خبرگزاری برنا البرز - حدود هفتاد روز از آغاز جنگ رمضان میگذرد. در روزهای نخست، همه چیز رنگ و بوی هیجان داشت؛ صداهای مهیب انفجار در فضا میپیچید و انگار همگی مشتاق بودیم که در گروههای مجازی، با تکیه بر شنیدهها، خود را اولین مطلع از ویرانیها معرفی کنیم. در آن روزها، حتی کسی بدش نمیآمد که صدای انفجار را به نزدیکترین نقطه از محل زندگی یا کار خود نسبت دهد؛ انگار هیجانِ وقوع حادثه، بر هراسِ از آن چیره بود.
الحق و الانصاف، مردم از نخستین ساعات جنگ، حضوری پرشور در خیابانها داشتند. هر کس در هر سن و سال و با هر شرایطی که میتوانست، تلاش میکرد تا ارادت خود را به این سرزمین و خشم خود را نسبت به متجاوزان، به شکلی نشان دهد؛ تلاشی که هنوز هم تداوم دارد و پس از گذشت هفتهها، همچنان در هر ساعت از شبانهروز، میتوان حضور بیدریغ مردم را با هر طیف و سلیقه فکری در میادین و خیابانها مشاهده کرد.
در تجمع شب چهارشنبهسوری، یکی از دوستانِ تحلیلگر، در حالی که به جمعیت بیکران مردم چشم دوخته بود، پرسید: بسیاری از این مردم، پاداش، عیدی، حقوق و سنوات خود را دریافت کردهاند و با جیبی نسبتاً پر به خیابان آمدهاند. اما آیا اگر جنگ ماهها به درازا بکشد و معیشت و کارمان به لرزه افتد، باز هم آنقدر ایستادگی خواهیم کرد که فریاد "جانم فدای ایران" سر بدهیم؟
اکنون که بیش از دو ماه از جنگ میگذرد، واقعیتها تغییر کرده است. بسیاری از مردم مشاغل خود را از دست دادهاند و علاوه بر دشمن خارجی، در جبهه اقتصادی نیز با چالشهای دشوار دستبهگریبان هستند. هر روز این دلهره در من هست که نکند فشارها چنان سنگین شود که امید و توانِ ایستادگی در مردم رو به تحلیل برود. اما هر شاهدِ عینی که در دلِ خیابانها حضور دارد، میتواند شهادت دهد که تا این لحظه، مردم جا نزدهاند؛ در حالی که سفرهها کوچکتر شده، اما پایشان بر خاک وطن محکمتر ایستاده است. آنها نه تنها در برابر آمریکا و اسرائیل، بلکه در برابر مدیران بیکفایت و تفکرات پوسیده نیز فریاد میزنند؛ فریادی که از شدتِ کلافگی است، گویی میخواهند با این فریاد، کارِ ساختارهای ناکارآمد را تمام کنند.
اما حقیقت تلخ اینجاست: جنگ، تنها در میدانهای نبرد نیست؛ جنگ، در آشپزخانهها، در بازارهای کار و در مدیریتِ تکتکِ منابع ماست. در این روزهای سخت، مفهومِ "تابآوری" یک ضرورتِ بقاست. تابآوری یعنی درک این حقیقت که وقتی دشمن با ابزار گرسنگی و فرسایش اقتصادی به دنبال شکستن اراده ماست، هر ریال صرفهجویی و هر قطره مدیریتِ درستِ منابع، نوعی از انواع مبارزه است.
ما امروز با دو جبهه روبرو هستیم. جبههای که میخواهد با ویرانی، ما را از پا درآورد و جبههای که میخواهد با بیکفایتی، اراده ما را فرسوده کند. در چنین شرایطی، تابآوریِ مردم تنها در حضور در میادین و خیابانها نیست؛ بلکه در مصرفِ عاقلانه و صبر و همدلی در روزهای سختی است که سفرهها کوچک شدهاند.