در حالی که معاملات به پایینترین حد خود رسیده، قیمتها همچنان میل به صعود دارند. و بنا به اعتقاد بسیاری از کارشناسان حوزه مسکن انتظارات رکود تورمی در کوتاه مدت نیز تاثیر منفی بر بازار ساخت وساز و عرصه و تقاضا خواهد گذاشت.
کالبدشکافی یک بیوزنی؛ چرا قیمتها نمیریزند؟
در اقتصاد سنتی، کاهش تقاضا همواره به معنای کاهش قیمت است، اما در جغرافیای اقتصادی ایران بنا بر شرایط حاکم سیاسی و اقتصادی،وضعیت مسکن همواره در کنش و رفتوآمد از یک «کالای مصرفی» به یک «سپر دفاعی» تغییرماهوی میکند. در این راستا دکتر عبده تبریزی به درستی اشاره میکند که سرمایهگذاری واقعی از استهلاک عقب افتاده است؛ این یعنی ما در حال مصرف کردن ذخایر ساختمانی گذشته هستیم بدون آنکه جایگزینی برای آن بسازیم.
در این بین بسیاری از کارشناسان حوزه مسکن از جمله حسن بختیاری معتقد است :فروشنده ایرانی امروز دچار نوعی چسبندگی ذهنی شده است. او قیمت ملک خود را نه بر اساس قدرت خرید مردم، بلکه بر اساس هزینه جایگزینی و نرخ احتمالی دلار در ماههای آینده میسنجد. در واقع، قیمت مسکن دیگر در بنگاهها تعیین نمیشود، بلکه در راهروهای سیاست خارجی و ترازنامههای بانکی رقم میخورد.
سایه سنگین «ژئوپلیتیک» بر سرِ آجرها
نااطمینانی، سمیترین عنصر برای بازار مسکن است. مسکن، بر خلاف طلا و ارز، نقدشوندگی پایینی دارد؛ بنابراین وقتی سایه جنگ یا تنشهای سیاسی سنگین میشود، سازنده دست از کار میکشد و خریدار عقب مینشیند. این «صبر استراتژیک» باعث شده تا بازار در یک وضعیت تعلیقِ فرسایشی قرار بگیرد. بررسی ۳۶۰ درجه ای مسکن نشان میدهد که بازار فعلی، آینهی تمامنمایِ اضطرابِ جمعی جامعه است؛ جایی که همه منتظرند ببینند «فردا چه میشود» تا تصمیم بگیرند «امروز چه بخرند».
سه پرده از آینده؛ مسکن به کدام سو میرود؟
طی هفته های اخیر بسیاری از رسانهها برای وضعیت کنونی مسکن سه سناریوی کلیدی تبیین کردهاند.این سه سناریو ،سه نگاه به وضعیت کوتاه مدت مرتبط با تنش های سیاسی و خارجی دارد. این سه حالت شامل آتش بس موقت یا لرزان ،صلح پایدار و سناریوعدم ادامه جنگ همراه با کاهش تنشهای بینالملی است . البته سناریو چهارمی وجود دارد که به نظر می رسد از طرف کارشناسان بازار دارای اجماع نظر بالایی نیست چرا که این کارشناسان از جمله حسن بختیاری معتقد است این سناریو چون امکان اجرایی طولانی مدت ندارد نمیتواند اثرگذاری بالا داشته باشد.
- سناریوی اول؛ تداوم بیم و امید (آتشبس موقت یا لرزان): در این حالت، تب تند قیمتها فروکش میکند، اما بازار همچنان در رکود سنگین باقی میماند. مسکن به یک دوره «خواب زمستانی» میرود که در آن رشد قیمتها تنها با نرخ تورم عمومی هماهنگ میشود، نه فراتر از آن.
- سناریوی دوم؛ صلح و توافق پایدار: این سناریوی طلایی است. توافق پایدار میتواند موتورهای خاموش ساختوساز را روشن کند. در این فضا، سرمایههای سرگردان از بازارهای سفتهبازانه (طلا و دلار) به سمت تولید ساختمان حرکت میکنند و ما شاهد «رونق غیرتورمی» خواهیم بود؛ یعنی افزایش معاملات بدون جهش ناگهانی قیمت.
- سناریوی سوم؛ توافق عدم تخاصم (ثبات نسبی): در این حالت، از شدت رکود کاسته شده و بازار به یک تعادل نسبی میرسد. این سناریو میتواند «ترس» را به «احتیاط» تبدیل کند و اجازه دهد چرخهای نیمهفلج بازار مسکن، دوباره با سرعتی اندک به حرکت درآیند.
ضرورت عبور از نه جنگ نه صلح
به هر روی بسیاری از کارشناسان معتقد هستند در حال حاضر بخش مسکن تابعی از انتظارات تورمی را در درون خود دارد.و خروج از وضعیت بنبست (به طوری که هم اکنون ارائه فایلهای فروش از طرف برخی مشتریان کاهش محسوسی داشته و منتظر افزایش قیمتها است ) تنها کاهش تنشهای سیاسی کافی نیست؛ بلکه باید اعتماد به بدنه اقتصاد بازگردد. بنباراین براساس گفته بختیاری کارشناس حوزه مسکن اگر نااطمینانی و عدم اعتماد از بازار مسکن خارج نشود نمی توان انتطار رشد و رونق در این بازار داشت.وی نه جنگ نه صلح را بزرگترین چالش کنونی بازار مسکن می داند و در این خصوص معتقد است ادامه این روند وضعیت اوضاع نامطلوب بازار مسکن را نامطلوب تر میکند.
انتهای پیام/