در سالن همایشهای مونیخ، عصر جمعه ۱۳ فوریه ۲۰۲۶، آتشبازی دیپلماتیکی آغاز شد که کمتر کسی انتظارش را داشت. کایا کالاس، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا، در نطق خود مستقیما به مصاف تیم دونالد ترامپ رفت و "مجلس صلح غزه" را نه یک نهاد بینالمللی، که "ابزاری شخصی در دست رئیسجمهور آمریکا" توصیف کرد که او را از هرگونه پاسخگویی در برابر فلسطینیان و سازمان ملل معاف میکند. این اظهارات، پرده از عمق شکافی برداشت که ماهها در پشت درهای بسته بروکسل و واشنگتن در جریان بود.
اختلاف بر متن و حاشیه یک قطعنامه: برای درک عمق این تنش، باید به قطعنامه شورای امنیت بازگشت. قطعنامهای که مبنای ایجاد "مجمع صلح" شد، صراحتا بر کمک به غزه، مشارکت فلسطینیان و چارچوب زمانی مشخص (تا ۲۰۲۷) تأکید داشت. اما آنچه تیم ترامپ به عنوان اساسنامه این نهاد منتشر کرد، به گفته کالاس، خالی از اشاره به غزه، سازمان ملل و حق مشارکت فلسطینیان بود. این یعنی واشنگتن نه تنها تفویض اختیار شورای امنیت را نادیده گرفته، ساختاری موازی طراحی کرده که قواعد بازی را به نفع خود تغییر میدهد.
خوزه مانوئل آلبارس، وزیر خارجه اسپانیا، که کشورش از حامیان سنتی حقوق فلسطینیان در اروپاست، به صفآرایی با کالاس پیوست. با لحنی تند گفت اروپا به عنوان یکی از تأمینکنندگان مالی تشکیلات خودگردان فلسطین، نه تنها در فعالسازی این مجلس کنار گذاشته شده، که مکانیسم جدید به گونهای طراحی شده تا اروپاییها را از معادله حذف کند. این اظهارات، نشاندهنده نگرانی اروپا از حذف تدریجی خود از فرآیند صلحی است که طی سه دهه گذشته میلیاردها یورو در آن سرمایهگذاری کرده است.
نگاه دموکراتها به جیبهای دوستان ترامپ: کریس مورفی، سناتور بانفوذ دموکرات، اما زاویه دیگری را باز کرد. او نگرانی خود را از نبود "مکانیسم نظارتی" برای جلوگیری از سرازیر شدن میلیاردها دلار کمک بازسازی به دوستان و نزدیکان ترامپ ابراز داشت. این اظهارات، نگاه بدبینانه دمکراتها به پروژههای شخصیسازی شده ترامپ را نشان میداد. به عبارت دیگر، آنچه کالاس "ابزار شخصی" مینامید، از منظر دموکراتها میتواند به "ابزاری برای منافع شخصی و تجاری" تبدیل شود.
گاردین در تحلیل خود از این رویداد، آن را "نخستین بار" توصیف کرد که اختلافات بر پروژه غزه ترامپ تا این حد علنی و شدید میشود. زمانبندی این تنش نیز مهم است: درست یک هفته مانده به اولین نشست رسمی "مجمع صلح" در واشنگتن.
ملادینوف، آتشبیار: نیکولای ملادینوف، فرستاده ویژه ترامپ به غزه که پیشتر سابقه طولانی در ساختار سازمان ملل دارد، در یک رویداد جانبی تلاش کرد از ورود به این گرداب دیپلماتیک پرهیز کند. او با لحنی عملگرایانه، بر اجرای سریع مرحله دوم آتشبس، ورود کمکهای بشردوستانه و خلع سلاح تمامی گروهها تأکید کرد. اما اظهارات او درباره "پایان دادن به تقسیم غزه" و اشاره به اینکه "اسرائیل هنوز بخش زیادی از غزه را اداره میکند"، نشان داد او نیز از پیچیدگی میدانی که قرار است در آن نقشآفرینی کند، آگاه است. با این حال، سکوت او در برابر انتقادات اروپا، بیش از آنکه نشانه بیطرفی باشد، نشانه دست بسته یک دیپلمات در میان دو جناح متخاصم بود.
والتز در موضع تدافعی: مایک والتز، سفیر آمریکا در سازمان ملل، رویکردی تهاجمی در برابر انتقادات اروپا در پیش گرفت. او در مناظرهای تند با کالاس، "تردید" اروپا را به چالش کشید و گفت که باید از وضعیت "جنگ بیپایان" در غزه خارج شد. او با اعلام خبر مشارکت اندونزی با ۸۰۰۰ سرباز در نیروی ثبات بینالمللی، تلاش کرد پروژه ترامپ را دارای پشتوانه بینالمللی نشان دهد.
مهمترین بخش اظهارات والتز، حمله به سازوکار سازمان ملل بود. او ادعا کرد بسیاری کشورها برای پمپاژ میلیاردها دلار به بازسازی غزه از طریق "ساختار کهنه سازمان ملل" احساس راحتی نمیکنند و افزود که سازمان ملل نیاز به "تنظیم مجدد" برای بازگشت به اصول اولیه صلحسازی دارد. این اظهارات، هسته اختلاف را روشن کرد: واشنگتن میخواهد کنترل مالی و سیاسی بازسازی غزه را در دست بگیرد و بروکسل میخواهد این روند در چارچوب نهادهای بینالمللی و با نظارت سازمان ملل باقی بماند.
صدای فلسطین در میان غوغای قدرتها: مصطفی بَرغوثی، دبیرکل ابتکار ملی فلسطین، اما نگاه تلختری به این منازعه داشت. او در حاشیه کنفرانس به خبرنگاران گفت تمام این بحثها درباره غزه در حالی است که کرانه باختری به طور کامل به روی شهرکنشینی باز شده و اسرائیل "آخرین میخ را بر تابوت توافقنامه اسلو کوبیده و به راهحل دوکشوری پایان داده است. " این اظهارات، یادآوری تلخی بود که در میان بازی قدرتهای بزرگ، گمشده، فلسطین و آرمان آن است.
انتهای پیام/