صفحه نخست

فیلم

عکس

ورزشی

اجتماعی

باشگاه جوانی

سیاسی

فرهنگ و هنر

اقتصادی

علمی و فناوری

بین الملل

استان ها

رسانه ها

بازار

صفحات داخلی

قطب‌الدین صادقی:

مرگ دریابندری پایان دوره‌ درخشان مترجمان بزرگ پیش از انقلاب است

۱۳۹۹/۰۲/۱۶ - ۰۸:۴۴:۳۸
کد خبر: ۹۹۷۶۶۴
قطب‌الدین صادقی در یادداشتی درگذشت نجف دریابندری را پایانی بر دوره درخشان مترجمان بزرگ و بافرهنگ پیش از انقلاب دانست.

به گزارش گروه فرهنگ و هنر خبرگزاری برنا، قطب‌الدین صادقی بازیگر و کارگردان تئاتر در صفحه اینستاگرامش نوشت:

مرگ نجف دریابندرى ( ١٣٩٩- ١٣٠٨ ) را مى توان پایان دوره ى درخشان مترجمان بزرگ و بافرهنگ پیش از انقلاب دانست . همه مى دانند او طى شش دهه کار جدى وخلاق ، با تسلطى بى نظیر بر زبان فارسى و انگلیسى ، و داشتن بینشى روشن از تحولات پرآشوب زمانه ، آثار هنرى ، فلسفى و ادبى پرارزشى به جامعه ى ایران معرفى کرده است ، که هرکدام در زمان و مکان خود اتفاقى ارزنده و یگانه محسوب مى شوند.

دریا بندرى ( که در مراسم بزرگداشت دکتر ساعدى اورا اندکى پریشان خاطر و آشفته دیدم ، و پس از مرگ همسرش دیگر سخت بیمار و افسرده ) مترجمى چیره دست و نویسنده اى بسیار توانا بود ، که با قلم و قدرتى ، که همیشه یک سرو گردن برتر از دیگران بود ، آثار بزرگ و متنوعى به جامعه ى فرهنگى ایران پیشکش کرده است ؛ آثارى که از تاریخ فلسفه ى غرب (برتراند راسل )، تا تاریخ سینما ى (آرتور نایت )، از بزرگترین رمان هاى ( ویلیام فالکنر ) تا آثار درخشان ( ارنست همینگوى) ، از تاملات پیغمبر ودیوانه ى ( جبران خلیل جبران ) تا معنى هنر ( هربرت رید ) را در بر مى گیرد ؛ واین منهاى تالیف کتاب شیرین و نامانوس ( مستطاب آشپزى ) ، یا نقدهاى جدى و متعدد ش درباره هنر تئاتر و ادبیات ، یا نوشتن داستانهاى طنز آمیزى مثل ( چنین کنند بزرگان ) است ، که در نگارش آنها هربار استادى خود را به تمام معنا نشان داده است . ( این کتاب نوشته ى خود دریابندرى است ، و ( ویل کاپى ) به ظاهر نویسنده ، اسمى است که دریابندرى از خود درآورده است و چنین شخصى اساساً وجود خارجى ندارد ) . از طنز هاى گزنده ى او اگر اینجا یکى را روایت کنیم ، دور نیست دل ما اندکى تشفى یابد وروح او کمى شادمان شود : مى گویند چون کودتاى ١٣٣٢ رخ داد و او دستگیر و زندانى شد ، در دادگاه به عنوان سند جرم ، سرهنگ قاضى بر سرش داد مى زند : تو چرا ( وداع با اسلحه ) ى همینگوى را ترجمه کرده اى ؟ او هم در جا با همان طنز و شجاعت همیشگیش فریاد بر مى آورد : خدارا شکر (وداع با اسلحه ) است ، اگر (درود بر اسلحه )بود ، چه مى گفتید ؟! . سکوت . در غیاب او ، اینک چه بگوئیم که شایسته ى کار و زندگى پربار او وهمسر هنرمندش ( فهیمه راستگار ) باشد ، که روزگارى دراز زوجى بزرگ ، جدى ، خلاق و بافرهنگ بودند ؟ سکوت دوباره . باشد تا منتظر بمانیم و ببینیم ، اینک زوج هاى هنرى دوران ما ، خلاقیت را چگونه تعریف مى کنند ، و خواب و خیال هاى هنرى خود را ، چه سان به سامان مى آورند !

نظر شما