صفحه نخست

فیلم

عکس

ورزشی

اجتماعی

باشگاه جوانی

سیاسی

فرهنگ و هنر

اقتصادی

علمی و فناوری

بین الملل

استان ها

رسانه ها

بازار

صفحات داخلی

اذیت و آزار زن سرطانی در پراید

۱۳۹۵/۰۲/۳۰ - ۲۱:۰۵:۵۰
کد خبر: ۴۰۷۱۴۸
مهندس برق که زن مبتلا به سرطان را به‌عنوان مسافر سوار پرایدش کرده و بدون توجه به التماس‌های این زن، او را آزار داده بود، دیروز پای میز محاکمه ایستاد و ابراز پشیمانی کرد.

به گزارش گروه روی خط رسانه های خبرگزاری برنا به نقل از فرهیختگان، رسیدگی به این ماجرا از اواسط آبان سال 94 به دنبال شکایت یک زن 28 ساله به‌نام فرشته در دستور کار پلیس قرار گرفت. زن پریشان‌احوال به ماموران گفت: «به بیماری سرطان مبتلا هستم. حالم خوب نبود که با همسرم تماس گرفتم. وقتی همسرم گفت نمی‌تواند محل کارش را ترک کند و  به خانه بیاید تصمیم گرفتم به خانه مادرم بروم. به همین خاطر در خیابان یافت‌آباد منتظر تاکسی ایستادم.»

او افزود: «من سوار یک پراید سفید شدم. راننده جوان سر صحبت را باز کرد و من هم با او درددل کردم، اما در میان راه متوجه شدم به سمت بیراهه می‌رود. به او اعتراض کردم و او پراید را در گوشه‌ای خلوت متوقف کرد. می‌خواستم از ماشین پیاده شوم که دیدم درها قفل است. او به سویم حمله کرد و چون مقاومت مرا دید با مشت به صورتم کوبید. مرا کتک زد و بدون توجه به التماس‌هایم مرا آزار داد. بعد من‌ را از ماشین به بیرون پرت کرد و رفت، اما من توانستم پلاک پراید او را به خاطر بسپارم.»

 به دنبال اطلاعاتی که زن جوان به پلیس داد پلاک خودرو استعلام و همان شب صاحب خودرو که پسر 28 ساله‌ای به نام فرامرز بود ردیابی و دستگیر شد.

او که مهندس برق است خود را بی‌گناه خواند و ادعا کرد در زمان وقوع جرم  در تهران حضور نداشته، اما وقتی با زن جوان روبه‌رو شد به جنایت سیاه اعتراف کرد.

 فرامرز دیروز در شعبه هشتم دادگاه کیفری یک استان تهران به ریاست حسین اصغرزاده و با حضور دو مستشار پای میز محاکمه ایستاد.

 در این جلسه زن جوان که از دیدن فرامرز دچار شوک شده بود و می‌لرزید گفت: «این پسر بدون توجه به التماس‌های من و بدون توجه به اینکه به او گفته بودم از بیماری سرطان رنج می‌برم، مرا آزار داد. این ماجرا تاثیر بدی در روحیه‌ام گذاشته و حتی جرات ندارم به تنهایی از خانه خارج شوم. شب‌ها کابوس می‌بینم و مدتی است تحت درمان یک روان‌شناس هستم.»

 این زن که اشک می‌ریخت ادامه داد: «قبل از این ماجرا زندگی خوبی داشتم و دغدغه زندگی‌ام مقابله با بیماری‌ام بود اما حالا با همسرم هم دچار اختلاف شده‌ام و زندگی‌ام در آستانه فروپاشی است.»

نمی‌دانم چطور شد وسوسه شدم

سپس فرامرز پشت تریبون دفاع ایستاد و ابراز پشیمانی کرد. او گفت: «مهندس برق هستم اما چون کار مناسبی پیدا نکردم ظهرها با ماشین مسافرکشی می‌کردم. وقتی زن جوان را کنار خیابان دیدم که منتظر تاکسی ایستاده او را سوار ماشین کردم. سر صحبت را باز کردم و به او گفتم مجرد هستم. نمی‌دانم چطور شد که وسوسه آزار این زن به ذهنم رسید و در گوشه‌ای خلوت ماشین را متوقف کردم. قبول دارم این زن را کتک زدم، اما او مقاومت کرد و من او را آزار ندادم. حالا شرمنده او هستم.»

در پایان این جلسه هیات قضایی وارد شور شد تا رای صادر کند.

تکرار سناریوی آزار زنان

سناریوی آزار زنان در پوشش مسافربر ماجرای جدیدی نیست. اواخر سال 94 بود که رسیدگی به پرونده آزار 14 زن و دختر در پراید دودی در دستور کار پلیس پایتخت قرار گرفت و عاملان جنایت سیاه که نقشه‌هایشان را از فروردین 94 آغاز کرده بودند، بازداشت و محاکمه شدند. دو پسر جوان با حکم قضایی به قصاص محکوم شدند.

یک ماه از صدور حکم اعدام نگذشته بود که پرونده رسیدگی به آزار دو زن جوان در پراید سفید تحت رسیدگی قرار گرفت. در این پرونده  نیز دو پسر جوان در اقدامی جداگانه دو زن را به عنوان مسافر سوار پراید کردند و آنها را در مکانی خلوت آزار دادند. از سوی دیگر اما پرونده‌هایی از این دست کم نیستند که شاکیان از ترس آبرو، هرگز پیگیر مراجرا نمی‌شوند و شکایتی اعلام نمی‌کنند.

لزوم بالا رفتن سطح آگاهی افراد

ابراهیم اسلامی

قاضی دادگاه کیفری یک استان تهرانوقوع چنین جرم‌هایی به سابقه‌دار بودن افراد ارتباطی ندارد و معلول شرایط جامعه است. بالا رفتن سن ازدواج، مشکلات اقتصادی و فرهنگی، برداشت‌های اشتباه از روابط اجتماعی، غلیان‌های جنسی، پوشش بد برخی بانوان و پایین بودن سطح اطلاعات افراد در شکل‌گیری چنین جرم‌هایی موثر است. گاهی افراد به رغم تحصیلکرده بودن هنوز به بلوغ اجتماعی نرسیده‌اند.

آنها ممکن است از درد‌دل کردن یک نفر که به عنوان مسافر سوار خودرواش شده است برداشت نامناسبی داشته باشند.

پوشش بد ظاهری و نحوه صحبت کردن افراد نیز می‌تواند این برداشت نامناسب را تشدید کند. لازم است برای پیشگیری از وقوع چنین جرائمی سطح آگاهی افراد جامعه بالاتر برود.

تلاش همگانی برای آموزش مهارت‌های اجتماعی

حسن عشایری

عصب‌شناس و روان‌شناس اجتماعیدر سیستم مغزی افراد بخشی به پردازش اطلاعات هیجانی اختصاص دارد. نیاز این بخش در کودکی از طریق صحبت کردن با افراد، محبت کردن و بازی تامین می‌شود اما در بزرگسالی این نیازها تغییر می‌کند و افرادی که آموزش‌های لازم را ندیده‌اند برای تامین هیجانات ممکن است دست به جرائم سیاه بزنند.

مسائل جنسی پیچیده است و چندین فاکتور در آن باید مورد توجه قرار بگیرد. در مسائل جنسی فقط بحث لذت مطرح نیست.

احساس وجود و تسلط بر افراد بخش مهمی در زندگی است اما وقتی هوش  اجتماعی افراد رشد نکرده است ممکن است برای ابراز وجود یا ابراز تسلط بر دیگران دست به آزار یک زن بزند. فقر فرهنگی در بروز این جرائم نقش مهمی دارد و لازم است خانواده‌ها، آموزش و پرورش و رسانه‌ها  به آموزش مهارت‌های اجتماعی به افراد جامعه توجه بیشتری داشته باشند تا کمتر شاهد وقوع چنین جرائمی باشیم که روح جامعه را آزار می‌دهد.

 

نظر شما