌های خودایمنی است؛ بیماری‌هایی که شیوع فراوانی در ایران دارند و هزینه درمان بسیار سنگینی بر اقتصاد کشور تحمیل کرده‌اند. روش مقابله با این نوع بیماری‌ها و اکثر بیماری‌های دیگر، به‌قول بقراط (پدر علم نوین پزشکی که ۲۰۰۰ سال پیش می‌زیست)، حذف عامل بیماری از زندگی و رعایت رژیم غذایی سالم است. بقراط بر این باور بود که «داروی ما، غذای ماست»؛ اما اکثر دانشمندان مرتبط با درمان، هنوز در قرن بیست‌و‌یکم با این همه پیشرفت علمی، به این باور نرسیده‌اند.

روش درمان رایج و نوین بیماری‌های خودایمنی در ایران، در اکثر موارد مصرف کورتون است که سیستم ایمنی را سرکوب می‌کند؛ در حالی که سیستم ایمنی، سیستمی هوشمند و تحت امر خداوند است که ماموریت الهی خود را یعنی حفاظت از «اشرف مخلوقات» انجام می‌دهد. اما این اشرف مخلوقات هنوز چندان «اشرف» نشده است که بفهمد نباید غذاهای غیرطبیعی را وارد بدن کند تا مواد مضر در سلول‌های اندام‌هایش تجمع نیابد. در این شرایط، سیستم ایمنیِ هوشمند نمی‌تواند وجود این مواد مضر را در سلول‌ها بپذیرد، پس به آن‌ها حمله می‌کند. در نتیجه، این موجوداتِ بالقوه دچار بیماری‌های خودایمنی می‌شوند؛ بیماری‌هایی نظیر روماتیسم، ام‌اس (MS)، پسوریازیس، آسم، دیسک کمر، کولیت، کرون، لایکن پلان، گیلن باره، لوپوس، فیبرومیالژیا، آلوپسی، بهجت، سیلیاک، برص، دیابت نوع یک، هاشیموتو و حتی بیماری‌های روحی و روانی.

وقتی فرد برای درمان مراجعه می‌کند، پزشک به او می‌گوید: «مشکل از طرف شما نیست، پس دچار عذاب وجدان نشوید؛ مشکل از سیستم ایمنی شماست که دچار اختلال شده و به اندام‌های شما نا‌جوانمردانه حمله می‌کند! ما با تجویز کورتون، این سیستم ایمنیِ بد را سرکوب می‌کنیم.» کمی به این موضوع بیشتر فکر کنید. در این شرایط، آیا نباید این باور غلطِ انسان سرکوب شود تا از این طریق، او واقعاً به یک موجود «اشرف» تبدیل شود و بفهمد نباید غذاهایی را با زیاده‌روی مصرف کند که طبیعت برای بدن او طراحی نکرده است؟

در ۵ خرداد ۱۳۹۷، خانم فیلی اهل قصرشیرین که ۲۰ سال مبتلا به آسم بود و به‌دلیل آن کورتون و اسپری سالبوترامول مصرف می‌کرد و در شرایط حاد از کپسول اکسیژن استفاده می‌نمود، در یکی از کلاس‌های حضوری من در کرمانشاه شرکت کرد. او پس از آگاه شدن از مضرات گلوتن گندم، گوشت، لبنیات و چربی‌های حیوانی و نقش آن‌ها در ابتلا به بیماری‌های خودایمنی (از جمله آسم)، مصرف آن‌ها را متوقف کرد و به جای آن، حبوبات و خوراک گیاهیِ حاوی پروتئین و کلسیم جایگزین نمود. تنها پنج روز پس از شروع این رژیم غذایی طبیعی، با من تماس گرفت و گفت که عوارض آسم کاملاً از بین رفته است. اما هفت ماه بعد، در یک مهمانی خانوادگی، هوس بر او غالب شد و تنها یک «کف دست» نان سنگک خورد که باعث شد بلافاصله عوارض آسم دوباره بازگردد. او این موضوع را به من گزارش داد تا شاهدی باشد بر نقش تعیین‌کننده گلوتن گندم در بیماری آسم و سایر بیماری‌های خودایمنی.

در ادبیات فارسی آمده است که پدر ما، حضرت آدم، همراه همسرش حوا در بهشت زندگی خوبی داشتند، اما ابلیس آن‌ها را فریفت و گندم‌خورشان کرد و به همین دلیل به کره زمین تبعید شدند. حتماً این شعر معروف حافظ را شنیده‌اید:

پدرم روضه رضوان به دو گندم بفروخت

نا خلف باشم اگر من به جویی نفروشم

استاد ناصر عرب نیز در شعری، از دست نوادگان آدم شکایت کرده است که با خوردن بیش از حد گندم، خود را به جهنمِ بیماری و تخریب محیط زیست تبعید کرده‌اند:

باز آدم را خطا تکرار شد

بار دیگر گوهر او خار شد

آمده از دست گندم زینهار

گشته در صد فتنه صورت دچار

فتنه گندم نخشکیده هنوز

صورت صد فتنه در حال بروز

نتایج ترکیب این گزارش‌ها به ما یادآوری می‌کند که در ایران، با اقلیم خشک و برنامه‌های افزایش جمعیت که منجر به تخریب منابع غذایی شده است، باید تغییری در عادات غذایی مردم ایجاد شود. ما باید مانند پیشینیان بیاموزیم که شیوه زیستن در اقلیم خشک ایران را رعایت کنیم. حتی اگر جنگ نبود، باز هم باید به فکر این تغییر و دگرگونی آگاهانه و منطقی می‌افتادیم. گاهی وقتی ما منطقی فکر نمی‌کنیم، «چرخ گردون» شرایط را طوری می‌گرداند تا ما را به مسیر منطق و هوشمندی بازگرداند. بهتر است در این وضعیت، همین نگرش را نسبت به شرایط سختی داشته باشیم که این جنگ ایجاد کرده است. ما که نمی‌توانستیم به مسیر درست، علمی و منطقی بازگردیم، چرخ گردون شرایطی را برنامه‌ریزی کرد که راه راست را به سمت ما کج کرده است. به‌قول حافظ:

دور گردون گر دو روزی بر مراد ما نرفت

دائماً یکسان نباشد حال دوران، غم مخور

جنگ، شرایط سختی ایجاد کرده است، اما می‌توان آن را با درایت مدیریت کرد و تهدیدش را به فرصتی برای توسعه پایدار تبدیل نمود.

الگوی زندگی و تغذیه من در ۱۳ سال گذشته، این موارد را اثبات می‌کند. من متخصص ژنتیک و اصلاح‌نباتات گندم هستم و در برنامه به‌نژادی گندم مؤسسه تحقیقات کشاورزی دیم اشتغال دارم و در تیم معرفی چندین رقم جدید زارعی گندم بوده‌ام؛ اما سرانه مصرف سالیانه من از گندم و نان گندم صفر است، در حالی که سرانه سالیانه مصرف نان گندم در ایران حدود ۱۰۰ کیلوگرم است. سرانه مصرف گوشت قرمز و سفید و لبنیات من صفر است و سرانه مصرف قند و شکر من نیز صفر است. پیش از این، کالری مصرفی روزانه من بین ۳۵۰۰ تا ۴۵۰۰ واحد متغیر بود، اما اکنون کالری دریافتی روزانه من بین ۱۵۰۰ تا ۲۰۰۰ واحد است.

به دلیل مصرف کالری بالا و خوردن بیش از حد غذاهای غیرطبیعی و رایج (مانند نان، گوشت، لبنیات، برنج و قند و شکر) و کم‌خوری مواد غذایی طبیعی و نامتداول (مانند میوه، سبزیجات و حبوبات)، تعادل طبیعی بدن من به هم ریخته بود و به بیماری‌های میگرن، بواسیر، دفع پروتئین از کلیه، آنزیم کبدی بالا، زانودرد و بیماری پوستی مبتلا بودم و حدود ۱۷ کیلوگرم اضافه‌وزن داشتم. در مرداد ۱۳۹۲، پس از اصلاح عادت غذایی و پذیرش تغذیه طبیعی، همه این بیماری‌ها با برگشت تعادل طبیعی بدنم و تقویت سیستم ایمنی، از طریق خوددرمانیِ درونیم شفا یافت. سیزده سال پیش، داروهای زیادی برای درمان بیماری‌هایم مصرف می‌کردم، اما اکنون سرانه مصرف داروی من عملاً صفر است.

الگوی زندگی و تغذیه من و بسیاری از بیمارانِ ناامید از درمان که در این مدت به آن‌ها مشاوره داده‌ام تا این الگو را بپذیرند و اکنون شفا یافته‌اند، می‌تواند توسط سیاست‌گذاران و کارشناسان مورد بررسی قرار گیرد و بین ایرانیان ترویج شود تا بتوانیم با حداقل هزینه و فشار بر اقتصاد خانواده و دولت، هفت‌خوان اصلاحات ضروری اقتصادی را که یکی از خوان‌های پس از جنگ است، بگذرانیم.

البته در این گزارش قصد ندارم برای صفر کردن سرانه مصرف سالیانه آن محصولات غذایی که خودم صفر کرده‌ام تلاش کنم و آن را به مردم عزیز ایران توصیه نمایم. البته اگر آن‌ها هم به این موهبت برسند، عالی است و رسیدن به آن امکان‌پذیر است. اما فعلاً قصد من از ارائه الگوی زندگی و غذای خودم (که بسیاری از بیماران نیز با رعایت آن شفا یافته‌اند) این است که به سیاست‌گذاران و ایرانیان عزیز و فرهیخته نشان دهم که با اصلاح عادت غذایی و سازگار کردن آن با اقلیم خشک ایران — که در عین حال موجب ارتقای تندرستی در جامعه و کاهش هزینه سرسام‌آور درمانی در ایران می‌شود — می‌توانند زندگی باکیفیت‌تری داشته باشند و به گذر کم‌هزینه‌تر و ساده‌تر از عوارض ناشی از این جنگ کمک کنند.

برای این گذار، کافی است ایرانیان همان محصولات غذایی قبلی را که مصرف می‌کردند دوباره مصرف کنند، اما برای پیشگیری از ابتلا به بیماری‌های سخت و پرهزینه، سرانه مصرف نان گندم، برنج، گوشت، قند و شکر و لبنیات را نصف نمایند. چون در این صورت، سیاست‌گذاران دیگر نیازی ندارند برای تأمین نصف این محصولات غذایی غیرطبیعی و پرآب‌بر (که ایرانیان بیش از حد مصرف می‌کنند و ضایع می‌کنند) و برای خرید دارو برای درمان پرخوری این محصولات، ارز از کشور خارج کنند. فراموش نکنیم که یکی از بدترین روش‌های ضایع کردن مواد غذایی، پرخوری آن‌ها و تبدیل‌شان به چربی‌های اضافی در اندام‌های بدن مانند شکم و کبد است.

بسیاری از مردم و حتی بسیاری از سیاست‌گذاران، این مطالب مهم را نمی‌دانند و این وظیفه دولت است که از طریق رسانه‌های جمعی، برگزاری دوره‌های آموزشی حین خدمت و نیز سیستم آموزشی مدارس و دانشگاه‌ها، ایرانیان را با این مطالب آشنا کند تا آن‌ها نیز در این امور مهم که باعث شکوفایی اقتصادی کشور می‌شود مشارکت کنند. برای اثربخشی بیشتر آموزش، باید شیوه آموزشی به گونه‌ای باشد که مردم بفهمند با رعایت این اصول، اول به سلامتی خودشان خدمت می‌کنند و در مرحله دوم به دولتِ خدمت‌گزار کمک می‌نمایند.

 

نظر شما