رستاخیز تولید
تابآوری ایران حیرتانگیز بود؛ آنجا که میدان در کنار لانچرها حماسه آفرید و خیابانها به صحنهی همدلی بدل گشت، فصلی تازه از اقتدار رقم خورد که نمیتوان نادیدهاش گرفت. اما واقعیت این است که جنگ، حتی اگر با دستاورد همراه باشد، ردپای ویرانی بر جای میگذارد. ما با دشمنی روبهرو بودیم که با وقاحت از بازگرداندن ایران به «عصر حجر» سخن میگفت و زیرساختها، پلها و شریانهای تمدنی ما را نشانه گرفته بود.
امروز صنایع فولاد و پتروشیمی جراحت دیدهاند و زنجیره تولید تحت فشاری خردکننده است. نابودی یک میلیون شغل مستقیم و در معرض بیکاری قرار گرفتن دو برابر این تعداد، طبق آمار فروردین سال جاری، در کنار خسارت ۲۷۰ میلیارد دلاری به زیرساختها، تنها بخشی از کوه یخی است که از آب بیرون مانده است. تورم لجامگسیخته و گرانی نیز بر سنگینی این بار افزوده است.
اگر دیروز راهبرد ملی ما در میدان «موشک» و در دیپلماسی «وحدت» بود، امروز پرسش بزرگ این است: نسخه علاج این اقتصاد آسیبدیده چیست؟ راهبرد ملی برای احیای تولید و نجات بنگاهها از چنبره تحریم و محاصره چندلایه دریایی در چه نهفته است؟
زمان آن رسیده که از «شعار» عبور کنیم و به «عمل» در میدان اقتصاد مقاومتی برسیم؛ مفهومی که مورد تأکید رهبر شهید بود و امروز تحقق عینی آن یک ضرورت حیاتی است. اقتصاد مقاومتی باید بر برنامهمحوری و نقشهراهی بلندمدت استوار باشد تا کشور را از این تنگنای کمسابقه عبور دهد.
گام نخست احیای بنگاههای تولیدی و صیانت از معیشت کارگران است. حفظ اشتغال امروز یک اولویت انکارناپذیر است که تنها با تدابیر عملی، ارتقای بهرهوری و گذر از مدیریتهای سنتی به مدیریت در شرایط بحران حاصل میشود. بازآرایی زنجیرههای تأمین و فعالسازی ظرفیتهای خالی در صنایع حیاتی، همان چیزی است که اقتصاد را تابآور میکند. در کنار اینها، حمایت حاکمیتی و مشوقهای سرمایهگذاری نه یک انتخاب، که یک الزام برای عبور از بحران است. نمونه درخشان این مسیر، «صنعت نیشکر» است؛ صنعتی که در میانه جنگ با سه بحران همزمان (کمبود کود، خشکسالی و اختلال در واردات) روبهرو شد، اما با «مدیریت ریسک» ورق را برگرداند. پیشبینی بحران پیش از وقوع و فعالسازی تمام ظرفیتها باعث شد نه تنها تابآوری این صنعت افزایش یابد، بلکه با توسعه کشتهای راهبردی مثل گندم و کلزا، امنیت غذایی کشور نیز تقویت شود. در تمام این مسیر، یک اصل مقدس رعایت شد: صیانت از معیشت کارگران. کارگرِ باثبات، ستون تولید است و کارگرِ بیکار، آغازگرِ بحرانی است که علاج آن بسیار دشوارتر و پرهزینهتر خواهد بود. اقتصاد ایران امروز در آستانه مرحلهای حساس است که نیازمند راهبردی روشن، واقعبینانه و عملیاتی است: ترکیبی از مدیریت ریسک، پایداری تولید و حفظ اشتغال. این بار میدان، میدانِ «اقتصاد» است و حماسه، حماسه «بازسازی». نسخه علاج، همان اقتصاد مقاومتیِ عملمحور است؛ اقتصادی که نه بر شعار، بلکه بر برنامه تکیه کند تا ایران بتواند پس از جنگ، فصلی تازه از نوسازی اقتصادی را آغاز کند.
انتهای پیام/