به گزارش برنا، دکتر روح الله احمد زاده کرمانی - استاد دانشگاه در یاداشتی نوشت، ترامپ چه در سر دارد؟
هدف اصلی ترامپ، فراتر از شعار تغییر رژیم، مهار چین از مسیر ایران است؛ چراکه ایران بهعنوان حلقهای راهبردی در اتصال شرق و غرب، مانع تحقق پروژه محاصره اقتصادی و انرژیایی چین میشود.
این سیاست در امتداد همان جهانبینی دوقطبی غرب است که از باستان تا امروز، ایران را چالشی تمدنی برای خود میدانسته است.
در ادامه، در بخشهای بعدی، به بررسی دقیقتر ریشههای این کینه تاریخی، نقش ایران در راهبردهای ژئوپلیتیکی و تأثیرات احتمالی سیاستهای ترامپ بر آینده ایران و منطقه خواهیم پرداخت.
۱- در نقش برجستهای در طاق بستان کرمانشاه، نشان میدهد که اردشیر دوم ساسانی پای خود را بر روی جسد ژولیان، امپراتور روم گذاشته است. ژولیان پیش از حمله به ایران، پارسیان را ملتی بربر خطاب کرده بود و به انگیزه احیای خاطره پیروزی اسکندر مقدونی بر هخامنشیان به ایران حمله کرد که توسط اردشیر ساسانی کشته شد.
۲- این کینه تاریخی از ایرانیان ریشه در گذشتهای داشت که در آن اشکانیان شکوهمندانه، سلوکیان را از ایران اخراج کردند و ایران را متحد و منسجم نموده و با مشارکت امپراتوری هان در چین، بزرگترین راه تجاری جهان از شرق به غرب یا همان راه ابریشم را بنیان نهادند که بالغ بر ۱۷۰۰ سال باعث تسلط تجاری و اقتصادی شرق و ایرانیان بر غرب شد.
۳- اقتدار جهانی ایرانیان و انسجام ملیشان، اخراج خفتبار غربیان از ایران و ایجاد شکوفایی تمدنی و اقتصادی در آن دوران از جمله عواملی است که اشکنیان در متون تاریخی یونان و روم، یا سانسور شدند یا مدام به شکل تحقیرآمیزی از آنان یاد شده است. از جمله مورخین، پلوتارک یونانی است که به تاسی از هردوت، رومیها را مظهر تمدن و پارسیان را مظهر بربریت توصیف میکند و از اینکه امپراتوران روم موفق به کسب پیروزی در مقابل اشکانیان نشده بودند، بشدت در رنج بود و شکست فرمانده رومیان، کراسوس از سردار اشکانی، سورنا، را به عنوان اوج توحش اشکانیان به تصویر میکشد.
۴- این نگاه تاریخی مملو از عقده شکستهای تاریخی را میتوان در جای جای صفحات تاریخنگاری غرب دید. در سال ۱۶۲۸ میلادی، توماس هربرت انگلیسی پس از بازدید از پرسپولیس و پارسه مینویسد: اگرچه اسکندر این کاخ عظیم را به آتش کشید، اما عامل اصلی تخریب را مردم بهزعم وی بربر ایرانی معرفی میکند (Arndt, ۱۹۸۴: ۱۴۰) یا در توصیف جشن پیشواز و روحیات انگلیسی به لار میگوید: «آواز با صدای طبل و تنبور بدنوا که مانند وحشیها (بربرها) نواخته میشود ... (Arndt, ۱۹۸۴: ۱۲۸)
۵- این کینه تاریخی به ایران در هنر و موسیقی دوره رنسانس به بعد هم هویداست. برخی آثار آهنگساز اتریشی، موتزارت که بسیاری از قطعات موسیقی خود را در سال ۱۷۷۵ نواخته، براساس نمایشنامه آیسخیلوس یونانی که بر علیه ایرانیان سروده است، الهام گرفته شد؛ از جمله داستان قربانی بر سر گور آشیل توسل اسکندر قبل از حمله به ایران و این جهانبینی دوقطبی در عصر استعار شکلی عریانتر، مهاجم و خونریز به خود گرفت و حضور پرتغالیها، انگلیسیها، هلندیها و ... منجر به جنگهای ۵۰۰ ساله ملت ایران بویژه در جنوب کشور گردید در برابر قرنها آرزوی تملک و استیلای بر ایران و در نهایت در سال ۱۹۰۰ میلادی که ۹۵ درصد جهان در استعمار غرب بود، ایران هیچگاه مستعمره غرب نشد.
۶- اما ملاحظه مهم امروز این است که هیچگاه غرب اینگونه عریان درصدد چنگاندازی سرزمینی به ایران نبوده است. میتوان گفت ایالات متحده ترامپ الگوی سیاست برهنه کینه تاریخی اخراج غرب از ایران دوره اشکانی است و این حقد آنقدر عمیق شده است که همان قصههای نیمبندی حقوقبشر و دموکراسی و احترام به حقوق ملتها را نیز زیرپا گذاشتهاند. همانطور که هردوت، مورخ یونانی پیش از میلاد معتقد بود که جهان دو قاره اروپا و غیر اروپا بیش نیست و جهان را به دو قطب متمدن (اروپا) و بربر تعریف میکرد، امروزه غرب نیز امتداد همان جهانبینی دوقطبی استعماری است (Feix, ۱۹۹۵:۵۳۱) در این جهانبینی حتی پایتخت یک کشور آفریقایی به نام رئیسجمهور آمریکا، مونرویا در کشور لیبریا نامگذاری میشود و شهر تجاری هنگکنگ در چین تا ۲۰۴۷ تحت کنترل و نظارت بریتانیا تحت عنوان یک کشور و دو سیستم تعریف میشود و مردمان سرزمین تاریخی فلسطین را به کشورهای دیگر کوچ میدهند و براساس نیاز تمدن غرب، سومالیلند بهوجود میآورند.
۷- در غرب آسیا بعد از فروپاشی امپراتوریهای صفوی، عثمانی و همینطور گورکانی در جنوب آسیا، اصلیترین پروژه غرب براساس نظریه هالفورد مکیندر انگلیسی جلوگیری از ظهور قدرتهای فراملی یا امپراتوریهای فارسی، ترکی و عرب در منطقه پنج دریا یا بریجلند بوده است. (مناطق حائل بین دریای خزر، دریای مدیترانه، اقیانوس هند، دریای سرخ و دریای سیاه) ولذا به قول هنری کسینجر وزیر خارجه اسبق آمریکا مساله اساسی درمورد ایران بعد از وقوع انقلاب اسلامی، امکان بازتولید امپراتوری ایرانیان است. چراکه سبب قدرت یافتن هارتلند و شرق دور میشود.
۸- اما مگاپروژه مهم ترامپ در پس ادعای تغییر رژیم در ایران، مهار و محاصره اقتصادی چین است. چین در حال حاضر از کریدور تنگه مالاکا در مجاورت مالزی و اندونزی در اقیانوس آرام که تحت نفوذ و کنترل شدید آمریکاست، امکان تامین و ترانزیت انرژی و کالا را دارد. مهمترین مسیر دیگر دسترسی چین به جهان ایران است. تنها بندر اقیانوسی ایران یعنی چابهار میتواند مسیر احتمالی امن ترانزیت انرژی به چین باشد و مسیر کریدور زنگزور در شمال ایران. ترامپ درصدد است تا از طریق کنترل چابهار و زنگزور مسیر چین از دریای عمان به اقیانوس هند را مسدود نماید و از طریق تسلط بر زنگزور مسیر چین را از دریای مدیترانه به اقیانوس اطلس ببندد و عملا چین را در محاصره اقیانوسی و جهانی قرار دهد. با این پیشفرض تغییر نظام سیاسی و تجزیه سیستان و بلوچستان و آذربایجان از ایران یا ایجاد نظم فدرالیته در این دو استان، تحقیقا در دستور کار ایالات متحده است که پیشفرض بنیادی وجود حکومتی وابسته، غیرمقتدر و ضعیف است و اکنون ایران مستقل، یکپارچه و قدرتمند هم فیحد ذاته و هم به جهت مانع سازی در مهار چین، تبدیل به اصلیترین مساله غرب و ایالات متحده شده است.
۹- در هر دورهای از تاریخ ایران هرگاه رهبری مقتدر و محکم، چون کوروش هخامنشی یا مهرداد اشکانی یا شاهعباس صفوی بر ایران حکم رانده است، مسیر وادادگی و تجزیه سرزمینی مسدود شده است. همچنین ملت ایران به جهت تاریخی نشان دادهاند که هرگاه پای اجنبی و بیگانه برای تصمیم در مورد سرنوشت و سرشتش به میان میآید، غرور ملی و اعتبار تاریخی خود را منسجم بر میدان میآورد؛ دو متغیر مه